مرتضی تمدن/عضو کمیسیون برنامه و بودجه و دیوان محاسبات مجلس
«گرانی» پدیدهای است که اقتصاد ما، مانند اقتصاد بسیاری از کشورهای جهانی به آن مبتلاست.
تورم، عوامل متعددی دارد و در تحلیلهای نسبی اقتصادی، هم میتواند مثبت و هم منفی باشد. بخشی از گرانیها طبیعی و اجتنابناپذیر است. زمانی که قیمتهای جهانی افزایش پیدا میکند چارهای جز پذیرش افزایش قیمت در درون اقتصادمان نداریم، اما دولت باید شاخصهای روشنی به صورت عدد و رقم از میزان تاثیر اقتصاد جهانی بر اقتصاد داخلی داشته باشد ما هنوز یک تحلیل روشن از این که تاثیر قیمتهای جهانی بر قیمتهای داخلی چند درصد بوده، نداریم و هیچ منبع رسمی در کشور، گزارشی در این زمینه ارائه نکرده است. ولی مطمئن هستیم زمانی که قیمت نفت از بشکهای 40 دلار به بشکهای 75 دلار میرسد.
در پی آن هر فرآوردهای، هر تکنولوژی، یا کالایی و حتی خدمات مشاورهای خارجی از افزایش قیمت نفت تاثیر میپذیرد. بخشی از گرانیها، ناشی از تزریق نقدینگی است. وقتی دولت تصمیم گرفت حجم زیادی از پروژهها را به اتمام برساند، نقدینگی بیشتری را در بودجه تزریق کرده، طبیعی است که افزایش نقدینگی، گرانی را در پی دارد. همان زمان که بودجه سال 85 در مجلس تصویب میشد، گرانی ناشی از تزریق نقدینگی قابل پیشبینی بود؛ به همین دلیل 18 هزار میلیارد تومان پروژههای عمرانی تبدیل به 15 هزار میلیارد تومان شد، اما با این حال آثار تورمی قابل پیشبینی بود.
بخشی از تسهیلاتی که اکنون تحت عنوان طرحهای زودبازده به جامعه تزریق شده است موجب افزایش تقاضای خرید کالا و خدمات میشود و عرضه، کشش لازم برای پاسخ به این تقاضا را ندارد که خود به خود موجب گرانی میشود ما یکهزار و 250 میلیارد تومان را در قالب طرحهای زودبازده، به اقتصاد جامعه تزریق کردیم، پولی که باید صرف ساخت کارگاه، خرید مصالح ساختمانی و کالاهای مختلف شود. این حجم پول، خود به خود انتظار تورمی را افزایش میدهد.
بخشی از گرانی نیز روانی است. وقتی زمزمه گرانی در جامعه گسترش مییابد از نظر روانی به مساله دامن زده میشود؛ بنابراین ریشههای گرانی را باید در حوزه اقتصاد جهانی، تزریق نقدینگی بالا به بدنه اقتصاد و مؤلفههای روانی جستجو کرد.
برخورد با هر یک از این عوامل، روش خاص خودش را دارد. در زمینه تاثیرات اقتصاد جهانی بر گرانی معتقدیم که دولت باید تلاش کند تا میزان وابستگی کالاهای واسطهای و خدماتی را که از بیرون مرزها دریافت میکند. کم کرده و جایگزینهای داخلی برای این کالاها و خدمات را پیدا کند تا از آسیبهای ناشی از متغیرهای اقتصاد جهانی مصون بماند.
افزایش نقدینگی در بودجه، تا یک مقطع مشخص آثار تورمی دارد. ولی زمانی که پروژهها و طرحهای نیمه تمام به بهرهبرداری برسد. با آثار ضد تورمی جبران شود. کاهش تاثیر مولفههای روانی بر گرانی هم نیاز به کار فرهنگی در جامعه دارد.
ما همان طور که گرانی تصنعی داریم و این نوع گرانی دارای جنبههای منفی و مخرب زیادی هست، ارزانی تصنعی هم داریم که آثار منفی و تخریبی زیادی دارد. این که یک کالا و یا خدماتی به هر دلیلی. در بازار عرضه و تقاضا، قیمت واقعی خودش را پیدا کرد. اما به زور بخواهیم این کالا یا خدمات را ارزان نگه داریم. مداخلهای مخرب در بازار است قیمتها باید در یک نقطه تعادلی، واقعی شود.
دولت برای مهار گرانی باید از روشهای علمی و مدیریتی اثبات شده استفاده کند. صحبت درباره گرانی و با تلاش برای حل گرانی در حوزهها و فضاهای سیاسی جنجالی و ژورنالیستی جنبههای منفی نیز دارد و به ابعاد تورم دامن میزند.
دولت باید به جای پاسخگویی درباره گرانی، خود را از جنجالها و فضاسازیها کنار کشیده و با اتکا به روشها علمی و عملی اثبات شده سراغ حل مساله بود.
اگر چه تزریق نقدینگی برای تکمیل پروژههای نیمه تمام در بلند مدت تبدیل به کالا و خدمات شده و آثار ضد تورمی دارد. اما مهم آن است که دولت برای مهار آثار تورمی کوتاه مدت ناشی از افزایش نقدینگی، راه حل علمی داشته باشد اگر جریان نقدینگی در بازار خوب مدیریت شود میتوانیم پس از مدتی خبرهای خوب ضدتورمی به مردم بدهیم فروش مدیریت شده و مناسب اوراق مشارکت، کنترل علمی بورس، تسهیل در ورود سرمایههای خارجی و افزایش جذب سرمایهگذاران داخلی حذف موانع سرمایهگذاری داخلی و خارجی و حذف قوانین مزاحم و دست و پاگیر.
ضمن به حداقل رساندن آثار تورم ناشی از افزایش نقدینگی، شوک گرانی را نیز کوتاهتر و متعادل میکند گرانی وقتی خوب است که پس از آن با افزایش تولید کالا و خدمات و ایجاد فرصتهای تازه شغلی مواجه شویم.