گروه سیاسی: سعید حجاریان در گفتوگو با نشریه دانشجویی «روشنگر» دانشگاه امیرکبیر، به پرسشهایی درباره انجمنهای اسلامی دانشجویان پاسخ داد. وی در پاسخ به این پرسش که «علت تغییر رویکرد برخی از انجمنهای اسلامی دانشجویان از جمله امیرکبیر که در سال 76 به جبهه اصلاحات خیلی نزدیک بودند و حالا فاصله گرفتهاند چیست؟» گفت: «البته خیلیها از آقای خاتمی دور افتادند و فاصله گرفتند، بعضی دنبال پست سیاسی بودند، اما بچههای شما (انجمن امیرکبیر) چنین خواستهای نداشتند، بعضی آنارشیست بودند؛
آنارشیست به هر دولتی، چه دولت اصلاحگرا، چه دولت محافظهکار و چه دولت رادیکال. بچههای شما آنارشیست هم نبودند، بچههای شما معتقد بودند؛ معتقد به همین حرفی که حالا میزنند، ناقد قدرت بودند؛ منتها آن سکویی را که باید از آن قدرت را نقد کرد پیدا نکردند. ببینید! برای نقد قدرت باید پای خود آدم جایی محکم باشد، پای این بچهها محکم نبود. کجا ایستاده بودند که اصلاحات و قدرت اصلاحات را نقد میکردند؟ مشکل بچههای شما این بود که سکوی نقد را فاقد بودند، لذا در هنگام نقد اصلاحات عملاً به تناقض میافتادند.
از طرفی میدیدند که این دولت اصلاحات کارهایی میکند که باید از آن دفاع کرد و باید سوی نقد را به سمت دیگری برد، اما توان نداشتند و جرأت نکردند ببرند. از طرفی میدیدند که باید از قدرت فاصله بگیرند تا آن را نقد کنند، چرا که سوبژه برای اینکه بتواند ابژه را نقد کند، باید فاصلهشان به اندازه کافی باشد تا اولاً بتواند ببیند، ثانیاً نقد کند. بچهها فهمیده بودند که باید فاصله بگیرند، اما کجا بایستند؟ کجا ایستادن برایشان مهم بود، اما آن نقطهای را که باید بایستند نفهمیدند کجا است. آیا آن نقطه لیبرالیسم بود؟ آیا مارکسیسم بود؟ مکتب فرانکفورت بود؟ یا پست مدرنیسم بود؟ آیا آن نقطه محافظهکاری بود؟ کجا بود؟ بچهها آن سکو را گم کردند، نقد من به بچههای امیرکبیر همیشه همین بوده است!»
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا «فکر میکنید در جامعهای که فاقد نهادهای مدنی باشد، وظایف این نهادها به انجمنها محول میشود» گفت: «بله، ما ناچاریم، ایران کشور در حال گذار است. به خاطر ضعف احزاب و نهادهای مدنی است که انجمنها به وجود آمدهاند انجمنها نهادهایی گذرا و موقتی هستند، بالذات وظیفهای ندارند، به نیابت از آنچه به وجود نیامده است فعالیت میکنند، نیابت از غایبان دارند.» حجاریان درباره تعامل احزاب و انجمن اسلامی دانشجویان نیز گفت: «آیا احزاب ما فعال هستند؟ آیا جدی هستند؟ در پاسخ باید گفت که نصفه و نیمهاند، لذا انجمنها بار احزاب را میکشند، خودشان کاندیدا میدهند، کارکرد حزبی دارند؛ رابطه انجمن و حزب، مثل رابطه دو حزب است.»
حجاریان همچنین با تأکید بر اینکه «دیدهبانی جامعه مدنی محقق نمیشود؛ به این دلیل که جایگاه فکری و تئوریکشان مشخص نیست و خودشان هم جزیی از این نهادهای مدنی هستند و چیزی بیرون و ورای اینها نیستند که بتوانند فاصله بگیرند»، ادامه داد: «انجمنهای اسلامی حتی جزیی از جامعه سیاسی هستند، لذا میشوند حزبی مثل سایر احزاب. مگر بقیه احزاب دیدهبان و نقاد نیستند؟ همه، همین وظایف را انجام میدهند، البته مقداری کندتر.»
وی در پایان در پاسخ به این پرسش که «آیا پیشنهاد میکنید که انجمنها، جایگاه تئوریکشان را مشخص کنند و علاوه بر نقد قدرت و دیدهبانی جامعه مدنی، وارد فاعلیت سیاسی شوند؟» گفت: «ببینید! من نمیگویم وارد شوند، میگویم که ناچارند وارد شوند. نمیدانم شما این قصه را شنیدهاید یا نه؟ قصه معروفی است؛ میگویند یک روستایی به همراه همسرش کنار رودخانه ایستاده بود. دید یک پوستینی روی آب افتاده و میرود، آب با سرعت میبردش. روستایی گفت: من در آب میپرم و شنا میکنم و پوستین را بیرون آورده و خشک میکنم، برای زمستان خوب است. پس در آب پرید و شناکنان خود را به پوستین رساند، پوستین را گرفت و خواست آن را به سمت ساحل بیاورد، هر چه تلاش کرد دید که نمیتواند. پوستین را سفت بغل کرد.
همسرش گفت: پوستین را رها کن و برگرد، خودت را نجات بده، شوهر جواب داد: من پوستین را رها کردهام، پوستین من را رها نمیکند. پوستین، پوستین نبوده، بلکه خرسی بوده که روی آب شنا میکرده است. دقت کردید چه میگویم؟ دانشجویان میخواهند از قدرت فاصله بگیرند، اما قدرت از آنها فاصله نمیگیرد. میخواهم بگویم که بچهها ناچارند سیاست بورزند.»