تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۰۹۳۶

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
برگزاری اجلاس سران 8 کشور صنعتی جهان در شهر « هوکایدو » در شمال ژاپن فرصتی برای واکاوی بحرانهای جهانی غذا و انرژی به وجود آورده است . موج عظیم جمعیت معترضین و تظاهر کنندگانی که نقش 8 کشور صنعتی را در این 2 بحران جهانی برملا می کنند به خوبی نشان می دهد که ریشه های این بحران و عوامل موثر در هر 2 بحران شناسائی شده است .
روزنامه آمریکائی نیویورک تایمز طی مقاله ای به نقش آشکار و نهان کشورهای صنعتی بویژه آمریکا و اتحادیه اروپا در بحران غذا اشاره دارد ولی با جمله پردازیهای محافظه کارانه صرفا به بخش هائی از فعالیت غرب در این مقوله پرداخته و آنرا فقط درحد « سو مدیریت » و دست بالا « سیاستهای غلط » ارزیابی می کند حال آنکه آمریکا و اتحادیه اروپا « تعمدا » و با آگاهی کامل نسبت به نتایج حاصله و نه از روی اشتباه و ندانم کاری دست به چنین اقداماتی زده اند.
خوبست برای آنکه درک بهتری نسبت به قضایا داشته باشیم فهرست اصلی ترین تصمیمات و اقدامات موثر در بحران جهانی غذا را مرور کنیم :
زمینه سازی و اقدام کشورهای صنعتی برای تولید « سوخت زیستی » از محصولات کشاورزی و از جمله تبدیل محصولات کشاورزی به اتانول که برای مثال تمامی رشد تولید جهانی ذرت بین سالهای 1383 تا 86 قربانی تولید اتانول در آمریکا شده است . بعلاوه در آمریکایی لاتین و کشورهای عضو اتحادیه اروپا بخش اعظم محصولات کشاورزی توسط صنایع تولید اتانول بلعیده شده است و حتی خودروهای سازگار با محصول جدید که با اتانول بعنوان سوخت کار می کنند در مقیاس وسیعی وارد بازار شده که اشتهای مصرف اتانول در مقیاس منطقه ای و جهانی را به شدت افزایش دهد و باعث رشد تقاضا شود. همین سیاست که دقیقا تعمدی اتخاذ شده قیمت جهانی ذرت و دانه های خوراک دام را افزایش داده و در نتیجه کشاورزان به جای کشت ذرت به کشت سایر محصولات کشاورزی روی آوردند و بطور تصنعی نیز باعث کمبود ذرت در بازار جهانی و توزیع مصرف شدند.
نباید از نظر دور داشت که صرفنظر از استفاده های این چنینی از محصولات کشاورزی برای تولید اتانول در مقیاس عظیم صنعتی غرب عموما از سیاست انهدام محصولات کشاورزی از جمله گندم شکر و حتی نابود کردن دام های زنده در مقیاس انبوه مانع ورود محصولات بیشتر به سیکل مصرف شده و از این طریق سعی کرده است از کاهش قیمت محصولات کشاورزی و فرآورده های گوشتی در سطح جهانی جلوگیری کند.
علاوه بر این نوسانات شدید قیمت محصولات کشاورزی در طول ماههای اخیر نشان می دهد که این پدیده یک فرایند طبیعی و عادی نیست بلکه تحت تاثیر دستهای پنهان و آشکار شوکهای مصنوعی به بازار جهانی محصولات کشاورزی وارد می شوند و حتی باجنجال تبلیغاتی سعی شده به این پدیده دامن زده شود.
البته برخی حوادث نیز تحت عنوان واکنش های طبیعی جوامع محروم نسبت به رشد فزاینده قیمت مواد غذایی در جهان قابل درک است .
این پدیده را به صورت هجوم افراد پابرهنه و محروم به مزارع گندم به منظور دستیابی به حداقل یک وعده نان در گوشه و کنار جهان شاهد بوده ایم که البته با استخدام افراد مسلح به منظور حفاظت نظامی از کشتزارهای وسیع گندم به آن پاسخ داده شده است .
علاوه بر این موارد نکته ای ظریف و کلیدی وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته ولی بسیار حیاتی به نظر می رسد و آن اصرار غرب برای معرفی کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت و گاز بعنوان عوامل افزایش قیمت جهانی مواد غذائی است . در واقع غرب با بهره گیری از چند اهرم فشار گوناگون و تاثیرگذاری تصنعی در معادله عرضه و تقاضا سعی دارد انگشت اتهام در این بحران جهانی را به سوی تولید کنندگان نفت نشانه گیری کند و به افکار عمومی جهان چنین وانمود کند که گویا افزایش قیمت نفت باعث بحران غذا شده است حال آنکه از دیدگاه تخصصی بویژه در فرایند تولید « محصولات دیمی » درصد بسیار پائینی به هزینه های انرژی تعلق می گیرد و تاثیرات ناشی از افزایش قیمت نفت در محصولات کشاورزی عموما بسیار ناچیز است .
این نکته بویژه با در نظر گرفتن نوسانات قیمت برخی محصولات کشاوررزی در طول یک ماه یک هفته و گاه یک روز به خوبی آشکار است که دستهائی برای نقش آفرینی و وارد کردن شوک بر بازار جهانی محصولات کشاورزی وارد عمل شده و قیمت ها را عمدا دستکاری می کنند. همین پدیده در مقیاس ظریف تر و بطور مستمر برای مقوله نفت خام و فرآورده های نفتی عینا تکرار می شود. اگرچه عموما برای هر بار نوسانات قیمت نفت توجیهاتی مطرح می شود و برای هر شوک وارده دلایل و عواملی ذکر می گردد و همواره ادعا می شود که عرضه و تولید نفت خام با یکدیگر برابری نمی کند ولی باید پرسید چگونه ممکن است در طول یک روز روند جهانی عرضه و تولید نفت خام تا این اندازه تاثیرگذار باشد بعلاوه چرا علیرغم تولید بیشتر حتی ورود صدها هزار بشکه نفت اضافی هم باعث افزایش قیمت می گردد و نتایج معکوسی را به بار می آورد
روشن است که غرب و به ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا در این 2 بحران غذائی و انرژی مستقمیا دست دارند و با اقدامات آشکار و پنهان خود اهداف خاصی را دنبال می کنند که البته شناسائی و افشای آن نیز کار چندان مشکلی نیست .