تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۵۰۹۵۷

سیدحسین حسینى
تحولات شتابان جهان معاصر، تغییر در منابع و ماهیت قدرت،مشروعیت، نگرش ها و رویکردها، افزایش تعاملات فراگیر ملى،منطقه اى و بین المللى، به ویژه تحولات گسترده در سطح منطقه وکشورهاى همسایه، موضوع همبستگى ملى و انسجام اجتماعى را به یکى از دل مشغولى ها و اولویت هاى جامعه سیاسى ایران مبدل ساخته است.
در حالى که وفاق، وحدت، یکپارچگى و انسجام اجتماعى، مفاهیمى باریشه هاى تاریخى چند هزار ساله و به قدمت حیات اجتماعى بشرهستند. همبستگى ملى مفهومى است جدید که از زمان شکل گیرى دولت هاى ملى در دو قرن اخیر پدیدار شده است.
این در حالى است که همبستگى ملى در مفهوم عام، محصول کارکرد وتعامل متناسب مردم، دولت و نهادهاى اجتماعى است که حذف و بدکارکردى هر یک از نهادها، به کل همبستگى ملى خلل وارد مى سازد وباعث ایجاد مانع در راه توسعه مى شود. در نتیجه تقویت نهادهاى اجتماعى در جهان جهانى شده به عنوان اساس همبستگى ملى، کارایى بهترى در مسیر توسعه و پیشرفت خواهد داشت.
الف. زبان و همبستگى ملى
زبان پارسى و همبستگى ملى
ایران همواره در تاریخ تحولات خویش، از دورترین روزگاران، سرزمین تیره ها و تبارهاى گوناگون بوده است. همه این تبارها و تیره ها که گهگاه زبان ها و پاره فرهنگ هاى گوناگونى نیز داشته اند، در پهنه ایران زمین در کنار یکدیگر مى زیسته اند.
آنچه این تیره ها و تبارها را به یکدیگر پیوند داده، زبان و فرهنگ فراگیر ایران بوده است. این زبان که زبان پارسى درى است، زبانى است نغز و دلاویز، چونان زبان فراگیر دیوانى و فرهنگى و ادبى، در سراسر ایران زمین و دربرهه هایى از تاریخ در پهنه اى از گیتى گسترش و روایى یافته و به گونه اى جهان شاهى شگرف فرهنگى را پدید آورده است. در روزگار ما نیز زبان پارسى درى، با هر دید و داورى، همان رشته پیونداست که تیره ها و تبارهاى ایرانى را در پهنه ایران زمین به یکدیگر پیوندمى دهد.
در این روزگار پر آشوب که روزگار گسستن ها است، بیش از هرزمانى به پیوند و همبستگى و یکپارچگى نیاز داریم. از همین رو بایدزبان پارسى را که استوارترین رشته پیوند و نیرومندترین و کارسازترین ابزار همدلى و همبستگى مان است، پاس بداریم.
ب. آموزش و همبستگى ملى
هویت و همبستگى ملى کتاب هاى درسى آموزش و پرورش
نظام آموزشى،در شکل دهى به هویت ملى هر ملت در مقام رکنى اصیل از ارکان هویتى کشورها، نقش بى بدیلى به عهده دارد. تحلیل وبررسى علمى مواد به کار رفته در نظام آموزشى وشیوه ارائه آنها به طورمستقیم و غیر مستقیم و نیز بسامد کاربرد هر یک از مولفه هاى اصلى وفرعى نسبت به یکدیگر، موضوع بررسى کارشناسانه است. مقایسه این مولفه ها با یکدیگر و جریان عمومى فرهنگ کشور، ابزار مناسبى براى ترسیم نقشه کلان سیاست فرهنگى هر کشور خواهد بود.
برخى نویسندگان در راستاى موضوع حاضر به تحلیل و بررسى شانزده جلد ازکتاب هاى درسى تاریخ، جامعه شناسى، زبان و ادبیات فارسى، رشته هاى علوم تجربى، علوم انسانى، ریاضى و فیزیک در مقطع متوسطه پرداخته و از این طریق به دنبال بررسى انعکاس مولفه هاى هویت ملى ومصادیق آن بودند. بنابراین با فهم جایگاه مدرسه و نظام آموزشى مى توان گفت: متمرکزترین و پرداخته ترین فعالیت در راستاى تقویت یا تضعیف مولفه هاى همبستگى ملى، احساس تعلق و هویت در کتب درسى آموزش و پرورش است که امرى قابل توجه است.
کتب درسى دوره ابتدایى و همبستگى ملى
دوره ابتدایى، در مراحل مختلف آموزش و پرورش، نقش اساسى وبنیادى در تربیت افراد دارد. این دوره، کودکانى را شامل مى شود که درسنین شش تا ده سالگى قرار دارند. حافظه نیرومند، علاقه وافر به یادگیرى، کنجکاوى جهت دار و هدفمند، الگو بردارى و تقلید از دیگران و تمایل به ارتباط با دیگر کودکان و همسالان، از جمله ویژگى هاى کودکان در این دوران است. در دوران ابتدایى، میزان تاثیر پذیرى ویادگیرى کودکان بسیار بالا است و در برنامه آموزشى دوره دبستان، برایجاد همبستگى ملى تاکید فراوان شده و کتب درسى آن به گونه اى تدوین و طراحى شده که مطالعه و آموزش آنها روح همبستگى ملى وجمعى را در بین دانش آموزان ایجاد و تقویت مى کند. به گونه اى که شاهد هستیم براى تحقق این هدف، در کتب درسى دوره ابتدایى،فصلى به مسائل ملى - میهنى اختصاص یافته، که در آنها به صورت مستقیم بر ایجاد همبستگى ملى تاکید شده است. با این همه، مطالب کتب درسى دوره ابتدایى و برنامه آموزشى دوره ابتدایى جهت تحقق همبستگى ملى به حساب مى آید که اصلاح آنهامى تواند هر چه بهتر و بیشتر به تحقق اهداف آموزشى مورد نظر در ارائه دروس مرتبط با موضوع همبستگى ملى کمک کند.
ج. رسانه و همبستگى ملى
صدا و سیما به عنوان نهاد اجتماعى، رابطه اى دو سویه با جامعه دارد، ازیک سو از روندهاى موجود در جامعه تاثیر مى پذیرد که با این حساب متغیرى است وابسته به جامعه که تابع تحولات و روندهاى اجتماعى است. از سوى دیگر، در جامعه تاثیر مى گذارد و به صورت متغیرى مستقل عمل مى کند، که نه تنها تابع روندها و تحولات اجتماعى نیست،بلکه بر آنها تاثیر مى گذارد و به سمت و سوى مورد نظر خود هدایت مى کند. سیماى جمهورى اسلامى ایران، به عنوان فراگیرترین و پرمخاطب ترین رسانه در داخل کشور، نقش بسیار حیاتى در چگونگى ساخته شدن واقعیت اجتماعى، از جمله چگونگى تعریف روابط میان گروه هاى اجتماعى در ایران بر عهده دارد. فایده تلاش جهت فهم بازنمایى هاى رسانه اى در ایران و تحلیل تصاویر رسانه اى گروه هاى قومى در سیماى جمهورى اسلامى ایران نخست فارغ از اینکه سیاست هاى رسانه اى همانند سیماى جمهورى اسلامى ایران درباره قومیت ها تا کنون چه بوده و چه تغییراتى کرده است. آگاهى از ادراک اعضاى قومى مى تواند شناخت بهترى ازمشکلات رسانه مذکور در قبال قومیت ها به دست دهد و مسئولان آن رادر سیاست گذارى بهتر یارى کند. دوم، چنین مطالعه اى، گامى در جهت فهم نظرى فرایند شکل گیرى هویت هاى اجتماعى محسوب مى شود که در نتیجه تاثیر این نهاد بر روندهاى اجتماعى و تقویت جریان هاى همگرایانه در جامعه، براى ایجاد همبستگى ملى از کارکردهاى این نهاد اجتماعى ناشى مى شود که عبارتنداز:
۱. ایجاد روح جمعى و خود آگاهى ملى
۲. هماهنگ سازى هنجارهاى اجتماعى
۳. یکپارچه سازى فرهنگى
۴. تقویت روندجامعه پذیرى و اجتماعى شدن
۵. ترسیم چشم انداز و ایده آل هاى مشترک.
د. دین، مذهب و همبستگى ملى
از جمله آموزه هاى مهم دین براى رسیدن جامعه به توسعه و پیشرفت،دستور به همبستگى اجتماعى و انسجام ملى است. در میان منابع اجتماعى اسلام، شاید کمتر منبعى را بتوان یافت که به همبستگى و انسجام اجتماعى و گروهى نپرداخته باشد. همبستگى اجتماعى به عنوان یکى از مهم ترین مولفه هاى ارتباط اجتماعى ومبناى کنش انسانها به شمار مى آید. خداى سبحان با نصب کعبه توسط ابراهیم و زنده کردن آن توسط پیامبراسلام (ص) مکانى را مقرر کرد تا تمامى مسلمانان بر گرد آن حلقه زده و با طواف در اطراف کعبه مقدس، اعلام کنند که همت و هدف همه مسلمانان در راستاى کلمه توحید است و همه در یک مسیر گام برمى دارند. تجلى وحدت اسلامى، از جمله مسائلى است که همواره در هنراسلامى جلوه گرى کرده و این ادعا در بررسى بسیارى از هنرها، از جمله نگارگرى اسلامى مشهود است. در نتیجه باید گفت: آیین هاى مذهبى، واقعیت هاى اجتماعى اى هستند که نقش انکار ناپذیرى در جامعه دارند و مى توانیم آن را به عنوان مایه همبستگى جامعه در نظر بگیریم. آیین هاى مذهبى زاییده مناسک بوده و مناسک، احساس مذهبى را ایجاد، تقویت و تجدیدمى کنند و حس همبستگى ملى را تشدید کرده و شرکت کنندگان را به اهمیت گروه و جامعه در قالب آیین هاى مذهبى آگاه مى سازند.
و. سیاست و همبستگى ملى
سیاست‌گذارى‌هاى هویتى در جمهورى اسلامى ایران

سیاست گذارى هاى هویتى، یکى از محورى ترین حوزه هاى سیاست گذارى در هر نظام سیاسى در چار چوب چشم انداز نهایى همبستگى واتحاد ملى است.
اهمیت چنین حوزه اى، از آن جهت است که استمرار حیات هر نظام سیاسى در گرو خط مشى ها و راهبردهاى انسجام و همبسته سازى است که در ارتباط با مبانى هویت جامعه قرار گیرد.
سیاست گذاران در این زمینه مى کوشند با جلوگیرى از تبدیل تفاو ت ها به عاملى براى تفرقه، تجزیه و از هم گسیختگى اجتماعى، حفظ همزیستى مسالمت آمیز و ایجاد رویه هاى آشتى گرایانه و مشروع به خواسته ها و تقاضاى افراد و گروه هاى اجتماعى پاسخ دهند. ایران کشورى با تنوع فرهنگى است و از این رو، تدوین سیاست هاى ویژه اى براى مدیریت چنین جامعه اى ضرورت دارد. در این راستا، سرشت نظام سیاسى، جایگاه و نقش مردم، تلقى ها ونگرش هاى سیاسى - ایدئولوژیک، ساز و کارهاى رسمى و غیر رسمى تعبیه شده در مدیریت و سیاستگذارى هاى هویتى مى تواند نقش قابل ملاحظه اى داشته باشد.
جایگاه هویت و همبستگى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران
دو مولفه ایرانیت و اسلامیت، چنان در یکدیگر در آمیخته اند که مهم ترین تحولات اجتماعى و سیاسى در ایران تحت تاثیر برآیند آنها بوده است. قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران با تکیه بر دو عنصرایرانیت و اسلامیت، ادیان، مذاهب و اقوام حتى خرده فرهنگ هاى محلى را نیز به رسمیت مى شناسد و در عین حال، زبان و خط فارسى رامشترک ملت دانسته و به آنها رسمیت مى بخشد. مطالعه قانون اساسى نشان مى دهد این اندیشه در قالب اصول مختلف این قانون به عنوان منظومه هویتى ایرانیان تدوین شده است. سه اصل دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم اعتقاد قانونگذار به تکثردینى و مذهبى را روشن مى سازد و مذاهب گوناگون در آن به رسمیت شناخته شده و حقوق فرهنگى براى پیروان آنها در نظر گرفته شده است،یا اینکه اصل یازدهم تجلیگاه نگاه قانون گذار به جهان اسلام است. اصل هفده و هجده نیز نمادهاى ایرانى و اسلامى را در کنار یکدیگر قرارمى دهند. بدین ترتیب بر پایه آموزه هاى قرآن و سنت و اصول کلى قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران از قبیل مساوات، عدالت، برادرى و همبستگى،حکومت ایران مکلف به تامین حقوق همه شهروندان شیعه و سایرمذاهب و ادیان است.
ه- اجتماع و همبستگى ملى
نقش نهادها و آیین ها در همبستگى ملى ایران پس از انقلاب اسلامى
نهادها و آیین هایى که در میان جوامع شکل مى گیرند، داراى اهمیت کارکردى هستند. آنها از یک سو، نشان دهنده نیاز و ضرورت کارکردى خویش و از سوى دیگر منعکس کننده میزان اهتمام و آگاهى مردم نسبت به آنها هستند. ایران پس از انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، از جمله جوامع ونظام هاى سیاسى است که با وضعیتى نوین رو به رو شده است. انقلاب ها در نوع ساختارى، باعث تغییر ساختارى جامعه شده و با ارائه الگوهایى جدید در عرصه هاى مختلف اجتماعى، سیاسى و فرهنگى، تحولاتى عظیم به بار مى آورند و در نتیجه همبستگى ملى را در وراى آن شاهدخواهیم بود، که به نوعى برخاسته از شعارها و نیازهاى اجتماعى مردم هستند.
ى. اقتصاد و همبستگى ملى
با توجه به ابعاد و جنبه هاى مختلف توسعه، از جمله اقتصادى، سیاسى،اجتماعى و فرهنگى مى توان بر همبستگى و اتحاد ملى به عنوان پشتوانه مهم در جهت رسیدن به توسعه تاکید کرد. در واقع، رسیدن به توسعه بدون همبستگى و مشارکت فعال در فعالیت هاى مختلف غیرممکن است. به عبارتى یکى از لوازم برنامه ریزى در دنیاى جدید، توجه به مشارکت فعال و اثر بخش همه جانبه افراد جامعه در تمام ابعادمختلف توسعه است. در این میان شاهد آشکار شدن نقش بارز مشارکت اجتماعى واقتصادى در سطوح مختلف جامعه هستیم که به صورت همبستگى کارکردى که به عنوان مهم ترین شکل همبستگى در نظام هاى اجتماعى مدرن است و بر الگوى بازار یا کنش عقلانى معطوف به هدف مبتنى است جلوه گر مى شود. در این راستا مى توان به کار آمدى دولت و تاثیر سیاست هاى خصوصى سازى و کوچک کردن حجم دولت و نقش آن بر همبستگى ملى با توجه به سرمایه اجتماعى اشاره داشت.
نتیجه: امروزه نهادهاى اجتماعى براساس ضرورت هاى اجتماعى، فرهنگى،سیاسى و اقتصادى و با ویژگى هایى از قبیل هدفمندى، دارا بودن چارچوب و یکپارچگى و. . . منجر به همبستگى ملى مى شوند. این نهادهامى توانند به صورت زبان، آموزش، رسانه، دین ومذهب، سیاست،اجتماع و اقتصاد ظهور یابند و هر کدام بر مبناى نیازهایى که بر اساس تفکر و جایگاه خود تشخیص مى دهند، در نهایت همبستگى ملى راترویج و شکاف هاى اجتماعى و آنچه که شکاف در مسیر توسعه و وحدت ملى قرار دارد را تا حدودى ترمیم نمایند.