تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۵۱۵۲۹

حسین شریعتمداری
1- روز یکشنبه 7/12/84 جناب آقای سیدمحمد خاتمی طی سخنانی در مراسم گشایش اجلاس «اتحاد تمدن ها» که در دوحه قطر برگزار شده بود، به طور تلویحی هولوکاست ـ افسانه نسل کشی یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم ـ را تایید کرد و گفت «ابرمرد آرمانی نیچه در چهره نظام ناسیونال سوسیالیسم هیتلری ظهور کرد و به بهانه ایجاد فضای حیاتی برای خود، نه تنها ملت شایسته آلمان را گروگان هدف هراس آور خویش گرفت و نه تنها هزاران یهودی و غیریهودی را به کام مرگ فرستاد، بلکه امید و آینده بشریت را بر ویرانه های به جا مانده از جنگی خانمانسوز سوگوار کرد.»
جناب آقای خاتمی توجه دارند که «هولوکاست»، یک موضوع دفن شده تاریخی نیست که اظهارنظر درباره واقعی یا غیرواقعی بودن آن، ربطی به حال حاضر نداشته باشد، چرا که آژانس بین الملل یهود و دولت های غربی با جعل این افسانه و استناد به آن، سرزمین مقدس فلسطین را اشغال کرده و هنوز هم با تکیه بر این داستان جعلی برای رژیم اشغالگر قدس «مشروعیت» می تراشند، از سوی دیگر، این روزها در پی اعلام غیرواقعی بودن هولوکاست از سوی رئیس جمهور کشورمان که بازتابی گسترده و جهانی داشت، رژیم صهیونیستی با بن بست مشروعیت روبرو شده و حامیان غربی این رژیم، مخصوصاً آمریکا و اروپا برای رهایی از این بن بست، به واکنش های بی سابقه و دیوانه واری دست زده و می زنند تا آنجا که اهانت به رسول خدا(ص) و انفجار حرم شریف ائمه(ع) در سامرا، بخشی از این واکنش های وحشیانه و دیوانه وار تلقی می شود و...
با توجه به نکات فوق که به یقین از نگاه جناب آقای خاتمی پنهان نبوده است، تایید هولوکاست از جانب ایشان عجیب و باورنکردنی است.
باید دوستانه و با عرض پوزش از جناب آقای خاتمی پرسید حضرتعالی بر پایه کدام شاهد و قرینه و یا تحقیق و بررسی تاریخی، افسانه هولوکاست را واقعی می‌دانید؟!
امروزه تمامی محققان برجسته غربی با ارائه اسناد غیرقابل انکار ثابت کرده اند که هولوکاست فقط یک افسانه و ساخته افسانه پردازان صهیونیست است و دولت های غربی که نفی این بررسی های مستند تاریخی را غیرممکن می دانند، برای مقابله با آن به روش مرسوم در دادگاه های انگیزاسیون قرون وسطی روی آورده و هرگونه ابراز تردید درباره هولوکاست را ـ حتی اگر برخاسته از تحقیقات و بررسی های مستند و علمی باشد ـ ممنوع اعلام کرده و محققان را به زندان و پرداخت جرایم سنگین محکوم می کنند. بنابراین، جا دارد جناب آقای خاتمی اگر تحقیقی در این زمینه داشته اند ـ حداقل ـ بخشی از تحقیقات خویش در اثبات واقعی بودن هولوکاست را در اختیار افکار عمومی قرار دهند!
2- هفته گذشته جناب آقای کروبی در محل روزنامه «اعتماد ملی» با سفیر دولت آلمان در تهران دیدار و به گفت وگو نشست. در بخشی از این گفت وگو که روزنامه اعتماد ملی ـ روزنامه حزب آقای کروبی ـ منتشر کرده، آمده است؛ «سفیر آلمان، مهدی کروبی را با بیان این پرسش خطاب قرار داد که؛ گویا شما قصد ندارید سیاست خارجی دولت را نقد نمایید. پس چگونه می خواهید به عنوان یک حزب مواضع خویش را بیان کنید؟... و دبیرکل اعتماد ملی با بیان این که؛ روزه سکوت گرفته ام، بر این نکته تاکید کرد که؛ سکوت در پیش گرفته شده موقتی است و در انتظار وضعیت آینده هستیم»!
ملاقات آقای کروبی با سفیر آلمان، قابل انتقاد نیست و نگارنده نیز بارها در محل روزنامه کیهان با سفرای کشورهای خارجی و از جمله سفیر آلمان دیدار و گفت وگو داشته است. ولی آنچه از جناب کروبی با آن سابقه انقلابی عجیب و غیرمنتظره است، به قول سعدی: «دم فروبستن ایشان به وقت گفتن» و «گفتن به وقت خاموشی» است.
آلمان یکی از کشورهای متحد آمریکا و رژیم صهیونیستی و از طرف های اصلی چالش های خارجی اخیر جمهوری اسلامی ایران است و این نکته به یقین از نگاه آقای کروبی پنهان نبوده و نیست. ولی جناب کروبی ـ به نوشته روزنامه متعلق به خود ایشان ـ در مقابل سفیر آلمان در نقش یک «متهم»! ظاهر می شود و آقای سفیر در نقش یک «حاکم طلبکار»! آقای کروبی را مورد مؤاخذه قرار داده و ابراز تعجب می کند که چرا علیه سیاست های خارجی جمهوری اسلامی ایران سخن نمی گوید! و آقای کروبی بگونه ای که انگار عذر تقصیر می آورد، پاسخ می دهد «روزه سکوت گرفته ام»!
و بلافاصله، چنانکه گویی این عذر را برای بازجوی خویش ـ یعنی سفیر آلمان ـ قانع کننده نمی داند، می گوید؛ «سکوت در پیش گرفته شده موقتی است و در انتظار وضعیت آینده هستیم»!... جل الخالق! آیا ایشان همان آقای کروبی یار امام(ره) و زندانی سیاسی زمان طاغوت و... است؟! که در مقابل سفیر یک دولت متحد آمریکا و رژیم صهیونیستی و طرف چالش های اخیر نظام اسلامی، نشسته و بازجویی پس می دهد؟!... آیا «چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید»!
همه می دانند که آقای کروبی برخی از مواضع دولت جدید را نمی پسندد ولی صرفنظر از انتقادات ایشان به دولت و میزان حق یا ناحق بودن این انتقادات، باید از ایشان پرسید؛ چرا گلایه از نظام اسلامی و خونبهای شهیدان را که حضرت امام(ره)، حفظ آن را واجب ترین واجب ها می دانستند، نزد دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب می برید؟! آنهم به گونه ای که انگار در مقابل اعتراض سفیر آلمان، بازجویی پس داده و عذر تقصیر! می‌تراشید؟!...
جناب کروبی نه تنها در آنچه گفته اند، عزّت و اعتبار خویش را به عنوان یک شخصیت روحانی و مدعی خط امام(ره) حفظ نکرده اند بلکه به خاطر آنچه که باید می گفتند و نگفته اند نیز درخور ملامت هستند و البته اعتبار و عزت نظام با این سخنان آسیب نمی‌بیند.
یک هفته قبل از دیدار آقای کروبی با سفیر آلمان، خانم آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان طی سخنانی در کنفرانس امنیتی مونیخ، با کمال بی نزاکتی اعلام کرده بود «جمهوری اسلامی ایران لیاقت آن را ندارد که برنامه هسته ای آن قابل تحمل باشد» و این اظهارات بی ادبانه «مرکل» نه فقط در همان نشست با اعتراض برخی از نمایندگان مجلس و دولتمردان آلمان روبرو شد، بلکه انعکاس جهانی داشت و نگارنده طی یادداشتی با عنوان «دولت برده ها» در کیهان 25/11/84 ضمن برشمردن حقارت های مستند آلمان به اظهارات وی پاسخ داد.
اکنون باید به آقای کروبی گفت؛ حضرتعالی که این همه از احترام به مردم سخن می گوئید، چرا در مقابل نسبت «بی لیاقتی» به نظام و مردم ایران از سوی صدراعظم آلمان سکوت فرموده و درحالی که ملاقات شما با سفیر آن کشور، مناسب ترین موقعیت برای اعتراض جنابعالی بود، نه فقط کمترین اعتراضی نکردید بلکه نازک تر از گل هم به سفیر و دولت آلمان نگفتید؟!... این در حالی است که جنابعالی کمترین تفاوت نظر خود با دوستان غیر جناح خویش را بر نمی تابید و نامه سرگشاده می نویسید و مصاحبه آتشین می‌کنید و...
آقای کروبی! اگر از توهین صدراعظم آلمان به دولت و مردم ایران اطلاع داشتید که سکوت جنابعالی اهانت به مردم شریف کشورتان است و اگر بفرمایید از این ماجرا بی خبر بوده اید که «عذر بدتر از گناه» آورده اید ، چرا که ماجرای این اهانت همه جا منتشر شده بود و از شخصیتی مانند حضرتعالی که ادعای رهبری یک حزب سیاسی را دارید، بی خبری از این ماجرا غیرقابل توجیه بوده و نشانه ناتوانی جنابعالی در اداره یک حزب سیاسی است. آیا اینطور نیست؟!... آیا با این ظرفیت سیاسی قصد داشتید از طریق «تلویزیون صبا» دست به روشنگری بزنید؟!... بگذریم.
3- روزنامه جام جم تیتر اول شماره دیروز خود را همراه با چاپ عکسی از انفجار برج های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک، به اظهارات یک شهروند اسرائیلی- آمریکایی اختصاص داده و از قول وی که نامی از او به میان نیاورده، تیتر زده است؛ «شاهدS پرده برمی دارد، موساد طراح 11 سپتامبر بود» و در متن خبر از قول این شاهد بی نام و نشان تاکید ورزیده است که «انفجار 11 سپتامبر به طور مستقیم توسط صهیونیست ها طراحی شده بود.»
خب! تا اینجا، حرفی نیست و پیش از آن، بسیاری از صاحبنظران این انفجارها را کار «موساد» دانسته و یک محقق برجسته فرانسوی بنام «تری میسن» تحقیقات مستند خود در این باره را با انتشار دو کتاب مطرح کرده بود و تاکید روزنامه جام جم نیز از این زاویه، درخور تقدیر است. ولی دوستان همکارمان در «جام جم» ناخواسته در دام یک «عملیات فریب» افتاده اند. چرا...؟! دقت بفرمائید؛
روزنامه جام جم در ادامه مصاحبه کوتاه خود با «شاهدS» می‌نویسد: «پدر و مادر شاهد S در حادثه هولوکاست کشته شده اند. او که می گوید شاهد هولوکاست بوده است و در این زمینه اطلاعات جالبی دارد، در گفت وگوی طولانی با خبرنگار ما ـ جام جم ـ شرکت کرد که متن این مصاحبه بزودی منتشر خواهد شد.»
اکنون باید به همکاران محترم در جام جم گفت؛ برادران عزیز! شاهد S ـ با عرض پوزش ـ کلاه گشادی سرتان گذاشته است و با سوءاستفاده از تریبونی که در اختیارش نهاده اید، افسانه هولوکاست را واقعی جلوه داده است. یعنی همان چیزی که امروزه آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل با همه توان در پی آن هستند.
شما عزیزان باید می دانستید تمامی محققان برجسته ای که درباره هولوکاست تحقیق کرده و دروغ بودن آن را با اسناد معتبر اثبات کرده اند، در نوشته های خود با صراحت اعلام می کنند که بعد از بررسی های فراوان و سفر به اقصی نقاط دنیا، نتوانسته اند حتی یک نفر را پیدا کنند که خود شاهد هولوکاست بوده باشد. بنابراین «شاهدS» شما ـ که نامی از او نبرده اید ـ چه کسی است که تاکنون دست هیچیک از محققان به او نرسیده است؟ مخصوصاً آن که برخی از این محققان مانند «روبر فوریسون» در کتاب خود از همه درخواست کرده است چنانچه شاهدی برای هولوکاست می شناسند، به وی اطلاع دهند و...
«شاهد S»، اظهارنظر درباره انفجارهای 11 سپتامبر را که بارها همراه با اسناد معتبر از سوی دیگران مطرح شده، بدون اشاره به هیچ سندی و به صورت «منبع سیاه» به شما فروخته و در مقابل این کالای بدون سند که امروزه با وجود اسناد فراوان دیگر، ارزش چندانی ندارد، تایید هولوکاست را از زبان روزنامه شما که متعلق به رسانه ملی است، دریافت کرده است! معامله سودمندی است؟... البته که نه!
راستی خنجر افسانه بودن هولوکاست که از سوی رئیس جمهور کشورمان بر پهلوی آمریکا و متحدانش نشسته، چقدر برّنده و این ضربه تا چه اندازه کاری بوده است که حریف علاوه بر آن همه تلاش پرحجم و گسترده جهانی برای التیام این زخم کاری و کشنده، به زبان و قلم برخی از دوستان صادق و البته کمی تا قسمتی ساده اندیش نیز چشم طمع دوخته است؟!...