تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۵۰۸۴۲
بررسی نکات اشتراک و افتراق عقیده به ظهور منجی در ادیان مختلف

عقیده به ظهور منجی ،‌اعتقادی است که تقریبا در تمام ادیان وحدانی مشترک است. این باور یکی از اصلی ترین مؤلفه هایی است که شالوده هر دین را تشکیل می دهد. تنها کافی است سری به متون مقدس ادیان مختلف بزنیم تا به خوبی در یابیم که این آرزوی دیرینه آدمیزاد چگونه در لابه لای خطوط این متون شکل گرفته و ظاهر شده است. هر چند که ادیان دارای وجوه مشترک و تشابهات عقیدتی بسیاری هستند که کند وکاو درباره آنها ، پژوهنده را به این یقین می رساند که منشأ تمام ادیان جهان از اسلام گرفته تا زردشت و یهودیت ... همه و همه یکی است و این وجوه مشترک چنان فراوان هستند که پرداختن به تمامی آنها در یک گزارش نمی گنجد.به همین خاطر این نوشتار در پی بررسی تنها یکی از این تشابهات در ادیان و آن عقیده به ظهور منجی است .
این که این اعتقاد در دین های مختلف چگونه است و پیروان ادیان الهی چگونه انتظار آمدن او را می کشند سؤال‌هایی که سعی شده در این نوشتار برای آن پاسخی در خور یافته شود. اعتقاد به ظهور منجی در دین اسلام به سبب دو گرایش عمده ای که باعث به وجود آمدن فرقه شیعه و سنی در این دین گردید به رغم اشتراکات فراوان ،‌با تفاوت های فراونی نیز رو به روست . حجت الاسلام و المسلمین «‌حسن مقدم»، معاون امور بین المللی موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)  درباره عقیده به منجی در دین اسلام می گوید:«‌از نظر مبانی قرآن،‌اصل اعتقاد به ظهور منجی کاملا روشن و شفاف است . در فرهنگ قرآنی و در آیات مختلفی که خداوند در کتاب خود مطرح می کند فاتحان زمین حق طلبان و ستمدیدگان جهان هستند. در حقیقت جریان حرکت تاریخ و روند آن به صورت غلبه حق بر باطل مطرح می شود. بنابراین ریشه های قرآنی این باور در کلیه مذاهب اسلامی به عنوان یک اصل مشترک مورد وفاق است و کلیه فرق اسلامی این مسأله را پذیرا هستند که نهایت تاریخ بشریت به ظهور یک منجی ختم می شود و او تحقق بخش اراده خداوند متعال بر زمین است.»
در این میان شیعیان معتقدند که منجی از نسل پیامبر اکرم اسلام و پسران حضرت علی(ع) است که پس از وانهادن امامت به فرزند بزرگتر خود یعنی حضرت امام حسن(ع) و سپس حضرت امام حسین(ع) ، نسل به نسل از پدر به پسر منتقل شده تا به امام حسن عسگری(ع) ،‌رسیده است . ایشان این ودیعه را به فرزند کوچک خود ، حضرت ولی عصر(عج) سپرده اند.
حضرت مهدی(عج) از آغاز زندگی خود به سبب دشمنی و کینه توزی حکومت و دشمنان مجبور به اختفا و پنهان شدن بودند. از این سبب ،‌زندگی ایشان به دو دوره غیبت صغری و غیبت کبری تقسیم می شود که در حال حاضر ایشان در غیبت کبری به سر برده و تا زمان ظهور که زمانش از سوی خداوند تعیین می شود ، دور از دیده انسان ها ، در این جهان زندگی می کنند.
اما این عقیده در گروه دیگری از مسلمانان یعنی اهل تسنن رنگ و روی دیگری به خود می گیرد. اصل تسنن معتقدند که منجی در حال حاضر وجود ندارد و کسی است که در زمان مقتضی به دنیا خواهد آمد.
«حسن مقدم » ،‌تفاوت در این باور را در اصل موضوع نمی داند و می گوید:‌«‌تفاوت بین شیعه و سنی در اصل قضیه نیست بلکه در تفسیر و تبیین این قضیه است. چرا که اهل تسنن بر این باورند که منجی بعدها به دنیا می آید و پیدا می شود.»‌
وی می افزاید: « قرآن کریم بر این باور است که روند تاریخ به سوی یک نوع تقابل بین حق و باطل پیش می رود. این تقابل در نهایت به سوی غلبه حق ختم می شود. بر اساس همین نگاه ریشه ای در قرآن کریم اصل مسأله غلبه حق بر باطل یعنی جریان پیشتازی مورد توافق همه فرق و ملل اسلامی است. منجی بشریت خواهد آمد و عدالت تحقق خواهد یافت و این حق و عدالت به دست انسان شایسته ای صورت خواهد گرفت.»
به گفته مقدم ،روایات مختلف شیعه همگی نام او را مهدی دانسته اند و به اعتباری معتقدند که او از نسل پیامبر است.
وی علت اختلاف در این عقیده بین شیعه و سنی را دارای ریشه تاریخی می داند و می گوید :« بعد از مرگ پیامبر مسأله‌ای به نام امامت در فرهنگ شیعه شکل می گیرد. شیعه معتقد است که وصالیت انجام گرفته و طبق وصیت پیامبر ، علی(ع) جانشین اوست حال آن که سنی ها به چنین موضوعی اعتقاد ندارند.»
مقدم در پاسخ به این سؤال که علت شکل گرفتن عقیده به ظهور منجی جدای از تفاوت هایی که در فرق اسلامی وجود دارد، چیست ، می گوید : « این نگاه از درون و فترت انسان ها نشأت می گیرد. شما تحت هر گرایش ، هر فرهنگ و عقیده و باوری که باشید همیشه به یک جامعه برتر فکر می کنید. حتی اندیشه های ملحدانه مثل مارکسیسم نیز به جامعه برتر و آرمانی معتقد است . چرا که اگر چنین عقیده ای نداشته باشید آن وقت انگیزه ای برای ادامه دادن نخواهید داشت و جامعه پویایی خود را از دست خواهد داد.»
اما عقیده ظهور منجی تنها منحصر به اسلام نیست. در دین زرتشت که یکی از کهن ترین ادیان وحدانی جهان است از کسی به نام «‌سوشیانس » سخن به میان آمده است . کسی که در پایان جهان ظهور خواهد کرد و باعث پیروزی اهورامزدا بر اهریمن پلید و ناپاک می شود.
پیروان این دین معتقدند که در پایان آخرین سه هزاره عمر دوازده هزار ساله جهان فرزند روحانی زرتشت یعنی سوشیانس ظهور می کند.اما پیش از سوشیانس « اوشیدر و اوشیدر ماه » بوده اند که به کمک مظلومان و بهدینان آمده اند.
در کتاب بندهش که یکی از آثار زردشتی نگاشته شده در سده های اول اسلامی است و کتابی انباشته از داستان ها و روایات اساطیری از آغاز آفرینش تا رستاخیز جهان از دید مذهب زردشت است آمده ،‌که زرتشت پیامبر ، سه زن داشت. وی نزد پادشازن و نخستین زن خویش هووی رفت ، سه بار و هر بار تخمه وی به زمین اندر شد.» زیرا چنین تصور بود که از آن تخمه ،‌به هنگام احیای کیهانی ، سه پسر زاده شود . اوشیدر ، اوشیدرماه و سوشیانس . زیرا در پایان عمر 12 هزار ساله جهان ، دوشیزه ای به نام «اَرِدَدبد»که در دریای «کیانسه»‌ آب تنی می کند،‌از آن تخمه بار بر می دارد و سوشیانس نجات دهنده را به دنیا می آورد. همچنین درباره چگونگی نوسازی آینده پس از سوشیانس آمده است :‌« از آن جای مشی و مشیانه (نخستین زن و مرد آفریده شده توسط اهورامزدا)هنگامی که از زمین برستند، نخست آب ، سپس گیاه ، سپس شیر و سپس گوشت خوردند، مردم نیز به هنگام مردن شان نخست از گوشت و سپس از شیر و نان خوردن نیز بایستند و تنها ، تا به مردن آب خورند. ایدون نیز ، به هزاره اوشیدر ماه نیروی از بکاهد که مردم به یک خوراک سه شبانه روز به سیری ایستند . پس از آن ، از گوشت خوردن بایستند و گیاه و شیر گوسفندنا خورند. سپس از آن شیرخواری نیز ایستند، سپس ، از گیاه خواری نیز ایستند و آب خوار بُوَند. ده سال پیش از آن که سوشیانس آید ، از نان خوردن ایستند و نمیرند و ...
به روایت بندهش رستاخیز مردگان نیز از پی ظهور سوشیانس فرا می رسد.
اما فرنگیس مزداپور، معلم علوم دینی زردشتی درباره سوشیانس و عقیده زردشتیان به ظهور منجی می گوید:«منجی ها در دین زردشتی اول هر هزاره به وجود می آیند و صفت عمومی ایشان در سودرسان است که به زبان فارسی میانه آن را سوشیانس می نامند . یعنی کسی که به مردم سود زیاد می رساند.»
وی این پدیده را در فرهنگ زردشتی همانند دین اسلام دارای دو نحله و تعریف متفاوت می داند و می گوید : « گروه اول علمایی هستند که متعلق به هزاره خاموشی و حوزه های علمیه دین زردشتی هستند و عقیده دارند که این منجی از سیستان ظهور خواهد کرد ولی نحله دیگری از علمای زردشتی که از سال 1771 پدید آمدند به هیچ اسطوره ای راجع به سوشیانس معتقد نیستند و عقیده دارند هر کس که کار مهمی برای جهان انجام دهد می تواند سوشیانس باشد کما این که به «‌انگپیل دو پرون »‌دانشمند فرانسوی که کتاب زند اوستا را ترجمه کرد صفت سوشیانس دادند.
مزداپور همچنین از جاویدانانی چون کیخسرو زنده جاوید و پشوتن پس اسفند یار نام می برد که به کمک سوشیانس خواهند آمد. به طوری که زردشتیان در نماز های خود برای سلامتی کیخسرو دعا می کنند.»
اما دین دیگری که در آن به طور کامل و بنیادی عقیده به ظهور منجی وجود دارد مسیحیت است . در واقع دین مسیحیت تنها دینی است که در آن خود پیامبر یعنی عیسی پسر مریم در پایان جهان ظهور می کند و به یاری ستمدیدگان جهان می پردازد.مسیحیان معتقدند که هنگام به صلیب کشیدن حضرت عیسی(ع) وی نه تنها کشته نشد بلکه صعود کرده و به جهان دیگر رفت تا در وقت لازم دو باره رجعت کند و جهان را نجات دهد. مسیحیان نیز بر این عقیده اند که مسیح دوباره ظهور خواهد کرد و معتقدند که او زنده است و هنگامی ظهور می کند که جهان را تیرگی و نابرابری و ظلم و ستم فرا گرفته باشدو او که منادی صلح و دوستی است با ظهور خود جهان را پر از دوستی و صلح و عدالت می کند.
در انجیل ، کتاب مقدس مسیحیان درباره به صلیب کشیده شدن عیسی روایت های مختلفی وجود دارد که هر کدام متعلق به یکی از شاگردان اوست . در سرگذشت عیسی مسیح به روایت «‌متی » آمده است که عیسی پس از مصلوب و دفن شدن صبح روز بعد زنده شد و مریم مجدیله و آن مریم دیگر که به سرقبر او رفته بودند ، او را دیدند که از آنها خواست شاگردانش را به جلیل فرا بخواند . سپس عیسی به شاگردانش گفت که دستوراتش اطاعت کنند . اما « مرقس» چنین روایت می کند که عیسی روز یکشنبه صبح زود زنده شد و مریم مجدلیه اولین کسی بود که او را دید و هم او شاگردان عیسی را از زنده شدن اش خبر کرد ولی آنها حرف او را باور نکردند تا این که به چشم خود دیدند. مرقس می گوید که عیسی پس از سفارش کردن به شاگردان خود به آسمان رفت و به دست راست خداوند نشست. لوقا و یوحنا نیز روایت های مختلفی از این واقعه دارند. هر چند که در هیچ کدام از این روایت ها درباره بازگشت مسیح پس از دوباره زنده شدن اش سخنی به میان نرفته است اما در «‌مکاشفه » آخرین قسمت کتاب عهد جدید رویدادهای آخر زمان پیش بینی شده است. نبرد،‌ ناآرامی، قحطی، مرگ، سکوت مطلق و غضب خداوند از جمله شرایطی هستند که برای جهان پیش بینی شده اند. در آخر این قسمت چنین آمده است: «... عیسی مسیح می فرماید: گوش کنید! من به زودی می آیم! خوشا به حال کسانی که آنچه را که در این کتاب پیشگویی شده، باور می کنند.» سپس یوحنا _ نویسنده این قسمت از فرشته ای که این حقایق را به او آشکار کرده می شنود: «پیشگویی های این کتاب را در دسترس همه بگذار چون به زودی به وقوع خواهد پیوست. وقتی آن زمان فرا رسد بدکاران باز هم به کارهای بد خود ادامه خواهند داد و فاسدان باز هم فاسدتر خواهند شد ولی خوبان، خوب تر و پاکان، پاک تر می گردند.»
«... کسی که این چیزها را گفته است می فرماید: بله من به زودی می آیم. آمین ای عیسای خداوند، بیا!» ...
اما دین یهودیت نیز مانند دیگر ادیان وحدانی به ظهور منجی معتقد است: «من با ایمان کامل، به آمدن «ماشیح» اعتقاد دارم و اگر چه او تاخیر کند، با این حال هر روز در انتظار او هستم که بیاید.» (اصل دوازدهم از اصول سیزده گانه ایمان یهود)‌
در تورات پس از شرح چگونگی تکوین جهان هستی، خلقت انسان و ذکر تاریخ پیامبران اولیه، ظهور منجی موعود به بشر نوید داده می شود. انتظار، جوهره اصلی یهودیت در همه زمان ها به شمار می رود در واقع یکی از پایه های اساسی و اصول مهم آیین یهود، ایمان به ظهور «ماشیح» و دوره نجات یا «گئولاست». طبق نظر عالمان دین یهود هر فرد یهودی که به ماشیح اعتقاد نداشته باشد یا چشم به راه آمدن او نباشد، منکر سخنان حضرت موسی و دیگر انبیای بنی اسرائیل است.
آرش آبایی مسئول کمیته فرهنگی انجمن کلیمیان تهران و مجله افق بینا درباره ظهور منجی در دین یهود می گوید: «در دین یهود نیز مانند تمام ادیان الهی عقیده به ظهور منجی به طور قاطع وجود دارد. این منجی که ماشیح نام گرفته است در زمانی ظهور می کند که مردم آمادگی و شایستگی لازم را از خود نشان دهند و ظهور او به این موضوع کاملا بستگی دارد.»
‌ وی ادامه می دهد: «امکان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد، حتی تا پیش از این کسانی بوده اند که به این لقب مفتخر شده اند و این بدان معنی است که او در وقت مناسب برای ظهور از آسمان ها پایین نمی آید بلکه او همیشه روی زمین است. او بشری خاکی است با پایه و مقام بسیار مقدس و روحانی.»
او می گوید که اعتقاد به ماشیح در دین یهود از جمله اهداف اولیه آفرینش جهان خوانده شده و او انسانی است خاکی از اولاد بشر که به گونه ای عادی متولد شده است. ماشیح نیز مانند بسیاری دیگر از منجیان در ادیان دیگر که از فرزندان پیامبران به شمار می رود نسب اش به حضرت داوود و حضرت سلیمان می رسد.
آبایی یکی از نشانه های ماشیح را صداقت و پارسایی می داند که از آغاز تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود به عالی ترین و والاترین درجات تکامل روحانی دست خواهد یافت.
او می افزاید: «یهودیان در طول تاریخ به سبب رنج ها و ستم های بی شماری که متحمل شده اند به ماشیح بیش از پیش اعتقاد دارند. آنها در نمازهای روزانه خود برای ظهور او دعا می کنند تا با گرد آوردن آنان در سرزمین خود آنان را به آرزوی دیرینه شان یعنی انجام کامل و با شکوه مراسم مذهبی در بیت المقدس برساند.»
او توبه، انجام مراسم روز مقدس شنبه، مطالعه تورات و علوم دینی، دادن صدقه و اتحاد و دوستی افراد جامعه را از عواملی می داند که ظهور ماشیح را تسریع خواهد کرد.
نکته جالب· آنچه که مسلم است جدای از اشتراک عقیده به آمدن منجی در ادیان مختلف،· توجه دیگر علایم ظهور و شرایطی است که هر دین برای ظهور ناجی خود آن را بر می شمرد. به عنوان مثال در اسلام و در مذاهب شیعه نشانه های فراوانی درباره علایم ظهور مهدی موعود(عج) وجود دارد. در باقی ادیان نیز چیزی که یکسان و مشابه می نماید عقیده همه آنها به فراگرفتن ظلم و ستم و نابرابری و بی عدالتی در تمام جهان و در رنج و سختی به طوری که آنان بی صبرانه منتظر ظهور او هستند.·بودن مردم جهان است ،
_ کسی به درستی نمی داند که منجی وعده داده شده در ادیان مختلف چه زمانی ظهور خواهد کرد و کسی نمی داند که آیا جهان آشفته و رو به ویرانی نهاده امروز همان جهانی است که پیامبران در آستانه آمدن منجی پیش بینی اش کرده اند یاخیر. نشانه شناسی ظهور منجی، تبحری است که در حد توان و دانش هر کسی نیست، اما آنچه که مسلم می نماید این است که او بالاخره خواهد آمد. او که نامش یا مهدی است یا سوشیانس یا مسیح یا ماشیح. در هر صورت فرقی هم نمی کند که او چه نامی داشته باشد. چیزی که هست و واقعیت دارد این است که او خواهد آمد. در آن هنگام دیگر هیچ تازیانه ای بر گرده هیچ مظلومی رد خون بر جای نخواهد گذاشت و مفهوم جنگ، کینه توزی، گرسنگی، فقر ، رذالت و پستی از فرهنگ مفاهیم بشری رخت بر خواهد بست . او سفره های پر از نان، آسمانی پر برکت و دنیایی سرشار از عدالت را با خود به همراه می آورد تا بشر از پس چندین هزار قرن مرارت و رنج به آسودگی برسد.
«من خواب دیده ام که کسی می آید» ...