حنیف غفاری
در پی ارجاع گزارش پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد تهران غنیسازی اورانیوم را پس از دو سال و نیم از سرگرفت تا به مخالفان خود در نظام بینالملل اثبات کند که تسلیم لابیهای موذیانه آنها در مجامع جهانی نخواهد شد. دکتر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور کشورمان در نامهای خطاب به رئیس سازمان انرژی اتمی از «آقازاده» خواست تا در راستای استفاده موثر از فناوری هستهای تحقیقات در این زمینه از سوی جامعه علمی کشور از سر گرفته شود.
هنگامی که «جک استراو» به همراه همتایان آلمانی و فرانسوی خود به سعدآباد آمد و مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا در راستای امضای پروتکل الحاقی آغاز شد بسیاری از کارشناسان نظام بینالملل تصور کردند که لبخندهای پی در پی وزیر امور خارجه انگلستان در دیدار با مقامات ایرانی نشان از بهبود روابط تهران و اتحادیه اروپا دارد. اما واقعیت امر این است که لابیهای پشت پرده جمهوریخواهان آمریکا و اعضای کاخ سفید باعث شد تا «لندن»، «پاریس» و «برلین» در انتخاب مسیر گفتوگو با تهران دچار اشتباهی فاحش شوند.
سه کشور اروپایی گفتوگو مثبت و مؤثر با تهران را در راستای نزدیکی خود به کاخ سفید تعریف نمودند و در نتیجه علیرغم گامهای صادقانه که میتوان در بستر مذاکرات برداشت و در نهایت ایالات متحده آمریکا و سه کشور اروپایی با استفاده از ابزارهای کاذب تبلیغاتی و... باعث توقف گفتوگوها و رسیدن تهران به نقطه کنونی شدند. شناخت و بررسی جریانهای مهم و مؤثر در طول دو سال و نیم اخیر میتواند دورنمایی کلی را در جهت فعالیتهای دیپلماتیک بعدی تهران در نظام بینالملل ایجاد کند. مسلماً شناخت دوستان، دشمنان، اهرمهای قدرت و ابزارهای تهدیدی در طول مدت مذاکرات تهران و آژانس باعث خواهد شد تا در آینده نسبت به جریانهای موجود در نظام جهانی رویکردی مؤثرتر اتخاذ کنیم.
در این مقاله سعی داریم به بررسی کشورهای (1+5) بپردازیم. پنج کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد به علاوه آلمان در طول مدت مذاکره با تهران مواضع متعددی اتخاذ نمودند. ایالات متحده آمریکا، فرانسه، انگستان، جمهوری خلق چین و روسیه به علاوه آلمان شش کشوری هستند که در تصمیمسازیهای شورای حکام نقش مؤثری داشتند.
1- ایالت متحده آمریکا: پس از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 ایالات متحده آمریکا و بر سر کار آمدن بوش پسر در این کشور رویکرد آمریکا نسبت به کل کشورهای جهان تغییر کرد. مطابق این تغییر کشورهای موجود در نظام بینالملل از دید جمهوریخواهان آمریکا به دو دسته تقسیم شدند: کشورهای ایتالیا، ژاپن، استرالیا و... را شامل میشوند که به همراه کاخ سفید شبکه حامی ـ پیرو را تشکیل داده بودند و کشورهای مخالف سیاستهای کاخ سفید مانند ایران، کوبا، کرهشمالی و ... در زمره گروه دوم قرار گرفتند.
پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 و آغاز سیاستهای میلیتاریستی کاخ سفید در حمله به کشورهای افغانستان و عراق اعمال فشار به کشورهای گروه دوم نیز در روندی هم زمان آغاز شد. در دوره اول ریاست جمهوری بوش پسر و بنا بر فشار کاخ سفید به کشورهای مخالف آمریکا، کشورهای پیرو ماموریت یافتند تا در راستای منافع واشنگتن روند اعمال فشار بر مخالفان بوش را تسهیل کنند. ایالات متحده آمریکا مولد اصلی فشار بر جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سر کار آمدن دولت اسلامی در عراق و پیروزی دکتر محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری فشارهای آمریکا بر تهران افزایش یافت.
پیروزی شیعیان در عراق و حماس در فلسطین بر شدت فشارهای آمریکا بر آژانس در جهت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد افزود. از سمتوسویی دیگر تهران به عنوان قدرت اول خاورمیانه همکاری مطلوب خود با آژانس را ادامه داد. محمد البرادعی بارها نسبت به همکاریهای ایران ـ آژانس رضایت خود را اعلام کرد. در هر حال جمهوریخواهان کاخ سفید که پیروزی اسلامگرایی در خاورمیانه را نزدیک میدیدند در روندی مستقیم بر اعمال فشارهای خود بر آژانس، سازمان ملل متحد و حتی متحدان اروپایی خود افزودند.
در طول دو سال و نیم اخیر افرادی مانند «جان بولتون» و «رایس» با سفر مداوم به کشورهای اروپایی از طرف واشنگتن مأمور بودند تا پیام تئوریسینهای مخالف ایران را به گوش این کشورهای برسانند. آمریکا در طول مدت اخیر بار دیگر ماهیت پلید خود را بر همگان روشن ساخت و اثبات کرد که مخالفت با ایران را به عنوان بزرگترین قدرت اسلامی جهان و قدرت اول منطقه خاورمیانه ادامه خواهد داد. در طول مذاکرات هستهای تهران و سه کشور اروپایی برخی از عناصر افراطی در داخل کشور پیشنهاد مذاکره مستقیم با واشنگتن را دادند. برخوردهای اخیر آمریکا در آژانس و شورای حکام علیه تهران نشان داد که گفتو گو با کاخ سفید هیچ غایتی به جز عقب ماندگی و خروج از مدار قدرت برای تهران نخواهد داشت.
2- انگلستان: «لندن» به عنوان نزدیکترین شریک ایالات متحده آمریکا در طول دو سال و نیم اخیر مزاحمت زیادی برای تهران ایجاد کرد. جک استراو و جف هون در طول جلسات متعدد شورای حکام پل ارتباطی میان جرج بوش و دیگر کشورهای اروپایی بودند. مواضع منفی و مغرضانه حزب کارگر انگلستان و تونی بلر علیه ایران در جلسات شورای حکام کاملاً مشخص بود. انمگلستان در طول گفتوگو با تهران همواره سخن از لزوم اعتمادسازی بیشتر تهران به میان میآورد و در این راستا هیچ استناد و دلیلی نداشت. تونیبلر، جفهون و جک استراو به عنوان مثلثی شوم علیه ایران همواره در خدمت مقامات آمریکایی قرار داشتند.
حزب کارگر انگلستان هم اکنون تحت فشار شدید افکار عمومی این کشور به علت سیاستهای غلط بلر قرار دارد. بسیاری از شهروندان بریتانیایی، دیگر موافق حضور بلر در رأس معادلات لندن نیستند و همین امر زنگ خطر را برای حزب حاکم در انگلستان به صدا در آورده است. نباید فراموش کرد که برخوردهای مکارانه لندن در هزاره سوم نمود بیشتری پیدا کرده است. دخالت انگلستان در بمب گذاریهای اخیر اهواز و نیز لابی افرادی مانند «جک استراو» با دیگر مقامات اروپایی در راستای صدر رأی مخالف علیه ایران در شورای حکام جملگی نشان دهنده ماهیت غیر قابل اعتماد بریتانیا در نظام بینالملل است.
3- فرانسه
«ژاک شیراک» در طول مذاکرات تهران و اروپا روند متزلزلی را در پیش گرفت. رئیس جمهور فرانسه در قبال برنامههای هستهای صلح آمیز ایران مواضع متفاوتی را گرفت. دوگانگی و ابهام از خصوصیات ثابت شیراک در خصوص پرونده هستهای ایران بود. وی در کل «پاریس» نقش یک تابع را در معادلات نظام بینالمللی ایفا کرد.
ایالات متحده آمریکا سیاستهای خود را به انگلستان دیکته مینمود و مقامات لندن نیز این سیاستها را به مقامات فرانسوی منتقل میساختند همراهی فرانسه با انگلستان و آلمان در طول مدت دو سال و نیم اخیر باعث شد تا استقلال رأی این کشور اروپایی در شورای امنیت سازمان ملل متحد به کلی زیر سوال رود.
شیراک در آخرین بازی تبلیغاتی خود علیه ایران طی یک سخنرانی موهوم استفاده از سلاحهای اتمی در جهت نابود سازی تروریسم را جایز دانست. رئیس جمهور فرانسه هم به دنبال بحران در حومه پاریس با معضل عدم مقبولیت عمومی روبرو گردیده است. شیراک در نهایت نزدیکی به کاخ سفید را انتخاب کرد. انتخابی که عواقب آن بعدها بروز پیدا خواهد کرد و گریبان دولت مرکزی پاریس را خواهد گرفت.
4- روسیه
«کاخ کرملین» در طول مدت مذاکره ایران و آژانس به هیچ عنوان نقش یک حامی یا حتی شریک هستهای را برای تهران ایفا نکرد. در نهایت مسکو سعی کرد تا با ارائه پیشنهاد غنیسازی اورانیوم توسط ایران در خاک روسیه از تهران امتیاز بگیرد.عدم تمایل تهران نسبت به حذف عامل جغرافیایی سرزمین از برنامههای صلحآمیز هستهای خود باعث شد تا پوتین، لاوروف از دیگر مقامات روسی در جلسه اخیر شورای حکام دچار اشتباهی استراتژیک شوند و با رای موافق خود نسبت به ارجاع گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد علامت سوال عمدهای در روابط تهران ـ مسکو ایجاد کنند.
5- جمهوری خلق چین
نسل چهارم کمونیستهای چین در طول دو سالونیم اخیر در مواردی به عنوان مخالفان سیاستهای آمریکا و سه کشور اروپایی در قبال ایران نقش خود را ایفا نمودند.
در سال گذشته همراهی چین و غیر متعهدها در شورای حکام آژانس بینالمللی آژانس اتمی باعث شد تا توازنی نسبی میان مخالفان و موافقان تهران برقرار شود.
در جریان ارجاع اخیر گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد چینها تحت تأثیر روسها قرار گرفتند و در نهایت خود را همراه با جریانهای مخالف تهران تعریف کند.
6- آلمان
سرزمین ژرمنها دو رویکرد نسبتاً متفاوت را در برابر تهران در پیش گرفت. زمانی که «گرهارد شرودر» در راس معادلات آلمان قرار داشت و فشار معقولتری را نسبت به تهران در پیش گرفت. البته همراهی آلمان با انگلستان و فرانسه در جلسات مختلف شورای حکام همواره ادامه داشت.
پس از سرکار آمدن «آنجلا مرکل» و افزایش رویکرد خصمانه برلین نسبت به تهران و دیگر مسلمانان دنیا آلمان نقش مخالف علنی ایران را پیدا کرد. صدر اعظم جدید آلمان در راستای نزدیکی به اعضای حزب جمهوری خواه در آمریکا و حزب لیکود در تل آویو از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. در جریان تصمیم گیری اخیر شورای حکام علیه ایران«آنجلا مرکل» نقش عمدهای را به ضرر تهران ایفا کرد.
بررسی کلیت کشورهای (1+5) نشان دهنده این است که تهران باید ضمن شناخت جریانها و کشورهای تعریف شده در نظام بینالملل در خصوص حذف جریانهای مخالف و معاند از دستگاه دیپلماسی خود نسبت به جذب جریانهای موثر در جهان با هدف ارتقای تهران عنوان قدرت اول خاورمیانه گام بردارد.