تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۵۰۷۹۶

زمانی که چرچیل (سیاستمدار مشهور انگلیسی) دوران بازنشستگی خود را طی می کرد , در یک مصاحبه اختصاصی خبرنگار تایمزلندن از او پرسید : آیا نگران آینده دیپلماسی کشور نیستید چرچیل جواب می دهد : بله. به شدت نگران هستم. نگران اینکه دیپلماتهای آینده دستگاه دیپلماسی انگلیسی به دست دانشمندان ابله بیفتد. خبرنگار با تعجب می پرسد : چرا به نسل آینده دیپلماسی کشور انگلیس توهین می کنید چرچیل جواب می دهد : این توهین نیست.
این یک واقعیت است. نسل ما دیپلماسی را در میان خون وآتش و جنگ آموخته , آبدیده و تجربه اندوخته است , اما نسل آینده , دیپلماسی را روی نیمکت دانشگاه و پشت میز وزارت خارجه می آموزند. آنها سیاستمدارانی خواهند شد در درجه عالی بلاهت و حماقت. چون علم بدون عمل فقط به خود بزرگ بینی انسان کمک می کند و خودبزرگ بینی و تکبر مساوی است با بلاهت و حماقت.
در تاریخ انقلابهای جهان 17 شهریور 57 انقلاب اسلامی ایران , یکی از مقاطع حساس تاریخی است. در 17 شهریور سال 1357 که مصادف با روز جمعه بود و به جمعه سیاه مشهور شد , شاه تصمیم گرفت برای سرکوب تظاهرات مردمی , دست به خشونت نظامی بزند , به خیال اینکه با به رگبار بستن تظاهرکنندگان , مردم وحشت می کنند و دیگر به خیابانها نمی ریزند و انقلاب متوقف می شود. برهمین اساس به گارد شاهنشاهی دستور داده شد به میدان شهدا (میدان ژاله سابق) هجوم برده و هر کس را که برای تظاهرات آمده بودند و در خیابانها حضور داشتند به رگبار مسلسل ببندند.
عکسها و تصاویر تلویزیونی این جنایت رژیم شاه موجود است و جزئیات آن در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده است. در این جنایت صدها تظاهرکننده تهرانی شهید و مجروح شدند و شاه با هلی کوپتر ناظر این جنایت خود بود. اما درباره 17 شهریور و جمعه سیاه یک نکته ناگفته وجود دارد که متاسفانه یا خوشبختانه تا امروز که قریب به 27 , 28 سال از آن تاریخ می گذرد , تاکنون فرصت بحث و موشکافی پیرامون آن بدست نیامده بود و آن اشتباه دیپلماسی چین در دوره زعامت و رهبری دنگ شیائوپینگ و یا به قول مصطلح آن روزها تنگ شیائوپینگ است.
رهبر این جماعت شخص تنگ شیائوپینگ بود. در اوج جنایتهای شاه و در کوران انقلاب و در آستانه پیروزی انقلاب , در مقطعی که رژیم حتی چندین عقب نشینی تاکتیکی انجام داده بود , جمعی از زندانیان سیاسی را آزاد کرده بود , دولت را عوض کرده بود , درست در چند ساعت بعد از این جنایت و به رگبار بستن مردم بیدفاع و بیگناه در یکی از میادین اصلی در شرق مرکز حکومت , آقای تنگ شیائوپینگ به تهران آمد و نه تنها با شاه ملاقات رسمی کرد و حمایت خود را از نظام شاهنشاهی اعلام کرد , بلکه به دست بوس همسر شاه هم رفت.
چندماه بعد (شهریور ـ مهر ـ آبان ـ آذر ـ دی ـ بهمن) که انقلاب به پیروزی رسید , چینی ها دماغ سوخته ترین دیپلماتهای جهان نام گرفتند.
چون چینی ها حتی از آمریکائیها و اروپائیها هم عقب افتاده تر عمل کردند. یعنی آمریکائیها و اروپائیها خیلی زودتر از چین و شوروی به واقعیتها پی بردند. این حرکت ناشیانه چین باعث شد که این کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سالیان سال از نعمت وجود روابط صمیمانه با کشور بزرگ و مهمی در خاورمیانه و جهان محروم بشود. اشتباه تنگ شیائوپینگ نه تنها به کشور چین ضربه سهمگینی وارد کرد , بلکه به گروههای سیاسی ایرانی نیز که مطابق جو سیاسی و شرایط آن روزها پیرو مشی مائو بودند و به «مائوئیستها» مشهور شده بودند ضربه سهمگین تری وارد کرد.
مائوئیستهای ایرانی نسبت به سایر گروه های چپ از جمله حزب توده ایران , استالنیستها (که مظهر آن گروه پیکار بود) و لنینستها و... واقع گراتر و مردمی تر بودند , به فرهنگ ملی و اسلامی مردم ایران احترام می گذاشتند و معتقد به مبارزه ضدملی و ضداسلامی نبودند. در حالیکه تمام گروه های طرفدار شوروی و مارکسیست لنینست ها معتقد به مبارزه با فرهنگ ملی و اسلامی مردم ایران تحت عنوان مبارزه با بورژوازی و خرده بورژوازی بودند. حتی برخی از گروه های چپ مبارزه با مذهب را مقدم بر مبارزه با رژیم شاهنشاهی می دانستند.
غرض اینکه حرکت احمقانه چینی ها آن چنان چندش آور بود که گروه های داخلی ایرانی طرفدار چین (مائوئیستها) هرگونه پایگاه مردمی خود را در داخل ایران از دست دادند و علی رغم آنکه رهبران حزب مشهور مائوئیست آن زمان (حزب رنجبران ایران) با سران نظام جمهوری اسلامی روابط نزدیکی برقرار کردند و به هیچ عنوان تن به مبارزه مخفی و مسلحانه ندادند , اما باز هم نتوانستند در عرصه سیاسی آن روزها قد علم کنند و از گروههای مخرب و وابسته ای مثل حزب توده ایران , باند منافقین , چریکهای فدایی خلق و... هم عقب تر بمانند.
چین امروز نیز در جریان «انقلاب هسته ای» ایران دارد همان اشتباهی را مرتکب می شود که در جریان انقلاب اسلامی ایران مرتکب شد. و حالا انسان احساس می کند که روی سخن آن روز چرچیل نه تنها با دستگاه دیپلماسی انگلیس بلکه با دستگاه دیپلماسی بسیاری از کشورها از جمله چین , دانمارک , آلمان , فرانسه , اتریش و... هم می تواند باشد. دیپلماسی امروز در کشورهایی مثل چین و آلمان و دانمارک در دست کسانی است که دیپلماسی را در روی نیمکت دانشگاه ها و پشت میز وزارتخانه ها آموخته اند و هیچ گاه در عرصه عمل و جامعه شناسی ملتها وارد نشده اند. ای کاش بزرگان چین امروز , دانمارک امروز , آلمان امروز , انگلیس امروز و... از چرچیل درس عبرت بگیرند و اشتباه دهشتناک تنگ شیائوپینگ و تنگ شیائوپینگ ها را مرتکب نشوند.