ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

">

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

">

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

">

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

">

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

">

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.

"> به دنبال کدام تروریست؟
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۵۰۷۰۰
نگاهی به مستند «جنگجویان خدا» ساخته کریستین امانپور

ارسلان مرشدی

اشاره‌:

پس از 11 سپتامبر 2001 دنیای کنونی به‌واسطه روابط میان بازیگران در عرصه بین‌الملل و تغییر در گفتمان مسلط قدرت‌های بزرگ وارد مرحله جدیدی شده ‌است که اصطلاحا می‌توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبیر کرد. به‌نظر می‌رسد بازخوانی این پروسه تاریخی ناگزیر با راهبردهای امنیتی دیگری پیوند می‌خورد و این نکته را یادآور می‌شود که هنوز هم پس‌لرزه‌های این رخداد تاثیرگذار پایان نپذیرفته‌ است. پس لرزه‌هایی که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش بر نگاه نرم‌افزاری بر ادامه این مسیر تأکید دارد. ترویج و رخنه‌سازی مکتب «اسلام فوبیسم» راهبردی است که در این برهه زمانی در دستورکار اردوگاه مهاجم لیبرالیسم قرار گرفته‌ است.


اواسط اکتبر امسال شبکه تلویزیونی سی.ان.ان مجموعه مستند 3 قسمتی «جنگجویان خدا» را که حاصل 8 ماه سفر کریستین امانپور، خبرنگار ارشد این شبکه به 7 کشور در 4 قاره جهان بود پخش کرد. مستند 6 ساعته جنگجویان خدا یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های چندسال اخیر این شبکه بوده‌است؛ به نحوی که موسسه زاگبی میزان مخاطبان آن را چیزی بیش از 50 میلیون برآورد کرده‌بود. تنها چند ساعت پس از پخش این مستند، سیل انتقادات وسیع متوجه تهیه‌کننده و گزارشگر این مستند یعنی کریستین امانپور شد. کریستین امانپور، خبرنگار ارشد شبکه تلویزیونی سی.ان.ان که به‌خاطر گزارش‌هایش از خاورمیانه، بوسنی و هرزگوین، عراق و افغانستان برنده چند جایزه شده، 49 سال دارد و در تهران بزرگ شده‌است. مادرش کاتولیک، پدرش مسلمان و شوهرش یهودی است. او تحصیلاتش را در ایران، انگلستان و آمریکا انجام داده و با جیمز روبین، یهودی آمریکایی که از سخنگویان پیشین کاخ‌سفید بود، ازدواج کرده‌است. مستند جنگجویان خدا، تریلوژی (سه‌گانه) وی را پس از 11 سپتامبر در زمینه بررسی نقش مذهب و تروریست تکمیل می‌کند.

مسیحیان از این جهت که در کنار تندروهای یهودی و مسلمان نظیر القاعده قرار گرفته‌اند و مسلمانان نیز به دلیل این که گروههای تروریستی مانند القاعده در کنار مبارزانی مانند حماس و حزب‌الله و رزمندگان جنگ ایران و عراق قرار گرفته‌اند، به این برنامه انتقاد کرده‌اند. اختصاص 3 برنامه 2 ساعته به‌طور مساوی و قرار دادن و همسان کردن یهودیت که تنها 15میلیون پیرو دارد در برابر اسلام که بیشتر از یک میلیارد و مسیحیت که بیشتر از 2 میلیارد پیرو دارد، یکی دیگر از انتقادهایی است که بر این مجموعه وارد می‌شود. با این همه مستند جنگجویان خدا در 3 بخش 2 ساعته کوشید به موضوع افراطی‌گرایی در یهودیت، اسلام و مسیحیت بپردازد. بازگشت به مذهب حتی در جوامع لائیک و سکولار و نقش بسیار مهمی که این جنگجویان و پیروان به سه دین آسمانی در تغییر حوادث جهان و نقش عمیقی که عتقادات دینی بر فکر و اندیشه و زندگی روزانه جنگجویان دارد و تاثیر و نقشی که این معتقدان بر حکومت‌هایشان دارند و همچنین اقدامات ماورای قانون و مخالفت‌های آنان با دستورها و فرامین حکومتی کشورهای خود را به تصویر می‌کشد تا زوایایی را تاکنون از دید بینندگان پنهان مانده‌است، روشن کند و این ماحصل تلاش چند‌ماهه امانپور است.

با این حال، در این مستند آنچه راجع به مسلمانان افراطی گفته می‌شود و بحث تروریسم به اصطلاح اسلامی نکته تازه‌ای نیست؛ زیرا امانپور پیشتر در دو برنامه مستند دیگر با نامهای «پا به پا به دنبال بن‌لادن» و مستند «جنگ داخلی» این موضوعات را به تصویر کشیده‌بود. امانپور در این مستند به ارائه دیدگاه مصاحبه‌شوندگان می‌پردازد و وانمود می‌کند که قضاوت را به‌عهده تماشاچی می‌گذارد و خود صرفا یک راوی سوم شخص است و این مستند را به‌گونه‌ای ارائه کرده‌است که مخاطب در نگاه نخست آن را بیطرفانه بیابد، اما نگاهی عمیق‌تر خلاف این موضوع را آشکار می‌کند. قضاوت اصلی امانپور در واقع همان نظریات گری سیک، دبیرکل لابی ایپک (AIPAC) یا نماینده افراطی پارلمان هند، گیرت ویلدرز است یا آن بخش از سخنان وی که اسلام خطر بزرگی برای تمدن غربی است و مسلمانان باید از غرب اخراج شوند.

در حالی که چندین بار صحنه‌های تروریستی 11 سپتامبر در بالی، نایروبی، دارالسلام، لندن، مادرید و کشته‌شدن سینماگر هلندی ونگوک به دست یک مسلمان هلندی مراکشی‌تبار، تکرار چاشنی این مستند است. تنها صحنه خشونت‌آمیز مربوط به مسیحیان افراطی انفجار خفیف در کلینیک سقط جنین در آمریکا و نمایش هولیگان‌های مهاجم در کنست بود و اشاره‌ای به موارد دیگر از جمله خودسوزی مرموز بیش از هزار مسیحی در سال 1999 در اوگاندا نشده‌است. در مستند 2 ساعته یهودیان نیز آن دسته از توطئه‌های تروریستی افراطیون یهودی علیه مسلمان به تصویر کشیده‌شد که پلیس پیش از هر چیز اقدام آنان را خنثی و مجرمان را دستگیر و روانه زندان کرد و به قتل‌عام‌هایی مانند اردوگاه آوارگان صبرا و شتیلا اشاره‌ای نشده‌است. جالب آنجاست که خود امانپور هم در جریان جنگ 33 روزه، خبرنگار سی.ان.ان بوده ولی حتی از یک مورد آن نسل‌کشی‌ها و قتل و غارت‌ها یاد نمی‌کند. در مستند قسمت مسیحیت تصاویر اجتماع بیش از 24 هزار نفر از جوانان مسیحی برای اعلام آمادگی به‌منظور مبارزه با مفاسد جامعه لائیک و مصاحبه‌های مربوطه و نقش عمیقی که کلیسا در زندگی سیاسی و اجتماعی آمریکا بازی می‌کند، یکی دیگر از نقاط ضعف این مستند است.

امانپور در واشنگتن، ویرجینیا، نوادا و مینه‌سوتا به سراغ چهره‌های مشهور مسیحی می‌رود و می‌گوید: از کم‌وکیف فعالیت محافظه‌کاران مسیحی در آمریکا خبر نداشتیم و نمی‌دانستیم که آنها چگونه فعالیت می‌کنند. همیشه به آنان مثل یک گروه کوچک و عجیب‌وغریب نگاه می‌کردیم، در حالی که آنان در همین ایالات‌متحده جمعیت زیادی را شامل می‌شوند و نقش مهم و فراگیری دارند. نکته قابل تامل دیگر در این میان، گذر بی‌تفاوت وی از کنار نومحافظه‌کاران است که با کمترین توجه امانپور مواجه نمی‌شود.

مصاحبه با رهبران مشهور کلیسای انجیلی صهیونیستی مانند پیتر هیگ، روسله جانسون و اسکار بروگ جالب توجه و در عین حال قابل تامل است. به‌ویژه که پیتر هیک همان کسی است که در کتاب خود با عنوان سرنوشت پایانی پیش‌بینی کرده‌بود در سال 2006 اعراب و ایران با کمک روسیه به اسرائیل حمله می‌کنند و سرانجام اعراب، ایران و روسیه نابود می‌شود. این کتاب به‌همراه فیلم آخرالزمان همه در راستای تحقق واقعه پایان تاریخ عبری، آرماگدون قابل تعریف است. امانپور در جایی از فیلم می‌گوید: شاید در همین راستا تهاجم اسرائیل به لبنان آغاز شد و در آن بیشتر از 3400 ایوانجلیست موسوم به مسیحیان دوباره تولد یافته از 50 ایالت آمریکا برای اعلام پشتیبانی و جمع‌آوری کمک و نیرو برای اسرائیل و حمایت از جنگ به نیویورک رفتند و از کارگزاران دولت آمریکا تقاضا کردند که تمام تلاش خود را برای دفاع از اسرائیل به کار برد.

این صحبتهای امانپور را اگر در حافظه تاریخ بسنجیم و آن هنگام که در انتخابات سال 2000 ایوانجلیست‌ها رسما از بوش حمایت کردند و از طرفداران خود خواستند که ال‌گور، نامزد حزب دموکرات را شکست دهد، بسیاری از زوایای تاریک و حرفهای ناگفته پشت این مجموعه رخ می‌نماید. بخش عمده‌ای از مستند بخش دوم که به مسلمانان تعلق دارد، به فعالیت‌های القاعده و تصاویری از انفجارها و فعالیت‌ها و اعتقادات آنان اختصاص دارد و در این قسمت تروریسم طالبانی و تروریسم اسلامی یکسان انگاشته می‌شود. نکته جالب این که اصلا به جنایات فجیع القاعده در عراق اشاره‌ای نمی‌شود؛ زیرا انگار خود امانپور نیز واقف است که مخاطبان سی.ان.ان بیشتر غربی‌ها هستند و هدف از این برنامه نشان دادن خطرالقاعده و اسلام برای جهان غرب است.

تصاویری از انفجارهای همزمان سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام و سپس حمله به ناو یو‌اس‌اس کول آمریکا در یمن در این بخش به نمایش در می‌آید تا چهره تروریستی از مسلمانان ترسیم شده را پررنگ‌تر جلوه دهد. این تاکیدهای چندباره امانپور بر یکسان‌انگاری اسلام طالبانی و اسلام حقیقی در حالی است که وی در دهه 1990 بارها از مجاهدات عرب - افغان به‌عنوان مبارزان راه آزادی و یا به تعبیر خودش کبوتران آزادی تمجید کرده ‌است و اگر گزارش‌های خبری او از حوادث یوگسلاوی سابق را مرور کنیم، خواهیم دید که او بارها همین تروریست‌های کنونی القاعده را ستایش کرده و با بسیاری از آنان مصاحبه کرده ‌است.

صحبت از امام زمان(عج) و دکترین مهدویت و انتظار، مصاحبه با زائران مسجد جمکران، سخنان احمدی‌نژاد در سازمان ملل و دیدار وی با آیت‌الله جواد آملی، پوشیدن چادر و مقنعه و دیدار امانپور با چند تن از علما در قم از دیگر برنامه‌های بخش اسلام این مستند بود.

مستند 2 ساعته یهودیان بیشتر یک مستند از تاریخ حوادث 40 سال گذشته اسرائیل است و نکته آزاردهنده‌ای برای یهودیان و سندی بر گناهکار خواندن آنها ندارد. در ادامه، امانپور به سراغ صهیونیست‌های آمریکا هم می‌رود، ولی آنجا هم بیشتر از این چیزی عنوان نمی‌کند.

امانپور با این که 8 ماه روی این مجموعه مستند کار کرده، اما باز اعتراف می‌کند که همچنان جنبه‌هایی از موضوع را مورد بررسی قرار نداده‌است. مثل سفر به آفریقا که می‌توانست نتایج خوبی داشته‌باشد؛ زیرا آفریقا جایی است که افراط‌گرایی اسلامی ومسیحی هر دو با هم در حال گسترش است و یا بررسی سیاست‌های پاپ جدید و بازگشت او به ریشه‌های سنتی کاتولیک که می‌توانست نتایج جالبی داشته‌باشد. با این همه، امانپور اذعان می‌کند که آمریکایی‌ها هنوز دنیای اسلام را کامل و جامع نشناخته‌اند یا از شناخت آن غفلت کرده‌اند.

هرچند امانپور تلاش کرده که در تهیه این مستند، جانب بی‌طرفی را بگیرد، اما نوع نگاه او به افراطی‌گرایی و نحوه پرسش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش و حتی اظهار‌نظرهایش واقعیت دیگری را نشان می‌دهد. امانپور در پایان این مستند سرانجام سکوت ته خو را می‌شکند و در انتها چیزی را که ابتدا می‌خواست بگوید عنوان و اعتراف می‌کند که اگر قرار است در خاورمیانه دموکراسی حاکم باشد، بناچار باید به سمت لیبرال دموکراسی اسلامی برود و این چیزی است که دنیای غرب را می‌ترساند و غرب عقب می‌کشد.