علی صالحآبادی
سالها است در ایران گفته میشود دولتی بودن اقتصاد و دیگر امور نادرست و در عمل ثابت شده که برای مردم پرهزینه است. در مقابل بخش خصوصی و تقویت آن خوب و به نفع مردم است. از آن جا که خصوصیسازی با بنبست مواجه شد در سال جاری با فرمان مقام رهبری قرار شد در قالب اصل 44 قانون اساسی، بنگاههای دولتی، خصوصی شوند. در این مدت نه تنها دولت گام موثری در این راستا برنداشته است، بلکه بعضا با دخالت، موقعیت بخش خصوصی را به مخاطره انداخته است که به سه مورد آن اشاره میشود:
1- بانک مرکزی بدون توجه به مقررات پیشبینی شده در خصوص برخورد با تخلفات بانکها که صرفا از طریق هیات انتظامی بانکها صورت میگیرد و قبل از طی این مراحل و حتی طرح در شورای پول و اعتبار، اقدام به برکناری مدیر عامل و رییس هیات مدیره موفقترین بانک خصوصی کشور یعنی پارسیان نمود. از آن جا که این اقدام جایگاه بخش خصوصی را به مخاطره انداخته است، اعتراض بسیاری را در پی داشته و دولت به جای پاسخ به این اعتراضها با بیاعتنایی نه تنها از کنار قضیه گذاشت، بلکه دولتیها با برگزاری مجمع بانک پارسیان، هیات مدیره این بانک را به کنترل خود درآوردند.
2- دولت، مدتها است که تلاش میکند در امور دانشگاه آزاد که دانشگاهی خصوصی است دخالت کند. رییس جمهور در این خصوص اعلام کرد اگر دانشگاه آزاد شهریه را پایین نیاورد درباره مدیریت این دانشگاه اقدام انقلابی خواهد کرد. اختلاف رییسجمهور با دانشگاه آزاد به شورای انقلاب فرهنگی رفت و دولت با اخذ مصوبهای از این شورا، قصد داشت تعداد هیات موسس را تغییر دهد، اما با مقاومت دانشگاه آزاد و هاشمی رفسنجانی رئیس هیات موسس این دانشگاه شنیده شده مصوبه شورا اخیرا لغو گردیده است و دانشگاهی که میرفت تا با دخالت دولت سرنوشتش مانند بانک پارسیان شود، از خطر دولتی شدن عبور کرد.
3- در چهار سال اخیر، تلاش بسیاری شد تا تیم فوتبال کشورمان به جام جهانی 2006 آلمان راه یابد، بازی تیم ملی برابر مکزیک، پرتغال و آنگولا چنان ضعیف بود که صدای فوتبال دوستان درآمد. از این جا که بین رئیس فدراسیون فوتبال و رئیس سازمان تربیت بدنی قبل از حضور در جام جهانی اختلاف شدیدی وجود داشت، این اختلاف بر روحیه بازیکنان سایه افکند. محمد دادکان رئیس فدراسیون فوتبال بارها اعلام کرد با مدیریت جدید سازمان تربیت بدنی نمیتواند کار کند و پس از اتمام بازی جام جهانی 2006 از سمت خود استعفا میدهد. اما پس از تساوی ایران مقابل آنگولا در آخرین بازی مرحله گروهی و حذف ایران از گردونه رقابتها در اقدامی غیر منتظره در تاریخ 31 خرداد شورای معاونان سازمان تربیت بدنی قبل از این که علیآبادی و دادکان به تهران بیایند در همان شب پیشاپیش رئیس فدراسیون فوتبال را که یک نهاد مدنی (NGO) است بدون در نظر گرفتن قوانین و مقررات فیفا(سازمان جهانی فوتبال) از کار برکنار کردند. در همان زمان اهل فن به دولت گوشزد کردند این کار خلاف است، اما آنها نظر و هشدار با تجربهها را نه تنها گوش ندادند، بلکه آن را به مسخره نیز گرفتند و به راهی رفتند که نتیجه آن محرومیت تیم فوتبال و مربیهای ایرانی از حضور در میادین ورزشی از جمله مسابقات دوحه قطر که در روزهای پایانی همین ماه برگزار میشود، بود. بیتردید بیتدبیری، سوء مدیریت و ناآشنایی به قوانین و مقررات بینالمللی موجب شد تا تیمی که سه بار تجربه حضور در جام جهانی سالهای 1978 ، 1998 و 2006 را پیدا کرده بود و در حال حاضر تیم برتر قاره آسیا است، به یکباره از حضور در مسابقات بینالمللی از سوی فیفا محروم میشود. از آن جا که فوتبال مهمترین و پرطرفدارترین ورزش بین مردم دنیا است و فوتبالیستها با پیروزی در میادین ورزشی برای کشورشان افتخار میآفرینند، دولت به جای تقویت فوتبال، خصوصیسازی و مردمی کردن آن گام بردارد، با دخالت که محرومیت تیم فوتبال ایران را در پیداشته است، برای نخستین بار باعث سرخوردگی فوتبال دوستان به ویژه جوانان گردیده است. حال پرسش این است که نقش دولت و مجلس در شرایط پیش رو چیست و چگونه میتوان از این بحران عبور کرد؟ حداقل انتظار فوتبال دوستان، تغییر و بازسازی مدیریت ورزش کشور است تا به سرعت تیم ملی بتواند بار دیگر به میادین ورزشی بازگردد.