تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۱۹۸۲

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
روند اهانت به مقدسات دنیای اسلام در اروپا تدریجا وارد مراحل پیچیده ای شده است . لجاجت سئوال برانگیز برخی رسانه ها برای تکرار چاپ تصاویر موهن از یکطرف و اصرار اتحادیه اروپا بر مواضع جاهلانه در قبال دنیای اسلام از طرف دیگر نکات مهمی را در ذهن ها تداعی می کند که نمی توان از مفهوم واقعی آنها غافل ماند.
1 ـ ابتدا تصور می شد که اهانت به مقدسات دنیای اسلام , یک پدیده شخصی و تصادفی است . در مراحل بعدی ادعا شد که این هم نمونه ای از تلاش برای بهره گیری از آزادی بیان است و هیچ انگیزه و هدف خاصی در پشت آن وجود ندارد. لکن علیرغم بروز تنش های فراوان در سطح دنیای اسلام و نزد مسلمانان جهان , شاهد تکرار چاپ و انتشار این تصاویر بوده ایم . این امر نشانگر آنست که تعمدی در کار است و انتشار تصاویر موهن , مطلقا یک اقدام تصادفی و شخصی محسوب نمی شود.
2 ـ نخستین دور انتشار این تصاویر موهن در دانمارک , به ماهها پیش باز می گردد . در آن زمان , سفرای 17 کشور عربی خواستار ملاقات با نخست وزیر دانمارک شدند لکن وی ضمن رد درخواست ملاقات سفرای کشورهای اسلامی , در واقع به حمایت آشکار از این اقدام اهانت آمیز پرداخت .
این رفتار دولت دانمارک با دو انگیزه صورت گرفت . اول آنکه به دنیای اسلام بی اعتنائی کند و موضوع اهانت به مقدسات اسلامی را تعمدا بی اهمیت جلوه دهد. دوم آنکه بطور همزمان از رفتار این روزنامه دانمارکی , جانبداری کند و خود را همفکر و هم عقیده معرفی نماید. با زبانه کشیدن آتش خشم مسلمانان در دنیای اسلام , دولت دانمارک هنوز هم حاضر به تغییر رویه نشده و فقط امیدوار است این مسئله مشمول مرور زمان شود و خودبخود فروکش کند. وزیر خارجه دانمارک در مصاحبه های اخیرش ادعا کرده است که این التهابات فروکش کرده و تدریجا به فراموشی سپرده خواهد شد حال آنکه شواهد نشانگر آنست که موضوع ضرورت اعتراض علیه این رفتار موهن غرب , اکنون بعنوان یک « امر محتوم » در دنیای اسلام پذیرفته شده و اندیشمندان درصدد آنند که راهکارهای میان مدت و دراز مدت برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی را جستجو کنند.
3 ـ اگرچه اتحادیه اروپا درباره این موضوع در جلسات متعددی به بحث و تبادل نظر پرداخته , اما نه تنها نخواسته و یا نتوانسته است که به راهکار عاقلانه , منطقی و موثری برای یافتن راه حل ریشه ای در جهت جلوگیری از تکرار چنین فجایعی دست یابد , بلکه حتی در مسیر دهن کجی به دنیای اسلام و تشویق هتاکان قدم برداشته و به این آتش دامن می زند.
پارلمان اروپا در جدیدترین واکنش خود ضمن معرفی اعتراضات دنیای اسلام بعنوان واکنشهای خشونت آمیز , آنرا محکوم و از کشورهای هتاک به مقدسات اسلامی از جمله دانمارک حمایت و با آنها ابراز همبستگی کرد. این پارلمان حتی پا را فراتر گذاشته و به تشویق روزنامه هائی پرداخت که از طریق « بازتاب » این تصاویر موهن به آتش خشم مسلمانان دامن زده اند , و ضمن همبستگی با آنها , آنرا اقدامی شجاعانه توصیف نمود.
این بیانیه بقدری صریح و روشن است که نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد و به وضوح , مراتب لجاجت و کینه ورزی اروپا نسبت به دنیای اسلام را از یکطرف و اصرار به ادامه این مسیر انحرافی و خطاکارانه را از سوی دیگر به نمایش می گذارد. اما باید پرسید آیا اتحادیه اروپا به عواقب ناخوشایند این اقدامات تحریک آمیز و غیرمنطقی خود اندیشیده است
4 ـ برای درک مسائل پشت پرده این ماجرای تهوع آور , اطلاعات زیادی احتیاج نداریم . مسئله کاملا واضح است . صهیونیست ها در شبکه تبلیغات جهانی , همچون « موریانه » رخنه کرده اند. آنها در تارو پود شبکه تبلیغات جهانی , آنچنان حضور دارند که توان و قدرت تصمیم گیری و اقدام صحیح و منطقی را از کشورها و دولتها سلب کرده اند. امپراطوری تبلیغاتی صهیونیست ها , دولتهای اروپائی را آنچنان مرعوب کرده اند که در چنین شرایطی , تقریبا به راحتی , آرا کشورهای اروپائی را در حمایت از اقدامات غیرمنطقی خود بهمراه دارند. آنچه این روزها شاهدیم , دامی است که آمریکا و صهیونیست ها در برابر اروپا گسترانیده اند و با تعجب فراوان , اروپا نیز با پای خود به درون این دام رفته و گرفتار شده است . در اینجا هدف ما این نیست که از اروپای لجوج و کج فهم حمایت کنیم و برای آنها دل بسوزانیم , بلکه مسئله اینست که دریابیم این روند تاسف بار , حتی به نفع اروپا هم نیست . اروپا توان مقابله با آثار و تبعات یک برخورد جدی یا یکپارچه و پشیمان کننده از سوی دنیای اسلام را نخواهد داشت .
5 ـ نکته ظریفی که در این میان وجود دارد , شناخت رفتار دوگانه ای است که انگلیسی ها , در قبال این پدیده از خود به نمایش گذاشته اند. تونی بلر نخست وزیر انگلیس در یک اظهارنظر صریح از مطبوعات این کشور بخاطر عدم اهانت به مقدسات اسلامی ستایش می کند و آنها را عاقلتر و هشیارتر از این می داند که با سقوط در این ورطه به منافع ملی انگلیس لطمه ای بزنند. اما بطور همزمان و در خفا , با تحریک اعضای اتحادیه اروپا به حمایت از دانمارک و دیگر هتاکان , سعی دارد که به این آتش برافروخته دامن بزند.
کیست که نداند انگلیس و شخص « تونی بلر » , در واقع مجری سیاستهای آشکار و نهان واشنگتن در اروپا محسوب می شود و جزیره انگلیس را بایستی در واقع « ایالت پنجاه ویکم آمریکا » به حساب آوریم .
6 ـ در طول هفته ها و روزهای اخیر , مقامات دانمارکی در چندین نوبت درصدد عذرخواهی رسمی از دنیای اسلام برآمده اند لکن با اصرار و شیطنت مشترک انگلیس و آمریکا , از این اقدام منصرف شده اند. در یک نمونه آشکار , معاون وزیرخارجه دانمارک درصدد رفع بحران و عذرخواهی رسمی برآمد لکن وزارت خارجه آمریکا با اعلام حمایت از دانمارک , درصدد برآمد به دانمارک نشان دهد که گویا حتی بدون عذرخواهی رسمی هم , می توان از این بحران عبور کرد!
7 ـ استدلال بی پایه کسانی که معتقدند دولت دانمارک نیازی به عذرخواهی از دنیای اسلام ندارد , اینست که اولا دولت دانمارک مرتکب گناهی نشده که عذرخواهی کند و ثانیا اصل اقدام روزنامه دانمارکی هم گناه نیست بلکه نمودی از آزادی بیان است .
این هر دو استدلال , از اساس مردود هستند. چرا که دولت دانمارک با رد تقاضای دیدار با سفرای کشورهای عرب و اسلامی و همچنین موضع گیریهای صریح خود بر اقدام روزنامه دانمارکی شریک است و بخاطر حمایت از آن مستحق محکومیت و اعتراض است . نکته دوم آنکه دانمارک با اعلام انزجار از این اقدام اسلامی , می توانست از آن فاصله بگیرد و با اعلام محکومیت این رفتار موهن ثابت کند که برآن صحه نمی گذارد اما دانمارک نه تنها رفتار محترمانه ای نداشت بلکه حتی با رد درخواست دیدار سفرای کشورهای عرب و اسلامی , بر این اهانت صحه گذاشت و آنرا تعمدا بی اهمیت جلوه داد. نکته مهمتر اینکه امروزه تلاشهائی در دانمارک صورت می گیرد که چنین وانمود سازند که گویا اصل خطا متوجه دنیای اسلام است و آنها حتی با عذرخواهی هم راضی نمی شوند. براساس گزارش خبرگزاری فرانسه , پنج دانشجوی دانمارکی متنی را تهیه کرده اند که تاکنون به امضای 350 هزار نفر دانمارکی رسیده است و طی آن از مسلمانان جهان عذرخواهی کرده اند. بطور همزمان , رهبران مسیحی دانمارک با تنظیم سفری به قاهره سعی دارند برای کاهش تنش با مسلمانان وارد عمل شوند.
ممکن است این سئوال مطرح شود که آیا این اقدامات , کافی نیست پاسخ این سئوال منفی است . چرا که هر لحظه احتمال تکرار آن در جائی دیگر و توسط عده ای دیگر , می رود.
وقتی انتشار تصاویر موهن به مقدسات اسلامی در مطبوعات اروپا تکرار می شود , و اتحادیه اروپا در دفاع و حمایت از آنها بیانیه می دهد , طبیعی است که « عذرخواهی در گوشی » آنهم در قاهره ! , چیزی را حل نمی کند. بدیهی است که تنظیم یک فهرست در یک سایت گمنام , نمی تواند با اثرات بیانیه آشکار اتحادیه اروپا مقایسه شود.
8 ـ سئوال جدی در اینجاست که آمریکا و صهیونیست ها به دنبال چه چیزی هستند پادوهای انگلیسی چه اهداف و ماموریتهائی را دنبال می کنند هدف اصلی , رو در رو قرار دادن دنیای اسلام با مسیحیان است که نوعی تقابل در یک « جنگ صلیبی » جدید را در ذهن ها تداعی کند. حتی اگر اروپا در این ماجرا , اهداف و انگیزه های مشترکی با صهیونیسم نداشته باشد , شاید بطور ناخواسته و دقیقا در همین مسیر , کشانیده شده است و با طناب فرسوده صهیونیست ها به درون چاه رفته است .
سئوال بعدی اینست که آمریکا از این ماجرا چه سود ویژه ای می برد برای یافتن پاسخ این سئوال بایستی به وجود یک طرح چند منظوره اشاره کرد که بموجب آن واشنگتن در آن واحد , به اهداف متعددی می اندیشد :
الف : هم فکر و هم عقیده کردن اروپا در راه اثبات ضرورت برخورد با دنیای اسلام
ب : یافتن اهداف و انگیزه های تازه برای تداوم فعالیت پیمان « ناتو »
ج : به خطر انداختن « امنیت انرژی اروپا » بمنظور نیازمند ساختن تامین و تضمین امنیت انرژی اروپا از طریق نظامی گری آمریکا و ناتو
د : سلب ابتکار عمل اروپا در تحولات سیاسی جهان و منفعل ساختن آنها در چشم انداز آینده نظم نوین جهانی
تامین 2 محور اخیر در واقع , جزو « اهداف استراتژیک آمریکا » و صهیونیسم بین الملل بمنظور حفظ برتری و تفوق سیاسی ـ نظامی ـ اقتصادی آمریکا بر اروپا محسوب می شود و مشخصا با این هدف سازگاری دارد که یک اروپای ضعیف و منفعل , توانائی بازسازی سیاسی خود را بمنظور نقش آفرینی در تحولات آینده جهانی را پیشاپیش فاقد استقلال خواهد بود و آنرا بعنوان یک « اروپای منفعل » , زائده سیاست جهانی آمریکا عمل خواهد کرد و فاقد استقلال رای و استقلال عمل خواهد بود.
« اروپای منفعل » , یکبار ناتوانی و ناکامی خود را در پرونده فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران , بخاطر کارشکنی های مشترک آمریکا ـ انگلیس به چشم خود دید و اکنون با اقدامات کورکورانه و دنباله رویهای جاهلانه از مراکزی که ماهیت آنها آشکار است , این پدیده را با دست خودش , به یک « باور عمومی در سطح جهانی » تبدیل خواهد کرد. آیا این بهترین دلیل برای اثبات انفعال اروپا نیست که خودش به خودش « گل » می زند !