کرم محمدی
دشمنی ایالات متحده امریکا با جمهوری اسلامی ایران امر تازهای نبوده و بیست و هشت سال گذشته فراز و فرودهایی را در پی داشته است اما طی چند ماه اخیر بار دیگر تنشها بالا گرفته و مقامات کاخ سفید بارها مستقیما تهران را به انحای گوناگون متهم به انجام اقداماتی نمودهاند که جمهوری اسلامی ایران در آنها دخالتی نداشته است. چرایی رادیکال شدن مواضع مقامات امریکا دلایل مختلفی میتواند داشته باشد که ذکر همه آنها در حوصله این نوشتار نمیگنجد علی ایجال به نظر میرسد که موارد ذیل میتواند از جمله دلایل سخنرانیهای تند رییسجمهور، وزیرخارجه، وزیردفاع و سایر مسؤولان امریکایی در رابطه با جمهوری اسلامی ایران باشند:
1- شنی تانکهای ارتش رژیم صهیونیستی که به پیشرفتهترین سلاحهای روز مجهز و همچنین مستظهر به حمایتهای همه جانبه غرب بوده و میباشد، در جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان به گل نشست و برای اولین بار پس از پنجاه سال یه تازی و سروری بر ارتشهای عربی، در برابر اراده متکی به ایمان رزمندگان حزبالله شکست را پذیرا گردید. در اهمیت و گران آمدن این شکست برای امریکا همین بس که در گرماگرم نبرد یاد شده خانم رایس از تولد خاورمیانه جدید داد. سخن سرداد و در برابر انتقادات روزافزون افکار عمومی جهانیان که جنایات صهیونیستها در حق مردم غیرنظامی لبنان را محکوم مینمودند با وقاحت بیان داشت که این وضعیت درد پیش از زایمان(خاورمیانه جدید) است اما پس از 33 روز آن چه به منصه ظهور رسید برخلاف خواست و پیشبینیهای خانم رایس و مقامات کاخ سفید بود.
2- ارتش امریکا که آمده بود تا سلولهای القاعده را ریشه کن نماید علیرغم کمکها و همراهیهای سیاسی نظامی، و مالی اروپاییها اینک پس از سالها حضور دهها هزار نیروی مسلح آنان در سراسر خاک افغانستان هنوز کارنامه موفقی در زمینه اثبات ادعاهایشان ارائه ننموده و بمبارانهای آنان اکثرا مراسمات عروسی و بازیهای کودکان محروم افغان را به جای نیروهای القاعده هدف قرار داده است. اینک خبرهایی که منابع غربی منتشر میکنند حکایت از آمادهشدن طالبان برای انجام عملیات سراسر داشته و مهمتر این مطلب؛ حفظ ارتباط تشکیلاتی رهبران القاعده با نیروهای عمل کننده میباشد. براساس آنچه خبرگزاریهای غربی اعلام نمودهاند از زمان اشغال افغانستان تاکنون میزان کشت و تولید مواد مخدر در این کشور چند برابر شده است؟
3– بوش و همپیمانان غربیاش و خصوصا انگلیس برای حمله به عراق و اشغال این کشور، سالها در بوقهای تبلیغاتی خود میدمیدند که صدام حسین دارای سلاحهای هستهای و شیمیایی است و آینده امنیت و صلح جهان با وجود بعثیها در خطر حتمی قرار دارد. صدام بیریشه در میان مردم را که با حمایت خودشان به قدرت رسیده بود از اریکه قدرت پایین کشیدند. اما پس از چند سال از سقوط رژیم بعث هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق کشف نگردید. از طرفدیگر موضوع برقراری دمکراسی و امنیت در این کشور نیز شعاری بیش نبوده و اینک کاخ سفید سخت در تلاش و تکاپو برای بازگشت بعثیهای خون آشام به قدرت میباشد.
4- مردمان هر دو کشور اشغال شده روز به روز نسبت به سیاستها و اقدامات و حضور نیروهای امرکیایی و دگیر کشورهای غربی متنفر و منزجر میگردند به نحوی که امریکا منفورترین کشور نزد اتباع این دو کشور و سایر ممالک اسلامی میباشد.
5- کسانی که به بهانه تعقیب و دستگیری تروریستها به جهان گشایی و نقض حاکمیت ملی سایر کشورها مبادرت کردهاند، نه تنها در این زمینه توفیقی کسب ننمودهاند بلکه بهانه لشکر کشیهای اخیر به شاخل آفریقا و کشتار مسلمانان محروم سومالی و اجازه ورود ارتش مسیحی اتیوپی به خاک این کشور نیز تعقیب القاعده میباشد. مطمئنا سرنوشت شاخ آفریقا از آن چه در عراق و افغانستان اشغالی گذشته و می گذرد بهتر نخواهد بود و لذا این که تحلیلگران مسائل مختلف جهانی سیاستهای فرامرزی امریکا را شکست خورده میدانند ره به خطا نرفتهاند ناکامیهای پی در پی امریکا در کشورهای اسلامی باعث گردیده تا آنان برای فرار از این وضعیت به فرافکنی روی بیاورند. آسانتریبن راه برای نیلا به هدف وارد نمودن اتهام به جمهوری اسلامی ایران که به واسطه آرمانهای جهانشمول انقلاب اسلامی در میان ملتهای مسلمان و خصوصا همسایگانش دارای جایگاه مردمی و نفوذ معنوی بسیار است میباشد. در این راستا طی ماههای اخیر فشارها را بر جمهوری اسلامی ایران افزایش داده و تمام مشکلات فراروی خود رد عراق، افغانستان، لبنان و سومالی را متوجه سیاستها و کمکهای تهران به گروههای اسلامی در این ممالک مینمایند.
در کنار پرونده مفتوح هستهای که مکاملا جنبه حقوقی خود را از دست داده و به ناحق به ابزار سیاسی جهت فشار به تهران تبدیل شده است؛ اینک غرب و در راس همه امریکا و انگلیس در صدد ایجاد ناامنی و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در برخی از مناطق ایران بر آمده که وقایع تروریستی در زاهدان نمونه بارز در این زمینه میباشد. آنانیکه تمامیت ارضی دیگر کشورها را به بهانه مقابله با تروریسم مورد تجاوز قرار میدهند با وقاحت و بیشرمی مسئولیت آموزش ؛ تجهیز و پناه دادن به تروریستهایی که دستشان به خون ملت مسلمان ایران آغشته شده است را برعهده گرفته و شبکههای دیداری و شنیدارشان پاتوق و محل مصاحبه سردستههای جنایتکار گروهکهای تروریستی میباشد. با عنایت به سیاستهای خصمانه آمریکا و انگلیس با ملتهای مسلمان و خصوصا ملت رشید ایران؛ از آنان جز کینه ورزی انتظاری نیست اما از کشورهای مسلمان و بالاخص همسایه انتظار نمیرود تا اجازه دهند سران و اعضای گروهکهای مسلح و تروریست آزادانه در شهرها و رستاهای آنان تردد نموده و پناه بگیرند. این گونه عملکردها پاسخ مناسبی به سیاستهای حسن همجواری و برادروارانه تهران نیست.
در این مقطع حساس که دشمنان ترقی و سربلندی ایران عزیز و آنانی که چشم دیدن عظمت و یکپارچگی این ملک و ملت و پایداری جمهوری اسلامی ایران را ندارند و برای رسیدن به اهداف نامشروع خویش به هر ترفند و جنایتی دست میبازند؛ جا دارد تا همگان با هوشیاری مراقب دسیسهها و اهداف پلید دشمنان باشند.