تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۵۱۰۲۰

ماجرای روزنامه شرق باعث شد که نگاهی به سوابق فردی بیندازم که تا آن روز اسمش را نشنیده بودم. جستجوی اینترنتی، منجلاب‌ها و فاضلاب‌هایی را در اینترنت برایم نشان داد که فرد مصاحبه شونده در آنها همیشه حاضر بود. دلم می‌خواست اصلا من از خبر روزنامه شرق مطلع نمی‌شدم تا متعاقب آن با نام شاعر هرزه آشنا شوم و لحظاتی وارد دنیایی شوم و پلید آنها گردم اما چاره‌ای نبود و من کنجکاو شده بودم. توقیف روزنامه کمترین مجازاتی بود که برای آن تعیین شد. من نوشته‌ها و روزنامه‌ها را مسئولانه و پاک می‌شمردم و خدا را شکر که این چنین روزنامه‌ای را به خانه‌ام نبرده بودم. مصاحبه با آن پلید در نهایت منجر به تعطیلی حامل آن مصاحبه گردید، اما چگونه ممکن است هر روز شاهد اعاده حیثیت‌های مخفی و نرم در محافلی خاص از جنایتکاری زشت خو باشیم که توسط متولیان فرهنگ جامعه اسلامی به پاداشته ‌می‌شود اما آن محفل و محفل‌گردانان هیچ مورد بسته شدن و بازخواست قرار نمی‌گیرند. نت‌ها و آنچه که از دل و روح شیطانی جنایتکاری خارج می‌شد، همسان با کلام آن شاعر بد سیرت است و ما هر دو را در کنار ابلیس می‌دانیم.

داریوش پیرنیاکان از سوی محمد حسین احمدی مدیر کل دفتر موسیقی و شعر وزارت ارشاد به عنوان دبیر ششمین جشنواره موسیقی جوان منصوب شده است. در این حکم محمد حسین احمدی با تصور از جایگاه داریوش پیرنیاکان به وی نوشته است که: نظر به جایگاه جنابعالی در موسیقی حرفه‌ای کشور و با توجه به مرتبت هنری.... حضرت‌عالی را به سمت دبیر ششمین جشنواره موسیقی جوان منصوب می‌کنم. و احمدی ادامه داده است: «در زمانه‌ای که موسیقی حرفه‌ای... در معرض هجوم گونه‌های پوچ آوا قرار گرفته است، همت و اشراف جناب‌عالی، فضایی در خور برای عرضه و حمایت از موسیقی فاخر جوانان برومند ایران اسلامی فراهم آورد.»

در اوایل خرداد ماه سال گذشته شبکه چهارم صدا و سیما در برنامه‌ای به نام آوای ایرانی با متنی بسیار ضعیف و کوتاه که چندین بار تکرار می‌گردید به نکوداشت و تعریف و تمجید از سرپاسبان مختاری جنایتکار عصر رضاخان پهلوی پرداخت.

این برنامه توسط داریوش پیرنیاکان اجرا می‌شد، که اکنون قرار است در مقابل گونه‌های پوچ آوا قرار بگیرد.

روز 15 مرداد 86 تالار وحدت شاهد برنامه‌ای دیگر بود که زیر نظر دفتر موسیقی و شعر ارشاد یعنی آقای محمد حسین احمدی برگزار می‌گردید این بار آثار سرپاسبان رکن‌الدین مختاری یکی از بزرگترین جنایتکاران تاریخ کشورمان بعنوان آثار موسیقی سنتی به روی سن رفت.

اما سرپاسبان مختاری که حتی دستور قتل مرحوم مدرس را نیز صادر کرد! کیست؟

رکن مختاری رئیس شهربانی رضاشاه و جانی بالفطره‌ای است که دستور شکنجه، سر به نیست کردن و کشتن صدها انسان پاک نهاد را صادر کرده است. حال در این مقال به بررسی گوشه‌ای از زندگی رکن‌الدین مختاری ویلن زن جانی پرداخته ‌می‌شود.

دولت فروغی بعد از تبعید رضاشاه از حدت خشم و شدت حس انتقام مردم بخوبی آگاه بود. لذا روز سوم مرداد ماه سال 1321 محاکمه رکن‌الدین مختاری و دستیاران تبهکارش را زیر سایه مسلسل‌ها و مراقبت دو گروهان نظامی و یکصد نفر پاسبان مسلح در دادگستری شروع کرد. همانروز از طرف مردم پلاکاردهای زیر به دیوارها نصب شده بود:

1ـ ملت ایران انتظامات را حفظ کنید تا دنیا بداند که ما شایسته آزادی هستیم.

2ـ ملت ایران، مختاری را محکوم به اعدام کرده است.

3ـ قضات محکمه! حکمی صادر کنید که تاریخ ایران شما را محکوم نکند.

گذشته از صدها نفر که بی‌نام و نشان در زندان‌ها، تبعیدگاه‌ها و شکنجه‌گاه‌ها کشته شده و یا به «سکته‌های قلبی» فرمایشی گرفتار آمده بودند و جنایاتی که هرگز تعقیب و افشا آنها مقدور نگردید. نظیر ترور میرزاده عشقی که قاتل وی بقولی به وسیله مامورین شهربانی دستگیر و بعدا ناپدید شد و یا مرگ حاج‌آقا اسماعیل عراقی نماینده دوره یازدهم مجلس شورا که با خوردن چائی یا شربت در دفتر سرپاس مختاری، شبانه دچار تشنج و تهوع و رعشه گردیده فوت نمود و یا قتل ارباب کیخسرو شاهرخ که به وسیله عباس مسعودی و به اصرار وی به جشن عروسی نکوئی نامی برده شد و در آنجا تحویل مامورین خفیه شهربانی گردید تا او را به کرج برده خفه نمایند، ادعا نامه دادستان دیوان کیفر به استناد مدارک و اقاریر موجود در پرونده حاکی از جنایاتی بود که به دستور مختاری رئیس کل شهربانی و به دست عمالش انجام یافته بود که اینک به پاره ای از آنها اشاره می‌کنیم.

1ـ سید حسن مدرس نماینده پنج دوره مجلس شورای ملی (از دوره دوم تا ششم) را به خواف تبعید کرده بودند و چون اداره شهربانی از رسیدن خرجی به او امتناع می‌نمود، وی در نهایت سختی به سر می‌برد. حتی اکثرا روزه بود. بنا به اقرار پاسیار منصور وقار طبق دستور کتبی مختاری به یاور جهانسوزی، وی به قتل رسید. مدرس را حین خواندن نماز با عمامه خودش خفه کردند و بعد از کشتن وی محافظین‌اش گزارش ذیل را تقدیم داشتند.

«صورت مجلس و گزارش به تاریخ لیله 10/9/1316 ساعت 22:30 یوم جاری اینجانب رصدبان سه مستوفیان کفیل شهربانی کاشمر به معیت سرپاسبان یکم موسی شجاعی به منزل واقعه در محله نوکه شخص سید حسن مدرس زندانی در آنجا بود رفته مشاهده شد زندانی مزبور فوت در صورتیکه سرپاسبان مزبور اظهار می‌دارد در یک ساعت قبل که من جهت بازدید او رفتم زندانی مزبور حیات داشته و پاسبانان شماره 6 محمد ابراهیم ابراهیمی ترشیزی و شماره 7 محمد فراموشکار پاسداران زندانی مزبور اظهار می‌دارند که متوفای فوق به مرض تنگ نفس سینه مبتلا بوده و تا یک ساعت قبل حیات داشته که بعدا فوت نموده است. امضأ»

2ـ نصرت‌الدوله فیروز (فرمانفرمائیان) در تبعید سمنان و تحت مراقبت رصدبان سیف‌اله فولادی بود بنا به دستور مختاری رئیس کل شهربانی سه نفر ذیل: عقیلی‌پور، فرشچی و عباس بختیار معروف به شش انگشتی جهت قتل وی به سمنان اعزام می‌گردند. در سمنان هر سه نفر وارد اطاق شده ابتدا گیلاس پر از سمی را به او می‌دهند. تا بخورد همین که نصرت‌الدوله با کمال بی‌اعتنایی دست خود را برای گرفتن پر از سم دراز می‌کند عباس بختیار که در پشت‌سر نصرت‌الدوله ایستاده بود غفلتا او را بغل کرده و بر زمین می‌زند و گلوی او را گرفته شروع به فشار دادن می‌کند فولادی هم فورا بر روی سینه وی نشسته دست‌های او را محکم می‌گیرد فرشچی هم در نگهداری پاهای نصرت‌الدوله شرکت می‌کند.

فرشچی کارمند شهربانی که خود در این جنایت شرکت داشته اقرار می‌کند که: ....چون عباس بختیار خدمت کار شخصی ریاست کل شهربانی نهایت تخصص را در خفه کردن اشخاص داشت بنا به گفته خودش طوری گلو را گرفته بود که آثاری باقی نماند. پس از اینکه قضیه خاتمه داده شد لباس‌های او را مرتب نموده عینک شاهزاده را به چشمش زده و در روی تختخواب خواباندیم و دنبال دکتر محلی فرستادیم.