جواد دلیری
در ضلع شمالی خیابان شهید فاطمی تهران- نام یکی از قهرمانان تاریخ ایران- عمارت بلند وزارت کشور، خاطرات پرشماری را از دفتر سیاست این سرزمین در سینه خود نهان کرده است. در 29 سالی که گذر تمام جناحها و نحلههای سیاست ایران به این عمارت افتاده است و سرآمدن احزاب سیاسی هر کدام ممشقی از کشورداری را در این عمارت به یادگار و عبرت برجای گذاردهاند. وزارت کشور به اعتبار اینکه تدبیر امور داخلی سیاستهای دولت را بر عهده دارد، هیچگاه فارغ از اهمیت و اثر نبوده است چه زمانی که هاشم صباغیان بوده و چه زمانی که هاشمی رفسنجانی آن را اداره کرده است، خواه زمانی که مدیر ارشدش مهدوی کنی باشد یا محتشمیپور! خواه ناطق نوری بر آن تکیه زده باشد خواه عبدالله نوری، خواه علی محمد بشارتی رشته تصمیم سازی را در آنجا به کف گرفته باشد خواه موسوی لاری و با مصطفی پورمحمدی آن را اداره کرده باشد. بر عرشه این کشتی، همیشه مدیری قامت راست کرده است که به نیت فائق آمدن بر توفانها و تلاطمهای صحنه سیاست داخلی ایران، طرح و تدبیر دولتهای خود را چراغ راه تصمیم سازیهایش قرار داده است. رفت و آمدهای جناحها و جابهجایی قدرتها اما در این مدت هیچ گاه از اهمیت این عمارت و ارزش کرسی وزارت نکاست. از کابینههای دوره جنگ و انقلاب تا دولتهای عصر سازندگی و اصلاحات و نیز دولت مهرورزی همگی مردان پرنفوذ خود را راهی این عمارت کردند. گو اینکه در دولت جنگ میر حسین موسوی، وزارت دفاع و خارجه و در دولت سازندگی، وزرات اقتصاد نقش فزونتر یافتند اما نقش و نفوذ وزارت کشور در سایه نماند و عمارت همجوار میدان فاطمی همچنان با در اختیار داشتن دو حوزه حساس امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی نقش تاثیرگذار خود در کارنامه دولتها و جناحها حفظ کرد. تا اینکه در دولت اصلاحات با پذیرش ماموریت توسعه سیاسی فصلی نو در سرنوشت این نهاد گشوده شد. در دولت نهم نیز با افزایش اختیارات و اعطای آن به استانداریها وزارت کشور در راس امور قرار گرفت.
نقش همزمان مدیران سیاست همدوش مردان نظم
عمارت وزارت کشور در پایتخت بی گمان عالیترین نهاد تصمیمسازی نیست اما بیشک اصلیترین سیاستگذار در استانها است. وزیران کشور همزمان دو نقش فرماندهی حوزه امنیت و انتظامی و راهبردی در حوزه سیاست داخلی را در دست داشتهاند. عمارت و وزارت کشور جایی است که در آن مدیران سیاست، همدوش مدارن نظم نشستهاند اما در جمهوری اسلامی وزیران کشور نه از یونیفرمپوشها بلکه از روحانیون معتمد نظام برگزیده شدهاند. از میان 13 نفری که بر کرسی وزارت تکیه زدهاند جز عده قلیلی همگی از روحانیون سرشناس نظام بودهاند. چهار چهره شاخص روحانیت (اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدرضا مهدوی کنی، علی اکبر ناطق نوری و نیز مصطفی پور محمدی) چهرهای بسیار نزدیک به مرکزیت روحانیت و دو عضو ارشد روحانیون مبارز (علیاکبر محتشمیپور و عبدالواحد موسوی لاری) به همراه عبدالله نوری مجموعا 24 سال مدیریت این نهاد را در دست داشتند. در کنار آنان اما حاج سید جوادی و هاشم صباغیان(نهضت آزدی) نیز در برههای امور وزارت داخله را برعهده داشتهاند. بدین ترتیب جمهوری اسلامی وزیران کشور خود را همواره در هر دولتی از جمعی برگزید که امروز به نسل اولیهای انقلاب شهرت یافتهاند تا این وزیران خویشاوندی فکری خود را با ایدئولوژی انقلاب حتی در اوج مرزبندی جناحها و نیروهای سیاسی حفظ کنند. از ناطق نوری تا عبدالله نوری و از محمد بشارتی تا عبدالواحد موسوی لاری، از علی اکبر محتشمیپور تا مصطفیپور محمدی همواره به صفت انقلابی بودن و خط امامی بودن خود مباهات کردهاند.
تابلویی گویا از تفاوت آرای جناحهای سیاسی
وزیران کشور جمهوری اسلامی در تجربه صدارت بر این عمارت حساس با رشتهای از چالشها و موانع رو به رو بودند همواره حلقهای از رقیبان و مخالفین در برابر کارگزاران حوزه امنیت و سیاست صف آراستهاند طایفه مخالفان وزیران کشور یا تبار جناحی داشتند که سیاست و سلیقه جناحی داشتند آنها را برنتافتند یا تبار حکومتی داشتند که سیاست اصلاحی وزارت آنها را در ساختار نظامی غیرقابل هضم دیدند و یا از خانواده احزاب و گروههای سیاسی بودند که عرصه را برای بروز خواستههای خود مساعد نمیدیدند یا از خیل شهروندان و اقشار جامعه که انعکاس مطالبات خود در عملکرد مدیران را حس نمیکردند.
وزیران کشور عصر جمهوری اسلامی، جملگی اما در مقام وزارت، روشها و راهکارهای متفاوتی پیش کشیدند. بر این اساس تجربه 29 ساله وزیران کشور تابلویی گویا از تفاوت آرای جناحهای سیاسی در حوزه امنیت اجتماعی، احزاب، حقوق شهروندی و در یک کلام آیین سیاستورزی و کشورداری است. از همین رو است که شماری از وزیران آیین کشورداری را با سازو کارهای سنتی و محفلی عجین کردند و شماری دیگر دل در گرو اصول و آموزههای دولتهای مدرن گذاشتند. عدهای از آنان راه حصول به امنیت و کمال جامعه را در مراقبت و کنترل گروههای سیاسی دیدند و عدهای دیگر پایه اقتدار را در مدارا با فعالان سیاسی دیدند.
مردان چهار جناح ملی- مذهبی، روحانیت، کارگزاران و روحانیون مبارز و در میدان مدیریت وزارت کشور هر کدام منطقی متفاوت در مواجهه با معضلات جامعه داشتند.
بر پایه این منطق هر جناح یک تصمیم را در راس این نهاد قرار داد. وزیران عصر جنگ و سازندگی اولویت را به تامین امنیت و حراست از ایدئولوژی انقلاب دادند و دوران وزارت آنها در چالش با نحلهها و اندیشههای معارض و منتقد سپری شد. وزیران عصر اصلاحات توشه و توان خود را پای توسعه و تکثر سیاسی جامعه نهادند. پورمحمدی اما در دولت نهم به تمرکززدایی از قدرت و اعطای آن به شهرها روی آورد. اما سیاست وزیران کشور جمهوری اسلامی برآیند جناحهای متبوع آنان بود یا مقتضای ایدئولوژی؟
بدین ترتیب مواجهه وزیران کشور با حلقه رقیبان و مخالفان خواندنیترین و عبرتآمیزترین برگ دفتر این وزارت را تشکیل میدهد. هنوز بعد از 29 سال فرازهای مهمی از میان دفتر خاطرات ناگشوده مانده است و کسی نمیداند در حلقه مخالفان سه وزیر و جناح روحانیت چه گروهها و اندیشههایی قرار داشتند و اراده کدام نیروها سبب شد، اندیشه این سه وزیر و وزیران کشور عصر اصلاحات برای اصلاح تفکر امنیتی جامعه و نهادینه شدن قانونگرایی ناکام ماند.
به هر روی دوران وزارت اولین وزیران کشور، نهضت آزادی (حاج سیدجوادی و صباغیان) در رقابتهای درون کادر انقلاب سپری شد. وزیران کشور اولین کابینه جمهوری اسلامی نه تنها بر سر مدیریت فضای امنیت کشور بلکه بر سر راه و روش ادامه انقلاب با خانواده حکومت دچار اختلاف شدند.
هاشمی رفسنجانی در دوران مدیریت خود آنچنان که از خاطراتش میگوید همواره بر سر اتخاذ ساز و کار تامین امنیت با طایفهای از مخالفان رو به رو بوده است. خط مشی مدیریتی او که خودش نام میانهروی را بر آن نهاد در دوره انقلاب و سازندگی با موج واکنش در اردوی جناحی حکومتی مواجه شد.
دوره وزارتی محمدرضا مهدوی کنی با حساسترین شرایط سیاسی انقلاب یعنی مواجهه با اپوزیسیون مسلح نظام روبهرو شد. اکنون پس از گذشت دو دهه از فرازهای سیاست، وزارتی این چهره پرنفوذ ناگفته مانده است.
علیاکبر ناطق نوری دیگر چهره روحانیت نیز در تجربه وزارت خود دیدگاهی مشابه مرشد روحانی خود پی گرفت و چنانکه خود میگوید؛ اولین وزیر کابینه موسوی با سنت خودسری و خشونت درافتاد. چالش اصلی وزارت او را گروههای نوپدیدی شکل دادند که برای اولین بار خارج از اراده و اقتدار حاکمیت در حریم خصوصی افراد دست تعرض بردند.
اما علیاکبر محتشمیپور اولین نماینده روحانیون مبارز در وزارت کشور با دو رشته مخالفان حزبی و حکومتی روبهرو بود. دوران حکومت این دومین انتخاب میرحسین موسوی در فضای دشوار جنگ سپری شد و وزیر جریان چپ در چالش پردامنه با منتقدان مدیریت جنگ قرار گرفت.
علیمحمد بشارتی از پی دوران پرحادثه وزارت در فضای آرام برکرسی وزارت تکیه زد، وزارت او از این حیث که بر پایه مصالحه و مصلحت شکل گرفته بود از تیغ مخالفت نهادهای درون حکومت مصون ماند.
عبدالله نوری در میان 13 وزیر کشور سنگینترین موجهای چالش حزبی و حکومتی را تجربه کرد؛ نتیجه اولین چالش رقیبان او در اردوی راست سنتی منجربه جدایی ناخواسته او از کابینه هاشمی رفسنجانی و دومین فاز این چالشها به استیضاح او در مجلس راستگرایان منتهی شد.
موسوی لاری سرگذشتی متفاوت از اسلاف خویش یافت. او که با اندیشه مدارا و اعتدال در عمارت میدان فاطمی حضور یافته بود زمان چندانی نگذشت که در کانون چالش و رقابت مخالفان اصلاحات قرار گرفت.
پورمحمدی، وزیری که خود در چنیش کابینه نقش داشته است، اینک در حالی کابینه نهم را ترک میکند که خود نمیداند به چه دلیلی تغییر کرده است. زمان نیز باید بگذرد تا مشخص شود او چرا کابینه را ترک کرده است. قعطا در کانون چالش و رقابت مخالفان خود قرار نگرفت و نه موجهای حزبی. آیا چالش رقیبان او در اردوی دولت منجر به جدایی ناخواسته او شده است؟ زمان مشخص خواهد کرد اما شاید نحسی 13 گردن سیزدهمین وزیر را گرفته باشد.