علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
">علیرضا شاکر
مقدمه:
برگ، برگ تاریخ معاصر ایران اوراقی را رقم میزند که مملو از تلاشها و حرکتهایی است که در یکسوی آن مبارزه علیه استبداد و دیگر سوی این مقابله با استعمار را میتوان رصد کرد. در ردیف مردان و زنان ایرانی که بیش از یک قرن در این راه مجاهدتها کردند چهرهها و نحلههایی از مذهبی تا غیرمذهبی دیده میشوند. اما پیروزی انقلاب اسلام و متعاقب آن استقرار و حاکمیت نظام اسلامی حرکتها و مبارزات مذهبی را بیش از پیش مورد توجه قرار داد.
زمینههای رشد و شکوفایی نهضت اسلامی، تنگناها و محدودیتهای آن در گذر زمان، چرایی، چگونگی تحرک مستمر و رهبران و چهرههای موثر حرکت اسلامی در کنار دهها و بلکه صدها موضوع دیگر نهتنها به سوژه مطالعاتی مراکز پژوهشی داخل کشور تبدیل شد بلکه مورد توجه انقلابپژوهان و محققان و بلکه مراکز سیاستسازی منطقهای و بینالمللی قرار گرفت. در مسیر همین مطالعات بود که پیچپدگیها و تفاوتهای فکری و رفتاری بسیاری در طیف مذهبی نمایان شد منشا تحلیلها و تصمیمها قرار گرفت.
در هر صورت تعاملات و مواجهات سیاسی دو سده اخیر کشور با مبارزه و جهاد امام خمینی(ره) سرانجام به ثمر نشست و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند. دکتر محسن بهشتی سرشت، استاد تاریخ و محقق و پژوهشگری است که درباره نقش علما در سیاست مطالعات عمیقی داشته و علاوهبر مقالات متعددی که دراین زمینه به چاپ رساندهاست کتابی تحت عنوان نقش علما در سیاست منتشر کرده که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهها تدریس میشود. او که رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است در این گفتوگوی مفصل فرآیند تکوین اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در بستر تاریخ معاصر - از تاسیس قاجار تا انقلاب اسلامی - را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
*ریشههای تاریخی انقلاب اسلامی را در چند حوزه میتوان پیگیری و جستجو کرد اما یکی از مهمترین حوزههایی که برای پژوهشگران انقلاب مدنظر است چگونگی شکلگیری نهاد و سازمان روحانیت و ساختار فکری این قشر میباشد که شاید بررسی آن علاوهبر تبیین ویژگیهای تاریخی انقلاب اسلامی تحولات و مباحث مرتبط با برخی رویدادهای تاریخ معاصر ایران همچون انقلاب مشروطه را نیز تحلیل میکند؟
**آنچه که از متون و نصوص تاریخی پیداست، شکلگیری نهاد روحانیت بهشکل یک سازمان گسترده و فعال از زمانی آغاز شد که دولت شیعی متمرکز و در واقع دولت قدرتمندی تحت عنوان سلسله صفویه در ایران شکل گرفت. البته قبل از صفویه در پارهای از نقاط ایران شاهد تاسیس حوزههای شیعی هستیم. بخصوص بعد از سقوط خلافت عباسی و بعد از شکلگیری حکومت ایلخانان حکومتهای پراکندهای در ایران ظهور کردند، جسته و گریخته در آن دوران حتی در برخی نقاط ایران مثل کاشان، قم و توس شاهد تاسیس مدارس علمیه هم هستیم. اما شکل رسمی و گسترده آن در زمان صفویه محقق شد. دولت شیعی صفویه مدعی ترویج مذهب تشیع بود؛ به همین دلیل علمای بسیاری را از لبنان دعوت کرد و بدین ترتیب علمای برجستهای مثل شیخبهایی، شیخحر عاملی و دهها تن از علمای معروف وارد ایران شدند و حوزههای علمیهای را در اصفهان، خراسان، قزوین، شمال ایران، کاشان و فارس توسعه دادند. ماحصل آن تلاشها و زحمات تربیت هزاران تن از طلاب و علما و همچنین تالیف هزاران کتاب به خصوص در حوزههای تفسیر، فقه، فلسفه، عرفان، ادبیات و تاریخ بود، این حرکت محصول شکلگیری حکومت صفویه بود.
*البته در فاصله تاسیس صفویه تا دولت قاجار که نزدیک به یک قرن بود شاهد برخی تحولات منفی مثل ظهور و رشد تفکر اخباری مقابل تفکر فلسفی، کلامی و عقلانی حوزههای شیعی بودیم شما این رویداد را چگونه تحلیل میکنید و آن را محصول چه پیشزمینههایی میدانید؟
**خیلی از محققانی که در ارتباط با عدم توسعه ایران و همینطور حوزههای علمیه کشورهای اسلامی بحث کردند یکی از دلایل عمده توسعهنیافتگی را در اخباریگری و تقابل آن با تفکر عقلانی شیعی جستوجو کردند. این بحث مهمی است و جا دارد پژوهشگران و محققان درباره مباحثات میان اخباریون و اصولیون بحث و تحقیق کنند.
اخباریون تنها حدیث و روایتی که مستقیم از ناحیه معصوم(ع) مطرح باشد را حجت میدانند و آنچه را که مستقیم مطرح نشدهباشد، مباح نمیدانند یا بهعبارت دیگر از نظر اخباریون هیچ چیزی مباح نیست مگر آنکه معصوم مجوز آن را دادهباشد. ولی از نظر اصولیون، همه چیز مباح است مگر اینکه معصوم(ع) خلاف آن را مطرح کردهباشد، این دو امر کاملا متفاوت و مهم است. شما اگر این نگاهها را در حوزه مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیاورید، آنگاه اگر بخواهید به افکار اخباری عمل کنید خواهید دید چه فاجعهای رخ میدهد، اما اگر متکی به افکار اصولی باشید میتوانید با مسائل جدید و مستحدثه برخورد کنید و راهحل پیدا کنید. اخباریون اساسا هیچ امر اجتهادی را پذیرا نیستند، آنها اصلا به مجتهد معتقد نیستند و تنها قائل به حدیث و روایتی هستند که از معصوم نقل میشود بههمین جهت شما میبینید فتوای مرحوم میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو از نظر اخباریون باطل است چرا که هیچ معصومی حکم تحریم تنباکو را صادر نکردهاست.
*اما میرزای شیرازی از باب مصلحت جهان اسلام و مصلحت ایران به تحریم و حرام بودن استعمال تنباکو حکم داد. این تفاوت یک عالم اخباری و یک عالم اصولی است. اساسا برخورد با استعمار بصورت حدیث مستقیم از معصوم(ع) صادر نشدهاست. اینجا باید مجتهد تشخیص مصلحت کند و ببیند که جهان اسلامی در معرض خطر هست یا نیست و اجتهاد کند و فتوا صادر کند. کما اینکه بنده بهعنوان یک معلم تاریخ معتقدم اگر در دوره قاجار علمای اصولی نبودند معلوم نبود که چه بر سر جغرافیای ایران میآمد و آیا ما امروز همچنان با جغرافیایی به نام جغرافیای ایران مواجه بودیم یا نبودیم؟
**چون این علمای اصولی بودند که هم درباره قراردادهای استعماری و هم علیه حضور نظامی استعمار مثل جنگهای ایران و روس که در دوران فتحعلیشاه رخ داد و طی آن سرزمینهای مسلمانان اشغال شد، واکنش نشان دادند. فتوای جهاد علمای شیعه بود که همه مسلمانان را علیه روسها فراخواند و اگر این مقاومتها نبود باز من بهعنوان معلم تاریخ معتقدم امروز بخشهای بیشتری از خاک ایران در اختیار روسها میبود.
*علمای اخباری چه کسانی بودند و نفوذشان چگونه شکل گرفت؟
**احیاکننده تفکر اخباری در دوره صفویه شخصی به نام محمدامین استرآبادی متوفی در سال 1033.ه بود. این شخص به تدریج شاگردانی تربیت کرد که حوزههای شیعی را از آن تاریخ تا اواخر دوره زندیه کاملا تحتتاثیر خود قرار دادند، حتی برخی معتقدند علمای چون مرحوم مجلسی، شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق و حتی ملامحسن فیضکاشانی بینابین اصولی و اخباری حرکت کردند.
بعضیها هم براین باورند که این افراد تحتتاثیر اخباریون بودند. در هر صورت اخباریون توانستند در مناطقی مثل بحرین، عراق، هندوستان و قسمتهایی از جنوب ایران و نقاط مرکزی ایران حاکم شوند و نسبتا یک جمعیت شکلیافته و قدرتمندی را تشکیل دهند. جایگاه این جریان فکری در عتبات عالیات که مرکز تشیع بود بر نفوذ و اقتدار آنها افزود. من اجمالا خدمتتان عرض کنم که دوران انحطاط تاریخی ایران عموما به دوره صفویه تا قاجاریه مربوط میشود. یعنی دقیقا اواخر صفویه تا ابتدای قاجاریه. شما اگر به تاریخ ایران قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم ه.ق. مراجعه کنید میبینید که آن دوران ایام رشد و شکوفایی علمی ایران است و در آن روزگار تفکر مسلمین رونق داشتهاست. یکی از علل اصلی این واقعه آن است که تفکر فلسفی و کلامی در مراکز علمی زنده بوده و شخصیتهایی مثل بوعلی سینا، خواجه نظامالدین طوسی، رازی و صدها تن دیگر از این دانشمندان در کمال آزادی بحثهای فلسفی خود را ارائه میکردند اما از اواخر دوره صفویه و با ظهور اخباریون به تدریج علمایی که به فلسفه گرایش داشتند در انزوا قرار میگیرند و بهنوعی فضای خوف و ارعاب حاکم میشود.
از جمله اتفاقات آن دوره این است که بزرگترین شخصیت فلسفی جهان تشیع مرحوم ملاصدرا که در آن دوران میزیسته در کمال انزوا قرار میگیرد و نهایتا مجبور میشود حتی مناطق اصفهان و فارس را ترک کند و از ترس اخباریون مدتی خود را در قار کهک (اطراف قم) زندانی کند. حتی در برخی کتابهایی که راجع به رجال نوشته شده، آمدهاست که ملاصدرا مخفیانه به عتبات عالیات رفته و در صف نماز جماعت نشسته بود مومنی که در کنار ایشان بوده ذکری میگوید و لعنت بر ملاصدرا میفرستد، ملاصدرا از او سوال میکند «ملاصدرا چه کرده که او را نفرین میکنی؟» میگوید او خدا و توحید را انکار میکند. فضای حاکم در دوران اخباریون چنان سنگین بود که واضع حرکت جوهری این چنین دچار مشکل میشود.
*تفکر اخباری با گستره نفوذی که حضرتعالی برشمردید چگونه مغلوب اصولیون شد؟
**غلبه مجدد تفکر اصولی بر اخباریون به ابتدای تاسیس قاجاریه بر میگردد. آیتالله محمدباقر بهبهانی که از او بهعنوان وحید بهبهانی نام بردهمیشود و یکی از علمای برجسته ایرانی است توانست با اشاعه تفکر اصولی و تربیت شاگردان مهم حوزه اخباریگری را از ایران و جهان اسلام برچیند و به این ترتیب شاگردان برجسته ایشان مثل شیخانصاری که از بزرگان تاریخ تشیع محسوب میگردد و صدها مجتهد دیگر که از شاگردان بلافصل و یا غیرمستقیم شیخانصاری بودند مانند میرزای شیرازی، شیخجعفر نجفی و ملااحمد نراقی همه از علمای اصولی بودند که به واسطه وحید بهبهانی در مناطق شیعی ایران پراکنده و موفق شدند تفکر اصولی را کاملا حاکم کنند این امر از این جهت اهمیتی داشت که اساسا در سایه تفکر اخباری مواجهشدن با مباحث مستحدثه و مسائل جدید که وارد حوزه سیاسی شیعیان میشد هیچ جایگاهی نداشت.
تفکر اخباریون تفکری است که جوهر جمود تحجر دارد یعنی در ذات اخباریگری، قشریگری، جمود و تحجر که میتواند ریشه دین را بزند دیدهمیشود چرا که آنها اصولا اعتقادی به اجتهاد ندارند از این رو این حرکت میتوانست بسیار خطرناک باشد که خوشبختانه با ظهور آقا محمدباقر بهبهانی ایران از این مهلکه خطرناک نجات پیدا کرد.
*با در نظر گرفتن دو تعارض فکری که برشمردید میخواهیم تعامل دو نهاد دین و دولت در آن دوران را مرور کنیم، رابطه نهاد دین با دولت چگونه است؟ آیا یک رابطه تخاصمی است، آیا یک رابطه همگرایی است؟ یک رابطه امر به معروف و نهی از منکری است؟ یا یک رابطه براندازی است؟
**در طول دو قرن؛ از ابتدای تاسیس قاجاریه تا فروپاشی حکومت پهلوی شاهد سه رابطه مشخص بین نهاد دین و دولت هستیم. اگرچه میتوان آثاری از دولتهای شیعه قبلی در ایران نشان داد مثل علویان در طبرستان (مازندران) یا دولت سربهداران در سبزهوار یا دولت آلبویه در بعضی مناطق ولی قلمرو آنها خاص و محدود بود، اما صفویان سراسر ایران را دردست داشتند و همین طور تاسیس دولت قاجار هم بهعنوان دومین دولت شیعی ایران برای علمای شیعه از اهمیت خاصی برخوردار بود، آنها در جهت دو هدف مهم، یکی اشاعه فرهنگ شیعه و دیگری مقابله با استعمار در بعد فرهنگی و نظامی از دولت شیعی قاجار حمایت و دفاع میکردند.
دوره اولی که از نظر بنده است همین دورهای است که نهاد دین و حکومت یک رابطه همگرایی و حمایتی داشتند. لذا شما میبینید که دوران حکومت فتحعلیشاه دو بار جنگهای نسبتا طولانی بین ایران و روس در گرفت. ایران با روسها که در آن دوره قدرتمندترین دولت بودند، یکباره به مدت 10 سال و دیگری به مدت 4 سال بر سر مناطق شیعهنشین قفقاز بهطور نظامی درگیر شدند. وقتی روسها قفقاز را اشغال کردند، علما و مردم قفقاز فریاد استغاثه سر دادند و علمای ایران و نجف بالاتفاق و در یک صف واحد به حمایت از آنها برخاستند لذا در عمل از حکومت فتحعلیشاه و شاهزاده بزرگ ایرانی عباس میرزا که حق بزرگی بر گردن ملت ایران دارد به حمایت برخاستند. مرحوم شیخجعفر نجفی فتوای جهاد مقابل روسها را صادر کرد و به دنبال ایشان جمعی از علمای آن دوران مثل ملااحمد نراقی، شهید ثالث، ملامحمدتقی برقانی و علمای اصفهان و تهران همه فتوای جهاد صادر کردند که مرحوم میرزا ابوالقاسم فراهانی؛ صدراعظم این مرد بزرگ همه فتواها را جمعکرده و در رسالهای به نام جهادیه به چاپ رسانده که اکنون در کتابخانهها و مراکز آرشیوی موجود است.
علما فراتر از این حتی وارد جبهه هم شدند. در منابع تاریخی آن روز زیاد اشاره شده که علما کفنپوش در قرارگاه اصلی فتحعلیشاه که در سلطانیه زنجان تشکیل شدهبود حضور داشتند و حتی در تبریز هم به حمایت و پشتیبانی عباسمیرزا و لشگر ایران حضور یافتند. آیتالله سیدمحمد مجاهد به نمایندگی از علمای نجف وارد ایران شد و در دربار فتحعلیشاه خطابهها و سخنرانیهایی کرد و نامههایی به علما داد و از همه دعوت کرد که در کنار سپاه ایران باشند و به حمایت از حکومت قاجار برخیزند. در همین دوره بود که حکومت قاجار به توسعه مدارس علمیه و مساجد، ترمیم حسینیهها و امامزادهها و مراکز و مراقد شریفه امامزادگان و ائمه در عتابات عالیات و خراسان اهتمام ورزید و مجددا موج جدید شیعی به لحاظ توسعه فیزیکی و توسعه فکری در ایران رخ داد. این دوره همگرایی تا اوایل حکومت ناصرالدین شاه بهشدت ادامه داشت.
دوره دوم؛ دورهای است که نهاد دین و حکومت همگرایی دوره اول را نداشت و در واقع میتوانیم بگوییم که زاویه اختلاف و افتراق بهتدریج ایجاد شد، از اواسط حکومت ناصرالدینشاه مجددا حوادثی در ایران رخ داد که منتهی شد به شکلگیری دوره دوم شد. دلایلش را عرض میکنم؛ از اواسط دوره ناصرالدین شاه به تدریج بحث قراردادهای تجاری و اقتصادی خارجی مطرح شد که پدیده مهمی بود و هم بازار مسلمین و هم علما حساس بودند. از جمله یکی از این قراردادهای که حساسیتهای بسیاری را بهوجود آورد، قرارداد رویتر بود که بین کمپانی انگلیسی که توسط رویتر اداره میشد و دولت ایران و شخص ناصرالدینشاه منعقد شد. واسطه این قرارداد هم میرزا حسینخان سپهسالار بود.
میرزا حسینخان بر این نظر بود که ایران به تنهایی توسعه پیدا نخواهد کرد مگر اینکه از صدر تا ذیل توسط خارجیها خصوصا انگلیسیها اداره شود. لذا شما قرارداد رویتر را نگاه کنید حیرت میکنید که براساس این قرارداد به مدت 60 سال تمام منابع توسعه اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در اختیار انگلیسیها قرار گرفتهبود. تمام معادن زیرزمینی، استفاده از راهها، جنگلها، احداث خط راهآهن و مواردی از این قبیل به انگلیسیها واگذار شده و در قبال آن منافع ناچیزی به دربار و شخص ناصرالدینشاه دادهمیشود. اینجاست که برای اولینبار روحانی شیعی به نام ملاعلی کنی که از علمای تهران بود مخالفت کرده و نامه تاریخی به ناصرالدین شاه مینویسد و در آن اتفاقا درباره خط راهآهن به نکات ظریفی اشاره میکند مبنی بر اینکه در جایی که ایران عقب افتادهاست و هنوز در پایتختش احشام و چهارپایان صبح و غروب در حرکتند، احداث خط راهآهن چه معنایی دارد، جز اینکه اجنبی مملکت اراده بکند و دفعتا وارد پایتخت مسلمین بشود. شما چه ابزار دفاعی دارید که میخواهید در مقابل اجنبی بایستید. اشاره ایشان به این بوده که شاه هم در اولویت توسعه اشتباه کرده هم به سادگی زیر بار اجنبی رفتهاست.
به نظر من قرارداد رویتر که به سالهای 1290.ق اتفاق افتاده، سرآغاز دوره دوم روابط نهاد دین با نهاد دولت است، از این تاریخ به بعد روسها، انگلیسیها و حتی فرانسویها در رقابتی آشکار در ایران حضور یافتند و هر کدام در یک حوزه مشغول چپاول منابع اقتصادی ایران شدند. خط تلگراف، تاسیس بانک، گمرک، بهرهبرداری از جنگلها و استفاده از دریا تمام اینها در این دوره اتفاق میافتد و به تدریج حادثه بزرگی رخ میدهد که برخی از محققین آن را سرآغاز یک جنبش اسلامی در ایران میدانند. حادثهای به نام جنبش تنباکو یا تحریم تنباکو یا مبارزه با انگلیسیها تحت لوای پرچم تحریم؛ قرارداد در سال 1307 ق امضا شد و بعد از اینکه این قراداد خوب افشاگری شد و مفاسد آن برای مردم و علما روشن شد، جنبش ضدتنباکو دو سال بعد یعنی در سال 1309 ق رخ داد.
این حادثه منشا و الگوی مبارزاتی کشورهایی مثل هند شد، در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» جواهر لعل نهرو ایشان اشاره میکنند که در تحریم کالای انگلیسی از ایرانیها درس گرفتند و جنبش تحریم تنباکو را مثال میزند. محققین از این شیوه بهعنوان مقاومت منفی نام بردند. ایرانیان بدون پرداختن هزینه سنگینی و بدون اینکه دست به اسلحه ببرند و بدون خونریزی شدیدی و تنها با تحریم کالای اجنبی به استعمار، ضربه مهمی زدند. از قرارداد رویتر تا جنبش مشروطه ما متوجه این حرکت دوم هستیم، بخشی از علما با نهاد دولت فاصله میگیرند و وارد حوزه امر به معروف و نهی از منکر میشوند. مخاطب این اقدام هم حکومت قاجار بود هم انگلیسیها که بهعنوان دولت فخیمه و استعماری بریتانیا مطرح بود. این قدرتهای داخلی وخارجی از فرمان میرزای شیرازی ضربه خوردند.
آن فتوا؛ چنان نافذ بود که به دربار هم راه یافت. عباس میرزای دوم برادر ناصرالدینشاه کتاب خاطراتی دارد که بعد از مشروطیت و پس از فوت وی چاپ شد. عباس میرزا در آن کتاب میگوید که ما در ایام تحریم تنباکو، با شاه در شکارگاه دوشانتپه بودیم، ظهرشد؛ شاه دستورداد قلیان بیاورند و خودش شروع کرد به قلیان کشیدن. هیچ کس جرات نکرد قلیا بکشد حتی کسانی که شاه به آنها تعارف کرد، یا دستور داد، قلیان نکشیدند، از این باب که مرجع ما اعلام کرده که حرام است و حرام در محضر عمومی، نه!
این فرمان به گونهای تلقی میشد که حکم خداست.