فریبرز مسعودی
28 هزار میلیارد متر مکعب ذخیره ثابت شده گاز جهان که حدود 18 درصد منابع گازی ثبت شده جهان است در ایران قرار دارد که از این نظر ایران پس از روسیه در مکان دوم جهان قرار دارد. در این میان میدان گازی پارس جنوبی در مرکز خلیجفارس با ذخیرای بالغ بر 450 تریلیون فوت مکعب یکی از بزرگترین میادین گازی جهان است که از نظر جغرافیایی نزدیکترین میدان گازی قابل توجه به شبه قاره هند میباشد. از سوی دیگر هند و چین دو کشور بزرگ و رو به رشد، در حال حاضر بیشترین نیاز را به واردات انرژی از خارج دارند که در این میان میدان گازی پارس جنوبی دارای بهترین موقعیت برای تامین گاز مورد نیاز هند، پاکستان و چین میباشد. بنابر آمار موجود نیازیهای انرژی هند و پاکستان طی 15سال گذشته سالیانه به طور متوسط 6 تا 7 درصد رشد داشته است و تنها کشور هند در سال میلادی 5- 2004 بالغ بر 3/129 میلیون تن نفت مصرف کرده که 3/95 میلیون تن آن واردات بوده است. تحلیلگران انرژی تقاضای جاری انرژی هند را برابر با 310 میلیون تن نفت ارزیابی میکنند که در 10 سال آینده دو برابر خواهد شد. هند روزانه به 150 میلیون متر مکعب گاز نیاز دارد و عرضه جاری گاز در این کشور 50 درصد کمتر از تقاضای آن است و انتظار میرود که ظرف 10 سال آینده به 4 برابر افزایش یابد. پاکستان نیز هماکنون سالانه حدود 20 میلیون تن نفت وارد میکند که این مقدار در سال 2015 به صد میلیون تن افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر این کشور نیاز روزافزونی به منابع گازی دارد که بنا بر تخمینهای وزارت انرژی این کشور تا سال 2015 این رقم به 4/1 BCFD خواهد رسید چنانچه طرح خط لوله 2700 کیلومتری صلح که گاز را از میدان پارس جنوبی به پاکستان و هند میرساند به اجرا در آید، روزانه 150میلیون متر مکعب گاز ایران به هند و پاکستان صادر میشود که 90 میلیون متر مکعب آن برای هند و 60 میلیون متر مکعب آن برای پاکستان در نظر گرفته شده است. همچنین در صورت اجرای این طرح سالانه هند 2 میلیارد دلار و پاکستان 600 میلیون دلار بابت حق ترانزیت گاز سود خواهند برد. مدت این قرارداد 25 سال میباشد.
هند برای رهایی از مشکلات فقر و توسعهنیافتگی چارهای جز رشد اقتصادی همه جانبه ندارد؛ که این نرخ رشد این کشور را بیش از پیش وابسته به نفت و انرژی خاورمیانه میکند. از سوی دیگر ایران نزدیکترین کشور نفتخیز به هند و چین و دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است که با کشف منابع سرشار گاز در میدان پارس جنوبی آن را به دومین دارنده منابع گازی جهان تبدیل نموده است. برای هند و چین هیچ جایگزینی جز ایران برای تامین انرژی مورد نیاز آنها وجود ندارد. قطر که میتوانست نزدیکترین جایگزین ایران باشد، صرفنظر از مشکلات تکنیکی انتقال گاز از بستر دریا بر اساس برآوردها بهای گاز این کشور حدود 15 درصد گرانتر از گاز ایران تمام خواهد شد. همچنین ظرفیتهای تولید و فروش گاز قطر تا سال 2018 پر شده و این کشور توانایی قبول تعهدات جدید به خریداران جدی را ندارد. جایگزین دیگری که برای گاز ایران مطرح میگردد، انتقال گاز آسیای میانه است. پس از حمله آمریکا به افغانستان زلمای خلیلزاد فرستاده ویژه آمریکا به این کشور خواهان انتقال گاز ترکمنستان از طریق لوله گذاری به خاک افغانستان و انتقال آن به پاکستان شد، ولی به علت عبور لوله گاز از خاک افغانستان به ویژه مناطق جنوبی که پایگاه مهم طالبان میباشد و همچنین مشکلات امنیتی فراوان در مناطق مرزی پاکستان با افغانستان علیرغم تقلاهای فراوانی آمریکا این پروژه ناکام ماند. به طوری که پس از مدتها پیگیری سران سه کشور و شرکت نقتی UNOCAL آمریکا با حمایت شرکتهای ترک چینی و آمریکایی این پروژه همچنان راکد مانده است.
پیشینه طرح لوله صلح
با کشف ذخایر گازی عظیم پارس جنوبی در سال 1988 ایران تلاشهای گستردهای را برای صدور گاز طبیعی آغاز نمود. ولی علیرغم ثبت 18 درصد منابع گازی شناخته شده جهان در ایران و دارا بودن رتبه دوم پس از روسیه ایران هنوز نتوانسته است جایگاهی در میان کشورهای صادرکننده گاز برای خود به دست بیاورد. ایران با توجه به تشدید مشکلات این کشور با آمریکا همکاری با شرق را در دستور کار خود قرار داد. از همین رو در سال 1992 طرح خط لوله صلح را مطرح کرد. از آن سال تاکنون نشستهای فراوانی میان نمایندگان ایران و دو کشور هند و پاکستان برگزار شده که برخی از آنها در سطح وزیران بوده است. در این نشستها فرمولهایی برای مالکیت خط لوله و همچنین قیمت خرید گاز ارائه و توافقهایی به عمل آمده است ولی موانع موجود باعث گردیده است که علیرغم میل هر سه کشور و منافعی که از اجرای این طرح عاید این کشورها میگردد و همچنین نیاز روز افزون هند و پاکستان به انرژی و نبود جایگزین دیگر برای تامین آن، طرح عملی نگردد.
موانع اجرای طرح
بنا به اظهار نژادحسینیان مذاکرهکننده پیشین ایران در این طرح، گاز صادراتی ایران قرار است با قیمتی حدود 32 درصد ارزانتر از قیمت فروش گاز به ترکیه، به هند و پاکستان عرضه گردد که با توجه به نیاز به گاز برای مصارف صنعتی و گرمایشی داخلی و همچنین امکان صدور گاز به اروپا از طریق خط لوله نابوکو ارائه چنین قیمت سخاوتمندانهای از سوی ایران موجب سوال میباشد.
آنچه که از این معامله به نظر میرسد این است که ایران با ارائه چنین پیشنهاد سخاوتمندانهای به هند، پاکستان و احتمالا چین قصد کسب حمایتهای این کشورها را در مواجهه با غرب برای خود دارد. از سوی دیگر به علت تحت تاثیر قرار گرفتن این طرح با چالشهای هستهای ایران و آمریکا مخالفتهای آمریکا، هند در پذیرش چنین پیشنهاد وسوسهانگیزی مردد مانده است. از دیگر سو به نظر میرسد آمریکا قصد دارد همچون طرح لوله باکو جیهان که ایران را به کلی از مبادلات انرژی منطقه خزر حذف نمود، با فشار بر هند، ایران را در این منطقه نیز منزوی و از دامنه تاثیرات آن در شبه قاره هند بکاهد. تهدید به اعمال تحریمهای تازه و تشدید محدودیتهای بازرگانی با ایران و سرمایهگذاری در ایران، همچنین اختلاف بر سر نحوه مالکیت خطوط لوله و همچنین گاز دریافتی و احتمال باجگیری پاکستان از هند نیز از جمله موانع مهم اجرای طرح خط لوله صلح میباشد.
کشور هند که در دوران جنگ سرد و همچنین بروز اختلافات شوروی و چین، جانب شوروی را در برابر چین گرفته و در این سالها به عنوان سپر بازدارنده در برابر زیادهخواهیهای چین ایستادگی میکرد، پس از فروپاشی شوروی و از میان رفتن مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد، همچنین تضعیف حزب کنگره همانند سایر احزاب چپ در سراسر دنیا با پیروزی حزب راستگرای حاکم بر این کشور برای حل مشکلات خویش راه نزدیکی به آمریکا و تحلیل در سیستم سرمایهداری را برگزید. ولی این کشور این بار در معادلات آمریکا و چین جای شوروی را با آمریکا عوض کرده و به عنوان وزنهای به سود آمریکا در برابر چین عمل مینماید. از دیگر سو هند با توجه به رشد اقتصادی 6 درصدی سالیان اخیر و احداث صنایع انرژی بر و همچنین کاهش چشمگیر منابع نفتی داخلی نیاز فراوانی به تامین انرژی از خارج یافته است. با حال با توجه به فشارهای آمریکا به عنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری و سیاسی هند، این کشور را در موقعیت ویژهای قرار داده است. یعنی هم تمایل به تامین انرژی از ایران دارد و هم مایل نیست رو در روی آمریکا بایستد. از این رو با به درازا کشاندن مذاکرات با ایران و پاکستان و در پیش گرفتن سیاست تاخیری و تبدیل پروژه به چندین مقطع با پروژههای کوچکتر در پی کسب امتیاز از آمریکا به عنوان مخالف این پروژه میباشد.
نحوه تعیین قیمت
مخالفان مطرح اعتقاد دارند چنانچه قرارداد خط لوله صلح اجرایی گردد ایران تعهد میکند تا 25 سال گاز خود را با 32 درصد تخفیف نسبت به قیمت فروش گاز به ترکیه که قرارداد آن 20 سال پیش امضا شده است به هند و پاکستان بفروشد و باعث رونق و شکوفایی اقتصاد این دو کشور گردد، در حالی که خود برای مصرف داخلی به شدت به این گاز نیاز دارد. گرچه اروپا به ایران به عنوان تامینکننده مطمئن نیازهای گازی خود نمیگرد ولی هماکنون ترکیه اروپا حاضر به خرید گاز از ایران با قیمت مناسبتر هستند. با این وصف چه توجیهی برای فروش گاز به هند و پاکستان با قیمت پایینتر وجود دارد! در واقع این بار و در عرصه بازرگانی خارجی باز هم این اقتصاد است که چوب تحرکات سیاسی دولت را میخورد. کارشناسان فرمول قیمتگذاری گاز مایع را با توجه به قیمتهای منطقه و هزینههای حمل محاسبه میکنند. با این حساب ایران در این زمینه دست کم باید قیمتی معادل بهای فروش به ترکیه را برای صدور گاز به هند در نظر بگیرد که این گونه نیست. به گفته نژادحسینیان، قدیمیترین وزیر نفت ایران پس از انقلاب در کابینههای شهید رجایی و میرحسین موسوی، قیمت گازی در منطقه حدود 11 دلار برای هر واحد (BTU) است در حالی که قیمت توافق شده در قرارداد هند و پاکستان، کمتر از 6 دلار و پنجاه سنت در نظر گرفته شده است.
اگر بحثهایی را که درباره بر کناری نژادحسینیان از معاونت وزارت نفت و مذاکرهکننده اصلی طرح لوله صلح در محافل در گرفته بود در نظر بگیریم، متوجه میشویم که برای در این چند دور مذاکره نه تنها چیزی به دست نیاورده بلکه دچار موضع ضعیفتری نسبت به گذشته شده است.
بر همین اساس کارشناسان اعتقاد دارند با توجه به نیاز هند و پاکستان به گاز ایران و با توجه به اینکه جایگزین مناسبی نیز برای گاز ایران موجود نیست، در واقع آمریکا و هند ضمن کارشکنی در مذاکرات مشغول امتیازگیری از ایران هستند. به طوری که میتوان گفت نتیجهای که از مخالفتهای آمریکا با این طرح میشود عمدتا معطوف به تضعیف موضع ایران در این مذاکرات و در نهایت تقبل تعهدات مالی و سیاسی درد سرساز از سوی ایران است.