دکتر سیدحسین میرجلیلی / دانشیار اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی
به دلایل زیر این پرسش، پاسخ مثبت دارد.
1- جامعیت اسلام: اسلام یک دین جامع و جهان شمول است و برای تمام ابعاد زندگی بشر دستوراتی دارد. چگونه ممکن است که یک دین جامع، یکی از جنبههای اصلی حیات بشری یعنی بعد اقتصادی را فروگذار کرده باشد؟ به عبارت دیگر از نظر منطقی چنین دین جامعی نباید جنبه مادی حیات بشری را نادیده بگیرد، چرا که به جامعیت آن خدشه وارد میشود.
2- احکام اقتصادی: در دین اسلام یکسری احکام اقتصادی وجود دارد:
2-1- به معنای تحریم عملیات ربوی معاصر در بانکها و بورسها (اوراق قرضه) و همچنین مبادلات ارزی با حاشیه بهره (ربا) است.
2-2- وضع مالیات (خمس، زکات) و زکات فطره و تعیین موارد مصرف آن، نشاندهنده آنست که در دین اسلام؛
اولا: تأمین مالی حاکم اسلامی (نیمی از خمس و جمعآوری و تخصیص زکات توسط حاکم و اجازه وضع مالیاتهای اضافی (خراج و ...) در صورت لزوم، در نظر گرفته شده است.
ثانیا: دقت در موارد مصرف خمس و زکات حاکی از آنست که نوعی نظام تامین اجتماعی و فقرزدایی در دین اسلام تعبیه شده است. علاوهبر آن موارد تعلق زکات (غلات اربعه و اغنام ثلاثه) و تعیین موارد مصرف زکات و زکات فطره، حاکی از آنست که تامین "امنیت غذایی" نیز در دستورات اقتصادی اسلام مدنظر بوده است.
3-2- دستورات مربوط به رفتار مصرفکننده مانند نهی از اسراف و تبذیر، تشویق به حد کفاف در مصرف، انفاق و صدقه، ممنوعیت مصرف گوشت خوک و مشروبات الکلی و مواردی از این قبیل حاکی از وجود الگوی خاصی برای مصرف در دستورات دین اسلام است.
4-2- دستورات مربوط به رفتار تولیدکننده مانند تولیدات حلال و حرام و همچنین آداب تجارت و فقه معاملات و مکاسب از جمله عنایت به قیمت بازار و پذیرفتن قیمتگذاری تنها در موارد ضروری، مبارزه با احتکار و کنز ثروت و ... همگی نشاندهنده اهتمام اسلام به امور تولید و بازار کالا و خدمات است. در مورد بازار عوامل تولید مانند نیروی کار نیز دستورات اسلام در مورد اهتمام به کار و مذمت بیکاری نیز اهتمام به بازار کار را نشان میدهد.
3- برخی مصادیق عملی اقتصاد اسلامی: درحال حاضر بانکداری اسلامی بهعنوان یکی از مصادیق و کاربردهای اقتصاد اسلامی، در اغلب کشورهای اسلامی (56 کشور) در کنار بانکداری مرسوم فعالیت دارد. برخی از بانکهای بینالمللی نیز حسابهای منطبق با شریعت و گیشه بانکداری راهاندازی کردهاند. در تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکایشمالی نیز بانکداری و موسسات مالی اسلامی در حال گسترش سریع است، به طوری که نرخ رشد این رشته فعالیت حدود 15 درصد در سال برآورد میشود. عملکرد بانکهای اسلامی که در کشورهای اسلامی به موازات بانکهای سنتی فعالیت میکنند، نشاندهنده سودآوری بیشتر است. در کشورهای غیرمسلمان نیز به دلیل رقابت شدید، فعالیتی نمیتواند بدون سودآوری دوام بیاورد و همین رشد 15 درصد در سال خود دلیل کارایی بانکداری اسلامی میباشد.
1-3- درحال حاضر بیمهاسلامی تحتعنوان "تکافل" در کشورهای مختلف جهان درحال گسترش سریع است و وضعیت مشابه بانکداری اسلامی را دارد.
2-3- هماکنون "بورسهای اسلامی" در کشورهای اسلامی، درحال گسترش است و مرکزیت مالی آنها در انگلستان (لندن) و یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس قرار دارد.
3-3- درحال حاضر "گروه بانک اسلامی توسعه" که مجموعهای از موسسات مالی اسلامی است، بهعنوان یک مؤسسه مالی بینالمللی برای توسعه جهان اسلام فعالیت میکند و کلیه فعالیتهای مالی آن طبق شریعت اسلام میباشد.
4- لیبرالیسم اقتصادی یا همان نظام اقتصادی سرمایهداری (یا سرمایهسالاری)، عمدتا بر محورهای: مالکیت خصوصی، رقابت، آزادی فعالیتهای اقتصادی (و نفع شخصی و اصالت فایده و اصالت فرد) و دولت محدود استوار شده است. حال نظام اسلام که آزادی اقتصادی در زمینههای مجاز، مالکیت مختلط (خصوصی و عمومی) و دولت مسئول و رقابت سالم را میپذیرد و علاوهبر آن در زمینههای یاد شده قبلی وظایفی را به تفصیل برای پیروان خود برشمرده است، فاقد نظام اقتصادی است؟