تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۰۵۶۲
گفت‌وگو از یوسف ناصرى/Y-naseri90@yahoo.com اشاره: امروزه همکارى‌هاى علمى ‌بین‌المللى به امرى اجتناب‌ناپذیر در توسعه علمى ‌تبدیل شده است و ظهور فناورى‌هاى جدید ارتباطى نقشى ویژه در این خصوص ایفا مى‌کند. توسعه علمى ‌کشور ما نیز ـ بنا به اعتقاد دانشمندان ـ از این حالت مستثنى نیست. دکتر رضا ملک‌زاده، رئیس مرکز تحقیقات بیمارى‌هاى گوارشى و کبد بیمارستان شریعتى تهران که سالها پیش به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى انتخاب شد صاحبنظرى است که بر ضرورت و نیاز کشور به همکارى‌هاى علمى ‌در سطح ملى و بین‌المللى تأکید دارد. مرکزى که او به طور غیررسمى ‌بنیانگذارش شد، در سال گذشته میلادى تعداد ۲۳ مقاله در مجلات علمى ‌بین‌المللى به چاپ رسانده است. تعداد مقالات تهیه شده توسط محققان این مرکز در سال جارى میلادى به ۳۰ مقاله مى‌رسد. این مرکز از نظر تولید و انتشار علم در بین مراکز تحقیقاتى علوم پزشکى ایران از سوى وزارت بهداشت رتبه اول را کسب کرده است. اینک گفت‌وگو با ملک‌زاده در پى مى‌آید.

* ما در دوره‌اى زندگى مى‌کنیم که جهانى شدن، فرصت‌ها و تهدیدات زیادى را فراروى ما قرار داده است و شما هم معتقدید این پدیده منجر به تشدید همکارى‌هاى علمى ‌بین‌المللى شده و در نتیجه این نوع همکارى‌ها، توسعه علمى ‌اتفاق افتاده است. چه ضرورتى وجود دارد که کشور ما هم در این عرصه حضور چشمگیرى داشته باشد؟
** جهانى شدن پدیده‌اى است که در سالهاى پایانى قرن بیستم به صورت جدى در ابعاد گوناگون در حال گسترش است. فرهنگ‌ها، ادیان، اقتصاد و علوم دیگر در انحصار و محدودیت ناشى از مرزبندى‌هاى جغرافیایى قرار ندارند و فناورى‌هاى جدید ارتباطى به مقوله اطلاع‌رسانى سرعت خاصى بخشیده‌اند و اتفاقاً جهانى شدن بیش از همه در حیطه علم تحقق پیدا کرده است. اگر در گذشته یک دانشمند مى‌توانست به تنهایى به کشف جدیدى نائل شود، امروزه دیگر کشفیات و پیشرفت‌هاى علمى ‌عمدتاً با همکارى‌هاى دانشمندان در سطح دنیا صورت مى‌گیرد.
حدود یک میلیون دانشمند در سرتاسر دنیا مشغول تحقیق در عرصه‌هاى مختلف هستند و اگر کشورى در فرایند همکارى‌هاى بین‌المللى قرار نگیرد، به طور طبیعى از پروسه تولید علم و پیشرفت علمى ‌عقب مى‌ماند. ما هم در مرکز تحقیقات بیمارى‌هاى گوارشى و کبد بیمارستان شریعتى تهران، بنا به چنین ضرورتى به همکارى علمى ‌با سایر مراکز علمى ‌دنیا روى آوردیم و الآن با مراکز تحقیقات متعددى از چین و ژاپن گرفته تا سوئد، انگلستان و حتى ایالات متحده آمریکا همکارى داریم. با وجود این که ممکن است دولت آمریکا هم علاقه‌اى به همکارى با ایران نداشته باشد ولى زمینه‌هاى تحقیقى مشترکى وجود دارد که باعث شده با دانشمندان آمریکایى و یا چینى به طور اتوماتیک همکارى علمى ‌داشته باشیم.
در حال حاضر بررسى سرطان دستگاه گوارش که جزو شایع‌ترین سرطان‌ها در ایران است در اولویت تحقیقاتى مرکز است و از این رو ما با شبکه بزرگى از محققان دنیا در ارتباط هستیم و این همکارى‌ها به شکل عملى باعث شده، تحقیقات مشترک را به صورت مقالات مشترک به چاپ برسانیم و حتى بتوانیم از بودجه و امکانات مراکز تحقیقاتى کشورهاى دیگر استفاده کنیم. ما الآن تعدادى از اعضاى مرکز را به بهترین دانشگاه‌هاى اروپا و آمریکا مثل جان ‌هاپکینز و هاروارد فرستاده‌ایم که بدون پرداخت شهریه مشغول تحقیق و تحصیل هستند.
به عنوان مثال باید از پروژه عظیم ژنوم انسانى یاد کرد. نقشه‌بردارى از تمامى ‌ژن‌هاى انسان پروژه‌اى بود که حتى بزرگترین و کارآمدترین آزمایشگاه‌هاى تحقیقات ژنتیکى جهان به تنهایى از عهده آن بر نمى‌آمدند. پیش‌بینى مى‌شد این پروژه در نهایت در سال ۲۰۱۰ به نتیجه برسد. اما حدود سه سال پیش با توسعه همکارى‌هاى علمى ‌حدود ۶۰ هزار ژن اصلى انسان شناخته شدند که این نوع همکارى‌ها هنوز ادامه دارد و باید نقش ژن‌ها در بروز بیمارى‌ها و رفتارهاى مختلف انسان مشخص بشود. به همین دلیل دانشمندان و محققان کشورهاى مختلف دنیا، هر یک کار تحقیق روى جنبه خاصى از این پروژه را پذیرفته‌اند و همه این دانشمندان با یک شبکه عظیم در ارتباط هستند.
مقالات حاصل این فعالیت‌ها در مؤسسه اطلاعات علمى ‌آمریکا (ISI) نمایه‌بندى شده و یا در مؤسسه مدلاین (Med line) که متعلق به کتابخانه ملى آمریکا است و بیشترین نمایه‌سازى از مقالات حوزه پزشکى دنیا را دارد، به چاپ مى‌رسد و مثلاً یک دانشجوى ایرانى وقتى مى‌خواهد در زمینه خاصى کار کند و تز دکترایش را بنویسد، به طور طبیعى باید تمام تحقیقات انجام شده در دنیا را که «پاپ مد» آمده مطالعه و جمع‌بندى کند.
حتى وقتى مى‌بینیم دانشمندى تحقیقاتى در زمینه سرطان انجام داده و مقاله‌اش به چاپ رسیده، سریعاً از طریق پست الکترونیکى‌اش با او ارتباط برقرار مى‌کنیم و به مبادله علمى ‌مى‌پردازیم و پیشنهادات لازم را براى پیشبرد فعالیت‌هاى خودمان هم دریافت مى‌کنیم حتى ممکن است پیشنهاد بدهیم دانشجوى ما را براى تحصیل یا تحقیق در دانشگاه یا مرکز تحقیقاتى‌اش بپذیرد و به این ترتیب از تجربه‌هاى آنها بهره‌هاى لازم را مى‌گیریم. چنین فعالیت‌هایى به دور از جنجال‌هاى سیاسى رخ مى‌دهد و اصولاً اغلب دانشمندان تحت تأثیر این اختلاف قرار نمى‌گیرند.
شاید دولت آمریکا در مواردى مانع چنین همکارى‌هایى شود ولى واقعاً امکان همکارى علمى ‌در دنیا وجود دارد. ما با بسیارى از دانشمندان ایرانى ساکن کشورهاى اروپایى و آمریکا ارتباط‌هاى مثبتى برقرار کرده‌ایم. طورى که مایل هستند با ما همکارى کنند و ما هم مى‌خواهیم از نفوذ و علاقه آنها بهره کافى را ببریم.
گاه آنها از ما دعوت مى‌کنند تا به دانشگاه‌ها و یا مراکز تحقیقاتى محل فعالیت‌شان برویم و گاهى نیز ما آنها را دعوت مى‌کنیم از مرکز تحقیقات بیمارستان بازدید کنند. این هم سرمایه عظیمى ‌است که مى‌توان به صورت معقول از آن استفاده کرد.
به طور کلى، معتقدم علم، امرى مجرد و ایزوله نیست که یک نفر بتواند به تنهایى آن را به دست بیاورد. در دنیاى امروز، علم و کشفیات علمى ‌با کمک دانشمندان مختلف حاصل مى‌شود و همکارى علمى ‌به یک ضرورت تبدیل شده است و ما نمى‌توانیم به این نوع همکارى‌ها تن در ندهیم و اصلاً قابل تصور نیست، بدون همکارى‌هاى علمى ‌شاهد پیشرفت چشمگیر علمى ‌در داخل کشور باشیم. در برخى موارد تکنیک‌هاى بسیار ریزى هست که در هیچ مقاله‌اى ذکر نمى‌شود. دانستن چنین تکنیک‌هایى نیازمند تبادل اطلاعات و ارتباط است و به طور طبیعى باید از تحقیقات دانشمندان جهان به بهترین شکل استفاده کرد.
* در سطح بین‌المللى، مطالعات و تحقیقات خاصى انجام شده که نشان ما دهد همکارى‌هاى علمى ‌تا چه حد به توسعه علمى ‌کمک مى‌کند. آیا ضرورت انجام چنین همکارى‌هایى را مى‌توان بیشتر حس کرد؟
** در مقاله‌اى که چندى پیش توسط نیومن به چاپ رسیده، ساختار شبکه‌هاى همکارى علمى ‌مورد بررسى قرار گرفته است. او مبناى همکارى را اشتراک تألیفى (Co - Authorship) مى‌داند و به نقش آن در انتشار مقالات در حوزه‌هاى پزشکى، فیزیک نظرى و کامپیوتر مى‌پردازد. در این تحقیق، مقالات پزشکى از مرجع معتبر مدلاین مورد استفاده قرار مى‌گیرد. او نشان مى‌دهد، طى پنج سال (از سال ۱۹۹۵ لغایت ۱۹۹۹) براى انتشار حدود ۲ میلیون و ۱۶۳ هزار مقاله ثبت شده در مرجع یاد شده تقریباً یک میلیون و پانصدهزار مؤلف و محقق سهیم بوده‌اند.
به این معنا که هر مقاله به طور میانگین داراى 75/3 نویسنده بوده و میانگین مقالات به ازاى هر نگارنده حدود 4/6 مقاله بوده است. علاوه بر این، در دوره مذکور هر مؤلف به طور متوسط با حدود ۱۸ مؤلف دیگر مقاله مشترک منتشر کرده است که این افراد هم با مؤلفان و محققان دیگر، حلقه‌هاى تحقیقاتى دیگرى تشکیل مى‌داده‌اند.
نکته بسیار جالب توجه در مطالعه نیومن این است که تمامى ‌این زنجیره‌ها و شبکه‌هاى همکارى علمى ‌به نوعى به یکدیگر مرتبط هستند و یک حلقه عظیم (Giant Component) را ایجاد کرده‌اند که در برگیرنده حدود یک میلیون و ۳۹۵ هزار مقاله یا ۹۳ درصد کل مقالات است.
به تعبیرى حدود ۹۳ درصد مقالات انتشار یافته طى آن پنج سال به مؤلفان و دانشمندانى مربوط بوده که در یک یا چند شبکه عضو بوده و همکارى علمى ‌داشته‌اند و کسانى که وارد زنجیره عظیم همکارى و هم تألیفى نشده‌اند و تنها داراى یک رابط بوده و یا همکاران آنها به شبکه گسترده همکارى متصل نبوده‌اند فقط توانسته‌اند حدود ۷ درصد مقالات را به چاپ برسانند. این نشان مى‌دهد، وارد نشدن به سلسله دانشمندان فعال و منزوى بودن باعث خارج شدن از حلقه انتشار و ارتقا در نظام‌هاى بین‌المللى علمى ‌مى‌شود.
این محاسبات فرضیه جهان کوچک (Small World hypothesis) را تأیید مى‌کنند و در واقع جهان دانشمندان نیز جهان بسته و کوچکى به شمار مى‌رود. یکى از مقالات تحقیقى ما که به چاپ رسیده با کمک ۲۵ محقق تألیف شده، یک مقاله هم براساس همکارى محققان و استادان چهار دانشگاه داخل کشور تهیه شد. یک مقاله دیگر هم به چاپ رسانده‌ایم که تحقیقات و تهیه مقاله مربوط به آن با همکارى مشترک ایران، دو نفر از محققان فرانسوى و دو تن از انگلستان و سه نفر از دانشگاه‌هاى آمریکا انجام شد.
* شما راه‌حل پرهیز از انزواى علمى ‌را در پیوستن به ساختار شبکه‌هاى علمى ‌مى‌دانید. مزایاى مهمتر پیوستن به چنین شبکه‌هایى چیست که تا این حد بر این موضوع پافشارى مى‌کنید؟
** اگر به شبکه‌هاى علمى ‌و بین‌المللى نپیوندیم، دانشمندان و محققان کشورهاى دیگر به ما اعتماد نمى‌کنند و مقالات تحقیقى و علمى ‌مشترک که حاصل کار تحقیقات خاصى است، به چاپ نمى‌رسد. در حال حاضر ما با یک دانشمند بسیار برجسته سوئدى که در زمینه سرطان فعالیت دارد، همکارى علمى ‌داریم و از او دعوت کرده‌ایم، از بیمارستان و مرکز تحقیقاتى ما بازدید کند. این پروفسور وقتى به اینجا مى‌آید، باور مى‌کند ما قادریم همان کارها و فعالیت‌هایى را که او در سوئد انجام مى‌دهد، در این مرکز انجام دهیم. بنابراین اگر تحقیقات خاصى انجام بدهیم و به کشف جدیدى برسیم، مى‌تواند یافته تحقیقى ما را تأیید کند.
ایجاد چنین ارتباطى کمک مى‌کند من دانشجویم را نزد او بفرستم تا در آنجا از امکانات آزمایشگاهى او بهره بگیریم و روش‌هاى خاص تجزیه و تحلیل‌هاى علمى ‌را بیاموزیم. باید اشاره کنم، سوئد داراى بزرگترین بانک‌هاى اطلاعاتى بیمارى‌ها است. چون تمام سوئدى‌ها بیمه هستند و هر فرد ساکن سوئد یک پرونده خاص پزشکى دارد که اطلاعات تمام افراد در کامپیوترهاى مخصوصى ثبت شده و معاینات پزشکى متعدد هر یک از سوئدى‌ها در آن به طور دقیق ثبت شده است.
با استفاده از اطلاعات آن بانک مى‌توان به تمام کسانى که ظرف ۱۰ سال گذشته سرطان مرى داشته‌اند، دسترسى پیدا کرد و از سابقه بیمارى‌هاى آنها مطلع شد.
ما چنین سیستمى ‌را در ایران دایر نکرده‌ایم ولى بسیار جالب است، بدانیم آنها به چه شکل چنین سیستمى‌را پیاده کرده‌اند و داده‌هاى اطلاعاتى را چگونه آنالیز مى‌کنند. بنابراین باید از تجربه کشورهایى که صاحب بیشترین پیشرفت‌ها و کشف‌ها در این زمینه هستند، استفاده کنیم.
ما هم چند سال پیش اجراى چنین فعالیتى را شروع کرده‌ایم و از تجربه کشورهایى مثل سوئد بهره‌مند شدیم. در مقابل، ما نیز فرصت‌هایى در اختیار دانشمندان سایر کشورها قرار مى‌دهیم. مثلاً از همان پروفسور سوئدى که تمام عمرش را صرف تحقیق روى علت‌یابى سرطان معده و مرى کرده، دعوت کرده‌ایم به ایران بیاید و از وضعیت شیوع این سرطان‌ها در ایران از نزدیک آشنا شود.
جالب است بدانید، در یک استان کشور ما سرطان مرى، بسیار شایع است ولى در استان همجوار آن میزان شیوع آن بیمارى به آن شدت نیست. چنین تفاوتى در کشور سوئد مشاهده نمى‌شود. این حالت شرایطى را ایجاد مى‌کند که آن دانشمند سوئدى تمایل پیدا مى‌کند اطلاعات بیشترى در این خصوص کسب کند و اطلاعات بسیار مناسبى به دست بیاورد.
بر این اساس با او مطالعه مشترکى را طراحى مى‌کنیم. براى او هم مهم است که چرا در یک استان ما میزان شیوع سرطان زیاد است و در استان همجوار آن اینگونه نیست.
چون در سوئد با جمعیت ۷ میلیون نفر، وضعیت به این صورت نیست. در فرانسه و ایتالیا هم مشاهده شده میزان شیوع برخى سرطان‌ها در برخى از مناطق آن کشورها بیشتر از مناطق همجوار آن است. آنها با برقرارى ارتباط با ما فهم خود را از بیمارى سرطان بالا مى‌برند و براى آنها این سؤال مطرح مى‌شود که چرا میزان شیوع سرطان در دو استان همجوار ایران تا این حد اختلاف دارد.
ما هم مى‌توانیم از تجربه آنها استفاده کنیم و براى مراقبت‌هاى پزشکى بهتر در ایران سیستمى‌ پیشرفته ایجاد کنیم. در تحقیقى که در مورد این بیمارى انجام مى‌شود، سهیم هم هستیم و اگر کشف جدیدى حاصل شود، حداقل مى‌گویند کشور ایران در این تحقیق، مشارکت داشته است و دانشمندان ایرانى در کشور خود در چه حوزه‌هایى از چنین تحقیقى نقش مؤثر داشته‌اند.
* در نوشته‌هاى خود به این موضوع اشاره کرده‌اید که وضعیت همکارى دانشمندان کشورهاى توسعه یافته با محققان و دانشمندان کشورهاى در حال توسعه نسبت به گذشته بهتر شده است. در نحوه همکارى‌هاى علمى ‌گذشته و فعلى مرتبط با این وضع چه تفاوتى مى‌توان بیان کرد؟
** سابقه همکارى بین کشورهاى شمال و جنوب به اوایل قرن بیستم بر مى‌گردد. در آن دوره، دانشمندان کشورهاى صنعتى به سرزمین‌هاى غیرصنعتى روى آورده و به گردآورى نمونه‌هاى نادر حیوانى، شناسایى بیمارى‌هاى منطقه‌اى، بررسى‌هاى زمین‌شناسى و دیرین‌شناسى مى‌پرداختند. در این‌گونه همکارى‌ها، معمولاً دانشمندان و متخصصان کشورهاى غیرصنعتى نقش همیاران درجه چندم را به عهده داشته و به ندرت اسمى ‌از آنها در نتایج تحقیقات به میان مى‌آمد. اما طى دو دهه اخیر، جهان شمال با سرعتى روز افزون به همکارى‌هاى عادلانه‌ترى با جهان جنوب روى آورده است.
حتى کشورهایى که به دلایلى مغضوب جهان شمال تلقى مى‌شدند به این همکارى‌ها روى آورده اند. در حال حاضر کشور کوبا مشغول همکارى تحقیقاتى و انتشاراتى با ایالات متحده است و با مؤسسه اسمیت سونین، دانشگاه جنوب فلوریدا، مرکز حفاظت دریایى و انستیتو مطالعات و پژوهش آب و هواى جهانى همکارى نزدیک دارد و نتایج همکارى‌هاى خود را به صورت مقالات هم تألیفى به چاپ مى‌رساند.
کشورهاى فقیر توسعه نیافته نیز از این همکارى‌ها بى‌بهره نبوده‌اند. به عنوان مثال، در نایروبى کنیا، گروه کوچکى براى بررسى بیمارى ایدز شکل گرفته که در جریان تحقیقات آنها مشخص شده است عده‌اى از مردم با وجود تماس‌هاى مکرر با افراد آلوده، به این بیمارى دچار نمى‌شوند. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که ساختار خاص ایمنى این افراد، دستمایه‌اى براى ایجاد واکسن ایدز خواهد بود.
من معتقدم، حتى حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمریکا هم مانع همکارى‌هاى علمى ‌با دانشمندان کشورهاى غربى نشد. البته یکى از دلایل تغییر یافتن آن وضعیت، این است که در کشورهاى در حال توسعه، دانشمندان زیادى پیدا شده‌اند که تحقیقات جالب توجهى انجام داده و یا انجام مى‌دهند و در تحقیقات جدید نقش فعالى به عهده گرفته‌اند. حتى ما هم تلاش کرده‌ایم، رهبرى یا هدایت تحقیق را به عهده داشته باشیم و یا این کار را به صورت مشترک انجام دهیم و یا حتى اول نام ایران بیاید به عنوان کشورى که در انجام تحقیق نقش داشته و مسئولیت انجام آن را به عهده گرفته است در حالى که در گذشته اینطور نبود.
آنها خودشان مى‌آمدند کارى را در اینجا انجام مى‌دادند و به اسم خودشان هم چاپ مى‌کردند و فقط مى‌گفتند ما این تحقیق را در ایران انجام داده‌ایم. یعنى نام آنها به عنوان تولید کننده علم منتشر مى‌شد. الآن هم اگر در حوزه علمى ‌خاصى ضعیف باشیم، همان وضعیت اتفاق مى‌افتد و لذا باید به کار تسلط داشته باشیم، به دانش لازم دسترسى پیدا کنیم و سعى کنیم مقاله را به زبان انگلیسى چاپ کنیم.
در چند سال اخیر، در داخل ایران سعى کرده‌ایم دانشجوى دکترا تربیت کنیم و موضوع تحقیق و تزشان درباره علل شیوع سرطان مرى که در اردبیل بسیار شایع است باشد و یا اگر مثلاً در استرالیا درس مى‌خواند تلاش مى‌کنیم این دانشجوى ایرانى شاغل به تحصیل در استرالیا، یک استاد مشاور در استرالیا داشته باشد و یک استاد و مشاور هم در ایران و موضوع تحقیق‌اش مرتبط با مسائل داخل کشور باشد.
یعنى داده‌هاى خام و اطلاعات لازم را در اینجا جمع‌آورى و در استرالیا به پردازش آنها اقدام کند و یا از امکانات آزمایشگاهى آن کشور بهره گیرد. حتى اگر تکنیک‌هاى آنالیز مسأله را یاد بگیریم، احتیاج نداریم دانشجو به خارج اعزام کنیم و در حقیقت بومى‌سازى انجام شود. اما نمى‌توان گفت با انجام چنین کارهایى دیگر به همکارى با دانشمندان دنیا نیاز نخواهیم داشت.
حتى در صنعت هم، یک کشور نمى‌تواند کلیه قطعات یک اتومبیل را با قیمت مناسب تولید کند. حتى کشورهاى پیشرفته هم قطعات مختلف اتومبیل‌ها را از کشورهاى مختلف و در حال توسعه خریدارى مى‌کنند. در حوزه علم هم به همین صورت است. ما نمى‌توانیم با کشورهاى دیگر همکارى نکنیم ولى دستاوردهاى بزرگ علمى ‌داشته باشیم.
به همین دلیل تحقیق مى‌کنیم و علل و عوامل بروز سرطان معده را که در بین سرطانها بیشترین شیوع را در ایران دارد، بررسى و راه پیشگیرى و درمان آن را کشف مى‌کنیم. در مورد این بیمارى، حتى ژاپنى‌ها در مقایسه با آمریکایى‌ها به موفقیت‌هاى بیشترى دست یافته‌اند. در چنین وضعیتى ما آمدیم از ژاپنى‌ها دعوت کردیم به ایران بیایند و سطح فعالیت تحقیقاتى ما را از نزدیک ببینند. چند نفر را هم به ژاپن اعزام کردیم تا در مدت چند ماه آموزشهاى لازم را دریافت کنند. این یک تجربه انسانى است و نمى‌شود از چنین فرصتى استفاده نکرد. چنین روشى باید منجر به حل مشکل ما بشود.
در ارتباط با بررسى علل شیوع سرطان مرى و معده، از پنج سال قبل مطالعات خود را شروع کرده‌ایم و با تهیه یک برنامه ۱۵ساله با ۱۰ مرکز فعال دنیا که در این زمینه مشغول تحقیق هستند، همکارى مى‌کنیم. در گرگان که میزان شیوع سرطان مرى در مقایسه با استانهاى دیگر کشور بالاتر است و حتى بالاتر از میزان شیوع در کل دنیا است، کلینیک اترک را راه‌اندازى کردیم. در اردبیل هم کلینیک ارس را تأسیس کرده‌ایم زیرا در آنجا میزان شیوع سرطان معده بسیار بالا است. البته اگر نسبت به ژاپن و برخى کشورهاى فعال در این حوزه عقب مانده‌ایم، به این علت است که نخواسته‌ایم در این مورد سرمایه‌گذارى کنیم. ما برنامه‌ریزى کردیم تا حداقل بتوانیم ۵۰ دانشجوى دکترا را در این زمینه تربیت کنیم.
برنامه ما در گرگان این است که براى ۷۰ هزار نفر ساکن این بخش از کشور پرونده پزشکى درست کنیم و نمونه‌هاى خون و ادرار آنها را ظرف ۱۰ سال تحت نظر بگیریم و بفهمیم چرا تعدادى از مردم گرگان به سرطان مبتلا شده‌اند و تعدادى دیگر در مقابل این بیمارى مصون مانده اند و سپس راه‌حل‌هاى پیشگیرى از ابتلا به سرطان را بیابیم.
اساساً کار تحقیقى مشکل‌تر است و حوصله مى‌خواهد. آدم باید وقت زیادى داشته باشد و به این کار عشق بورزد. در حالى که یک پزشک مى‌تواند در مطب‌اش کار کند و بعد از انجام تعدادى معاینه، به استراحت بپردازد. اما انجام کار تحقیقاتى وضعیت متفاوتى دارد. ما در این عرصه مثل کارهاى دیگر بسیار راحت‌طلب بوده‌ایم و در کارهاى تحقیقاتى هم، فعالیت‌هاى عمیق، وسیع، پر انرژى و زمان بر انجام نداده‌ایم. مشکل ما این است که دانشجویان ایرانى را تا حد امکان به خوبى تربیت مى‌کنیم ولى آنها بعد از فارغ‌التحصیل شدن جذب دانشگاههاى خارجى مى‌شوند چون ظرفیت لازم را ایجاد نکرده‌ایم.
در همان مرکز قرار شد از هر کدام از آن ۷۰ هزار نفر، ده نمونه آزمایش خون و ده نمونه آزمایش ادرار بگیریم و از هر یک نمونه‌ها حدود ۱۲ـ۱۰ نوع آزمایش به انجام برسانیم و داده پایه اطلاعاتى لازم را مستقر سازیم.
ایجاد این داده پایه به بودجه، وقت، انرژى و حوصله و یک مقدار تحمل گروهى نیاز دارد، متأسفانه ما در ایران در کار جمعى و گروهى ضعیف هستیم. اگر آن داده پایه به وجود بیاید، هر آدم با استعداد و اهل تحقیقى مى‌تواند داده‌هاى مورد نیاز را بررسى کند و نتایج تحقیق‌اش را ارائه دهد.
متأسفانه جوانان تحصیلکرده و نخبه ما به پادگانها اعزام مى‌شوند و اگر پزشکى خوانده باشند، آنها را موظف مى‌کنند نسخه تجویز کنند. وقتى سربازى چنین کسانى به اتمام مى‌رسد، آنها به خارج از کشور مى‌روند و مشغول کار مى‌شوند و مظلومانه از کشور مهاجرت مى‌کنند.
* ارتباط با استادان و دانشمندان ایرانى خارج از کشور در مرکز و سایر مراکز تحقیقاتى کشور حالت منسجم و سیستماتیک پیدا کرده است؟
** مطابق آخرین آمارى که مجله آمریکایى «نیوانگلند» چاپ کرده، فقط در ایالات متحده آمریکا حدود پنج هزار دانشمند ایرانى مشغول کار تحقیقاتى هستند. حداقل ۲هزار نفر از این افراد نیز استادان صاحب کرسى در دانشگاهها هستند و بقیه مدرک دکترا دارند. در کانادا، اروپا و استرالیا هم دانشمندان ایرانى فراوانى مشغول فعالیت هستند. فرضاً در رشته پزشکى گوارش که رشته من هم هست، تمامى ‌ایرانیان دانشمند و صاحب مقاله در این زمینه‌ها را از مدتها قبل مى‌شناسم. هر وقت یک دانشمند ایرانى، مقاله جدیدى چاپ کند، به سرعت با او تماس برقرار مى‌کنم و از او دعوت مى‌کنم به ایران بیاید و یافته‌هاى تحقیقاتى جدیدش را در یک سمینار به هموطنانش ارائه دهد.
صرفاً یک عده محدودى هستند که جنبه‌هاى ملى یا مذهبى شان قوى نیست و با ما همکارى نمى‌کنند در داخل کشور هم مراکز تحقیقاتى مختلفى دایر شده و به صورت شبکه‌اى با یکدیگر همکارى دارند و طرح‌هاى تحقیقاتى مشترک را به انجام مى‌رسانیم ولى همکارى ما با گروههاى خارج از کشور در حد مطلوب نیست و باید در این زمینه فعالیت‌هاى گسترده‌اى انجام دهیم. حتى مرکز ما هم در حد ۱۰درصد توانسته در ایجاد ارتباط با دانشمندان خارج از کشور موفق باشد.
* مطابق تحقیقى که انجام داده بودید، حدود ۸ درصد از مقالات دانشمندان و استادان فعال در عرصه پزشکى با همکارى دانشمندان خارجى تهیه شده است. این نقیصه را چگونه مى‌توان جبران کرد؟
** در کشور ما به دلیل کمبود نیروى انسانى متخصص، طى سالیان متعدد ما تمام انرژى و نیروى موجود در دانشگاهها را صرف تربیت نیروى انسانى کردیم. موقعى که در وزارتخانه بودم، حدود ۲ هزار پزشک هندى و بنگلادشى در ایران مشغول طبابت بودند. اما الآن حرکت جدیدى را آغاز کرده‌ایم که تحقیقات متعددى در مورد مسائل مورد نیاز جامعه انجام شود. به تصور من، در این میان هر کسى بخواهد به کار تحقیقى بپردازد، باید با دانشمندان خارجى همکارى علمى ‌داشته باشد. در حال حاضر هم میزان همکارى علمى ‌دانشمندان ایرانى با استادان خارجى در زمینه تهیه مقالات حوزه پزشکى به ۱۰درصد رسیده است ولى ما باید بیش از این به همکارى روى بیاوریم.
وضعیت بودجه تحقیقاتى نسبت به گذشته تا حدى بهتر شده است ولى تا حد مطلوب فاصله داریم. امسال، دولت بودجه‌اى معادل ۴۰۰ میلیارد تومان به امر تحقیقات در ایران اختصاص داده است که سهم تحقیقات وزارت بهداشت از این میزان، حدود ۴۰ میلیارد تومان است این مبلغ باید بین ۱۰۰ مرکز تحقیقاتى و ۴۰ دانشگاه تقسیم شود و به هر یک از این مراکز و دانشگاهها مقدارى بودجه اختصاص پیدا مى‌کند.
در مقام مقایسه باید بگویم، کل بودجه تحقیقاتى ایران معادل بودجه تحقیقاتى یک دانشگاه درجه دو آمریکا مثل کلیولند است و بودجه تحقیقاتى دانشگاه‌ هاروارد و یا جان‌ هاپکینز، سه چهار برابر بودجه تحقیقاتى ما یعنى در حد ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار است ولى با این حال، در گذشته هم چنین بودجه‌اى نداشتیم. اگر بودجه تحقیقاتى افزایش یابد و حمایت و پشتیبانى لازم هم از این تحقیقات به عمل آید، شاهد موفقیت‌هاى بیشترى خواهیم بود. مثلاً ۱۵سال پیش میزان همکارى ما با دانشمندان خارجى در حد ۳ـ۲ درصد بود که الآن به ۱۰ درصد رسیده است. به اعتقاد من اگر از تحقیقات حمایت لازم صورت گیرد، با همین قدرت، نیرو و امکاناتى که داریم، مى‌توانیم میزان همکارى مان را به سطح استاندارد ۴۰ درصد برسانیم.
* در یک نگاه کلى چه موانعى وجود دارد که باعث تنزل همکاریهاى علمى ‌محققان و استادان ایرانى با مجامع علمى ‌بین‌المللى مى‌شود؟
**مهمترین این موانع عبارتند از:
۱ـ بسیارى از تصمیم‌گیران و مدیران جامعه از نقش حیاتى همکارى علمى ‌با دنیاى خارج ناآگاهند و تصور مى‌کنند با نفى یا حداقل نادیده انگاشتن دنیاى خارج نیز مى‌توان به پیشرفتهاى مطلوب در زمینه‌هاى علمى ‌دست یافت.
۲ـ موانع سیاسى و فرهنگى خاصى هم براى عدم ایجاد همکاریهاى علمى ‌وجود دارد. در حالى که کوبا با آمریکا روابط علمى ‌گسترده‌اى برقرار کرده، ما در ساده‌ترین نوع همکارى که شامل مسافرت علمى ‌اعضاى هیأت علمى ‌دانشگاهها است، دچار مشکل هستیم. این امر در درازمدت موجب عقب ماندگى علمى ‌ایران خواهد شد.
۳ـ اغلب مراکز علمى ‌و پژوهشى کشور به طور اسمى ‌به شبکه اینترنت متصل هستند اما کیفیت این ارتباط چندان مناسب نیست. اینترنت جنبه‌هاى بسیارى دارد که بسیارى از آنها در ایران به کلى قابل دریافت نیست.
به اعتقاد من جدا از مسأله سیاسى روابط با کشورهایى همچون آمریکا، باید مثلاً مانند کوبا به گونه‌اى‌ عمل کنیم که همکاریهاى علمى ‌ما با خارج تقویت شود. باید تلاش کنیم، مراکز تحقیقات کشور به تحقیقات خود ادامه دهند و اگر میزان بودجه آنها را افزایش نمى‌دهیم، از بودجه کنونى آنها چیزى کم نکنیم. دیگر آنکه به گونه‌اى‌ عمل کنیم و تمهیداتى فراهم آوریم که دانشجویان دکترا در داخل کشور به تحصیل بپردازند.
الآن کویت با حداقل ۱۰ دانشگاه برجسته آمریکا مثل دانشگاه استانفورد و یا حتى کالج رؤیا همکاریهاى علمى ‌گسترده‌اى برقرار کرده است.
البته کویت از لحاظ تخصیص بودجه مشکل خاصى ندارد و من هم نمى‌گویم مثل کویت پولهاى هنگفتى به انجام تحقیقات اختصاص دهیم ولى حداقل به گونه‌اى‌ عمل کنیم که از قدرت و استعدادهاى داخل کشور به صورت بهینه استفاده کنیم. ما الآن با دانشگاههاى معتبر خارجى ارتباط برقرار مى‌کنیم و دانشجویان ایرانى را با بورسیه و هزینه آن دانشگاهها به خارج اعزام مى‌کنیم تا درس بخوانند.
* شما معتقدید، برخى کشورها که از نظر پایه علمى ‌در مقایسه با ایران عقب مانده تر بوده اند با تقویت همکاریهاى علمى ‌به حدى پیشرفت کرده‌اند که در برخى زمینه‌ها از ما سبقت گرفته اند و باز بیان کرده‌اید که انزواى علمى ‌بهاى سنگینى به دنبال خواهد داشت و آن باز ماندن از قافله تمدن مشترک جهانى است. آن کشورهاى عقب‌مانده کدام هستند و چه توصیه‌اى دارید که از فرصتهاى پیش رو به موقع بهره‌مند شویم؟
** من کشورهایى مثل کنیا و زیمبابوه را در نظر دارم که دانشجویان خود را به آمریکا فرستادند تا در آنجا تحصیل کنند. در مراحل بعد، همکاریهاى علمى ‌گسترده‌اى ایجاد کرده‌اند. رئیس بخش میکروبیولوژى دانشگاه نایروبى کنیا معتقد است «همکارى علمى ‌مانند ازدواج است که در آن ارتباط دوجانبه و متقابلى وجود دارد.» هیچ کس به تنهایى سود نخواهد برد. نتیجه همکارى علمى ‌آنها در همین حوزه به صورت ۳۰۰ مقاله مشترک چاپ شده است.
به مسئولان مملکت توصیه مى‌کنم مانند مسئولان سایر کشورها و حتى کشورهاى همجوار به دانشمندان خود اعتماد کنند و بدانند با چنین اعتمادى، موفقیت‌هاى بسیار زیادى کسب خواهیم کرد. محققان ما نشان داده‌اند در عرصه‌هاى علمى ‌مثل پیوند سلولهاى بنیادى مى‌توانند به موفقیت‌هاى زیادى نائل شوند.
تنها چیزى که در این زمینه نباید فراموش شود، بها دادن به نفس همکارى و تلاش در جهت ارتقاى سطح علمى ‌و پژوهشى است. در این حالت است که مى‌توان امید داشت ایران نیز بتواند به تدریج خود را از دیدگاه علمى ‌در دنیاى امروز مطرح کند و خود نیز از این دستاورد عظیم بهره گیرد.