تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۵۱۸۰۸

پرویز ورجاوند
شکل‌گیری و حضور فعال سازمان‌های سیاسی طی چند سده اخیر در کشورهای جهان به ویژه ایجاد حزب‌های ماندگار و تاثیرگذار در مغرب زمین که تا به امروز به عنوان بدنه جامعه مدنی آن کشورها نقشی اساسی را در سیاستگزاری و سازماندهی دولت‌ها در تمامی زمینه‌ها بر عهده دارند، بحث کلانی است که نیاز به تجزیه و تحلیل رویدادهای تاریخی و تحولات ساختاری جامعه‌های غرب دارد که طرح آن در این نوشتار کوتاه نمی‌گنجد.
اما در مشرق زمین آنچه که به عنوان حزب با آن برخورد می‌کنیم داستان پیچیده‌ای دارد که به اعتباری پدیده حضور و سلطه قدرت‌های استعماری در این سرزمین‌ها از یک‌سو و تاثیرپذیری گروهی از دانش‌آموختگان سرزمین‌های شرقی از تحولات جامعه غربی و غرب را الگو قرار دادن در مسائل عمده برای فاصله گرفتن از ساختار جامعه عقب‌مانده خود و حرکت در مسیر مدرنیته از سوی دیگر نمی‌تواند نادیده انگاشته شود.
بدون آنکه بخواهم به چگونگی شکل گرفتن دیدگاه‌ها و عملکرد سازمان‌های سیاسی ایران در دوران مشروطه به بعد بپردازم و دلایل ناپایداری عمده آنها را برشمارم، لازم می‌دانم به یک نکته اساسی اشاره کنم و آن اینکه در میان چند سازمان سیاسی که تا به امروز در ایران دارای فعالیت بوده‌اند، شمار کمی از آنها دارای حضور فعال سیاسی هستند.
من در این نوشته فرصت آن را ندارم که شرایط تاریخی ایران را از دوران تجاوزگری‌های استعمارگران غربی و به ویژه نقش دو قدرت سلطه‌گر روس و انگلیس را در دو سده گذشته در سرزمینی وسیع به نام ایران زمین مورد بحث قرار دهم، ولی یادآور می‌شوم که برای شناخت واقعی لطمه‌های شدیدی که به این سرزمین وارد شده و آگاهی از چگونگی انحطاطی که کشور ما در زمینه‌های مختلف به آن گرفتار آمده راهی جز تحلیلی آگاهانه و متکی بر واقعیت و برکنار از تحلیل‌های ایدئولوژیک پیش ساخته دست کم در محدوده این دو سده نیست.
جریان نهضت پان‌ایرانیسم حرکتی بود که با وجود گذشت شش دهه از حضور آن هنوز چنان که باید کوششی برای شناساندن اهمیت و ارزش‌های نقشی که در بحرانی‌ترین شرایط در کشور برعهده داشت، صورت نگرفته است.
نهضت پان‌ایرانیسم در شرایطی از بطن جامعه ایران جوشید و پا به عرصه وجود گذاشت که مرحله جدیدی برای تجزیه بخش‌های دیگری از ایران به وسیله دو استعماگر کهنه‌کار روس و انگلیس طرح‌ریزی شده بود. اتحاد جماهیر شوروی در پی سیاست تجاوزگرانه روسیه تزاری و در تکمیل آن بر آن بود تا آذربایجان و بخش عمده‌ای از غرب ایران را (به دنبال تجزیه سراسر قفقاز و بخش‌هایی از آسیای مرکزی) از پیکر وطن جدا سازد و انگلستان بنابر طرح «بومن» در چارچوب کمیسیون چهارجانبه قصد آن داشت که مسئله انجمن‌های ایالتی و ولایتی را در ایران به اجرا گذارد.
طرحی که دکتر مصدق پرده از روی آن برداشت و به شدت به آن حمله کرد و فاجعه‌آمیز بودن آن را برای مردم روشن ساخت و استعمارگران و حاکمیت وابسته به آنها را مجبور به عقب‌نشینی ساخت و مانع از قطعه‌قطعه شدن دوباره کشور شد.
در همین زمان با شکل‌گیری «فرقه دموکرات» به وسیله اتحاد جماهیر شوروی برای جدا ساختن آذربایجان، یکباره یکی از استثنایی‌ترین و شگفت‌آورترین جریان‌های سیاسی ملی به نام «پان‌ایرانیسم» پا به صحنه گذارد. اهمیت و ویژگی اساسی این جریان از چند نظر قابل توجه است:
نخست آنکه برخلاف دیگر سازمان‌ها و حزب‌ها و جریان‌های سیاسی، این تنها سازمانی است که هسته مرکزی و هیات موسس آن را چهره‌های سیاسی شناخته شده و صاحب اعتبار جامعه در زمینه‌های مختلف تشکیل نمی‌داد، بلکه جوانان گمنامی بودند که به طور عمده سال‌های آخر دبیرستان را می‌گذراندند و هیچ گروه و جریان مطرحی از آنها حمایت نمی‌کرد و جز پول توجیبی خودشان هیچ منبع درآمد دیگری نداشتند. حضور این جریان در صحنه سیاسی بحران‌زده آن روز ایران در مدتی کوتاه توانست جاذبه‌ای را پدید آورد که شمار قابل توجهی از نیروهای نوجوان و جوان را به خود جلب نماید و به زودی به عنوان یک جریان تاثیرگذار در جامعه طرح گردد.
عامل اساسی که موجبات اقبال جامعه و به ویژه جوانان را فراهم آورد آن بود که بنیاد تفکر این جریان بر هدف‌هایی روشن قرار داشت که پاسخگوی حساسیت‌های ملت ایران بودند. مهمترین مبانی این جریان دغدغه شدید آن نسبت به حفظ یکپارچگی کشور، استقلال و وحدت ملی بود که در آن شرایط بحرانی همه آنها از سوی اشغالگران و عوامل ساخته و پرداخته آنها همچون حزب توده و فرقه دموکرات مورد تهدید شدید قرار گرفته بود. ملت ایران که هنوز در اندوه از دست دادن سرزمین‌های قفقاز، بخش‌هایی از آسیای مرکزی، افغانستان بخشی از بلوچستان قرار داشت، نمی‌توانست تجزیه آذربایجان و کردستان را تحمل کند و اجازه دهد تا توطئه‌های قدرت‌های استعماری، کشور را در مسیر تکه‌تکه شدن قرار دهد.
از این‌رو جریان ملی‌گرای پان‌ایرانیسم از بطن جامعه ایران برای مقاومت در برابر همه آنچه که می‌توانست استقلال و یکپارچگی کشور و همبستگی ملی را به خطر بیندازد، سر برآورد و با اقبال مردم و نسل جوان تحقیر شده، روبه‌رو گشت و در این مدت کوتاه توانست در برابر جریان‌های بیگانه و یا وابسته به بیگانه، به عنوان یک قدرت نقش‌آفرین ابراز وجود کند.
این جریان با تکیه بر اینکه ملت ایران رشته ناگسستنی نسل‌های گذشته، حال و آینده است و کهنه‌ترین ملتی است که از دیرگاه بر هویت ملی خویش آگاهی داشته و سهمی بزرگ در شکل بخشیدن به فرهنگ بشری برعهده داشته است، در برابر دیدگاه کمونیستی که ایران را کشوری کثیرالمله می‌نامید و بر آن بود تا زمینه آشوب و تلاشی میهن را پدید آورد، با توانمندی به مقابله پرداخت.
نهضت پان‌ایرانیسم نه تنها ایران را از تجزیه دوباره نجات داد، بلکه توفیق آن را یافت تا جریان روسی‌سازی بخش‌های جدا شده از ایران را در قفقاز و آسیای مرکزی با چالش مواجه سازد و آمادگی‌های زیادی را در این سرزمین‌ها برای حفظ هویت خویش فراهم آورد و سبب شد تا در چند دهه بعد اتحاد جماهیر شوروی فروریزد چنانچه هوشمندانه عمل شده بود تا به امروز زمینه لازم برای ایجاد یک اتحادیه بزرگ در حوزه فرهنگ ایرانی فراهم آمده بود و جریان‌های بیگانه ساخته‌ای چون «پان‌ترکیسم» مجالی برای مطرح ساختن خود تا مرز تهدید منافع ایران نمی‌یافتند.
آنچه بدان اشاره رفت بدان خاطر بود تا شناختی گذرا از جریانی به دست دهم که زنده‌یادان داریوش و پروانه فروهر سالیان دراز در راه شکل‌گیری و رشد و توسعه آن نقش‌آفرین بودند و به شهادت تاریخ معاصر لحظه‌ای از تلاش دوباره هدف‌های بنیادی آن درنگ نکردند. شک نکنیم که اگر موضع‌گیری‌های پان‌ایرانیست‌ها نبود، امروز جزایر سه‌گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک سرنوشت دیگری داشتند. از یاد نبریم که زندانی شدن طولانی مدت فروهر به دلیل موضع‌گیری‌های اعتراض‌آمیزش درباره موافقت حاکمیت وقت با رفراندوم ساختگی در مورد بحرین بازتابی خاص در جامعه به وجود آورد و شیخ‌نشین‌ها و کشورهای منطقه خلیج‌فارس و دریای عمان دریافتند که باید حریم منافع ایران را پاس دارند.
نقش موثر پان‌ایرانیست‌ها در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت و قدرت‌نمایی آنان در برابر مانورهای حزب توده برای مرعوب ساختن ملت ایران پدیده‌ای نیست که نسل ما بتواند آن را از یاد ببرد. حزب توده بر آن بود تا با ایجاد جو وحشت در همه‌جا، دولت جبهه ملی دکتر مصدق را ناتوان جلوه دهد و در صورت برخورد با آشوبگران، بر آن مارک فاشیست و سرکوبگر زند. حضور نیروهای پان‌ایرانیست در دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و کارخانه‌ها سبب شد تا یکه‌تازی‌های حزب توده و توطئه‌های در پس‌پرده انگلستان (و به گفته دکتر مصدق «توده – نفتی‌ها») فلج گردد و سرانجام نهضت ملی شدن صنعت نفت به نتیجه برسد.
در این راه نیز حضور بی‌باکانه زنده یاد فروهر عاملی موثر به شمار می‌آمد.
کشور کوچکی که در تمامی طول تاریخ تا زمان تجاوز تزارها همیشه بخشی از ایران به شمار می‌رفته است، به پشتیبانی آمریکا و همگامان آن در منطقه، بی‌شرمانه چشم طمع به بخش‌های گسترده‌ای از میهن ما دوخته است. شیخ‌نشینی که طی حدود 30 سال گذشته از هیچ به همه جا رسیده و فرصت‌های بسیاری را از ما ربوده، با گستاخی چشم طمع به جزایر ایران دوخته است. وضع ما در قبال اوضاع بحرانی دو همسایه شرقی و غربی‌مان در موقعیت نگران‌کننده و آسیب‌پذیری قرار دارد.
در چنین شرایطی راهی جز تمکین خواسته‌های بحق ملت در جهت استقرار حاکمیت ملی و بازگذاردن دست نیروهای ملی برای بسیج جامعه به منظور مقابله با تهدیدهای همه جانبه برای نجات کشور وجود ندارد.