وقتی انقلاب شکوهمند اسلامی ما در 22 بهمن 57 به پیروزی رسید، هنوز ارکان رسمی نظام به درستی در ادارات، سازمانها و نهادهای نظامی و غیره استقرار نیافته بود که اولین توطئههای دشمنان با بوی باروت، خودنمایی کرد، غائله کردستان، گنبد، خوزستان، سیستان و درب اصلی دانشگاه تهران!! کلید شروع بود و پس از آن انفجارات گوناگون در تاسیسات نفتی، ترور شخصیتهای مذهبی و دولتی، تظاهرات غیرقانونی خیابانی، درگیریهای محلات، هجمه رسانههای خارجی، تحریمها، تکفیرها، خیانتها و جنایتها تنها بخشی از این ئوطئهها بود و امان از همه بریده بود و در این احوالات بودیم که ناگهان صدای گوش خراش شنی تانکهای تی 72 و عربده توپهای خمسه خمسه و ویراژمیگهای روسی و سوپرانانداردهای فرانسوی به همراه سفیر گلولههای خیمپارههای سنگین و سبک همه را غافلگیر کرد. بنیصدر، که اصلاً مرد جنگ و جهاد و شهادت نبود به همراه ارتشی متلاشی شده که در حال پوستاندازی بود. به مقابله ارتشی پرداخت که تا دندان مسلح بود و برای فتح یک ماهه تهران، سر از پا نمیشناخت! کسی جلودار آنها نبود و به طرفهالعینی خرمشهر، مهران، دهلران، اطراف آبادان، سردشت، بانه، ارتفاعات مرزی و خلاصه بخش عمدهای از خاک پاک میهن در زیر پوتینهای ارتش بعثی قرار گرفت و در اینجا بود که معمار بیبدیل انقلاب آن فرزانه یکتا و آن عارف شب و شیربیشه روحانی به غرش در آمد! ملتی را به خط کرد و در آبان 58 فرمان بسیج عمومی مردم را به حرکت درآورده بود به جبهه فراخواند. بسیج «شجره طیبه انقلاب» نام گرفت. بدنها بود که جلوی گلولهها قد علم کرد، نه سیم خاردارها جلودار بود و نه خاکریزهای مثلثی اسرائیلی و نه نفت عربها سدی بود و نه آواکسها رد آنها را میتوانست بگیرد و در اینجا بود که معادلات جنگ عوض شد و دشمن زمینگیر و مستاصل از پیشروی، فتح قادسیه را به لیست رویاهای خود افزود؛ جنگ هشت سال به طول انجامید و تاریخ از جوانمردیها و رشادتها و ایثارگریهای جوانان پاک نهاد کشور خجالتزده شد، عشق، معرفت و شهادت معنی خود را پیدا کرد و نهادی عظیم و تشکلی منسجم ولی مسلح آغشته با یاد و نام اولین اعضای بسیج که حالا یا شهید شده بودند و یا بر روی تخت روان قطع نخاع شده و یا ویلچر به زندگی میپرداختند و یا یک به یک در صفی طویل به واسطه شهد تلخ شیمیایی به شهادت میرسیدند، باقی ماند. نام بسیج یاد بسیج و حضور بسیج همواره با یاد اعضای اولیه آن خودنمایی میکند و وقتی که جنگ تمام شد.نسل دوم که جنگ را لمس کرده ولی حضور نداشتند وارد عرصه حراست از انقلاب شد و اکنون که نسل سوم بسیج که در زمان جنگ یا به دنیا نیامده و یا دوران کودکی را طی میکردند عضویت آن را دارند، به نظر میرسد که نباید اهداف دیگری غیر از اهداف اولیه، برایشان ترسیم گردد.
حضرت امام(ره) در وصیتنامه سیاسی، عبادی و الهی خود آن دید روشنگرانه و آیندهنگر خود را در بند «ل» بیان کرده و نگرانی خود را از ورود نیروهای نظامی در عرصه معادلات سیاسی بیان کرد. منع دخالت نظامیان در عرصه سیاست و تاثیرگذاری آن در نتیجه آن معادلات از دغدغههایی بود که همواره رهبران دینی و سیاسی و اجرایی کشور را به خود مشغول میکرد و حضرت امام(ره) نیز به واسطه همین دغدغه خیلی صریح و روشن دیدگاههای خود را در آن وصیتنامه بیان نمود.
اینک که بسیج موضوعیت فعالیت نظامی خود را در جنگ رودررو با دشمنان از دست داده و امنیت نیز در حد استاندارد در مرزها و شهرها برقرار است میبایست همچنان نیرویی پرتوان و ذخیرهای قدرتمند باقی بماند، ورود بسیج تحت عنوان امنیت انتخابات نیز تا حد زیادی قابل قبول است ولی مشکل زمانی پدیدار میگردد که این نیرو خدای نکرده در جهت اتوبانی برای مسیر آرا به سمت سویی خاص مبدل شود تنزل بسیج در حد یک حزب و دستآویزی برای تاثیرگذاری در نتیجه آرا سمی مهلک برای نظام است. جاودانگی بسیج در مردمی بودن آن است و یک نیروی مردمی باید پاسدار آرای مردم خود باشد.
اینک که دوباره سرفصل آغاز انتخاباتی جدید فرا رسیده است در مجریان و دستاندرکاران ارشد نظام است که اجازه دهند انتخابات سیر طبیعی خود را طی کند، نظارت استصوابی حاشیه امنیت لازم را برای رفع برخی نگرانیها فراهم میکند. جایگاه بسیج والاتر و بالاتر از این است که خدای نکرده پوستر چسبان برخی افراد باشد. آنچه که در این زمان میتواند مطلوب این نیروی مردمی باشد، حفظ محبوبیت به عنوان فرزندان ملت است. در هیچ مقطعی از زمان هیچگاه بین بسیج و مردم فاصله نبوده است و نباید هم باشد. هنوز که هنوز است، هرگاه تهدیدات خارجی به اوج خود میرسد، مردم کشور با یاد و نام خدا و اتکا به بسیج است که آرامش خود را باز مییابند. بدنه بسیج به دور از مناقشات حزبی است و یک بسیجی به اهدافی بالاتر و والاتر میاندیشد. استفاده ابزاری از بسیج توسط افرادی خاص در مقاطع انتخابات حتی مورد تایید رهبری نظام هم نیست. هاشمی رفسنجانی یار دیرین امام خمینی(ره) و دلسوز بسیج در طول دفاع مقدس خود نیز خاطره خوشی از دخالت این نیروی مردمی در کیفیت آرای صندوقها ندارد!.
ذخیرهای پرتوان، نیرومند و پرتعداد که نگهداری آن در عرصههای نظامی که هزینههای فراوانی هم دارد، از الزامات بیبدیل نظام ماست.بسیج جزئی از مردم است و مردم همه بسیج!
بسیج ابزار پا به رکاب هیچ کس نیست و هیچ گروه و دسته و حزبی نباید به اتکای آن خود را در عرصه انتخاب پیروز میدان بداند. بسیج نباید مصادره شود، وظیفه اصلی او حراست از دستاوردهای خونین انقلاب است. بدون شک نردبان ترقی شدن افراد وهن بسیج است و چه بسیار افرادی که خوابهای خوشی در این راستا برای بسیج دیدهاند خود لیاقت حمایت او را ندارند. هر کس که میخواهد برنده انتخابات باشد باید بر تواناییها و دانستههای خود اتکا کند و نباید به ابزاری بیندیشد که مال همه مردم است!
بودجه بسیج ریشه در بیتالمال دارد و نباید در تیول کسی درآید. این هشدار چه برای انتخابات خبرگان و شورای شهر و چه در آینده برای مجلس و ریاست جمهوری و در نهایت توصیهای است برای همه دورانها که شجره طیبه باید طیب و طاهر باقی بماند و فرماندهان محترم بسیج باید همه توان خود را معطوف پاکی و صداقت و طهارت این شجره طبیه کنند، چنین باد!