تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۵۱۴۲۴

سیدعطاءالله مهاجرانی
دوستی پرسید، چرا از این مصرع هاتف اصفهانی برای این سلسله مقاله استفاده می‌کنم. وقتی برایش توضیح دادم پیشنهاد کرد که توضیح را بنویسم. پاییز سال 1352 دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه اصفهان بودم.توی کتابخانه ادبیات، که با حسرت باید بگویم در یک آتش‌سوزی بسیاری از کتاب‌هایش سوخت، نشسته بودم. دوست آسوری‌ام ولنر بیت صیاد، جزوه‌ای را به دستم داد. سخنرانی اسقف در کلیسای حضرت لوقای اصفهان بود درباره تثلیث. سخنرانی با ترجیع‌بند هاتف شروع شده بود؛ در کلیسا به دلبری ترسا.... گفت‌وگوی مسلمان و مسیحی ادامه پیدا می‌کند تا:
ما در این گفت‌وگو که از یک سو
شد ز ناقوس این ترانه بلند
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
همان هفته به دیدن اسقف رفتم... گفت‌وگو با اسقف برایم جذاب بود. تصویری که در ذهن داشتم این بود که باید مسیحیت را از یک مسیحی مومن حکیم آموخت. اسقف همان بود که می خواستم. از آن دوران دو کتاب مقدس برایم به یادگار مانده است متن فارسی که یادگار بیت صیاد است و متن انگلیسی با تابلوهای رامبرانت که هدیه اسقف است. هنوز هم پس از گذار بیش از سه دهه هر وقت به مسیحیت می‌اندیشم و به شخصیت عزیز مسیح، آن مصرع و آن پنجشنبه‌ها در ذهنم تازه می‌شود. دوست دوران کودکی‌ام که از بچه های ده ارمنی‌نشین «حمریان» بود و حالا در کانادا زندگی می‌کند برایم ایمیل فرستاده بود، که به خاطر مسیح بنویس! گفتم پاپ این حرف‌ها را زده، تو می‌گویی به خاطر مسیح؟ گفت فاصله پاپ تا مسیح مثل فاصله زمین تا آسمان است، بنویس: در کلیسا....
نکته دیگری به نظرم آمد. یک هنرمند فهیم خوش ذوق، که بی‌شک در ترجیع‌بند هاتف مثل سروده محتشم درباره امام حسین‌(ع) می‌توان برق لطفی آسمانی را دید. این واژه‌ها و تصاویر از جای دیگری است. مثل پیامبر جبران خلیل جبران، که به تعبیر او، او شعر نسروده است، شعر او را سروده است،‌ می‌خواهم بگویم تربیت درست و انسانی و حکیمانه موجب می‌شود که هاتف درخشان‌ترین و زیباترین تفسیر و توضیح را درباره مسیحیت و تثلیث بسراید. محتشم در اوج شعر خود مسیح را با درخشان‌ترین تابلوی سوگواری ترسیم کند:
یک‌باره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون‌نشین رسید
بانوی دانشمند دکتر قمر آریان کتاب قابل پر اهمیتی دارند با عنوان «مسیح در ادبیات فارسی» که می‌توان نمونه‌های بسیاری از این زمره را مشاهده کرد. کدام عقلانی است؟ تصویر مسلمانان از مسیح و موسی یا تصویر مسیحیان از محمد؟ تابلوی هاتف و حافظ از مسیح؟ یا تصویر محمد در باب 28 دوزخ دانته؟ و یا تصویر دیگر در بزرخ در باب 32 یادداشت‌های ترجمه انگلیسی کمدی الهی که در چاپ دانشگاه آکسفور دیده می‌شود هم خواندنی است. در سوی دیگر، به عنوان نمونه نام‌ها را ببینید. در هیچ کوچه‌ای در شهر و روستای ایران و دیگر کشورهای اسلامی نیست که نام پاک پیامبران الهی مثل ابراهیم و موسی و مسیح و عیسی و داوود و سلیمان یافت نشود. شما تا به حال دیده‌اید که یک مسیحی نام فرزندش را محمد بگذارد؟ چه مقدار نام مقدس مریم در میان دختران مسلمان رواج دارد.... این‌ها نشانه‌های عقلانیت و سنت پسندیده احترام به ادیان دیگر است. اساسا مسلمانان همه پیامبران را همراه و همدل می‌انگارند. همه پیامبران را عزیز می‌شمرند. به تعبیر شگفت‌انگیز مولوی:
نام احمد نام جمله انبیاست.... پیامبر اسلام از دیگر پیامبران به عنوان برادر خود یاد می‌کند: «برادرم موسی رو به مغرب داشت و برادرم مسیح رو به مشرق، من در میانه مشرق و مغربم.» قرآن مجید به ما آموخته است که نباید داشته هیچ کسی را دست کم گرفت. «و یا قوم اوفوا المکیال و المیزان بالقسط و لا تبخسوا الناس اشیائهم. (آیه 85 سوره هود) این داوری درباره ارزش‌های مادی و صوری و نیز معنوی است. باید از پاپ پرسید مگر مسیح در کانون و فراز تمامی ارزش‌های مسیحیت نیست؟ برای مسلمانان هم پیامبر اسلام کانون ارزش‌ها و عشق و شور آنهاست. متاسفانه پاپ به جای جبران اهانت و رفع آن، با توضیحی که ایشان در روز یکشنبه در دیدار عمومی در کاخ تابستانی که ایشان در روز یکشنبه در دیدار عمومی در کاخ تابستانی‌شان- که بر فراز یکی از زیباترین و خوش منظره‌ترین تپه‌های اطراف رم است (کاخ گاندولفو) داد، به جای عذرخواهی، مسلمانان را به بدفهمی سخنانش متهم کرد. این موضوع را پیش از این مرکل صدراعظم آلمان و برخی شخصیت‌های سیاسی ایتالیایی داشتند. اما پاپ با زبان خودش همین را گفت. به نظرم واژه‌ها کاملا اندیشیده شده است. پاپ متاسف است اما نه به خاطر حرف‌هایی که زده بلکه به خاطر پیامدهای سخنرانی‌اش در کشورهای مختلف، دیگران گمان کرده‌اند که چند عبارت نطق ایشان موجب خدشه‌دار شدن حساسیت مسلمانان شده است. او صرفاً مطلبی را از یک متن قرون وسطایی نقل کرده است،‌ که معنی‌اش این نیست که پاپ چگونه می‌اندیشد! تاکید می‌کند امیدوار است این توضیح دل‌ها را آرام کند و معنی حقیقی سخن او، روی هم رفته این بود که دعوت کرده است تا گفت‌وگوی صریح و صمیمانه بر اساس احترام متقابل انجام شود. گمان نمی‌کنم کسی این سخن پاپ را عذرخواهی و یا بازگشت از حرف‌هایی که زده است تلقی کند. شبکه سی.ان.ان نظرسنجی‌ای را در مورد تاسف عمیق پاپ مطرح کرده است. پرسیده است اظهار تاسف پاپ عذرخواهی تلقی می‌شود؟ 54463 نفر اظهارنظر کرده‌آند. 85 د رصد پاسخ منفی داده‌اند و 15 درصد پاسخ مثبت. این توضیح اشتباه دیگر پاپ بود. شاید همچنان حق با حافظ است که سرود: چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو.
پاپ سال‌های سال با همین حرف‌ها و متن‌های کهن زندگی کرده است. چگونه انتظار داریم به یکباره تغییر نظر دهد؟ جالب اینکه در همین جلسه اعلام تاسف عمیق مضمونی هم به دست یهودیان داد! درباره مفهوم صلیب؛ پاپ مطلبی را از پولس رسول نقل می‌کند، که به نحوی پولس یهودیان را در قضیه تصلیب مسیح، شماتت می‌کند. خاخام یهودیان، دکتر جوناتان رومین گفته است: «پاپ حق دارد متن مقدسی را که به آن اعتقاد دارد روایت کند. اما ابلهانه است که کسی بدون توجه به شرایط روز، متنی را انتخاب کند که در مورد دیگر ادیان است. پاپ باید میان دین و نژاد تفاوت قائل باشد.» خاخام می‌خواهد بگوید یهودیان به عنوان یک نژاد در تصلیب مسیح نقش داشتند و نه به عنوان یهودی. ما درصدد نقد و بررسی سخن خاخام نیستیم. می‌خواهم بگویم وقتی نگاه و داوری در ذهن کسی تا آستانه هشتاد سالگی نقش بست و سنگین شد، تکانیدن آن کار دشواری است. پاپ اگر بخواهد می‌تواند نقشی تاریخی در این زمینه ایفا کند. به بررسی سخنش می‌پردازیم. تاسفش که تاکیدی بود بر آنچه گفته است. وزیر کشور ترکیه محمد آیلین با طنز شکرینی گفته است: پاپ از واکنش مسلمانان عمیقاً ‌متاسف شده است تا به خاطر حرف‌هایی که زده است!!