تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۵۱۳۸۴

هادی صبا
هرچند که در شش دهه گذشته همواره خاورمیانه جایگاه ویژه‌ای در سیاست جهانی داشته و مناسبات ‌بین‌المللی از آن تأثیر ویژه می‌پذیرفته، اما در شرایط کنونی خاورمیانه به عنوان «محور» و شاید اصلی‌ترین محور در مناسبات ‌بین‌الملل عمل می‌کند. در خاورمیانه علیرغم جایگاه ویژه‌ای که عراق پیدا کرده و نقش ویژه‌ای که لبنان پس از آزادی جنوب لبنان در آن ایفا می‌کند، هنوز هم فلسطین تعیین‌کننده سرنوشت منازعات و رقابت‌های ‌بین‌المللی در این منطقه حساس است. به همین دلیل پیروزی حماس همچون یک زلزله معادلات را دگرگون نمود، ابهامات آینده منطقه را افزون‌تر ساخت؛ و اما چند نکته درخور توجه:
۱ـ پیروزی حماس واقعیت‌های پیشین را دگرگون کرد و اینک همه طرف‌های ذیربط اعم از منطقه‌ای و ‌بین‌المللی ناگزیر باید تمام توان خود را به کار بندند تا در ترسیم صحنه جدید تا حد ممکن از زیان‌های خود بکاهند و در صورت امکان دستاوردی برای خویش مهیا کنند، اما در این میان شاید بتوان اصلی‌ترین زیان دیده انتخابات فلسطین را اسرائیل به شمار آورد. «حماس» به عنوان ستون فقرات مقاومت و با برافراشتن شعار مقاومت توانست رأی موافق اکثریت ملت فلسطین را به دست آورد. بدین ترتیب «مشروعیت سیاسی» آن ضربه‌ای مهلک بر پیکره سیاست اسرائیل در تروریست خواندن این گروه وارد آورده است. آمریکا و کشورهای اروپایی که تاکنون برای همراهی با اسرائیل حماس را تروریست می‌خواندند یا باید با ادامه سیاست خود ملت فلسطین را تروریست بخوانند و یا آن که با عقب‌نشینی در این موضع شکست سیاست قبلی خویش را پذیرا گردند.
۲ـ این یک فرصت برای کشورهای عربی است که با استفاده از آن قادر خواهند بود، روند امتیازدهی اجباری به آمریکا و اسرائیل را متوقف سازند. آنها می‌توانند با استفاده از این فرصت در ترسیم صحنه جدید نقش مؤثری ایفا نمایند به گونه‌ای که منافع کشورهای خود را تأمین کنند.
۳ـ به نظر می‌رسد جنبش فتح که پیش از این و برای چند دهه متوالی رهبری فلسطین را به طور انحصاری در دست داشته است، اینک با ضربه‌ای مهلک مواجه شده که شاید بتوان تأثیرات آن بر ساختار تشکیلاتی این گروه را حتی بیش از فقدان مرحوم عرفات بنیانگذار و رهبر آن دانست. اختلافات بنیادین میان نسل قدیمی ‌و نسل جدید از یکسو و اختلاف در استراتژی از سوی دیگر این تشکیلات را فرسوده ساخته بود. برخی از رهبران فتح برآنند که باید استراتژی مذاکره با اسرائیل مبنای کار باشد درحالی که برخی دیگر از شخصیت‌های فتح از جمله مرحوم عرفات مقاومت و مذاکره همزمان را مناسب‌ترین شیوه می‌دانستند. اینک فتح در بهترین حالت باید شراکت حماس در سیاست سازی فلسطین را بپذیرد. در نتیجه باید گفت استراتژی مبتنی بر مذاکرات بدون مقاومت دیگر مجالی برای بروز ندارد.
۴ـ شاید نتایج انتخابات برای حماس نیز شگفت‌انگیز باشد. حماس خود را برای پیروزی مطلق در انتخابات مهیا نکرده بود. آنچه حماس در پی آن بود کسب یک اقلیت قابل توجه مثلا حدود ۳۵ درصد اعضای پارلمان بود تا در پرتو آن مشروعیت سیاسی لازم برای ادامه برنامه مقاومت را کسب نماید. به همین دلیل در انتخابات بیش از هر چیز بر «مقاومت» به عنوان بهترین گزینه برای مقابله با دشمن تأکید می‌کرد. اینک حماس به عنوان پیروز میدان خود نیز با ابهامات جدیدی مواجه شده که شاید هنوز پاسخی برای آنها نیافته است. اظهارات دیروز خالد مشعل رئیس دفتر جنبش حماس که اینک به قوی‌ترین شخصیت سیاسی فلسطین بدل شده بیانگر همین ابهام است. او می‌گوید باید ببینیم آقای محمود عباس از ما چه می‌خواهد. ما هرگز نقشه راه را نخواهیم پذیرفت، ما هرگز اسرائیل را به رسمیت نخواهیم شناخت.
هرچه باشد پیروزی حماس، پیروزی گروهی است که ستون فقرات مقاومت و انتفاضه در فلسطین به شمار می‌آید. افزون بر آن با توجه به ارتباط تشکیلاتی حماس با اخوان‌المسلمین باید این پیروزی در کنار به صحنه آمدن اخوان در مصر و دیگر کشورهای منطقه نیز مورد توجه قرار گیرد.