تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۵۱۸۸۱

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی
عقلانیت
از دیگر مسایلی که به فرهنگ اسلامی‌ اصالت می‌بخشد عقلانیت است، زیرا اسلام تعالیم خود را براساس اصول معتبر عقلی استوار می‌سازد.
جریان‌هایی که از حوزه معرفتی اسلام می‌جوشند و در بستر زندگی مردم مسلمان، اخلاق و افکار آنان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند و رفته رفته به صورت فرهنگ جلوه می‌کنند بر مبنای عقلی استوار می‌شدند.
در میان برخی از پیروان ادیان تحریف شده چنین تبلیغ می‌شد که دین و عقل در تضاد با یکدیگرند اما در فرهنگ اسلامی ‌نه تنها عقل، مانع و مزاحم دین و آرمان‌های دینی نیست بلکه، طرفدار جدی عقل بوده و در موارد بسیاری از عقل تایید خواسته است: "کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل" .
استعداد عقلانی انسان او را در آیات بسیاری دعوت به تعقل و اندیشیدن کرده است.
"فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هذا هم الله و اولئک هم اولوالالباب" (1)
پس بندگانم را بشارت بده آنان که سخن حق را بشنوند نیکوتر آن را برگزیده و عمل کنند، آنان را خداوند به لطف خود هدایت نموده و آنان صاحبان خرد هستند.
از طرف دیگر، اسلام آن دسته از مردم که افکار و اعمال خود را در اسارت عقاید پوسیده‌ای قرار داده و عقل و اندیشه خویش را با سنت‌های غلط و عادت‌های اجتماعی بی‌اساس به زنجیر کشیده‌اند، سخت مورد انتقاد و مذمت قرار می‌دهد و می‌فرماید:
"و اذا قیل لهم اتبعود ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباء نا او لو کان اباوهم لایعقلون شیئا و لا یهتدون" (2) .
زمانی که به آنها گفته می‌شود از آن چه خدا به وسیله وحی فرود آورده پیروی کنید. می‌گویند: ما همان روش‌ها و سنت‌هایی را پیروی می‌کنیم که پدران خویش را برآن یافته‌ایم. آیا اگر پدرانشان چیزی را فهم نکرده‌اند باز هم از آنها پیروی می‌کنند؟!
وحی و رسالت در اسلام بر این موضوع تاکید می‌کنند تا با بیداری عقل، مردمی ‌را که در بند سنت‌های ناروا بی‌اساس گرفتار بودند آزاد نمایند.
3- آمیختگی با علم
در فرهنگ اسلامی،‌ علم به معنای مطلق آگاهی، همیشه مطلوب انسان بوده است و یکی از ابعاد معنوی انسان مانند علاقه به زیبایی و جمال، علاقه به خیر و خوبی، حس پرستش و علاقه به معشوق برتر را تشکیل می‌دهد.
در انسان غریزه حقیقت‌جویی وجود دارد و کنجکاوی‌ها و کاوش‌گریهایش بر این بوده که به حقایقی برسد و لذا نفس دانایی و آگاهی را دوست می‌دارد و از جهل به عنوان عاملی بازدارنده، همیشه تنفر داشته است.
انسان توسعه و بسط حیات خویش و نیز بهره‌گیری هر چه بیشتر از مظاهر خلقت را در توسعه آگاهی و افزایش دانایی خود می‌داند. در فرهنگ اسلامی ‌علم معیار ارزش به شمار می‌آید؛ چرا که در زندگی نقش تکاملی دارد؛ امام علی(ع) می‌فرماید:
"اکثر الناس قیمه اکثر هم علما و اقل الناس قیمه اقلهم علما "(3)
ارزش‌مندترین مردم کسانی هستند که دانش بیشتری دارند و کمترین مردم از لحاظ ارزشی کسانی‌اند که دانش کمتری دارند.
علم در حوزه دین یکی از پایه‌های تکلیف به شمار می‌آید و کسی که عالم است متعهد و مسئول نیز هست و نه تنها باید بر اساس علم و آگاهی خود عمل کند بلکه مسئولیت آگاه ساختن دیگران را نیز دارد و فرق بین عالم و عابد در همین جاست که عابد گلیم خویش را از موج بیرون می‌کشید و عالم گلیم خود و دیگران را. البته تلقی اسلام از علم "علم نافع" است که بحث از آن، بخشی جداگانه می‌طلبد.