تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۵۱۵۲۷

پروفسور حمید مولانا
کاریکاتورهای موهنی که در یک روزنامه دانمارکی علیه مقدسات اسلامی منتشر شده و در یکی دو نشریه فرانسوی نیز تکرار شده است نه تنها اعتراض مسلمانان دنیا را علیه مواضع غرب برانگیخته است بلکه توجیهی که از طرف دولتمردان و نخبگان غرب و مقلدان آنها در دفاع از این افتضاحات ارائه گردیده بیش از هر موقع دیگر ماهیت عناوین مسخ شده «آزادی بیان»، «جامعه مدنی» و «دموکراسی» را برای جهانیان آشکار کرده است. این چه نوع منطق و تمدنی است که می خواهد «آزادی بیان» را از طریق اهانت به مقدسات دیگران نشان دهد؟
این چه نوع دیپلماسی عمومی و جامعه و تمدن بین المللی است که قدرت های بزرگ می خواهند مردم یک کشور را علیه دولت و نظام انتخابی آن کشور تحریک کنند؟ این چه نوع آزادیخواهی، کثرت گرایی، تنوع فکر و به قول فرنگی ها «تولرانس» است که متفکران و اندیشه های انتقادی مورد حمله قرار می گیرد؟ این چه نوع «روابط عمومی» و سازمان و تشکیلاتی است که به جای محبت و خدمت به مردم و اشاعه علم و دانش فقط مواضع سیاسی و منافع مادی خود را در نظر گرفته و متوسل به تفرقه اندازی و کینه توزی می شود؟
اتفاقاتی که در چند هفته اخیر در سطح بین المللی رخ داده است، تناقضات گفتاری و کرداری سیستم و نظریه امروزی حاکم بر غرب را روشن می کند. مثلا شما واژه و عنوان «روابط عمومی» و یا «دیپلماسی عمومی» را در نظر بگیرید. یکی از بزرگترین ابزارهای سلطه گرایی و استعماری غرب بر دنیای اسلام و شرق صدور واژه ها و مفاهیم ظاهرپسند بوده است ولی کاربرد و انگیزه های نهفته در این واژه ها با معنای اصطلاحی و لغوی آن زمین تا آسمان فرق داد.
انقلاب آن طور که برخی توجیه می کنند یک عملکرد و «کار» نیست بلکه یک تغییر بنیادین در زیرساخت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همراه با بازسازی و نوآوری های اصیل و ویژه در همه سطوح زندگی جامعه و فرد است که فقط با استقلال فکری و نه با تقلید از الگوی دیگران عملی است. استعمار فرانو به معنی تسلط بر کشورها از نظر جغرافیایی نیست، گرچه هنوز زوایایی از این سیاست را در مورد عراق و برخی کشورها عملا مشاهده می کنیم، بلکه به معنای کاشتن و پیونددادن عوامل استعمار در آنها و استفاده از زیرساخت های ارتباطی است.
لازمه دوراندیشی در رشته سیاست، ارتباطات و رسانه ها تولید اطلاعات و دانش بومی و مستقل خودمان است. اگر انگیزه ها و ارزش روابط عمومی و ارتباطات آمریکا و اروپا همراه با صداقت و مردم داری بود امروز تنفر از سیاست آنها در سطح بین المللی و منطقه ای به این درجه نمی بود.عنوان «روابط عمومی» مانند عنوان «روابط بین الملل» بر کلمه «روابط» تکیه می کند ولی در مورد انگیزه، نوع، کیفیت، کمیت و جهت این روابط چیزی نمی گوید. روابط می تواند مشروع و نامشروع، مفید و مضر، خوب و بد، محرمانه و آشکار، دور و نزدیک، رسمی و غیررسمی، صمیمانه و یا فریبنده باشد. روابط بین الملل روابط بین دو کشور، دو ملت، دو دولت و یا جمعی از این واحدها است.
روابط بین الملل ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی و فن آوری دارد. دهه های طولانی دو ابرقدرت بزرگ آمریکا و شوروی روابط بین المللی داشتند ولی این روابط بر مبنای جنگ سرد، جنگ روانی، برد و باخت و رقابت تسلیحاتی و سلطه گرایی بود.
روابط عمومی روابط «بین» عامه مردم نیست، بلکه روابط یک سازمان، یک بنگاه، یک دولت، یک شرکت، یک تشکیلات با عموم و یا قسمتی از عامه مردم است. آیا رابطه یک بنگاه یا رابطه یک دولت یا موسسه با عامه مردم جنبه خدماتی دارد یا رفتاری و مصرف گرایی و یا همه اینها؟ عنوان «روابط عمومی» با عنوان «خدمات عمومی» فرق دارد. از موقعی که عنوان «روابط عمومی» از اوایل قرن بیستم در آمریکا جنبه بازرگانی، تبلیغاتی، کنترل، انگاره سازی و پروپاگاندا به خود گرفت، جوانب منفی آن در اذهان مردم بالا رفت.
امروز بسیاری از افراد این حرفه وارداتی که وظایف روابط عمومی را به عهده دارند، به واژه های دیگری مانند «امور عمومی» یا «ارتباطات عمومی» گرایش پیدا کرده و از آنها استفاده می کنند، مانند معاونت امور عمومی، معاونت ارتباطات عمومی و غیره.
روش های روابط عمومی که امروز در دنیای سیاست و اقتصاد معمول گردیده است و بسیاری از افراد و سازمان ها و کشورها مجذوب آن شده اند، مشروعیت ندارد. برخی از روش های متداول روابط عمومی آمریکایی با فرهنگ، سنت، دین و حتی مقررات حقوقی کشورهای دیگر مغایرت دارد به ویژه در کشورها و فرهنگ های اسلامی. ما به یک دگرگونی و انقلاب در رشته روابط عمومی احتیاج داریم.
اگر حوزه و رشته روابط عمومی بخواهد به عنوان یک نظم مشروع و پایدار در سطح ملی و بین المللی استوار باشد شیوه ها و استانداردهای آن باید بر محور اهداف مشخص و معین پایه گذاری شده و حدود فعالیت آن تعریف و برای عامه مردم معلوم شود.
من شش محور اصولی و کاربردی را برای روابط عمومی پایدار و نوآور پیشنهاد می کنم:
(1) اعتمادسازی و وحدت؛
(2) مردم داری و انتقادپذیری؛
(3) خدمت گرائی و رفاه گستری؛
(4) عدالت سروری و فسادستیزی؛
(5) قانون گرائی و اخلاقی؛
(6) اطلاع رسانی و روشنگری.
هریک از این شیوه ها جوانب اصولی و متمم دارد. مثلا مردم داری اصل و انتقادپذیری متمم آن است و همین طور خدمت گرایی، که یک شیوه اصلی است و رفاه گستری متمم آن را تشکیل می‌دهد.
روابط عمومی به مصداق مردم داری در ایران و در فرهنگ ملی و اسلامی ما تاریخ طولانی و درخشانی دارد که با آداب و سنت ایرانی و اسلامی رشد و نمو کرده است؛ ابعاد آن شرعی، عرفی و مدنی و ادبیات و معارف و منابع آن وسیع و عمیق است. روابط عمومی به مصداق و معیار غرب و به ویژه آمریکا یک روند وارداتی در ایران است که در اوایل دهه 1330 شمسی، به ویژه پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 در ادارات دولتی و غیردولتی و در مطبوعات و در صحنه آموزش ظاهر گردید و من این جریان را مشاهده و مطالعه کرده ام که امیدوارم در فرصت مناسب نتیجه آن را در اختیار علاقه مندان قرار دهم.
هر حرفه و دانش، چهره، منزل و ارزش ویژه خود را دارد. مهم است که بپرسیم این حرفه از کجا آمده و به کجا می رود، چه کسانی آن را هدایت می کنند، چارچوب سازمانی و کاربردی آن چیست و ارزش آن چگونه تعیین می شود. در ایران ما باید به حرفه و رشته «روابط عمومی» به عنوان یک «فرصت خدمت» بنگریم نه «لقمه ای پرچرب».