قاسم غفوری
با پایان مهلت 60 روزه قطعنامه 1747 شورای امنیت درباره فعالیتهای هستهای ایران، محمد البرادعی مدیرکل آژانس انرژی اتمی پنجشنبه مشروح گزارش خود را به شورای حکام و شورای امنیت ارائه کرد. در شرایطی که غرب تلاش داشت تا از این گزارش به عنوان سندی برای اجرای سیاستهای خصمانه علیه تهران بهرهبرداری نماید اما سند مذکور نکاتی مهم را به همراه داشت که بیانگر بسیاری از حقایق میباشد:
1ـ در بندهای مختلف گزارش البرادعی به این امر اعتراف داشته است که فعالیتهای هستهای ایران بدون وقفه و به طور مستمر ادامه یافته است. در گزارش وی آمده است که تهران از 27 فوریه 2007 تاکنون تمام برنامههای هستهای خود را طبق برنامه ادامه داده و گفتههای منابع غربی مبنی بر توقف این طرحها به دلیل خرابی و ناکارآمدی تا سیاست نادرست میباشد.
2ـ نکته مهم آنکه به رغم جنجالآفرینیهای غرب پیرامون روابط تهران و آژانس انرژی اتمی، البرادعی تاکید میکند که ایران به طور کامل با آژانس همکاری داشته و اقدامات آن تحت نظارت بازرسان آژانس بوده است. وی تاکید دارد که فعالیتهای ایران کاملا قانونی میباشد و تخلفی در آن صورت نگرفته است. وی بر این مهم اشاره دارد که ایران از مسیر پادمان و قوانین انپیتی خارج نشده است.
3ـ البرداعی در گزارش خود با برشمردن توانمندیهای هستهای ایران بر این اصل تاکید دارد که ایران در مرحله غیر بازگشت قرار دارد و لزوما باید پذیرفت که ایران در جمع دارندگان تواناییهای هستهای قرار دارد. این اظهارات مهر تاییدی است بر اظهارات و موانع تهران مبنی بر دستیابی به آخرین تواناییها و دانش هستهای که آن را در مرحله برگشتناپذیر قرار داده است (غربیها با این بهانه که ایران در مرحله اولیه غنیسازی قرار دارد، تعلیق فعالیتهای آن امکانپذیر میدانستند که در این گزارش باطل گردید.
4ـ در گزارش البرادعی بر این اصل تاکید شده است که تهران به پاسخگویی به ابهامات و سئوالات گذشته آژانس پرداخته و اکنون بسیاری از تردیدها پیرامون صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای آن رفع شده است. البته البرادعی همچون گذشته برخی موارد را به عنوان ابهام در پرونده مطرح نموده است اما تاکید دارد که در چارچوب مذاکره و حضور فعالتر شورای حکم به جای شورای امنیت در روند بررسی پرونده، در کوتاهمدت قابل رفع میباشد.
براساس آنچه ذکر شد و اظهارات مندرج در گزارش البرادعی، میتوان گفت: گزارش مذکور بیانگر اعتراف آژانس به توانمندیهای هستهای ایران، عدم تعلیق و بازماندن فعالیتها در مراکز تحقیقاتی و تاسیسات هستهای که پیش از این محافل غربی آن را اعلام کرده بودند، همکاری فراگیر تهران با آژانس و... میباشد. با تمام این تفاسیر در کنار گزارش مذکور، اظهارات و پیشنهادهای البرادعی برای غرب نکتهای مهم و قابل تامل میباشد.
وی که همواره سیاستی دو پهلو را در قبال ایران داشته است تاکید دارد که: اولا جهان باید بپذیرد که ایران در مسیر غیر قابل بازگشت قرار دارد لذا مذاکره برای تعلیق دیگر مذاکرهای پوچ و نادرست میباشد. وی تاکید دارد که مذاکره براساس میزان غنیسازی صورت گیرد که براساس آن ایران به عنوان دارنده دانش هستهای حق برخورداری از غنیسازی تا مراحل خاص را دارد و صرفا باید تعلیق مراحل نهایی اجرا نماید. ثانیا البرادعی رسما اعلام میکند که عملکردهای شورای امنیت و زبان تهدید نمیتواند مانع از فعالیتهای هستهای ایران گردد و صرفا بررسی پرونده در شورای حکام و استمرار این روند، کلیه حل مساله است. وی با اشاره به همکاری فراگیر تهران با آژانس خواستار بررسی پرونده در این نهاد بینالمللی به جای شورای امنیت شده است.
در نهایت میتوان گفت: گزارش البرادعی و اظهارات و مواضع شخصی وی در قبال فعالیتهای هستهای ایران، اعتراف رسمی از سوی آژانس به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای تهران و توانمندیهای هستهای آن است که جهان را وادار میسازد تا در برابر پیشرفتهای علمی آن سر تعظیم فرود آورند. البته این نکته قابل ذکر است که این گزارش میتواند بر هم زننده بسیاری از خواستههای آمریکا و متحدان غربی آن باشد که تلاش داشتند تا از آن به عنوان سندی برای تشدید سیاستهای خصمانه در شورای امنیت بهرهبرداری نمایند. اکنون مشاهده میگردد که پس از گزارش آژانس، اختلافات میان 1+5 تشدید گردیده و جامعه جهانی نیز بر حقوق هستهای ایران اعتراف دارد هر چند که آمریکا همچنان تلاش دارد تا با چشمپوشی از حقایق موجود به سیاستهای گذشته ادامه دهد تا از تشدید رسواییهایش در عرصه داخلی و جهانی جلوگیری نماید.