سرانجام، ۵۶ روز بحث و جدل، مبارزات انتخاباتى، تبلیغات و مصاحبههاى رسانهاى به پایان رسید و مردم کانادا روز ۳بهمن (۲۳ ژانویه) با ۳۶ درصد، به حزب محافظهکار رأى دادند تا دولت اقلیت خود را تشکیل دهد. این در حالى بود که حزب حاکم لیبرال ـ با کسب ۳۰ در صد آرا ـ پس از ۱۲سال و عمدتاً به دلیل رسوایىهاى مالى، اعتماد مردم را براى تشکیل دولت از دست داد. احزاب دموکرات نو و بلوک کبکوا نیز موفق شدند به ترتیب ۱۷ و۱۰درصد آرا را به خود اختصاص دهند. «پل مارتین» بیست و یکمین نخستوزیر کانادا، پس از اعلام نتایج انتخابات، از ریاست حزب متبوعش استعفا داد و گفت به این بسنده مىکند که به عنوان نماینده حوزه انتخاباتى خود در استان کبک در مجلس حضور یابد.
این نتیجه به هیچوجه غیرمنتظره نبود. چرا که از یک هفته قبل از انتخابات به نظر مىرسید که اراده و خواست تغییرروند در مردم کانادا، به یکى از نادر مسائل مورد توافق همه ـ حتى رهبران احزاب ـ تبدیل شده بود. اما روند تغییرنظر مردم همواره به نفع حزب محافظهکار رو به افزایش نبود. چنانچه روز ۲۸ دى (۱۸ژانویه) نظر سنجیها، میزان مقبولیت احزاب محافظهکار و لیبرال را به ترتیب ۴۲ و ۲۷ درصد نشان مىداد. با این همه نتیجه انتخابات چنان قابل پیشبینى بود که به گفته «فرانک گریوز» رئیس «اتحادیه تحقیقات ایکوس» تنها سؤال باقیمانده در روز۲۶دى (۱۶ ژانویه) این بود که آیا حزب محافظهکار مىتواند ۱۵۵ کرسى از ۳۰۸ کرسى مجلس عوام را کسب کند و دولت اکثریت تشکیل دهد، یا این که مجبور به ائتلاف خواهد شد.
گرچه تمامى تبلیغات و مبارزات انتخاباتى بین چهار حزب یاد شده انجام مىشد و رهبران و نامزدهاى آنها تنها کسانى بودند که در روزهاى گرم انتخابات، صدا و تصویرشان از طریق رسانههاى ارتباط جمعى به گوش و دیده مردم مىرسید، اما در برگههاى رأىگیرى، نام چهار حزب دیگر یعنى محافظهکار پیشگام، سبز، عمل کانادا و مارکسیست ـ لنینیست نیز به چشم مىخورد. این امر نشانگرآن بود که این احزاب به دلیل عدم موفقیت در کسب حداقل حمایت مردمى لازم، از استفاده از رسانههاى ارتباط جمعى بىبهرهاند که خود نقشى بسزا در پیروزى یا شکست احزاب دارند. در همین پیوند «جیم هریس» رهبر حزب سبز به عدم حضور خود در مناظرات انتخاباتى تلویزیونى اعتراض کرد.
در مجتمع مسکونى «بوناونچر» ـ یکى از حوزههاى اخذ رأى در مرکز شهر تورنتو ـ قبل از شروع ساعت رسمى، حدود ده نفر صف بسته و منتظر بودند. گرچه تمامى احزاب این حق را داشتند که ناظرى به تمامى شعب بفرستند، ولى در این حوزه تنها ناظران دو حزب دمکرات نو و لیبرال در کنار دو مسئول ستاد رأىگیرى نشسته بودند. اما در همه جا وضع چنین نبود. براى نمونه در کتابخانه دولتى «پارکدیل» که چهار صندوق رأى در آن قرار داشت، در کنار دو مسئولى که در کنار هر صندوق نشسته بودند، نه تنها تمامى احزاب عمده شرکت کننده نماینده داشتند، بلکه ناظران بى طرفى هم روند رأىگیرى را زیر نظر داشتند. «سوزان ک» یکى از این ناظران به «واشنگتن پریزم» گفت که داوطلبانى مانند او در بیشتر شعبات حضور دارند. در طول ۱۲ ساعت رأیگیرى که براى شرق کانادا از ۹/۳۰ بامداد تا ۹/۳۰ شامگاه تعیین شده بود، به تناوب، تعداد رأىدهندگان کم و زیاد مىشد. در دو نوبت که رأىدهندهاى در شعبه مستقر در مجتمع یاد شده حضور نداشت، افرادى که همچنان براى احزاب مختلف فعالیت مىکردند، در تکتک آپارتمانها را به صدا در مىآوردند و کسانى را که احیاناً در این روز در منزل بودند، تشویق مىکردند به سرسراى مجتمع بروند و به نامزد حزب مورد علاقه آنها رأى دهند.
ستادهاى انتخاباتى احزاب در برخى از مناطق و شهرها پا را از این هم فراتر گذاشته بودند. به طورى که اگر کسى تلفنى اطلاع مىداد که مایل به رأى دادن است ولى وسیله نقلیهاى در دسترس ندارد، این ستادها خودرویى با راننده برایش مىفرستادند.
به طورکلى، چهار محور مالى، سیاست خارجى، بهداشتى و مبارزه با خشونت از مهمترین مسائلى بودند که رأىدهندگان به آنها توجهى خاص داشتند.
یکى از نقطه ضعفهاى محافظهکاران، جمعبندى مالى آنان بود. در حالى که «استفنهارپر» ـ رهبر حزبـ هزینه عمل به وعدههایش را بین ۶۰ـ۷۰ میلیارد دلار بر آورد مىکرد، «پل داربى» معاون اقتصادى «هیأت مشاوره کانادا» گفت که در نسخهاى از طرح مالى که هارپر برایش فرستاده، ضمانتى وجود ندارد که اگر بیمارى نتواند در داخل امکانات پزشکى کافى دریافت کند، قادر باشد درمانش را در خارج دنبال کند. ایراد دیگر وى این بود که برنامه مالى هارپر مسأله عدم توازن مالى بین دولت مرکزى و دولتهاى استانى را مد نظر قرار نداده است.
حمایت هارپر از خروج از پیمان کیوتو، جنگ آمریکا در عراق و استقرار سیستم دفاع موشکى از جمله موارد دیگرى بودند که رقباى او و به ویژه حزب لیبرال در مناسبتهاى مختلف بر آنها انگشت مىگذاشتند. اشاره به این موارد به حدى بود که در مناظره رسمى و تلویزیونى چهار حزب عمده، پل مارتین، هارپر را دنباله رو سیاستهاى آمریکا خواند. هارپر در پاسخ به این موضعگیرى گفت که مارتین در حالى وطنپرستى او را زیر سؤال مىبرد که خود براى فرار از مالیات، در خارج از کانادا سرمایهگذارى کرده است.
در مقابل، حزب لیبرال از لحاظ اقتصادى کارنامه قابل ارائهاى داشت. به طورى که پل مارتین در مصاحبه شب ۲۲ دى (۱۲ژانویه) خود با شبکه سراسرى تلویزیون کانادا، دارا بودن بهترین وضعیت اقتصادى براى کانادا در بین کشورهاى غربى را از مهمترین دستاوردهاى حزب متبوعش خواند. او با اشاره به این که این حزب در ۱۲ سال پیش در حالى زمام امور را به دست گرفت که وارث ۴۲ میلیارد دلار کسر بودجه و ۵۸۰ میلیارد دلار بدهى بر جا مانده از دولت محافظهکار بود، گفت حزب لیبرال در مدت زمامدارى خود توانست بدهىها را پرداخت کند، هشت بودجه بدون کسرى ـ حتى در ۵ دوره با مازاد ـ داشته باشد و بیکارى را به پایینترین میزان آن در ۳۰ سال گذشته کاهش دهد.
با این وجود، هارپر به کرات رسوایىهاى مالى حزب لیبرال را به عنوان حربهاى برنده به کار برد. از جمله در روز ۲۶ دى (۱۶ ژانویه) در شهر «سنت جان»، سوءاستفاده رقیب از «حمایت از تمامی ت ارضى کشور» به عنوان دستاویزى براى فساد را مورد تأکید قرار داد.
اقلیتها و انتخابات
نادرست بودن فرضیه حمایت سنتى مهاجران از حزب لیبرال در این انتخابات آشکارا معلوم شد. این نظریه از آنجا سرچشمه مىگیرد که مشهور است که مهاجران این حزب را سبب گشوده شدن درهاى کانادا به روى خود مىدانند. اما در انتخابات اخیر اقلیتها هم درست به همان دلایل دیگر کاناداییها ـ بلکه با احساسى قویتر ـ از حزب لیبرال رویگردان شدند. براى نمونه، مىتوان از رسوایىهاى مالى این حزب نام برد که بىتردید، تأثیرى بسیار ناخوشایند بر تمامى کاناداییها داشت. اما از آنجا که بسیارى از مهاجران از زادگاههایى به کانادا کوچ کردهاند که فسادهاى مالى و غیره در آنها بیداد مىکند، این رسوایى برایشان چیزى بدتر از آن است که ساکنان پشت در پشت کانادایى احساس مىکنند.
مشکل دیگر این حزب، بدیهى انگاشتن رأى مهاجران و سایر اقلیتهاى قومى و مذهبى و کمتوجهى به آنان بود. چرا که در حالى که سایر احزاب نامزدهاى زیادى از اقلیتها را در فهرستهاى خود داشتند و به آنها، قولهاى روشن و مشخصى داده بودند، گوش حزب لیبرال براى شنیدن مسائل اقلیتها به مرور سنگین مىشد.
البته حزب لیبرال در روزهاى آخر قبل از انتخابات اندکى به خود آمد. براى نمونه مىتوان از «جیم پیترسون» وزیر تجارت بینالمللى و نامزد حزب لیبرال از منطقه ایرانى نشین «ویلودیل» نام برد. او که به سبب پر مشغله بودن از شرکت در نشست ایرانیان در ۱۸ دى (۸ ژانویه) خوددارى کرده بود، در روز۲۴ دى (۱۴ ژانویه) شخصاً اوراق تبلیغاتى خود را در مرکز ایرانیان توزیع مىکرد و با لبخند و تبریک سال نو از آنها مىخواست که دوباره به او رأى بدهند.
از سویى، هارپر به ۳ محور از ۴ محورى که از نظر اقلیتها مهمترین تلقى مىشوند، توجهى خاص نشان داد. او به جامعه پر قدرت و چند میلیونى آسیایىها قول داد که در مورد بمبگذارى در هواپیماى خطوط هوایى هندوستان در سال ۱۹۸۵ تحقیقى منصفانه به عمل آورد. در مورد عذرخواهى براى تحمیل مالیات سرانه که یک قرن پیش براى چینى ـ کاناداییها وضع شده بود نیز، نه تنها هارپر، بلکه «ژیل دوسپ» و «جک لیتون» رهبران احزاب بلوک کبکوا و دموکرات نو نیز قول رسیدگى دادند، در حالى که حزب لیبرال این دست و آن دست مىکرد.
باید گفت که جامعه بیش از یک میلیونى چینىها از کار کرد حزب لیبرال در پیوند با این مالیات خشمگین هستند. چرا که ۸۱ هزار چینى که از سال ۱۸۸۵ تا ۱۹۲۳ به کانادا مهاجرت کردند، ۲۳میلیون دلار مالیات سرانه پرداختند. لذا جامعه چینى ـ کانادایى توقع داشت ( و دارد) همانگونه که برایان مالرونى ـ نخستوزیر کانادا از ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۳ ـ از ژاپنىها به خاطر توقیفشان در داخل کشور در خلال جنگ جهانى دوم، عذر واهى کرد، از آنها نیز به خاطر این مالیات عذر واهى شود.
۹۵۷ دلار هزینه استقرار در کانادا براى مهاجران جدید نیز، مسأله عمده دیگر اقلیتها بود. گرچه مارتین نیز چون دوسپ، قول حذف این مبلغ را داده بود، ولى قول او، رأىدهندگان را قانع نکرد. چرا که گرفتن چنین مبلغى از پناهندگان و مهاجران در سال ۱۹۹۵و در زمان وزارت دارایى مارتین، به عنوان بخشى از برنامه دولت براى کاهش کسرى بودجه ارائه شده بود. این هزینه در سال ۲۰۰۰ براى پناهندگان حذف شد، ولى مهاجران در حالى هنوز مجبور به پرداخت آن هستند که مدتهاى مدیدى از توازن مالى دولت مىگذرد.
مشکل عمده دیگر مهاجران، دست نیافتن به شغل مناسب با تجربیات و تحصیلاتشان است که معتقدند حزب لیبرال هیچ گام عملى براى حل آن برنداشته است. جامعه عرب ـ کانادایى هم که بخش قابل ملاحظهاى از آنها مسیحى هستند، از کارکرد دولت در زمینه آزادیهاى مدنى پس از ۱۱سپتامبر راضى نیست. «محمد بوجنان» عضو«تشکل کانادایىـ عرب» و «راجا خورى» رئیس پیشین این تشکل گفتند: اعراب از متمایل شدن سیاست حزب لیبرال به سمت اسرائیل، خشمگین هستند. مسلمانها هم همین حساسیت را دارند. این در حالى است که مجموع تعداد اعراب و مسلمانها به بیش از یک میلیون نفر مىرسد.
«دلورس لارنس» از نهاد «عملیات رأى سیاهان کانادا» نیز به صراحت معتقد است یراى به دست آوردن رأى سیاهان باید نامزد سیاه داشت. به تصور او تضمینى براى رأى دادن اقلیتها به حزب لیبرال وجود نداشته است.
از سوى دیگر، برخى از ایرادهاى حزب لیبرال به قوىترین رقیب خود، یعنى حزب محافظهکار، از دید بسیارى از این مهاجران و برخى از ساکنان غیرمهاجر، نه تنها عیب محسوب نمىشد که آنان را از لیبرالها دورتر مىکرد. براى نمونه اجازه ازدواج به همجنس گرایان که در سال گذشته میلادى و زیر حکومت حزب لیبرال قانونى شد، و پل مارتین در مبارزات انتخاباتى خود بسیار به آن تمسک جست و رقیبش را به دلیل مخالفت با آن به باد انتقاد گرفت، از دید افراد و جوامع مذهبى به ویژه مسلمانان و یهودیان نقطه ضعف بزرگى براى حزب لیبرال محسوب مىشد. آنها از مدتها قبل در همایشهاى مختلف خود رأى دادن به حزب لیبرال را منتفى اعلام کرده بودند. مجموعه این عوامل سبب شد که حتى فردى مانند «مارک پرساد» مسؤول بخش چند ملیتى حزب لیبرال و رئیس پروژه صلح بینالمللى کانادا نیز در تارنماى خبرى خود نوشت: روابط عاشقانه سنتى بین حزب لیبرال و جوامع قومى ـ فرهنگى تیره شده است.
«استفن کلارکسون» استاد علوم سیاسى دانشگاه تورنتو معتقد است که رأى قومى وجود دارد، اما به آسانى نمىتوان از آن سوء استفاده کرد. وى گفت: دیگر زمان آن گذشته است که گروههاى مهاجر تنها براى گوش کردن به حرف رهبرانشان رأى بدهند. نسل جدید از این روش فاصله گرفته است و دیگر قابل پیشبینى نیست.
زنان و انتخابات
«شرى شقاقى» ـ اولین زن ایرانى که تاکنون براى نمایندگى در مجلس کشورى (فدرال) نامزد شده ـ در حوزه انتخاباتى ونکوور شمالى، با کسب ۷۹۳۲ رأى ـ 13/2 درصد ـ از مجموع ۵۹۹۰۷ آراى مأخوذه، بعد از «دان بل» و «سیندى سیلور» نامزدهاى حزب لیبرال و محافظهکار قرار گرفت و نتوانست آراى لازم را کسب کند. در منطقه او نامزد حزب لیبرال با ۲۵۳۵۷ رأى ـ 3/42 درصد ـ به مجلس راه یافت. شقاقى نامزد حزب دموکرات نو بود.
زنان کانادا، نخستین بار در سال ۱۹۲۱ در رأىگیرى شرکت کردند که از بین ۴ نامزد زن «اگنس کمبل مک فیل» توانست به عنوان اولین وکیل زن وارد مجلس شود. از آن زمان تاکنون، از بین ۳۰۹۴ زن نامزد نمایندگى، ۳۶۰ نفر موفق شدهاند به مجلس راه پیداکنند.