تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۵۱۲۷۷

آمریکا و متحدانش در صدد هستند به هر طریق ممکن در عراق امنیت و آرامش برقرار کرده و مانع گسترش ناامنی به دیگر کشورهای منطقه شده و کشورهای همسایه را نیز از دخالت در امور داخلی عراق باز دارند.

در این راستا دو اقدام صورت گرفته که هر یک در تحقق این خواسته و تدوین استراتژی جایگاه ویژه‌ای دارد و می‌تواند در موفقیت با شکست طرح مزبور موثر واقع شود. زیرا شواهد امر 5 سال پس از سقوط رژیم بعث عراق گویای این واقعیت است که ادامه این وضعیت به حال منطقه و عراق مفید نبوده و می‌تواند مشکل آفرین باشد به این دلیل که حوادث در این منطقه حساس و استراتژیک هم‌چون زنجیره به هم متصل بوده و از آنجا که کشورها دارای تاثیرپذیری از یکدیگر هستند. به راحتی می‌توان ناآرامی‌ها را بسط و توسعه داده و به دیگر کشورها کشاند.

یکی از دلایل، جدیتی است که برای مهار بحران عراق صورت می‌گیرد و تاکید آمریکا بر ادامه بی‌وقفه و پایان‌ناپذیر حضور نظامیان در این کشور همراه با رجعت مجدد نظامیان انگلیس به بصره و مهار ناآرامی‌هاست.

دو روش و هدفی که پی گرفته می‌شود و از سوی مقامات عراقی و بین‌الملل مورد تاکید قرار گرفته عبارتند از:

1- سرکوب و خلع سلاح جیش‌المهدی و مقتدا صدر

2- وارد کردن کشورهای همسایه به خودداری از دخالت در امور داخلی عراق

 از اولین روزهای حمله آمریکا به عراق که با هدف ساقط کردن رژیم بعث و بازداشت و محاکمه صدام حسین صورت گرفت مخالفت‌هایی در داخل و خارج از این کشور آغاز شد که این مخالفت‌ها با شدت و ضعف بسیار تاکنون ادامه داشته است. مخالفت‌ها از 2 بعد قابل پی‌گیری بودند.

الف: مخالفت‌هایی که ماهیت سیاسی داشته و حمله به عراق را اقدامی تجاوزگرانه و مغایر حقوق بشر می‌دانست. این افراد و گروه‌ها بر این باور هستند که آمریکا و متحدانش با جوسازی و دروغ‌پردازی علیه رژیم بعث و صدام حسین، افکار عمومی را فریفته و با هدف حفظ منافع خود دست به این اقدام زده‌اند. گروه‌های ضد جنگ که حتی در مقابل کاخ سفید دست به تظاهرات زده‌اند در این چارچوب قرار دارند.

ب: این گروه شامل کسانی می‌شود که برای مقابله با آمریکا و متحدانش دست به سلاح برده و با اقدامات ایذایی و تروریستی درصدد هستند غربی‌ها را وادار به خروج از عراق کنند. اقدامات آنها مانع برقراری آرامش و استقرار امنیت در این کشور شده است به همین دلیل هدف اصلی آمریکا و دولت عراق مهار آنها و یا از بین بردنشان است. 5 سال پس از حضور نظامیان آمریکایی و متحدانشان در عراق که به سقوط رژیم بعث و صدام حسین انجامید، هنوز آرامش دراین کشور برقرار نشده و حاکمیت دولت بر تمامی عراق گسترش نیافته است.

برای پیدایش چنین وضعیتی دلایل بسیاری از می‌توان برشمرد.

ارتش آمریکا و متحدانش توانستند در کمتر از یک ماه ماشین جنگی صدام و رژیم بعث را درهم کوبیده و ساقط سازند اما در 5 سال گذشته قادر به سرکوب تروریست‌ها و شبه نظامیانی که سلاح در دست گرفته و به جنگ ارتش‌های بیگانه و دولت عراق رفته‌اند نشده‌اند. عراقی‌ها و متحدانشان بر این باور هستند که این گروه‌های شبه‌نظامی که در میانشان از هر فرقه و مسلکی می‌توان یافت ارتباط مستقیم با برخی کشورهای همسایه و گروه‌ها دارند که در صدد ستیز با آمریکا می‌باشند یعنی آنها در ضدیت با کاخ سفید به یاری این گروه‌های شبه نظامی برخاسته و آنها را تحت حمایت خود قرار داده‌اند. دولت عراق اخیراً در مصوبه‌ای فعالیت تمامی گروه‌های شبه نظامی را ممنوع کرده و درصدد سرکوب آنها برآمده است. آنچه در شهرک صدر بغداد و بصره روی داد در این راستا می‌باشد. ولی شواهد امر گویای این واقعیت است که هدف اصلی دولت و نیروهای ائتلاف در این مقطع جناح مقتدا صدر و جیش‌المهدی شاخه نظامی اوست. مقتدا صدر روحانی جنجالی شیعه که از اولین روزهای حمله آمریکا به عراق سیاست مخالفت با واشنگتن را پیش گرفته نشان داده که دارای ثبات رای و عقیده نبوده و استراتژی مشخصی را برای پیشبرد اهداف خود در نظر نگرفته است. او روزگاری از دولت مالکی حمایت کرده و حتی طرفدارانش را به عضویت در این دولت تشویق می‌کند و یا در پارلمان حضور می‌یابد اما روزی هم به حضورش در دولت و مجلس خاتمه داده و به مخالفت با دولت برمی‌خیزد. هم چنین زمانی برای نشان دادن حسن نیت خود آتش بس اعلام کرده و فعالیت‌های نظامی جیش‌المهدی را به حالت تعلیق در می‌آورد اما یک روز دیگر به رویارویی آشکار با دولت. مالکی و ارتش آمریکا بر می‌خیزد. عدم ثابت دیدگاه او سبب گردیده حتی دوستانی را که در کشورهای همسایه داشته از دست داده و یا آنها را نسبت به خود بی‌اعتماد سازد که در صورت استمرار این وضعیت موقعیتش به شدت در خطر قرار گرفته و به سوی اضمحلال و نابودی پیش خواهد رفت.

نقش او در برخی حوادث ناگوار در عراق از جمله ترور پسر آیت‌الله خویی و جوسازی‌هایش علیه مراجع غیرعراقی از جمله آیت‌الله سیستانی حتی مواضعش علیه ایران در برخی مواقع، دامنه بی‌اعتمادی نسبت به او را گسترش داده است. دولت عراق و ارتش‌های متحد در دو مقطع درصدد سرکوب جیش‌المهدی و مقتدا صدر درآمدند که بار نخست از مهلکه گریخته و ناافتادن آب‌ها از آسیاب مخفی گردید. این بار نیز اگر چه سیاست اختفا و جنگ و گریز را پیش گرفته اما دولت مالکی و ارتش آمریکا مصمم هستند به هر طریقی ممکن غائله جیش‌المهدی، مقتدا صدر و دیگر گروه‌های شبه‌نظامی را حل و فصل کنند. یکی از اتهاماتی که دولت مالکی وارد شده و از جانب گروه‌های مخالف اهل سنت نیز به آن دامن زده می‌شود سستی و اهمال او در قبال شبه نظامیان شیعه و چشم‌پوشی در مقابل اقدامات تروریستی و ایذایی آنهاست. در این رابطه خانم نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان آمریکا خواستار برکناری دولت مالکی و روی کار آمدن دولتی شده که تمایلات فرقه‌ای نداشته باشد.

در همین حال برخی از سیاستمداران آمریکایی و حتی عراقی معتقدند برای برخورد قاطع با تروریست‌ها باید گروه‌های شیعه غیرمذهبی و غیروابسته به ایران نظیرآباد علاوی روی کار بیایند تا بدون اغماض و چشم‌پوشی علیه اخلال‌گران دست به کار شده و جلوی تروریست‌ها را بگیرند. گزارش‌های کراکر سفیر آمریکا و پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی در سنا و کنگره آمریکا که عملاً ایران را هدف قرار داده‌اند گویای این واقعیت است که جو ضد ایرانی در عراق از سوی دولت و حامیان آمریکایی‌اش در حال تشدید شدن است و تا زمانی که این روند ادامه دارد بیم آن می‌رود حتی دولت مالکی نیز در سراشیبی سقوط قرار بگیرد زیرا زمره‌های که درباره ناتوانی و سستی او و دولتش بر سرزیان‌هاست در حال افزایش بوده و این بحران را باید حدی گرفت.

در اینجا اشاره به 2 سند حایز اهمیت است.

سند اول در 14 اوت 2002 تهیه شده که هدفش آزاد کردن عراق به منظور از بین بردن سلاح‌های کشتار جمعی، ابزار بکارگیری و برنامه‌های مربوط به آنها، جلوگیری از خارج شدن عراق از محاصره و تبدیل شدن به تهدیدی خطرناک‌تر برای منطقه و فراتر از آن پایان دادن به تهدید عراق علیه همسایه‌هایش، متوقف کردن دولت عراق از مستبدانه حکومت کردن بر مردمش، قطع پیوندها و پشتیبانی مالی از تروریسم بین‌الملل، حفظ اتحاد و یکپارچگی ارضی عراق و رها ساختن مردم این کشور از استبداد و کمک به آنها در ایجاد یک جامعه مبتنی بر اعتدال، نظام چند حزبی و مردم‌سالاری بود، بخشی از این اهداف در 5 سال گذشته تحقق یافته ولی بخش دیگری از آن دلیل کارشکنی‌‌های گروه‌های تروریستی از جمله گروه صدر و القاعده عقیم مانده است.

سند دوم مربوط به 16 فوریه 2002 است که شامل طرح سبا برای سرنگونی صدام می‌شود، که دارای 7 ماده به شرح زیر است:

1- حمایت از گروه‌ها و افراد مخالف که خواستار سرنگونی صدام هستند.

2- انجام عملیات خرابکاری در داخل عراق

3- همکاری با کشورهای اردن و عربستان و غیره و پشتیبانی از عملیات اطلاعاتی سری

4- انجام عملیات اطلاعاتی برای پخش اطلاعات صحیح درباره رژیم بعث

5- انجام عملیات اطلاعاتی گمراه‌کننده و نیرنگ برای فریب دادن صدام و رهبری سیاسی- اطلاعاتی، نظامی و امنیتی رژیم عراق

6- حمله و مختل کردن درآمدها، امور بانکی و مالی رژیم

7- مختل کردن تدارکات غیرقانونی رژیم برای به دست آوردن مواد مربوط به عملیات نظامی به ویژه سلاح‌های کشتار جمعی

ولی امروزه شرایط آن گونه که آمریکا می‌خواست به پیش نمی‌رود، زیرا در یک سو که رهبران عراق قرار دارند نشان داده‌اند از توانایی و قدرت کافی برای اداره و هدایت یک کشور بحران‌زده برخوردار نیستند و در سوی دیگر گروه‌های مخالفت و تروریست‌ قرار دارند که از هر حربه‌ای برای ضربه زدن به دولت و حامیانشان استفاده می‌کنند. آنچه این روزها در شهرک‌ صدر بغداد و بصره در جریان است نشانه بارزی از تلاش برای سرکوب مخالفت‌ها و تقویت اقتدار دولت است. ولی نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان آمریکا اعتقاد دارد که با دولت مالکی نمی‌توان این خواسته‌ها را محقق گرداند لذا باید چهره‌ها تغییر یافته و کسانی به قدرت برسند که اهل تعارف و بده و بستان سیاسی با تروریست‌ها و حامیانشان نباشند. با توجه به این مساله باید در انتظار تحولات جدید در عراق بود که ممکن است این تحولات به تغییر دولت و یا تغییر برخی چهره‌ها منجر شود.