تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۵۰۵۷۵

دکتر هادى غنیمى‌فرد متولد فروردین‌ماه ۱۳۱۵ در خیابان پامنار تهران است.‌ هادى از سال ۱۳۲۲ درس خواندن را شروع کرد و تا مقطع فوق لیسانس در ایران درس خواند. در سال ۱۳۴۶ از طرف شرکت ملى نفت به عنوان کارمند در آنجا مشغول به فعالیت بود و با عنوان رییس حسابدارى به لندن اعزام و حدود سه سال در آنجا به تحصیل پرداخت. در حال حاضر نیز مدارک دکتراى مدیریت صنعتى، دکتراى روانشناسى صنعتى و دکتراى اقتصاد کشورهاى در حال توسعه را دارا مى‌باشد.
به گفته خودش در دوران جوانى روزى ۱۷، ۱۸ ساعت از این دانشگاه به آن موسسه و کالج مى‌دویده و درس مى‌خوانده.
دکتر از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۶ به غیر از سه سالى که در ایران حضور نداشته، در موسسات آموزش عالى کشور و دانشگاه‌ها تدریس مى‌کرد. دکتر غنیمى‌فرد سال ۱۳۵۳ وارد کار تجارت شده و بیشتر ماشین‌آلات ساختمانى بزرگ را وارد، تولید و به فروش مى‌رسانده و در سال ۱۳۵۴ کارخانه تولید پروفیل آلومینیوم را تاسیس کرد که تمام تجهیزاتش را از متخصصان ایرانى خواسته بسازند و هنگامى ‌که از واردات ماشین پروفیل‌سازى خوددارى کرد باعث شد این صنعت در ایران ملى شود.
دکتر در سال ۱۳۴۱ ازدواج مى‌کند و حاصل این ازدواج دو پسر و یک دختر است که هر سه ازدواج کرده و در حال حاضر در ایران هستند.
غنیمى‌فرد کارش را تفریح اصلى خودش مى‌داند. اما اگر هوا خوب باشد، پنج‌شنبه‌ها به شمال کشور و به شالیزار سه هکتارى‌اش که باغچه کوچکى با درختان مورد علاقه‌اش در آن وجود دارد مى‌رود و جمعه‌ها صبح به سمت تهران روانه مى‌شود چون ظهر جمعه دانشجویانش در دانشگاه منتظر استاد چشم به در دوخته‌اند.
دکتر سعى مى‌کند تمام لوازمش از پیراهن تا جوراب و کفشش ایرانى باشد. چون خرید محصولات داخلى را حمایت از تولیدکننده ایرانى و صنعت کشور مى‌داند.
او در خانه به جاى قهوه و نسکافه همیشه چاى مصرف مى‌کند و مى‌گوید: چه کنم که عاشق آب و خاک ایرانم و دوست ندارم بیگانگان در مورد کشورم این چنین حرف بزنند و برایمان تصمیم بگیرند.»
دکتر غنیمى‌فرد وقتى جوان‌تر بود و بچه‌هایش هنوز خیلى کوچک بودند، آن قدر پول نداشته که اجازه بدهد بچه‌ها بریز و بپاش کنند. به همین دلیل خودش مى‌گوید: آن قدر دستمان باز نبود که بچه‌ها هر کارى بکنند و به طور طبیعى یاد گرفتند اقتصادى فکر کنند و زندگى کنند.»
دکتر به خاطر مشغله‌اى که دارد آن قدر دیر به خانه مى‌رود که خانمش از زود رسیدن او به منزل شوکه شده و نگران مى‌شود!!!
دکتر ۶۹ ساله خیلى خوب مانده و خودش جوان ماندنش را در خنده‌ها و لبخندهایش به تمام موضوعات مى‌داند. اما اگر بدى یا ناروایى به جامعه شود، آن قدر اورا تحریک مى‌کند که باعث عکس‌العمل و واکنش تندش مى‌شود.
دکتر از سال ۱۳۵۸ وارد کارهاى اجتماعى صنعتى شده. او عضو شوراى صنایع آلومینیوم بود و بعد اتحادیه کارخانه‌هاى پروفیل‌سازى ساخت ایران را تشکیل داد و بعد از آن تعاونى صنایع پروفیل آلومینیوم را.
پس از تشکیل خانه صنعت ایران به عنوان اولین رییس هیات مدیره مشغول به فعالیت شد.
از سال ۱۳۷۷ نیز به صورت پاره‌وقت تدریس در موسسات و دانشگاه‌ها را آغاز به انتقال معلومات به دانشجویان پرداخته است.
غنیمى‌فرد معتقد است مدرک هرگز سواد نمى‌آورد و نباید منتظر باشیم دانشجویانمان کار بزرگى صورت دهند، زیرا آن‌ها فقط دانش‌هاى قبلى را مرور مى‌کنند اما باید به یک فکر جدید، نو و خلاق احترام گذاشت و قدر آن را دانست. او از نزول‌خوارانى که اقتصاد مملکت را فلج کرده‌اند متنفر است و مى‌گوید: «باید وضع اقتصاد مملکت تغییر کند و جامعه را روى چرخه تولید قرار دهیم.» دکتر براى فعالیت‌ها، طرح‌ها و تلاش‌هایش چشم به پول کسى ندوخته و پیشرفت جامعه را قبل از هر چیز آرزو مى‌کند. او باز هم تاکید مى‌کند که وابسته به این مملکت بوده و رگ و پى‌اش با این آب و خاک عجین شده پس براى ارتقاى آن هر کارى مى‌کند.