تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۵۰۵۷۳
گزارشی پیرامون ابعاد سیاسی و اجتماعی ماه محرم

مریم نوری
چند روز است که تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) به پایان رسیده، اما هنوز پیراهن مشکی، سربند یا حسین(ع)، پرچم های سبز، سرخ، سیاه و چشمان سوگوار؛ دسته های سینه زن و ... «خیام برپا» برپایند.
به قول وارثان «آب و خرد و روشنی»: من از خیام محرم پناه می جویم، کجا روم ز «حسینیه» که خانه ام اینجاست. میان گلشن آتش خلیل ها دیدم، رفیق شعله عشقم «خانه ام» اینجاست.
اینجاست که به عشق کرب و بلا، شعله جان زبانه می کشد و «دل ها» همه خاکسترنشین می شوند. اینجاست که تنها سلاح بران نمود می یابد: «اشک». اینجاست که گریه ها معنی می دهد:
«اینجاست که گریه ها سیاسی است».
حجت الاسلام والمسلمین حسناتی امام جمعه نجف آباد در این باره می فرماید: اشک بر عاشورا نه از روی ضعف و نه صرفه عاطفی است، بلکه این اشک ها و ناله ها و سوز و گدازها یک «چرایی» را به دنبال دارد. «به کدامین گناه کشته شد؟»اشکی که با آگاهی همراه شود، توجه به اهداف امام حسین(ع)، آرمان های حضرت و از همه مهمتر «مظلومیت» ائمه از جمله اباعبداله الحسین(ع) و معرفی دشمنان «امام» در همه اعصار را به همراه دارد.
«میان مسجد و محراب چون قدمگاه است/ که جای پای امام زمانه ام، اینجاست.
نورمحمدی مدیرحوزه علمیه نجف آباد، بحث «ولایت» را هم در این باب متذکر می شود و در این باره می گوید: بخشی از جریان واقعه عاشورا، عاطفی بود و بخشی سیاسی، چون مردم را کنجکاو می کند نسبت به آنچه بر ائمه معصومین گذشت. بحث دیگری که در این باره مطرح است، بحث ولایت است چرا که امام زمان را کشتند و این اشک ها و ناله ها اشک بر مقام عظیم و والای امامت است که در جریان عاشورا توسط لشکر پیمان شکن و کافر نادیده انگاشته شد.
مریم، دانشجو، از من می خواهد بار دیگر جمله ام را برایش تکرار کنم، می پرسم از جمله «اینجاست که گریه ها سیاسی است» چه استنباطی دارد؟ کمی تأمل می کند و می گوید: به مظلومیت امام حسین(ع) فکر می کنم و وظیفه او که در طول تاریخ استمرار دارد و اکنون به دست ولی فقیهمان، رهبر عظیم انقلاب، سپرده شده است.
آنجا - حادثه کربلا- عده ای به اصطلاح مذهبی امام را تنها گذاشتند و به واقع خود مردند و اینجا دشمن بیدار و جاهل ما نقشه می کشد تا عده ای ساده چون کوفیان رهبر معظم انقلاب را تنها گذارند، ولی امروز به برکت انقلاب که مستند عاشوراست، حق و باطل روز به روز واضح تر و فطرت ها بیدارتر می گردد. حضور مردم در صحنه و تظاهرات و دفاع از اسلام و «انتظار»شان نمود حق گرایی بیشتر مسلمانان است.
و «حسین» سیاست نبرد را اتخاذ کرد تا «دین» جدش زنده بماند، تا همیشه خون خدا پیروز گردد بر شمشیر نفاق.
و زندگی جریان داشت تا رسید به تحقق آرزوی معصومین مبنی بر تشکیل حکومت واحداسلامی و امام خمینی(ره) هم سیاست جوش حسین(ع) را اتخاذ کرد و محرم و صفر را زندگی بخش اسلام دانست.
سپیده، دانش آموز سال سوم راهنمایی می گوید: بیست و هفت سال پیش بهمن و پیروزی انقلاب توأم با سوگواری سالار شهیدان بود، می توان گفت اگر محرم نبود، انقلاب ما هم پیروز نمی شد.
سپیده ادامه می دهد: من شنیده ام که هر کس به عزاداری امام حسین(ع) برود، برای او «زرقی» در آسمانهاست. مردم در سال 57 عزاداری را به نحو مطلوب به جا آوردند و با راهنمایی های پیر و مرادشان رزقشان را گرفتند که همان «پیروزی انقلاب» بود.
انقلابی که سال ها بود انتظارش، چشم مادران را پر از اشک کرده بود. نام «حسین(ع)» و ابوالفضل(ع)» غوغا می کند و چه غوغایی بالاتر و بزرگ تر از «انقلاب اسلامی ما».
زیباترین بخش عزاداری به صف ایستادن و سینه زدن و زنجیر زدن در جمع است، جمعی که همه همدل اند و این یعنی اتحاد، اتحادی که منجر به پیروزی انقلاب شد، اتحاد مبارکی که این روزها «رزق» ما- نسل نوجوان و جوان - برای رسیدن به «حقوق» قانونی و شرعی مان در مجامع بین المللی است و اینها همه به برکت محرم است.
گذشت زمان ثابت کرد که سیاست امام(ره) در محرم 57 و تبدیل تاسوعا و عاشورای 57 به یک راهپیمایی سیاسی، مدبرانه و اندیشمندانه بوده است که در پی آن به تعبیر امام(ره)، ریشه های باقیمانده درخت ستمکاری و خیانت قطع گردید.
و اسلام نه فقط برای ایران، که آمد تا جهان را برای ظهور «منجی» آماده سازد. از آقای حسناتی می پرسم: اگر جوانی از شما در این باره بپرسد که چرا امام(ره) یک سیاست مدار موفق بود، چه پاسخی برای او دارید؟
او پاسخ می دهد: چون امام انسان جامعی بودند، دین شناس جامع بودند، فردی مدبر در شناخت مسائل روز، عارف، زمان شناس، مردم شناس و در عین حال انسانی شجاع و متعهد بودند. اهداف اهل بیت و کربلا را در ایران پیاده کردند، حسینی(ع) عمل کرد ند، خصوصاً اینکه سیره اهل بیت(ع) را خوب شناخته بودند و انقلاب ما و یژگی ماندگاری اش را از کربلا دارد.
مسعود فاضل استاد دانشگاه، در پاسخ به این سؤال که چرا امام خمینی(ره) یک سیاستمدار موفق بود؟ گفت: بی تردید می توان گفت یکی از علل موفقیت ایشان به دلیل ارائه الگوی مناسب بود استاد ادامه داد: انقلاب یعنی نارضایتی از وضع موجود و به هم ریختن این وضع و تلاش برای ایجاد وضعیتی مطلوب، البته با یک الگودهی مناسب.
می توان گفت انقلاب هایی که از مسیر منحرف شدند و به هدف و مقصود نهایی خود دست نیافتند؛ در ایجاد وضع مطلوب به الگوی غیربومی- اغیار- تکیه داشتند، اما امام خمینی(ره) وضع موجود -دوران شاهنشاهی - را با کمک مردم به هم ریخت و وضع مطلوب را با شناختی که از اسلام داشت و با تکیه بر فرهنگ بومی مبتنی بر منابع دینی و تشیع علوی ایجاد کرد، یعنی ارائه یک الگوی مناسب.
مریم- دانشجوی ترم چهار حقوق در مورد موفقیت امام(ره) در امر سیاست می گوید: چون یک دیندار موفق بود. اسوه بودن و عارف بودن حضرت امام(ره) در رسیدن او به مراتب عالی در نتیجه گذشتن از خود، به او هنر سیاست کردن را داده بود.
براندازی نظام شاهنشاهی و صدور انقلاب به سرتاسر جهان، برپایی نظام جمهوری اسلامی و ایجاد آزادی حقیقی در پرتو دین، هوشیاری و بیداری امام، اهمیت به رای مردم در پرتو حاکمیت الهی، مقبولیت از سوی مردم، نشانه ها و ارکان این موفقیت اند.
امام(ره) حق و باطل را به درستی شناخته بود و تحقق حاکمیت الهی برای ایشان هدف بود.
همین که امام(ره) صلابت و استواری عظیمی در حرف و عمل خویش داشتند و رهبری امت را بر عهده گرفتند و حرکت های به موقع در حوزه سیاست و حکومت انجام می دادند نمود این مسئله می باشد. «مریم» ادامه می دهد: راجع به این مسئله بسیاری از بزرگان و تئوریسین های اسلامی و حتی غربی اظهارنظر کرده اند که نمی توان در این «مجال کوتاه» به جواب کامل و جامع آن رسید.
... و هر تلاشی برای هدفی است و هر درختی ثمره ای دارد و دستاوردی، از آقای حسناتی می پرسم: بهترین دستاورد عاشورا درنظر خود شما چیست؟ می گوید: حفظ دین اسلام، حفظ آزادی و کرامت انسان.
پاسخ جوان دانشجویمان که خود ثمره پاک انقلاب اسلامی است، اما دل چسب تر است: این که اینجا کجاست و من برای کیستم؟
این که چه چیزهایی که نیست پشت پرده، به شرط محبت و اطاعت امام حسین(ع) و خاندانش راه گشوده می شود.
ایثار و صبر، دو جنس کمیاب دنیایی که با عاشورا شدنی جلوه کرد، البته برای عده ای که بنده دنیا نشوند.»
برای خیلی از جمله ها دلت حرف های زیادی دارد و نگاهت به افق خیره می شود و با هستی حرف می زند، اما از گفتن بیزار است! نوشتن از آنها تو را از سیر به سوی درک و احساسشان بازمی دارد. «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه می دارد»؛ جمله ای که نسل های بشریت را در طول تاریخ به تفکر وامی دارد؛ جوان خوش ذوق دانشجویمان برداشت خود را از این جمله این گونه بیان می دارد که: وقتی با این جمله خیلی ها برداشت های عاشقانه و عاقلانه می کنند و دلشان می نویسد: دیگر من چه بگویم... اسلام باب های زیادی داردو هر کدامش دنیای عجیبی محرم و صفر اما فقط «فکر» می خواهد.
امام حسین(ع) جز در روی همین زمینی که ما هستیم نبود، اما محرم آفرید. اسلامش هم باطن همین اسلامی است که ما مدعی آن هستیم!
چه شد، چه کرد که آنرا زنده کرد؟ مگر این اسلام مرده بود؟! چه طوری؟! ... فکر می خواهد.
و تو چیزی نمی بینی جز زیبایی؛ محرم و صفر و بهمن به هم گره خورد تا نسل نوجوان و جوان انقلاب هم طعم روزهای خوش پیروزی را بچشد.
از سپیده، دانش آموز می پرسم امسال زیباترین لحظه ها در تاسوعا و عاشورا و 22 بهمن برای تو کدام بود؟
با شوق می گوید: در تاسوعا و عاشورا حتی آسمان هم طاقتش طاق شد و بلند بلند گریست. آخر فریاد آسمان همین اشک است.
زمستان باد و باران و آسمان و آفتاب هم با اهل زمین همراهی کردند و نام «حسین»(ع) را بر لب آوردند. در آن چند روز آسمان و زمین به همه هستی ثابت کردند که با نام حسین(ع) می گریند.
ثابت کردند که بلندترین کوه ها و پرآب ترین دریاها و وسیع ترین دشت ها و قدرتمندترین قدرت ها نیز با شنیدن نام «حسین» (ع) قامتشان خم می شود.
بعد از صحبت با این دانش آموز، می روم تا قطره ای گردم در دریای خروشان ملت.