تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۵۰۷۴۲

حسین شریعتمداری
«یکی از اصلی ترین علت های ناکامی آمریکا و اتحادیه اروپا در چالش هسته ای با ایران، آرایش نیرو در این چالش است. طی نزدیک به سه سال که از این چالش می گذرد، در یک سوی این میدان، آمریکا و اتحادیه اروپا ایستاده اند و در سوی دیگر دولت و ملت ایران قرار دارند. مردم ایران، برخورداری از انرژی هسته ای را حق خود می دانند و برای دسترسی به این حق، در کنار دولت ایران ایستاده و از تصمیمات حاکمان خود حمایت می‌کنند.
بنابراین اولین گام برای پیروزی، تغییر آرایش نیرو در این میدان است. آمریکا و اتحادیه اروپا باید مردم را در این چالش از کنار دولت دور کرده و در کنار خود قرار دهند. در این صورت آمریکا، اتحادیه اروپا و ملت ایران در یک سو قرار گرفته و دولت ایران مجبور است به تنهایی در سوی دیگر این میدان بایستد و...»
متن فوق، بخشی از گزارش موسسه تحقیقاتی «آمریکن اینترپرایز» است که چند هفته قبل ـ اواسط فوریه 2006 ـ به دولت بوش تقدیم شده و برخی از مطبوعات آمریکایی به آن اشاره کرده‌اند.
در بخش دیگری از این گزارش برای جدا کردن مردم از دولت ـ بخوانید مجموعه نظام ـ چند راهکار ارائه گردیده و روی دو محور تأکید بیشتری شده است؛
1- باید به مردم ایران قبولاند که دستاوردهای هسته ای ایران، برخلاف آنچه دولتمردان تبلیغ می کنند، دستاورد مهم و برجسته‌ای نیست.
2- همزمان با تأکید بر محور فوق، باید به مردم ایران گوشزد کرد که این دستاورد اندک، ارزش ایستادگی و پرداخت هزینه سنگین مقابله با خواست قدرت های بزرگ بین‌المللی را ندارد.
و اما، حالا به یک نمونه از تبلیغاتی که موسسه آمریکایی «اینترپرایز» توصیه کرده توجه کنید؛
«این روزها پیچ رادیو و تلویزیون را که باز می کنی هر طرف که می چرخانی خبر، گزارش، مصاحبه، تفسیر و برنامه است در منقبت فیزیک هسته ای، انرژی هسته ای، فن آوری هسته ای، برق هسته ای، کوفت و زهرمار هسته ای و... مثل این که در آسمان باز شده و تمام علوم و معارف انسانی خلاصه شده در فیزیک هسته ای و آن هم یک مرتبه و یک جا نازل شده بر مغز دانشمندان جوان هسته ای ایران که تاکنون یک نفر هم نام یکی از آنها را نشنیده است تا بداند اینها کدام نوابغ فوق بشری اند که اینشتین را در یک جیبشان می گذارند و بوعلی سینا را در جیب دیگرشان و...»
شاید تصور کنید، پاراگراف فوق را هم موسسه «آمریکن اینترپرایز» به عنوان «الگو» و «نمونه» در گزارش خود آورده است تا افراد و گروه هایی که قصد دارند به فراخوان آمریکا «لبیک»! بگویند، سردرگم نشوند!... اما، اشتباه می کنید، پاراگراف فوق، اگرچه دقیقا مطابق خواست آمریکایی ها تنظیم شده و شما حق دارید با مشاهده این شباهت دچار اشتباه شوید ولی این مطلب، بخشی از یک مقاله مفصل است که یکی از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، تهیه کرده و روی سایت شخصی خود جای داده و همزمان، علاوه بر نصب آن در تابلوی اعلانات دانشگاه، برای سایت ها و رسانه های دیگر نیز ارسال شده است.
در این مقاله صرف نظر از تمسخر دانشمندان هسته ای ایران ـ که به قول ظریفی، اگر ناشی از حسادت نویسنده نباشد، از کینه کور وی نسبت به ایران و ایرانی حکایت می کند ـ باید از این مدعی اصلاحات که در مقاله یاد شده خیلی از علم هسته ای خویش تعریف کرده و پشت سرهم برای خودش نوشابه باز کرده است، پرسید، اگر به قول شما فن آوری هسته ای ایران بی ارزش است، چرا آمریکای مورد علاقه شما تا این اندازه از فن آوری هسته ای کشورمان دستپاچه و سراسیمه شده است؟!... گزارش های بازرسان آژانس از تأسیسات و دستاوردهای هسته ای ایران را که دانشمندان هسته ای ایرانی مورد تمسخر شما تهیه نکرده‌اند؟! و...
خدای سبحان بر درجات امام راحلمان«ره» بیفزاید که در اینگونه موارد خطاب به آمریکا و اذناب آن می فرمود؛ «اگر می گوئید چیزی نشده، پس چرا اینهمه سر و صدا می‌کنید؟»...
نویسنده مقاله در لبیک به «آمریکن اینترپرایز» به مصاحبه مردمی تلویزیون با یک دانشجو اشاره می کند که گفته بود منبع انرژی فعلی ما، نفت است و نفت تمام شدنی است، اما انرژی هسته ای تمام نمی شود. و سپس این دانشجو را مسخره کرده و می نویسد: «معلوم می شود سه قرن پیش اصل پایستگی انرژی اشتباهاً توسط جیمز وات و دیگران پایه گذاری شده...»
آقای دانشمند! اولاً باید به حضرتعالی یادآوری کرد که جیمز وات مخترع ماشین بخار است نه آنگونه که شما افاضه فرموده اید، کاشف اصل پایستگی انرژی! بلکه اصل پایستگی انرژی از کشفیات اینشتین است.
ثانیاً کسی نیست از این آقای دانشمند! که خیلی هم از خودش متشکر است، بپرسد؛ یعنی حضرتعالی نمی دانید که منظور مصاحبه شونده، روند رو به اتمام منابع فسیلی بوده است؟ ـ چیزی که امروزه در تمام مراکز آکادمیک دنیا مطرح است ـ و مقصود وی از این که «انرژی هسته ای هیچوقت تمام نمی شود»، اشاره به انرژی جایگزین بوده است ـ بازهم چیزی که این روزها یکی از چاره جویی های راهبردی برای تامین انرژی است و تقریباً تمامی جهان صنعتی به آن روی آورده اند؟!... آقای دانشمند هسته‌ای!
اصل بقای انرژی، یا به تعبیر شما «پایستگی انرژی» چه ربطی به اظهارات آن جوان دانشجو دارد؟ مگر آن جوان، این اصل را نفی کرده است؟!... البته می دانید که این اصل را دانش آموزان سال دوم راهنمایی هم می دانند و حضرتعالی در افاضات خود غیر از انتساب غلط این اصل به جیمز وات!! خیلی هم شق القمر نفرموده‌اید...!!
راستی! آقای دانشمند! یادتان هست که وقتی سه سال پیش آمریکا و اروپا از فن آوری پیشرفته هسته ای ایران ابراز نگرانی کردند، حضرتعالی در مجلس نطق پیش از دستور فرمودید و ضمن تأیید این پیشرفت به ایران اعتراض کردید که چرا 19 سال به دنیا دروغ گفته و فن آوری پیشرفته هسته ای خود را از آژانس پنهان کرده است؟!
خب! چه شده که سه سال قبل فن آوری هسته ای ایران را پیشرفته می دانستید و امروز، عقب افتاده؟!... و عجیب است که این تناقض گویی شما در هر دو مورد همصدا با آمریکایی ها بوده است؟... راستی شما ایرانی هستید؟!
آقای دانشمند! مشکل شما این است که دانشمندان هسته ای جوان ایران، به قول آقای خاتمی فرزندان جنگ و جبهه و جهاد هستند و از سکولاریسم مورد حمایت شما غیر از سوت و کف چیزی بیرون نیامده است...
باید به این آقای دانشمند! گفت؛ لااقل به چند آدم باسواد در امور هسته ای که مورد وثوق خودتان هم باشند مراجعه بفرمائید و حتی می توانید به صاحبنظرانی که از دشمنان تابلودار ایران اسلامی هستند هم مراجعه کنید... صاحبنظران آمریکایی و اروپایی را که قبول دارید؟!... آیا به نظر شما، همه صاحبنظران هسته ای دنیا ـ منظور غیرایرانی ها و حتی دشمنان ایران اسلامی ـ نمی فهمند و فقط حضرتعالی...
خدا رحمت کند مرحوم سهراب سپهری را که می‌گفت؛
«بد نگوئید به مهتاب، اگر تب دارید... پرده را بردارید، بگذارید که احساس هوایی بخورد...»