تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۸:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۵۰۸۲۲

نوشته: عبدالباری عطوان
آمریکا در قبال جنایت اخیر نیروهای صهیونیست در ساحل غزه که به شهادت یک خانواده فلسطینی از جمله یک کودک شیر خواره انجامید، سکوتی مرگبار اختیار کرده است؛ چرا که قربانیان این جنایت فلسطینی و قاتلان آن صهیونیستی هستند.
به دنبال این جنایت دولت "اسراییل" همچون گذشته بلوایی به پا کرد و موفق شد با صدور بیانیه ای دروغین، خشم محافل بین المللی را فرو نشاند. تل آویو در این بیانیه اعلام کرد که یک کمیته حقیقت یاب نظامی ثابت کرده است که این خانواده بر اثر انفجار مینی که حماس آن را به منظور جلوگیری از نفوذ و ورود نیروهای "اسراییلی" در این منطقه کار گذاشته بود، به شهادت رسیده اند و این در حالی است که "هیومان رایتس" و "وتش" کارشناسان مسائل نظامی وابسته به کمیته پیگیری حقوق بشر آمریکا تاکید کرده اند که این خانواده بر اثر اصابت یک گلوله خمپاره صهیونیستی به شهادت رسیدند و برای اثبات مدعای خود ادله علمی ارائه کردند.
زمانی که روایت ها و اخبار تناقض پیدا می کنند، برای شناخت حقیقت به یک گروه بی طرف پناه برده می شود مانند پناه بردن آمریکا و فرانسه به شورای امنیت سازمان ملل جهت صدور قطعنامه ای برای تشکیل یک کمیته بین المللی تحقیق درباره ترور رفیق حریری و شناسایی عاملان آن.
قانون بین المللی زمانی که موضوع به دولت عبری و جنایت های آن مربوط می شود، مسکوت می ماند؛ چرا که ریختن خون عرب ها مباح و امری حلال است و آقای کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل که از حامیان سرسخت کمیته تحقیق ترور حریری بود، از انجام تحقیق درباره کشتار ساحل غزه حمایتی نکرد و تنها به اندکی ابراز همدردی با قربانیان این جنایت شنیع آن هم به خاطر فرار از سرزنش و ملامت، بسنده کرد.
ایهود اولمرت نخست وزیر "اسراییل" در اظهارات اخیر خود مبنی بر این که هرگز با تشکیل کمیته تحقیق درباره حادثه اخیر موافقت نخواهیم کرد این حقیقت را مورد تاکید قرار داد.
در این میان ژنرال "مئیر کلیفی" رئیس کمیته تحقیق "اسراییل" نیز در راستای گمراه سازی افکار عمومی مدعی شد که محال است که اعضای این خانواده بر اثر یک حمله توپخانه ای ارتش "اسرائیل" کشته شده باشند؛ زیرا ترکش های خارج آمده از بدن یک کودک در بیمارستان تل آویو، ترکش گلوله توپ نبوده است.
سوالی که مطرح می شود این است که اگر این افراد تا این حد به گفته های خود اعتماد دارند، پس چرا با تحقیق بین الملل بی طرف تحت نظارت تعدادی کارشناس زبده مخالفند؟! کار تحقیق بسیار ساده است و فقط به چند روز وقت نیاز است. ترکش ها و پیکرهای پاک شهدا و مجروحان نیز موجود است.
مشکل اصلی در ابتدا متوجه رهبری فلسطین و سپس حکام عربی است؛ چرا که محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین رسما خواستار تشکیل چنین کمیته ای نشد؛ همانگونه که درباره درگذشت عرفات نیز رسما خواستار تشکیل کمیته تحقیق نشد. حتی دکتر نبیل شعث وزیر خارجه فلسطین نیز صهیونیست ها را به طور غیر مستقیم از دست داشتن در این جنایت تبرئه کرد. وی در جمع خبرنگاران گفته بود که گزارش های فرانسوی ها موضوع مسموم شدن عرفات را تکذیب کرده اند.
نمایندگان عرب در سازمان ملل از هر گونه رویارویی با "اسراییل" و آمریکا واهمه دارند. به نظر می رسد که "جان بولتون" نماینده دایم آمریکا در سازمان ملل آنان را این گونه ترسانده است تا جائی که آنان ابتدایی ترین حقوق و وظایف اخلاقی خود را نادیده انگاشته اند.
"اسراییلی ها" از طریق قتل عام نازی ها، کوره های آدم سوزی، اتاق های گاز و داستان "آن فرانک" دختر بچه یهودی که خانواده اش را در جریان هولوکاست از دست داد، از جهانیان باج گیری می کنند. این وقایع به عنوان بخشی از دروس در بیشتر مدارس اروپایی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان تدریس می شود.
"هدی غالیه" دختر بچه فلسطینی که با گریه کردن برای پدر و مادر و برادرانش که تن آنان به ضرب گلوله توپ "اسرائیل" پاره پاره گشته بود، میلیون ها عرب را به گریه انداخت. داستان غالیه شبیه داستن فرانک یهودی است. آه و ناله این دختر حقیقی است. جنازه های خانواده اش روی ماسه های دریا در حالی که غلط در خون شده بودند نیز حقیقی است.
فیلم دروغ نمی گوید، ولی "اسراییلی ها" با گستاخی هرچه تمامتر دروغ می گویند و متاسفانه در واشنگتن عده ای دروغ آنان را باور می کنند و بر جنایت شان سرپوش می نهند.
از این رو، سازمان ملل از دید ساکنان جهان سوم اعتبار و جایگاه خود را از دست داده است و به یک نهاد کوچک وابسته به یکی از ادارات وزارت امور خارجه آمریکا مبدل گشته است.
آرزو می کردیم که آقای عنان که در آستانه بازنشستگی قرار دارد، موضع شجاعانه ای در قبال این جنایت اتخاذ می کرد و در حمایت از حق و پشتیبانی از منشور سازمان ملل در خصوص دفاع از حقوق مظلومان خواستار انجام تحقیقات بین المللی درباره این کشتار می شد، اما متاسفانه این کار را انجام نداد و ترجیج داد تا در قبال چنین جنایتی سکوت اختیار کند.
هیچ کس در قبال قتل عام عرب ها در غزه، جنین، فلوجه، سامرا و حدیثه واکنش نشان نمی دهد و هیچ کس علیه آن اعتراض نمی کند و از جمله آنان رهبران عرب هستند که تمام هم و غمشان این است که با گستراندن فرش قرمز زیر پای اولمرت در شرم الشیخ از او استقبال کنند و با او گپی صمیمانه بزنند، گویی اولمرت دوست صمیمی آنان است.
این مواضع رهبران عربی صهیونیست ها را به ارتکاب جنایات تشویق می کند و زمینه مناسبی را برای تشدید تندرویی و خشونت در منطقه فراهم می سازد و ده ها و شاید هزاران جوان سرخورده و ناامید را برای پیوستن به سازمان هایی همچون "القاعده" تشویق می کند و آنان را به منفجر کردن خودشان در میان مردم وادار می کند. زمانی که دولت آمریکا بر این کشتار وحشیانه سرپوش می گذارد و از طریق سازمان بین الملل مانع از انجام هرگونه تحقیق درباره آن می شود، هرگز نباید از گسترش موج تنفر و کراهیت از آن نه تنها در جهان اسلام بلکه در سراسر جهان ابراز تعجب کند. آمریکا نه تنها در گرسنه نگه داشتن کودکان فلسطینی، بلکه با همکاری با دولتی تروریست (اسرائیل) در پاره پاره کردن جنازه های آنان نیز دست دارد؛ دولتی که بر اساس آخرین سرشماری های انجام گرفته توسط سازمان های بشردوستانه ناظر بر جنایات صهیونیست ها، تاکنون 980 کودک را به خاک و خون کشیده است.