مرجان توحیدی: اصلاحطلبان در شرایطی به تقویت ائتلاف و گسترش دامنۀ آن میاندیشند که برخی از درون این جریان، نقد و آسیبشناسی گذشته اصلاحات یا همان دوم خرداد را در دستور کار خود قرار داده و بعضا دامنۀ این آسیبشناسیها به تخریب این جریان میانجامد. اگرچه به باور فعالان اصلی و چهرههای شاخص این جریان، بیان چنین نقدهایی آن هم در فضای انتخاباتی کشور تنها تهیه کردن خوراک ضدتبلیغاتی علیه اصلاحطلبان و فعالیتهای آنها برای رسانههای منتسب به جریان اصولگراست؛ جریانی که سعی دارد با بزرگنمایی برخی اختلاف سلیقهها، تشتت آرای خود را پنهان کند. در این میان اما نکتۀ مهمتر این است که پرداختن به گذشته اصلاحات که برخی اختلافات درونی آن، منجر شد تا این جریان از حلقههای مدیریتی کشور دور بماند، در روزگاری که هم اصلاحطلبان شعار وحدت و ائتلاف سر میدهند، جایگاه مناسبی به لحاظ زمانی و مکانی ندارد. به بیان دیگر اگر زمانی برخی اختلافات درونی در جریان اصلاحات، شکست این جریان را در مقاطع مختلف انتخاباتی موجب شد؛ اصلاحطلبان اما پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم تلاشهای خود را برای حل اختلافات و رسیدن به انسجام و هماهنگی آغاز کردند و بزرگترین نتیجۀ آن ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات سوم شوراها بود. اکنون اصلاحطلبان با توجه به همین تجربه و تداوم و تقویت آن سعی دارند تجربه انتخابات شوراهای سوم را در مجلس هشتم البته با شکلی وسیعتر، هماهنگتر و گستردهتر تکرار کنند. بنابراین به نظر برخی اصلاحطلبان نبش قبر گذشتۀ اختلافات درونی اصلاحطلبان در آستانۀ انتخابات مجلس هشتم، نه تنها ضروری به نظر نمیرسد بلکه میتواند شائبۀ بروز اختلاف در این جریان سیاسی را ایجاد کند و به دستاویزی برای اصولگرایان تبدیل شود تا این جریان و رسانههای وابسته به آنها با استناد به این اظهارات تبلیغات علیه اصلاحطلبان را نشانه بروند و آن را پر رنگ کنند. بنابراین به گفته فعالان سیاسی اصلاحطلب نقد گذشته اصلاحات آن هم در چنین فضایی اگر به قصد دلسوزی نباشد، نشانه مخالفت عدهای است که حرکت جمعی اصلاحطلبان را بر نمیتابند و از این رهگذر در صدد پررنگ کردن نقش و حضور خود در جریان اصلاحطلبی هستند. هرچند به گفتۀ فعالان سیاسی جبهۀ اصلاحات در راستای سیاست گسترش دامنۀ ائتلاف میکوشد تا این افراد و گزینهها را به درون خود دعوت کند اما اگر چنین اتفاقی هم رخ ندهد، قدرت و اثرگذاری این احزاب به قدری نیست که بتواند حرکت جمعی و حداکثری ائتلاف را مخدوش کند. با این حال و با وجود این که برخی از اصلاحطلبان پا را از نقد گذشتۀ اصلاحات فراتر گذاشته و عقبۀ این جریان سیاسی را نشانه رفته و معتقدند که جریان دوم خرداد وجود ندارد، اصلاحطلبان همچنان بر اصل تنوع و احترام به چند صدایی تاکید میکنند. به طوری که محمدرضا خاتمی با تاکید بر این که «همۀ هویت اصلاحطلبان (حداقل اصلاحطلبانی که ما میشناسیم) در دوم خرداد است» میگوید: «اصلاحطلبان همواره تنوع و چند صدایی را در درون خود پذیرفتهاند.»
هرچند صدایی که خاتمی از آن سخن میگوید به این مفهوم نیست که عدهای بخواهند اصل جبهۀ دوم خرداد را نفی کنند. چه به گفته دبیرکل سابق مشارکت، نفی دوم خرداد و اصلاحطلبی به معنای نفی اصلاحات است و از این رو اظهارات برخی مبنی بر این که جبهۀ دوم خرداد وجود ندارد، قابل توجیه است. خاتمی، دوم خرداد را جریانی معرفی میکند که اگر در آغاز بیشتر سلیقۀ سیاسی داشت امروز به لحاظ برنامههای اجتماعی، اقتصادی و ادارۀ کل کشور به تکامل خوبی رسیده که میتواند بسیاری از مشکلات داخلی کشور را درمان کند. این سخنان خاتمی در کنار دیگر اظهارات فعالان سیاسی نشانگر این مطلب است که جبهۀ اصلاحات با تمام نقدهایی که به آن وارد است و ضعفهایی که دارد یکی از روشنترین دورههای تاریخی ایران معاصر است. مجید انصاری هم در هشدار به کسانی که نقدهای گذشته را امروز مطرح و یا وجود جبهۀ اصلاحات را انکار میکنند، میگوید: «اگر اعتقاد به جریان فکری خط امامی و اصلاحات واقعی وجود دارد، باید برای پیروزی آن تلاش کنیم. ولی اگر در عدهای اعتقادی وجود ندارد و جریان مقابل را درست میدانند باید رسما وارد آن جریان شوند؛ بنابراین نمیتوان درون جریان اصلاحات بود و رقیب را فراموش کرد، این حرکت درستی در جهت کسب پیروزی در انتخابات آینده و عرصۀ سیاسی کشور نیست.»
علت تشدید نقدهای درونی اصلاحطلبان
اما در بیان علل و انگیزۀ این عده از اصلاحطلبان و این که چرا دست به چنین فعالیتهایی میزنند، باید گفت نپذیرفتن حرکت جمعی اصلاحطلبان و سعی در بزرگنمایی نقش خود از عمدهترین دلایلی است که این عده از اصلاحطلبان را تشویق کرده تا به چنین روشهایی روی بیاورند. به گفتۀ محمدجواد مظفر، از فعالان ملی ـ مذهبی صداهایی که در چند ماه اخیر برخاسته و به عنوان نقد دوران اصلاحات آن هم از درون جبهۀ اصلاحات بلند شده است، بیشتر رنگ و بوی فرصتطلبی داشته و چراغ سبز نشان دادن به جریانی است که قدرت را در اختیار دارد. این فعال سیاسی در گفتوگوی خود با «سرمایه» میافزاید: «این حرکتها و نقدها به گونهای جدا کردن سفرۀ گویندگان از سفرۀ اصلاحطلبی است به امید به دست آوردن سهم در انتخابات پیشرو.»
مظفر در ادامه و با تاکید بر این که «نقد صحیح و علمی گذشته میتواند آیندۀ کم خطا را به ارمغان بیاورد»، میافزاید: «پس از پایان دورۀ اصلاحات یعنی سال 84، ما شاهد نقدهایی به دوران اصلاحات بودیم که عمدتا از درون و پیرامون جریان اصلاحطلبی به گوش میرسید.» مظفر ادامه میدهد: «من این نوع نقدها را محصول یک نقد منصفانه نمیبینم بلکه اینها را ناشی از مسئولیتناپذیری افرادی میبینم که وقتی جریانی ملی میشود و این جریان بعضا با ناکامی مواجه میشود، از گوشه و کنار آرام آرام جاخالی میدهند و از همراهی و دخالت در آن جریانها تبری میجویند.» به گفتۀ مظفر، نقد دوران اصلاحات از سوی برخی افراد به قدری به افراط دچار شده است که گویی اصلاحطلبان موجوداتی فضایی بودند و هیچ یک از این افراد در دوران اصلاحات وجود نداشته و کاری انجام ندادهاند و در حقیقت معلوم نیست که وقتی میگویند اصلاحطلبان و شخص ثالث را نشانه میروند، خود را در چه جایگاهی قرار میدهند. مظفر معتقد است: «بسیاری از این افراد به جای آن که صادقانه حضور، ورود و نقش خود را در وقایع دوران اصلاحات ارزیابی کنند از جایگاه یک منتقد بیرونی داد سخن میدهند آن چنان که گویی آن ایام آنها هیچ حضور و دخالتی نداشتهاند.»
علی تاجرنیا، رییس دورهای شورای هماهنگی جبهۀ اصلاحات نیز دست مایه قرار دادن این اظهارات، برخی اصلاحطلبان را از سوی برخی رسانههای اصولگرا نشانۀ احساس خطر این رسانهها دانسته و معتقد است که این نحوۀ پردازش نمایانگر واقعیتی است که مردم با توجه به عملکرد مجلس هفتم و دولت نهم به آرمانها و اهداف اصلاحطلبی رجوع کردهاند. تاجرنیا در بیان علت رفتار برخی از اصلاحطلبان در شرایط کنونی میگوید: «متاسفانه برخی از دوستان اصلاحطلب که در متن جریان یا در حاشیۀ هستند، فکر میکنند که در شرایط فعلی خطر آنها را تهدید نمیکند یا میپندارند که آنها میتوانند تنها آلترناتیو در مقابل جریان محافظهکار باشند.» تاجرنیا میافزاید: «این عده یا درصدد برجسته کردن برخی جریانهای نوپا هستند و یا این که نقش خود را در قالب حرکتهای جمعی ندیده و به دنبال این هستند. تا در چانهزنی با قدرت نیات سیاسی خود را تحقق بخشند.» وی در توضیح این مطلب میافزاید: «به نظر میرسد یک نوع توافق نانوشته بین برخی دوستان در حاشیۀ اصلاحات و شورای نگهبان به امضا رسیده تا کسانی که معتقد به اصل اصلاحطلبی هستند به نوعی کنار زده شوند.» وی با بیان این که «تعداد این افراد در مقابل کسانی که در جریان اصلاحات به اجماع رسیدهاند اندک است و این افراد اثرگذاری و نقشآفرینی چندانی ندارند»، میافزاید: «اینگونه نقدهای غیرمنصفانه تنها خوراک به دست رقیب دادن است. متاسفانه برخی از دوستان انتظار میکشند که چهرههای برتر اصلاحات ردصلاحیت شوند و آنها بتوانند خود را به عنوان نامزدهای اصلی مطرح کنند. که این مشی، مشی اصلاحطلبی نیست.» احمد شیرزاد، از اعضای جبهۀ مشارکت نیز در گفتوگوی خود با «سرمایه» معتقد است: «آسیبشناسی مشکلات اصلاحات و آن چه که در ایام اخیر مطرح شده است، بیشتر گلایههای شخصی بین افراد و گروههاست که ریشه در گذشته دارد و در شرایط فعلی مطرح کردن آن کمکی به حرکت جبهه اصلاحات نمیکند.»
ائتلاف اصلاحطلبان چه باید بکند
در این میان، فعالان سیاسی معتقدند که جبهۀ اصلاحات و جمعی که حرکت با محوریت خاتمی را پذیرفتهاند باید در تلاش برای جذب افراد و گسترش دامنۀ ائتلاف باشند؛ در غیر این صورت، برخی اظهارنظرها و گلایههایی که مربوط به گذشته است، نمیتواند به این حرکت جمعی و ائتلافی آسیبی اساسی برساند. علی تاجرنیا در این زمینه میگوید: «باید پذیرفت کسانی که در جبهۀ اصلاحات جمع شدهاند از چهرههای شاخص و شناسنامهدار این جریان هستند بنابراین امیدواریم با رایزنیها و گفتوگو دیگر افرادی را که برخی مباحث را دنبال میکنند به درون خود جذب کنند، در غیر این صورت فکر نمیکنم در صورت نپیوستن این عده به جریان فعلی اصلاحات از قدرت دوم خرداد کاسته شود.»مظفر هم میگوید: «بزرگترین تلاش در این مقطع اقناع این افراد از طریق گفتوگوهای سازنده است. بنابراین گفتوگویی سازنده به منظور ترغیب و اقناع جریانات معترض و منتقد به منظور ایجاد یک ائتلاف همهجانبه از اهم کارآیی است که جریان اصلاحطلبی باید انجام دهد.
شیرزاد نیز با تاکید بر این که «تلاش همۀ اصلاحطلبان حرکت در جهت ائتلاف و پرهیز از پرداختن به مسایلی است که شائبۀ ایجاد اختلاف را پررنگ میکند»، تصریح میکند: «قصد داریم تا جایی که ممکن است به این نقدها و اظهارنظرها پاسخ ندهیم، هر چند ممکن است این صحبتها در کوتاهمدت شائبه ایجاد کند.»