تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۵۱۵۹۵

1- "ورود ترکیه به اتحادیه اروپا به مفهوم پایان این اتحادیه است"؛ این موضع صریح از آن "والری ژیسکار دستن"، نخست‌وزیر سابق فرانسه است. اما چرا "دستن" ورود ترکیه را به اتحادیه اروپا، پایان این اتحادیه ‌می‌د‌اند؟ آیا این یک موضع شخصی یا منفرد و منحصر به فرد است؟ این عبارت به ظاهر کوتاه معانی عمیقی در بطن خود دارد که برخلاف عمق و ابعادش کشف آن چندان دشوار نیست. می‌توان موضع نخست‌وزیر سابق فرانسه را با این جمله معروف "هلمون کهل" ـ صدر اعظم اسبق آلمان ـ رمزگشایی کرد: اروپا باشگاه مسیحی است.
2- ترکیه حدود 40 سال است که برای ورود به اتحادیه اروپا تلاش می‌کند، اما در آخر صف ایستاده است. در حالی که کشورهای تازه وارد به مذاکرات الحاق وضعیت بهتری دارند. چنان که ساموئل هانتینگون معتقد است: "لهستان، استونی، لیتوانی صعود خواهد کرد اما ترکیه نه! زیرا اتحادیه اروپا معتقد است که به کلوب آنها تعلق ندارد و شاید دلایل آن فرهنگی باشد."
"دلایل فرهنگی" آن چیزی است که به عقیده "هانتینگتون" مانع از پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپاست و این همان چیزی است که "کهل" هم به آن اشاره کرده است. اروپای مسیحی نمی‌تو‌اند یک عضو مسلمان داشته باشد، حتی اگر حکومت آن لاییک باشد.
‌هانتینگتون در جای دیگری ورود ترکیه به جرگه اروپاییان را موجب "اختلاط تمدن‌ها" و منشا آسیب و صدمه به خلوص و یکدستی ارزش‌های غربی می‌انگارد که می‌تو‌اند موازنه قدرت را به ضرر تمدن غرب بر هم زند.
واقعیت این است که رهبران اروپایی علی رغم سکونت چندین ساله چندین میلیون مسلمان در کشورهایشان، عمیقا بر سر همسازی یا همسازی نداشتن احتمالی ترکیه مسلمان با جلوه‌های مدرنیته اروپایی مشکل دارند. این ترس هم اکنون وجود دارد. ساختار اروپایی متحد قبل از هر چیز یک پروژه سیاسی ـ فرهنگی است و در تعاریف جغرافیایی نمی‌گنجد. می‌توان اروپایی بود، اما عضو اتحادیه اروپا نبود، مثل نروژ و سوئد، اما نمی‌توان اروپایی نبود و عضو این اتحادیه شد و این یک "مساله فرهنگی" است و به جغرافیا ربطی ندارد.
در کنار این میل مردم اروپا به این الحاق را هم باید اضافه کرد. با رد قانون اساسی اروپا در هلند و فرانسه، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که تنها 35 درصد اروپاییان، با پیوستن ترکیه به این اتحادیه موافقند و سران اروپا هم در سخنانشان علاقه چندانی به این قضیه نشان نداده‌‌اند.
3- امروز در ترکیه جامعه بیش از هر زمان خواستار قدرت و آزادی شده، و هر وقت که مردم خواهان آزادی بیشتر شده‌‌اند این کار را به نام "اسلام" یا "ارزش‌های سنتی ترکیه" انجام داده‌‌اند. در مفهوم ترکی عموما دموکراسی بیشتر، یعنی اسلام بیشتر. با این وجود، آیا نزدیک شدن به اروپا، با فرض ایجاد "جامعه باز"، سبب کاهش سیطره "ارتش لاییک و طرفدار غرب" این کشور نمی‌شود؟
‌هانتینگتون معتقد است: "نباید فراموش کرد که مذهب در سراسر جهان زندگی دوباره یافته است. مذهب دارد اهمیت هرچه بیشتری می‌یابد، به طوی که معرف هویت ملی کشورهای جهان شده و دولت‌ها می‌کوشند آن را پایه مشروعیت خود کنند."
‌هانتینگتون ادامه می‌دهد: "اگر به زودی در عراق انتخابات برگزار کنیم، شرط می‌بندم که تندروهای شیعه و سنی برنده می‌شوند. بنابراین با آن که همگی هوادار مردم‌سالاری هستیم اما در برخی از کشورها بهتر است از تشویق مردم‌سالاری صرف نظر کنیم."
هانتینگتون همچنین در گفتگو با شبکه تلویزیونی cnn ترک پس از اشاره به این مساله که دموکراسی در برخی کشورهای اسلامی باعث موفقیت احزاب اسلامی‌ شد، به صراحت بیان می‌دارد: "معتقدم که ترکیه نمی‌تو‌اند وارد اتحادیه اروپا شود."
او می‌گوید: "در درجه اول، اروپایی‌ها، ترکیه را نمی‌خواهند و هر کاری از دستشان بیاید انجام می‌دهند تا مانع ورود ترکیه به این اتحادیه شوند. اکنون این اتحادیه در موقعیتی قرار گرفته است که نه می‌تو‌اند به ترکیه "نه" بگوید و نه می‌تو‌اند آن را بپذیرد و به همین دلیل، مرتب مذاکرات را به تعویق می‌‌اندازد."
او در جواب این سئوال مصاحبه‌گر متحیر cnn ترک که می‌پرسد: "یعنی ترکیه با وجود تمام تلاش‌هایش وارد اتحادیه نخواهد شد؟" می‌گوید: "بله، ترکیه خیلی تلاش می‌کند و خواهد کرد. حتی شاید تمام شرایط اتحادیه اروپا را هم به جای خواهد آورد، اما نخواهد توانست وارد آن شود."
در ادامه هانتینگتون پیشنهاد جالبی ارائه می‌کند: "به نظر من، ترکیه باید به جهان اسلام نزدیک‌تر شود و می‌تو‌اند داشتن نقش فعال در دنیای اسلام را امتحان کند. ترکیه از نظر ارزش‌ها و معیارهای تاریخی، فرهنگی و دین چندان قابلیت اروپایی شدن را ندارد. سمبل‌های این کشور هم این را نشان می‌دهد".
وی ادامه می‌دهد: "بسیاری از اروپایی‌ها از ورود "جمعیت کثیر" ترک‌ها به اتحادیه می‌ترسند. اینجا مسئله این است که اگر کشور 70 میلیونی ترکیه عضو اتحادیه شود، وضع این اتحادیه چه خواهد شد؟ اما ترکیه هم در حد وضعیت و هویت خود دچار ابهام شدیدی است".
4- تقلید از اروپا، پروژه‌ای بود که به وسیله "مصطفی کمال آتاتورک" بنیانگذار جمهوری ترکیه در سال 1923 اعمال شد. از آن زمان به بعد، اروپایی کردن شهروندان ترکیه به ماموریت این کشور تبدیل شد که دربرگیرنده مدرنیزه کردن اخلاقیات، فرهنگ و زبان ترکی بود و بیشتر به معنی خارج کردن اسلام از سطح زندگی مردم و محدودیت‌های استفاده از حجاب بوده است. اما درست 70 سال بعد از آن، حزب رفاه نجم‌الدین اربکان اسلامگرا، برنده انتخابات ترکیه شده و اردوغان با تفکراتی اسلامی در سال 94 شهردار استانبول می‌شود. اردوغان در یکی از اقداماتش، علاوه بر خودداری از مصرف الکل، کوشید تا آن را در منطقه توریستی بیوگلو در نزدیکی استانبول ممنوع کند.
اردوغان که اکنون نخست‌وزیر ترکیه است، نشان داده است که از اروپا به عنوان وسیله‌ای برای تضعیف ارتش لاییک و رسیدن به نقطه‌ای استفاده می‌کند که بتو‌اند بدون مانع به تبلیغات اسلامی بپردازد. اردوغان از سیاستمداران مسلمانی بود که با زنان دست نمی‌داد. او در سفر خود به بروکسل، سعی در تصویب جرم بودن «زنا» داشت.
دولت او صنعت نوپای شراب‌سازی در ترکیه را با مالیات‌های سنگین تقریبا نابود کرد و سرانجام کلاس‌های مخفی آموزش قرآن را به سطح جامعه بازگرد‌اند.
بنابر نظرسنجی‌ها 36 درصد ترک‌ها گمان می‌کنند که آمریکا و ترکیه در حال نزدیک شدن به یک جنگ هستند. کتاب "توفان فلزی" که در مورد حمله آمریکا به ترکیه و پایان یافتن این جنگ با تخریب اتمی واشنگتن بود، یکی از بهترین و پر فروشترین رمان‌های تاریخ ترکیه شناخته شد. شاید ترک‌ها هنوز نوستالژی شکست امپراتوری عثمانی در دروازه‌های وین در سال 1683 را در حافظه تاریخی خود همراه داشته باشند.
شرایط زمانی پیچیده‌تر شده که خانم "آنگلا مرکل" در آلمان به قدرت رسیده و "نیکولاس سارکوزی" رئیس‌جمهوری احتمالی آینده فرانسه خواهد بود، که هر دو مخالف شروع مذاکرات سران اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ در حالی پایان یافت که اتحادیه اروپا صرفا در قدم اول با افزوده شدن عبارت "عضویت ترکیه به شرط وجود ظرفیت هضم اتحادیه اروپا" موافقت کرد. بدین ترتیب این مساله به آغاز یک دور مشاجره طولانی 10 تا 15 ساله انجامیده و کافی است بدانیم که 10 سال زمان ‌اندکی نیست که اتحادیه موانع جدیدی علاوه بر 35 مانع اساسی عنوان شده را بتراشد.
برخی از مهمترین مفاد چالش‌برانگیز سند مورد توافق شده اخیر بین ترکیه و اتحادیه اروپا، از جمله الزام ترکیه به شناسایی بخش یونانی‌نشین قبرس، عادی‌سازی مناسبات با یونان و ارمنستان و از همه مهمتر "حق اتحادیه اروپا برای پایان دادن یکجانبه به ادامه مذاکرات"، است که ترکیه را در آینده با چالش‌های مهمی روبه‌رو خواهد کرد.
توافق صورت گرفته در لوکزامبورگ اگر چه موجب خوشحالی زایدالوصف ترک‌ها شد، اما بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند ترکیه گام در راهی نهاده که به سر انجام رسیدن آن بیش از آنکه معطوف به تلاش‌های داخلی این کشور بر محور "تغییرات" مورد نظر اروپا باشد، عمدتا به "خواست" و رضایت اروپا در این زمینه بستگی دارد.
همانطور که جک استراو وزیر خارجه سابق انگلیس که ریاست نشست وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا را در لوکزامبورگ بر عهده داشت، گفت: "راهی طولانی پیش رو است و مذاکراتی باید انجام شود که انتظار می‌رود 15 سال طول بکشد و البته هیچ تضمینی نیز برای عضویت ترکیه در این اتحادیه وجود ندارد؟"
در واقع، استراو موذیانه وضعیت داخلی اتحادیه را گوشزد می‌کند و آن مخالفت مردم فرانسه و هلند با قانون اساسی اتحادیه که یکی از دلایل آن، مخالفت با پیوستن ترکیه به اتحادیه بود. روندی که در صورت ادامه، در سایر کشورها همچون انگلیس نیز به وقوع می‌پیوست.
برخی کشورها همچون فرانسه، تصمیم‌گیری در خصوص پبوستن ترکیه به اتحادیه را منوط به انجام همه‌پرسی در این کشور دانستند که با توجه به سابقه مردم فرانسه، هیچ تضمینی برای پاسخ مثبت وجود نخواهد داشت.
5- اما با توجه به این مخالفت‌ها، چرا اتحادیه اروپا بیش از چهار دهه این بازی را پی گرفته و به آن هم پایان نمی‌دهد؟ شاید بهترین پاسخ را بتوان تلاش برای کمرنگ کردن پیوند و حضور ترکیه در جهان اسلام دانست. برای اروپا، هم مرز بودن با ترکیه مسلمان چندان خوشایند نیست. آن‌ها با ادامه این پروسه، سعی خود را برای استحاله تا حد امکان این همسایه شرقی خود انجام می‌دهند و در کنار آن از ایفای نقش ترکیه در مسائلی همچون مساله فلسطین و ... جلوگیری می‌کنند. آنها ترکیه را در ازای "نسیه" پیوستن به اتحادیه، "به طور نقد" به نفع خود "خلع سلاح" کرده‌اند.