تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۵۱۲۴۱

هادی محمدی‌فر ـ کارشناس ارشد بین‌الملل
از کودتای 28 مرداد سال 1332 که دولت قانونی مصدق با همکاری انگلیس و آمریکا در عملیات آژاکس سقوط نمود نگرش ایرانیان به حضور بیگانگان مدرن در فضایی بدبینانه وعاری از اعتماد بوده است. شاید یک دلیل اصلی این فضای عاری از اعتماد را باید در فرهنگ خاص ایرانیان و دیدگاه های سازه انگارانه جستجو نمود که انتظار دارند طرف مقابل شخص، دولت یا نمادی قابل اعتماد باشد.
همین اعتماد طرف مقابل در میان توده ها و نخبگان سیاسی وامنیتی ایران عمومیت دارد. مشهودترین آن انتقادات دکتر علی لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی به دیپلماسی فریب و نیرنگ کنونی در دنیای مدرن و بویژه اروپاییان در قبال پرونده هسته ای ایران می باشد. وی چندی پیش با انتقاد از دیپلماسی غرب از رفتار دو سویه آنان انتقاد نمود.
کودتای 28 مرداد سال 1332 نوعی از بدبینی را در بین ایرانیان به وجود آورده است که نسبت به سیاست های آمریکاییان وعملکرد این کشور فضایی عاری از اطمینان را ایجاد نمود. اگر به تعبیری صداقت، اطمینان و اعتماد در ایرانیان را یک ضعف بر پایه اصول ماکیاولیستی و نه اسلامی و ایرانی تعبیر کنیم یک نکته اساسی در معمای ایران و آمریکا نهفته است و آن ضعف دیپلماسی آمریکایی بر مبنای اصول و فنون دیپلماسی است.
شناخت دیپلماسی خود و دیپلماسی طرف مقابل یک اصل اساسی در موفقیت هر دیالوگ بین اشخاص، نهادها، دولت ها و سازمان های بین المللی است و آمریکاییان در قضایای مختلف من جمله در قضیه طرح خاورمیانه بزرگ، جنگ ویتنام، جنگ عراق و کودتای 28 مرداد و تحولات بعد از آن در ایران هیچ گاه درک درستی نداشتند. درک درست به این معنا ارزیابی می شود که آمریکاییان پیش از آنکه به شناخت طرف مقابل همت گمارند بیشتر تلاش خود را متوجه شناسایی خود و نه دیگران می کنند. این امر نه تنها در رابطه با جهان سومی ها بلکه در دیگر نقاط جهان و بویژه در روابط فراآتلانتیک با آن مواجه هستند و هنوز درک درستی از تحولات آتی متحدان اروپایی خود وانگیزه واهداف آنان ندارند. تلاش برای یکجانبه گرایی آنان در سطح کلان جهانی ناشی از همین دیدگاه می باشد.
موضوع پروازهای مستقیم میان تهران وواشنگتن و نیز گشایش دفتر حافظ منابع آمریکا از موضوعات اصلی روز و اساسی بین مردم و دولت های دو کشور می باشد . با توجه به آنچه در بالاگفته شد آیا آمریکاییان نسبت به افکار عمومی ایرانیان و فرهنگ خاص آ نان اقدامی در جهت شناسایی درک این فرهنگ انجام داده اند؟آیا آنان هیچ فکر کرده اند که ما ایرانیان خاطره خوشی از اقدام آنان در کودتای 28 مرداد، حمایت از رژیم شاهنشاهی ،انفجار هواپیمای مسافربری ایران، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و اتحاد با دشمن شماره یک ملت و دولت ایران در 8 سال جنگ تحمیلی نداریم ؟
شخصا انتظار ندارم که وزرای خارجه دو کشور بدون برنامه و ناهماهنگ و بدون مشاوره قبلی اقدام به گفتگو و مباحثه در قبال برقراری روابط دو کشور وانجام تشریفات دیپلماتیک مبادرت ورزند.
به همان اندازه انتظار نداشتم که آمریکاییان بدون انجام هیچ گونه عذرخواهی حداقل از شهروندان ایرانی طرح گشایش دفتر حافظ منافع ایالات متحده را دنبال نمایند.
حداقل کشوری مثل ایالات متحده که زبده ترین و ماهرترین روانشناسان و دیپلمات ها را آموزش می دهد واز بسیاری از بحران های بین المللی از جمله بحران در روابط چین و آمریکا در سال 1972 و بحران اعراب واسرائیل و تحولات خاورمیانه همیشه باب مذکرات را به نحوی که تامین کننده منافع ایالات متحده باشد را گشوده است بعید است که با نگاهی سطحی طرح گشایش دفتر حافظ منافع را ارائه دهد و گرنه در لابه لای این طرح اهداف پشت پرده ای وجود دارد که رابطه مستقیمی با تحولات منطقه ای بین المللی و ملی دارد. در این راستا چنین به نظر می رسد ایالات متحده آمریکا قصد دارد که:
1- با مثبت ارزیابی نمودن چهره جورج واکر بوش از او شخصیتی سازد که آن چنان که جهانیان می گویند”رئیس جمهور جنگ “ چنین نیست و مرد شماره یک کاخ سفید شخصیتی مسالمت آمیز و طرفدار دیالوگ می باشد واین دیگران بودند (تروریست ها) که ایالات متحده را به سوی یک جنگ پیشگیرانه هدایت نمودند تا امنیت شهروندان آمریکایی تامین شود.
2- جناح حاکم در ایالات متحده قصد دارد تا افکار عمومی آمریکاییان را جلب نماید و ناکامی در قبال بحران عراق و افغانستان و کشتار نظامیان آمریکایی را با ایده مقدمات مذاکره و برقراری روابط دیپلماتیک جبران نمایند . در اینجا آنچه که مسئله را حائز اهمیت می کند افکار عمومی ایرانیان است آیا برای افکار عمومی ایرانیان و خطاهای نداشته ای که در حق آنان سهوا یا عمدا انجام گرفته ارزش واعتباری قائل هستند؟
3- در ظاهرامر دفتر حافظ منافع که در رده ای پایین تر از کنسولگری وسفارتخانه قرار دارد .امورات مربوط به صدور ویزا، انجام معاملات ثبتی، زاد و ولد وطلاق و ... را انجام می دهد و از این طریق شهروندان دو کشور می توانند با انجام امورات خود مدت زمان مناسبی را از زمان و پیشبرد بهتر امور به دست آورند. حال آیا ایالات متحده و دولتمردان کاخ سفید حداقل به فکر آرامش روحی ایرانیان بوده اند که ضربات روحی سختی از اقدامات گذشته این کشور هم از بعد فردی وهم از بعد سیاسی خورده اند؟ چه تضمینی وجود دارد که در صورت جاسوسی وتبادل اطلاعات کلیدی به کشور فرستنده(ایالات متحده) در صورت بازگشایی دفتر حافظ منافع آمریکا ، ایالات متحده آمریکا بار دیگر در امور داخلی ایران به طور آشکار و مستقیم دخالت ننماید یا مقدمات کودتا یا براندازی را در دل سرزمین اسلامی راه اندازی ننماید؟ کنوانسیون جامع بین المللی که گویای منع جاسوسی و تبادل اطلاعات کلیدی کشور مقصد (ایران) به کشور فرستنده مثلاآمریکا باشد وجود ندارد و از این نظر هیچ ضمانت اجرایی حقوقی نداریم و آداب نزاکتی و عرف های اخلاقی تضمین کننده منافع ایران یا هر کشوری که از نظر شاخصه های قدرت ملی پایین تر از آمریکا باشد نیست.
4- برقراری و گشایش دفتر حافظ منافع ایالات متحده با توجه به اینکه اخیرا سیمورهرش گزارشگر آمریکایی ایالات متحده را به اقدام خرابکارانه و جاسوسی در ایران تشویق نمود و ایالات متحده هم 400 میلیون دلار برای اقدامات ضد جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته است نمی تواند پیامی جز “نفوذ به درون ایران “ باشد.
رایس که خود متخصص کودتا در کشورهای جهان سوم واز مشاوران زبده بوش می باشد این ایده نفوذ به درون ایران را بهتر از هرکسی دیگر می داند.
5- تبادل اطلاعات از اقدامات مهم و اساسی هر سفارتخانه یا کنسولگری در کشور میزبان می‌باشد اما دخالت در امور داخلی و تجاوز به حریم ملی و عمومی کشور میزبان مخالف کنوانسیون دیپلماتیک دین می‌باشد. فعالیت‌های ضدجاسوسی هم در سفارتخانه و خنثی نمودن فعالیت‌های جاسوسی از اصلی‌ترین امور سفیران و دیپلمات‌ها می‌باشد و اگر چنین اقدامی صورت نگیرد ضعف سفیر و دیپلماسی تلقی می‌شود. گشایش دفتر حافظ منافع ایالات متحده بدون عذرخواهی ایالات متحده از مردم ایران و بدون متعهد نمودن این کشور به تصویب و امضای یک موافقتنامه دوجانبه به حفظ تمامیت ارضی کشور عدم مداخله در امور داخلی ایران و اعطای اختیارات قضائی به سیستم قضائی در برخورد با فعالیت‌های ضدجمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند تامین‌کننده منافع جمهوری اسلامی ایران باشد. متقابلا ایران نیز باید چنین مفادی را در صورت پذیرش موافقتنامه بپذیرد. اما از آنجا که رویه دو کشور ایران و آمریکا رویه‌ای کاملا متفاوت است امکان گشایش دفتر حافظ منافع و متعاقب آن عقد موافقتنامه دوجانبه که دارای ضمانت اجرایی باشد تا حدی بعید به نظر می‌رسد. جمهوری اسلامی ایران متعهد به منشور ملل متحد و براساس فرمان مقام معظم رهبری متعهد به اجرای فرامین اسلامی و انسانی و نیز اصول انسانی در روابط خارجی خود می‌باشد در حالی که رویه ایالات متحده عموما مخالف با منشور ملل متحد و اصول انسانی و حقوقی حاکم بر عرف و معاملات دیپلماتیک بوده است. کودتای 28 مرداد و جنگ عراق شاهدی بر نقض منشور و دخالت در امور داخلی کشوری دیگر محسوب می‌شود.
6- تحولات منطقه‌ای و تحریک همسایگان بر ضدایران به علاوه نفوذ نیروهای موساد و سیا در عراق و نیز آرایش نیروها در خاورمیانه نشان از ایجاد یک جبهه متحد علیه ایران می‌دهد در این راستا آنچه در این جبهه جدید مدنظر قرار گرفته "تفکیک میان جمهوری اسلامی ایران ـ ملت ایران" می‌باشد تلاش برای جدایی میان ملت و دولت به صورت یک اصل از آغاز پیدایش جمهوری اسلامی ایران تاکنون مطرح بوده و هست و حمایت‌های منطقه‌ای برای پیشبرد این اصل از اهداف ایالات متحده بوده و دفتر حافظ منافع ایالات متحده می‌تواند ابزاری برای رسیدن به هدف فوق باشد.
7- دوران کوتاه باقی‌مانده از ریاست جمهوری بوش (آبان 87) توانایی موفقیت در مهار محو شرارت (بنا به گفته آمریکاییان) را ناکام می‌گذارد. ایالات متحده توانسته است عراق را اشغال نماید اما کره شمالی و ایران همچنان ایستاده‌اند و افکار عمومی جهانیان این اجازه را از آنان سلب نموده است که ایران و کره شمالی را از بین ببرند. علاوه بر آن همین افکار عمومی جهانیان به مانند افکار عمومی ملت آمریکا خاطره خوشی از جنگ‌طلبی‌های بوش ندارند در این راستا ایالات متحده سعی دارد دو هدف را در سطح بین‌المللی دنبال نماید:
1- هدف کوتاه مدت: کاهش انتقادات افکار عمومی از عملکرد یکجانبه آمریکا و بوش
2- هدف درازمدت: اقناع افکار عمومی به این مسئله که جمهوری اسلامی ایران خواهان مذاکره و گفتگو نیست تا در درازمدت جهت فریب افکار عمومی در اقدامات سخت‌افزاری جمهوریخواهان و احتمالا مک‌کین در صورت پیروزی از آن بهره‌برداری نماید.
با توجه به آنچه گفته شد گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران حداقل تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش تامین‌کننده منافع ملی نبوده و علاوه بر آن گشایش یک دفتر که در رده سوم بعد از کنسولگری و سفارتخانه قرار دارد نیاز به یک مدت زمان نسبتا طولانی دارد که فرایندهای دیپلماتیک با توجه به تیرگی یا گرمی روابط بین دو کشور آن را تعیین می‌کند.
نوع روابط ایران و ایالات متحده به گونه‌ای است که نیازمند گذر از فرایندهای پیچیده دیپلماتیک است.