تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۵۰۷۷۹

احسان مهرابی
نخستین واکنش‌های ایران به گزارش فعالیت‌های هسته‌ای کشور به شورای امنیت سازمان ملل متحد شاید غایت تصمیمات نبوده و هنوز راهکارهای دیگری در ذهن مسوولین باشد. ایران در موضع‌گیری‌های از ادامه دادن راه خود خبر داده است و در چند واکنش تند نیز، دنیا شاهد اصرار مقامات ایرانی به از سر گیری غنی‌سازی اورانیوم، تعلیق NPT بود.
همه این موارد گرچه می‌تواند نشانی برای آن باشد که طرف ایرانی هیچ انگیزه‌ای برای ادامه دادن اقدامات داوطلبانه خود ندارد و با بی‌صبری خواستار پایان بخشیدن به جنجال بر سر فعالیت‌های هسته‌ای‌اش است اما بی‌تردید واکنش‌های تند به کنش سیاسی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اگر ادامه یابد، چندان تامین‌کننده منافع ایران نخواهد بود. اکنون شاید برداشتن گام اول از سوی غرب برای گزارش پرونده ایران به شورای امنیت، توجیهی محکم برای پایان بخشیدن به پروسه اعتماد‌سازی از سوی ایران باشد اما برای پایان دادن به سلسله تدابیری که تا همین چند ماه پیش هم توانسته بود فرصت باقی است. در حال حاضر غرب گرچه با تصویب قطعنامه جلسه اضطراری شورای حکام راه را برای طرح پرونده ایران در شورای امنیت گشوده است اما در پولتیکی زیرکانه فرصت مناسبی را هم برای بازگشت به صحنه دیپلماسی و میز مذاکره فراهم آورده است. آنها نیک می‌دانند که اگر ایران میز مذاکره را به گونه‌ای تمام و کمال تک گوید، احتمال هر اقدام پیش‌بینی نشده دیگری از سوی ایران نیز در آینده‌ای نامعلوم وجود خواهد داشت و امری است که نه ایالات متحده اروپا به دنبال آن هرگز نبوده و نیستند چه، آنها همواره ترجیح می‌دهند بازیگر میانه میدان سیاست باشند تا تماشاگر تاکتیک‌های هجومی طرف مقابل. اینچنین آنها همواره پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به شورای امنیت تنها گزارش می‌دهند و نه ارجاع، در عین حال هم تاکید می‌کنند که شورای امنیت تنها در ماه مارس وظیفه مطالعه گزارش محمد البرادعی را خواهد داشت و در بند دیگری هم بر ضرورت گفت‌وگو و دیپلماسی تاکید مصرحی دارند. گزارش پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران به شورای امنیت در حقیقت تنها یک اهرام است برای اروپا و روسیه تا در مذاکرات آینده از آن بهره جویند، نه راهی برای بن‌بست گفت‌وگوها و پایان دیپلماسی.
با این تحلیل گرچه کار سخت‌تر شده است اما همچنان ظرفیت مذاکره و حل مسائل، پای میز مذاکره وجود دارد و از برای همین هم است که واکنش‌های ایران به قطعنامه جدید نباید به گونه‌ای باشد که نشانه‌ای از بر هم خوردن بازی سیاسی و بن‌بست راه دیپلماسی را در‌بر گیرد. واکنش‌های اولیه غالبا تند و عجولانه است و در صحنه بین‌المللی نیز چندان جدی گرفته نمی‌شود، مهم موضع‌گیری‌هایی است که مدتی دیگر پس از تحلیل و بررسی و رایزنی مقامات ایرانی از تهران ابراز می‌شود. این موضع‌گیری‌ها معمولا واکنش نهایی یک نظام را در برابر تحولات روشن می‌سازد و اگر مقامات ابراز‌کننده نیز از طیف ارشد دستگاه باشند، بعضا تغییر در آنها هرگز ممکن نیست.
ایران اکنون فرصت دارد بار دیگر به حل مسائل هسته‌ای در پای میز مذاکره بپردازد، این مجال نیز مانند همیشه در اختیار مقامات ایران است تا از طرح چالش هسته‌ای در شورای امنیت بهره جویند و بدون توجه به تبعات بعدی به غنی‌سازی اورانیوم و ادامه پیشرفت در فناوری هسته‌ای بپردازند که این به معنای رودررویی با اروپا استقبال از ارجاع نهایی پرونده به شورای امینت خواهد بود.
فرصت اول اندک و مقطعی است اما برای کار دوم همیشه وقت کافی وجود دارد، اینچنین به نظر می‌رسد بهره‌جویی از فرصت اندک اولیه اگر سودی در پی نداشته باشد، ضرری نیز عاید منافع ایران نخواهد کرد، به علاوه آن که در این مدت نیز برگ دوم ایران هرگز نخواهد سوخت.