دکتر پیروز مجتهدزاده/رئیس موسسه یوروسویک لندن
لازم میدانم در خصوص 2 طرح مطرح در جریان پرونده هستهای ایران و روشهایی که آقایان متکی و لاریجانی اینک معمول میدارند و نیز درباره ضرورت دقت در یک اشتباه فاحش نکاتی را یادآور شوم. پرونده هستهای ایران در شرایط کنونی با 2 طرح مواجه بوده که یکی از آنها در چارچوب رسمی و دیگری به طور غیر رسمی روی میز است. منظورم طرح مسکو و طرح ارائه سانتریفیوژهایی به ایران است که غنیسازی را در درجات پایین انجام میدهد.
1ـ باید بدانیم طرح دوم به طرح روسیه ارجحیت دارد. سابقه این طرح دستکم به یک سال پیش برمیگردد. آنجا که اتحادیه اروپایی و 3 کشور طرف مذاکره ایران خود این طرح را ارائه کرده بودند. آنها آن زمان هم طرح خود را به طور غیررسمی به عنوان یک راهحل احتمالی برای پیگیری طرفین مذاکره مطرح کردند. اما در آن مقطع یکی از مقامات ایران در قبال این طرح واکنش منفی نشان داد و آن را قابل قبول ندانست که البته واکنش در آن مقطع صحیح بود.
اما در شرایط کنونی، ضرورت شکسته شدن بنبست موجود در پرونده هستهای ما حکم میکند این طرح بر طرح روسیه ارجح تلقی شود. اینک لازم است طرفهای درگیر برای برگشت به شرایط عادی، به دنبال راهحلی باشند که توافق طرفین را جلب کند؛ زیرا طرح روسیه هرگز مساله اصلی ایران را که همانا استقلال در تولید سوخت هستهای است، حل نمیکند.
2ـ روسیه در واقع به دنبال چپاول ایران و تامین منافع خود است. سوابق تعامل مسکو با تهران در برنامه هستهای هم تایید میکند که کرملین از حیث ژئواستراتژیک هرگونه قرارداد هستهای با ایران را به کسب امتیازات سیاسی ـ اقتصادی در آینده موکول میکند.
3ـ معتقدم نمایندگان ایران در مذاکرات آینده خود با طرف روس کمتر باید حرف بزنند و بیشتر شنونده باشند، مگر آن که لازم باشد از استقلال ایران در تولید سوخت هستهای دفاع کنند. مذاکرهکنندگان ما باید بدانند روسیه هرگز در موضعی نیست که برای ما شرط تعیین کند که اگر چنین باشد، مسکو همان حکایت اروپاییها را زودتر از موعد معمول آغاز کرده است.
4ـ البته باید بدانیم که ایران نباید طرح مسکو را کنار بگذارد و نیز بدانیم و اروپا هم بداند که نتیجه طرح مسکو تنها به تعمیق نفوذ روسیه در ایران و بیشتر شدن وابستگی تهران به مسکو از منظر ژئوپلتیک منجر خواهد شد و اروپاییها از این واقعیت غفلت کردهاند. اروپا و آمریکا با مشی خصمانه و غیرمنطقی خود در قبال ایران، کوردلانه طرح مسکو را پیگیری میکنند. آنها باید بدانند که روسیه در شورای حکام با آنها همراه شده فقط به این دلیل که برای تامین منافع خود عرصه را بر ملت ایران تنگ کند.
5ـ ما همچنین باید بدانیم که مانعتراشی روسیه در قبال برنامه هستهای ایران با مانعتراشیهای آمریکا و اروپا تفاوت اساسی دارد. برای بیان این تفاوت، لازم است درباره اشتباه فاحش و خطرناکی که این روزها به وجود آمد، نکاتی را به اطلاع برسانم.
اروپا و آمریکا صرفا به منظور پیگیری خواستهای صهیونیسم بینالملل با برنامه هستهای ایران مخالفت میکنند. این که تلاش ما غیرانسانی و پنهان صهیونیسم بینالملل علیه ایران و اسلام را نادیده بگیریم و بگوییم آمریکا و اروپا فقط به دلیل حسادت مانع پیشرفت هستهای ایران میشوند، اشتباه محض است.
اما در مورد روسیه موضوع متفاوت است. یعنی آنها در پی دستورات صهیونیست بینالملل نیستند، اما به طور جدی به دنبال تامین منافع استثماری خود هستند. در عین حال ما قطعا نباید طرح مسکو را رد کنیم، با وجود این همواره بدانیم که قابلیت این طرح مثل جام زهر است که در شرایط خاص باید این جام را سر بکشیم.
6ـ اما پیشنهاد تازهای که به طور رسمی مطرح است، به مراتب نسبت به طرح روسیه ارجحیت دارد. مهم نیست که این طرح را ـ یعنی ارائه سانتریفیوژهایی که غنیسازی با درجات پایین انجام میدهد ـ چه کسی پیشنهاد خواهد کرد. حتی اگر آمریکا هم این طرح را ارائه کند، تفاوتی نمیکند، زیرا چنین طرحی خواسته اصلی ایران را مبنی بر استقلال در تولید سوخت هستهای تامین میکند. این طرح همچنین میتواند بنبست خطرناکی را که پدید آمده از بین ببرد.
7ـ این طرح این فرصت را هم ایجاد میکند که در مقاطع بعد ایران در خصوص افزایش میزان و حد خلوص غنیسازی اورانیوم هم مذاکره کند.
8- به عقیده من، وزارت خارجه در شرایط جدید و مدیریت آقای متکی نسبت به گذشته بهتر عمل میکند. همه میدانند که آقای خرازی روزی که 3 وزیر اروپایی به ایران آمدند، در فرودگاه نوید امتیازاتی را که آنها در تهران دریافت خواهند کرد، به آنها داده بود. اما آقای متکی نشان داده که راسا تصمیمگیری نمیکند و البته تلاش میکند برخی تندرویها را نیز توجیه کند.
9ـ در سیاست خارجی گاه مواضعی از سوی ایران مطرح میشود که منبعث از روحیه انقلابی یک مسئول ایرانی بوده و حاکی از صداقت و صمیمیت است، اما این روش باید حتما با تدبیر همراه شود؛ تدبیری که قادر باشد افکار عمومی جهان را به صلحجویانه بودن نیات ملت ایران و ایرانی آگاه سازد. اگر این راه را طی کنیم، افکار عمومی غرب دولتهای خود را وادار خواهند کرد از سیاستهای خصمانه علیه ایران و اسلام دست بردارند.
10ـ معتقدم آقای لاریجانی تاکنون عملکرد خوبی داشته است. اداره پرونده هستهای ایران در شرایط کنونی کمتر شعارزده است و حرکت صحیحتری به سمت روشهای دیپلماتیک در پیش گرفته است. اعتقاد دارم هر کودکی قادر است طوری عمل کند که یک کشور به سمت انزوا کشیده شود، اما هنر ما باید این باشد که در دفاع از نظام اسلامی از روشهای قاعدهمند بهره ببریم.