تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۵۱۹۹۲

کتاب « روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت » را موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی در 144 صفحه منتشر کرده است .
در مقدمه کتاب مذکور , این اثر حاضر چنین معرفی شده است :
پنجمین نشست تخصصی از سلسله نشست های موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی با عنوان « روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت » روز دوشنبه 1383,12,25 در محل موزه امام علی (ع ) تهران برگزار شد .
در این نشست , به سان برنامه های پیشین , ابتدا سخنرانان مطالب خود را بیان کردند و سپس به پرسش های حاضرین پاسخ دادند.
نخستین سخنران این جلسه حجت الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان ـ رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی ـ بود که مطالب خود را با عنوان « نقش مرجعیت دینی در نهضت ملی شدن صنعت نفت » ارایه کرد.
دومین سخنرانی توسط دکتر سیدجلال الدین مدنی ـ استاد دانشگاه ـ با عنوان « آیت الله کاشانی و نهضت ملی شدن صنعت نفت » ایراد شد.
سخنرانی پایانی مراسم توسط حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان با عنوان « روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت » اجرا گردید.
پس از پایان مطالب سخنرانان , پرسش های حاضرین درباره موضوع نشست و مسایل پیرامونی آن پاسخ داده شد.
مطالب این کتاب مانند سایر کتابهای نشست های تخصصی در دو بخش تنظیم شده است .
بخش اول سخنرانی ها و پرسش ها و پاسخ ها را در خود جای داده است .
بخش دوم به مشروح مذاکرات جلسات 56 و 57 دوره هیجدهم مجلس شورای ملی اختصاص یافته است . در این جلسه آقای دکتر سیدمصطفی کاشانی ـ فرزند آیت الله ابوالقاسم کاشانی ـ نماینده این دوره از مجلس شورای ملی درباره قرارداد الحاقی که در پی کودتای 28 مرداد 1332 توسط ایالات متحده آمریکا و انگلستان به ملت ایران تحمیل شد مطالبی ارائه کرده است . این سخنرانی نشان می دهد که علیرغم پیروزی اولیه نهضت ملی شدن صنعت نفت , هنوز قدرتهای استعماری و سلطه طلب بر سر منافع نفت این کشور خیمه زده و تا روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم از این سفره بهره مند بودند. تنها پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره ) و فداکاری مردم مسلمان ایران بود که توانست نفت را به معنی واقعی کلمه از چنگال ابرقدرتها خارج ساخته و این سرمایه ی ارزشمند را برای حفظ استقلال و آزادی این سرزمین اسلامی در اختیار ملت قرار دهد.
یکی از سخنرانی های درج شده در این کتاب , سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین روح الله حسینیان است که « نقش مرجعیت دینی در نهضت ملی شدن صنعت نفت » نام دارد. متن این سخنرانی را از نظر خوانندگان می گذرانیم .
قبل از ورود به بحث , اجازه می خواهم تا با دو مقدمه اشاره ای به موقعیت مرجعیت دینی در دوره نهضت ملی شدن نفت و ماهیت این نهضت داشته باشم .
در این زمان شیعه یکی از بحرانی ترین دوران رهبری خود را می گذارند. در آستانه این دوره . شیعه یکی از بزرگترین مراجع خود را از دست داد; آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی در 13 آبان 1325 و آیت الله آقاحسین قمی در 17 بهمن همان سال . آیات ثلاث نیز در بحبوحه نهضت ملی شدن صنعت نفت دوران کهولت و واپسین لحظات عمر را می گذراندند. آیت الله محمدتقی خوانساری در شهریور 1331 و آیت الله حجت در بهمن همان سال و آیت الله سیدصدرالدین صدر در دی ماه 1332 فوت نمودند.
آیت الله بروجردی در بهمن 1323 از بروجرد به قم مهاجرت کرده و در حرکت به سوی مرجعیت واحد بود و هنوز شهرت و ثبات سال های بعد را نیافته بود.
در بسیاری از شهرها مانند شیراز , اصفهان . رشت و مشهد نیز مجتهدینی بودند که مقلدینی چند داشتند. در تهران , گرچه آیت الله کاشانی رسما " رساله عملیه نداشت , ولی به دلیل موقعیت علمی و ارجاع احتیاطات از سوی آیت الله میرزامحمدتقی شیرازی به ایشان , از مشروعیت نوعی مرجعیت برخوردار بود. متاسفانه مقام علمی آیت الله کاشانی تحت الشعاع مقام سیاسی او قرار گرفته است . او کسی بود که آیت الله آقا ضیا عراقی در اجازه نامه خود , وی را « عالم عامل و حجت الاسلام » , آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی او را « تکیه گاه علما و مجتهدین و پشتوانه ملت و دین » , آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی او را « استوانه ملت و دین و تکیه گاه مجتهدین » می دانست و پیروی از او را لازم می شمرد , آیت الله میرزامحمدتقی شیرازی او را « عمده العلما والمجتهدین و حجت الاسلام » و آیت الله سیداسماعیل صدر او را « حجت الاسلام و مجتهد زمان » خطاب کرده اند.
برای فهم و درک این نهضت , مطالعه در ماهیت آن مهم است . نهضت ملی شدن صنعت نفت , قیام ضداستعماری و ضدانگلیسی بود و به همین علت مرجعیت دینی نمی توانست نسبت به آن بی تفاوت باشد. چرا که دکترین سیاسی مرجعیت از اوایل قرن نوزدهم بر مبنای قاعده « نفی سبیل » شکل گرفته بود. مرجعیت دینی در مقابل تجاوز روسیه به ایران ایستاده بود; در ماجرای قرارداد رژی با استعمار انگلیس مبارزه کرده بود; در عراق در مقابل نیروهای اشغالگر انگلیسی جهاد مسلحانه کرده بود و مهم تر این که انگلیس را عامل اصلی مظالم رضاشاه علیه اسلام و روحانیت می دانست . به همین دلیل مرجعیت دینی نمی توانست به سلطه انگلیس بر نفت ایران بی تفاوت باشد.
شکی نیست که عوامل مختلفی در نهضت ملی شدن نفت دخیل بودند; نظام بین الملل و جنگ سرد , رقابت ابرقدرت ها در ایران و انعکاس آن در بین نخبگان ایرانی طرفدار انگلیس , شوروی و آمریکا , به ویژه در مجلس شورای ملی از این عوامل به شمار می رود. تصویب قوانین مربوط به نفت , بحث ها و مجادلات نفتی بین نمایندگان مجلس شورای ملی , تصویب قانون تحریم امتیاز نفت در 11 آذر 1323 , تصویب قانون رد مقاوله نامه نفتی دولت با شوروی در 29 مهر 1326 و طرح قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان ازجمله مباحثی بود که مردم را نسبت به حقوق از دست رفته خود در قرارداد نفتی با انگلیس حساس می کرد , اما هیچ فرد یا گروهی نتوانست مانند عالمان شیعه در بسط و گسترش اندیشه حق خواهی مردم موثر واقع شود.
آیت الله کاشانی اولین کسی بود که از آغاز دهه 20 مساله استیفای حقوق ملت و قطع دست انگلیس را از نفت ایران مطرح کرد; این درحالی بود که نخبگانی چون مصدق هنوز قرارداد نفتی را طرفینی می دانستند و فسخ یک طرفه آن را غیرقانونی می شمردند.
آیت الله کاشانی که در بند زندان انگلیسی ها بود , خطاب به آنان گفت :
« اگر زنده ماندم کاری می کنم که این ملت مسلمان یک قطره نفت به انگلیس ندهند. »
وی در خطبه های نماز عید فطر ـ 1327,5,16 ش ـ اعلام کرد « تا قطع کامل ایادی استعمار انگلیس و استیفای حقیقی و جدی حقوق ملت ایران از شرکت غاصب نفت جنوب به مبارزه خود ادامه » می دهیم . در اوایل بهمن همان سال , آیت الله کاشانی با صدور اطلاعیه ای خواستار « لغو کامل قرارداد 1312 » شد و به دلیل همین اعلامیه دستگیر و به لبنان تبعید شد . این درحالی بود که مصدق اصل قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان را پذیرفته بود و تنها بر سر بعضی از جزئیات آن بحث می کرد.
آیت الله کاشانی , پس از بازگشت پیروزمندانه از تبعید لبنان ـ خرداد 1329 ـ در پیامی که به نمایندگان مجلس داد و توسط مصدق قرائت شد , صریحا در رد قرارداد الحاقی سخن راند :
« مخالفت مردم را با هر قراردادی که مشعر بر تثبیت و تایید عقد اکراهی غیر نافذ در 1312 باشد » اعلام می نمایم .
وی در این بیانیه با طرح شعار « نفت ایران متعلق به ملت ایران است » دست رد به هر نوع سازش با انگلیس زد و تا زمان تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت , با برگزاری چندین تجمع , صدور بیانیه , انجام مصاحبه و بسیج مردم , عرصه را بر نمایندگان سازشکار مجلس شورای ملی تنگ کرد.
به دنبال طرح ملی شدن صنعت نفت توسط آیت الله کاشانی , مراجع دیگر و عالمان وقت مانند « آیت الله العظمی خوانساری » . آیت الله بهاالدین محلاتی , آیت الله شاهرودی , حجت الاسلام سیدمحمود روحانی قمی و عده ای دیگر از علما و مراجع تقلید با صدور فتاوایی ضمن تجلیل از آیت الله کاشانی نظر ایشان را در مورد ملی شدن صنعت نفت قویا مورد تایید قرار دادند » .
آیت الله محمدتقی خوانساری که از مراجع ثلاث قم بود , در فتوایی اعلام کرد :
« اگر از پیغمبر(ص ) بپرسند که یک منبع مهم و فوق العاده ثروتی « طلای سیاه » و عایدات بی پایانی که هر روز میلیون ها تومان از آن منبع خداداد , حقوق حقه این ملت را به رایگان در طبق اخلاص گذارده و تقدیم اجنبی
شود ومملکتی که از 15 میلیون , 14 میلیون آنها فاقد وسایل زندگی هستند و هر روزه دچار مخاطرات مختلفه و مبتلای به موت اصغر و اسوه استفاده نسبت به ما که دارایی و]حضرت [وبهره قابلی نبردند , چه صورت دارد ... اهتمام خود را صرف بنده کردن آزادگان می کنیم چه خواهند فرمود ... مسلط نمودن اجنبی بر نفت که مایه حیات این ملت است غیر از خفت عقل و بی علاقگی به جامعه و عدم توجه به مقررات و وظایف دینی و ضعف ادراک و عدم رعایت مصالح و مفاسد جامعه چیز دیگری نبوده ونیست . »
آیت الله خوانساری در پایان افتا خود آیت الله کاشانی را ملاک قرار داده و می گوید :
« خصوصا با این که مثل حضرت مستطاب آیت الله کاشانی دامت برکاته که مجتهدی عادل و با شهامت ودلسوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردم , با این همه جدیت ترغیب و تحریص و مردم را بیدار می کند , دیگر مجال عذری برای کسی نمی ماند. »
آیت الله محلاتی , مرجع مردم شیراز نیز در اعلامیه خود کلیه قراردادهایی را که دولت های غیرمشروع امضا کرده اند باطل اعلام کرد :
« قراردادهای تحمیلی سابق بین کشور ایران وکمپانی نفت چون علاوه بر این که به دست حکومت های جابره که شرعا و واقعا ولایتی بر اهالی مسلمانان و ملت مظلوم این کشور نداشته اند , به ضرر فاحش و بر خلاف مصلحت مسلمانان بوده , لغو و بی اثر است و اکنون هم تهیه وسایل برای کوتاه کردن دست اجانب از سو مداخله در کار مسلمین و اعاده عظمت و استقلال تمام کشور اسلامی ایران عزیز از اهم تکالیف هر مسلمانی است . »
آیت الله محلاتی در پایان اعلامیه خود در حمایت و تایید آیت الله کاشانی فرمودند :
« البته آقای آیت الله کاشانی دامت برکاته نظر به همین مقدمات معروضه ابقای معادن نفت در دست شرکت اجنبی مخالف نظرشان است و به همین دلیل که عرض شد ملی شدن آن را لازم می دانند. بنابراین همکاری و مساعدت باحضرت معظم له در این مقصود شریف و هدف حیاتی فریضه و ذمه هر مسلمانی است .
آیت الله حاج شیخ عباسعلی شاهرودی در اطلاعیه ای اعلام کرد :
« جای هیچ گونه تردیدی نیست که کوتاه کردن دست اجانب از کشور و مسلمین و ملی نمودن صنعت نفت در سراسر کشور بر هر مسلمانی لازم و واجب است . »
وی درحمایت و تاییدآیت الله کاشانی افزود :
« خصوصا که مثل حضرت الله العظمی آقای کاشانی دامت برکاته العالی در راس این نهضت مقدس بوده و تمام اوقات شریف خود را مصروف در رفع ظلم وجور و تامین آسایش مسلمین می فرمایند...بر مسلمانان لازم است از وجود محترم امثال ایشان تبعیت و قدردانی نمایند و روی موازین شرع و دین مقدس اسلام برای مسلمین در اقدام بر (ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور) جای هیچگونه شبهه و تردیدی نیست . »
از سوی دیگر , آیت الله سیدحسن چهارسوقی , از علمای پرطرفدار اصفهان , در جواب استفتای عده ای از مردم , بقای شرکت نفت را از موارد سلطه کفار بر مومنین شمرده و گفتند :
« حرمت تسلیط اجانب و کفار بر مسلمین و اموال و نفوس و اعراض و نوامیس آنها از بدیهیات و مسلمات و جای هیچ شبه و تردیدی نیست . لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا »
وی در ادامه درباره لزوم مبارزه عمومی چنین فرمودند :
« و فرقی نیست در این جهت بین دولت و ملت . همه در نفع و ضرر شرکت دارند , بلکه در دولت بیشتر لازم است جدیت و اهتمام در قطع ید اجانب و بیگانگان . »
آیت الله چهار سوقی در لزوم اطاعت از آیت الله کاشانی اضافه کرد :
« در این موضوع پیروی از حکم مطاع و فرمایش متبع حضرت آیت الله کاشانی دامت برکاته لازم است . »
آیت الله حاج شیخ باقر رسولی عالم و پیشوای مردم گیلان نیز در پاسخ استفتای عده ای از مومنان اعلام کرد :
« لزوم استرداد حقوق مغصوبه از ستمکاران ضروری و مجمع علیه جمیع دیانات و اقوام و ملل مختلفه می باشد... بنابراین پیروی و همکاری با حضرت آیت الله کاشانی مدظله و جبهه ملی ادام الله بقائهم و هر سازمانی که بر علیه ستمکاران تاسیس شده , لازم و متحتم است . »
آیت الله حاج سیدمحمود روحانی قمی از علمای بزرگ و فقهای به نام قم در فتوایی اعلام کرد :
« نفت و معادن آن ملک مسلمین و مال ایرانیان است و منافع او را اجانب می برد و چندین میلیون جمعیت از زن و بچه ایرانی دچار بدبختی و بیچارگی است که درنتیجه هموطنان ما دچار فساد اخلاق و اختلافات مسلکی که عالم بشریت را تهدید می نماید , شده اند و اگر منافع منابع این مملکت عاید ملت شود , تمام بدبختی ها و پریشانی ها مرتفع خواهد شد...
و این حکم روی موازین شرعی و از ضروریات دین است و مطابق نص آیه مبارکه , لن یجعل الله للکافرین علی المومنین , واضع و مبرهن است . »
آیت الله قمی رهبری آیت الله کاشانی را در این فتوا تایید کرده و آن را ملاک حقانیت ولزوم ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد :
« با توجه به این که مثل حضرت آیت الله آقای حاج ابوالقاسم کاشانی دام ظله که از عمر زندگانی خود اشتغال به اصلاح امور مسلمین و خیرخواهی مردم و مبارزه با دشمنان دین و دنیای مسلمین بوده اند و در مقام دفاع از حقوق حقه ایرانیان از هیچ گونه فداکاری ومبارزه دریغ ننموده اند وبا اطلاع کاملی که از سیاست دارند و در راس این نهضت مقدس قرار گرفته اند وبا کمال جدیت , امر و قیام می فرمایند. بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور , راهی برای شبهه باقی نماند. بنابراین بر تمام مسلمین و هموطنان عزیز حتم و لازم است که نهایت سعی و کوشش را مبذول دارند تا گریبان خود را از چنگال جابرانه اجانب خلاص وسعادت را نصیب خود نمایند. »
همچنین آیت الله حاج شیخ محمدرضا کلباسی از علمای بزرگ مشهد نیز در پاسخ به استفتایی در مورد ملی شدن نفت نوشت :
« ...طلب حق و گرفتن آن از وظایف اولیه هر مسلمانی است ... تردیدی ندارم که معادن نفت ایران حق اولیه ایرانیان است ... اعتراف می کنم که زبونی و سستی خودمان باعث شده که این ثروت هنگفت ملی سال ها به رایگان در اختیار دیگران باشد و غاصبانه حق مشروع ما را تاراج نمایند...
امروز بر فرد فرد مسلمانان لازم است که از موقعیت استفاده و نسبت به استیفای حقوق حقه خود از شرکت نفت و ملی شدن آن مجاهدت و مساعی جمیله حضرت آیت الله کاشانی را پشتیبانی نمایند. »
همچنین حجج اسلام حاج سیدحسین خادمی و حاج شیخ مرتضی مدرسی اردکانی از اصفهان و حاج سیدمصطفی سیدالعراقین و آیت الله حاج شیخ مهدی نجفی نیز در حمایت از ملی شدن نفت اعلامیه هایی صادر کردند.
آیت الله فقیه سبزواری از علمای مشهد نیز فتوایی دایر بر لزوم خلع ید از شرکت نفت صادر کرد.
علما , رهبری آیت الله کاشانی را در جنبش ملی کردن صنعت نفت پذیرفته و از مردم می خواستند که از وی پیروی کنند. بدیهی است که این عالمان که هرکدام در حوزه خود دارای نفوذ و صاحب فتوا بوده اند , تاثیر بسیاری در بسیج عمومی و مردمی کردن مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت داشته اند.
موضوعی که در این قسمت مهم است نقش آیت الله بروجردی است . سوال این است که چرا آیت الله بروجردی که بزرگترین مرجع زمان بود , موضع فعالی نگرفت . برخی آیت الله بروجردی را ماهیتا یک مرجع غیرسیاسی می دانند و معتقدند به همین دلیل نیز ایشان در نهضت ملی شدن صنعت نفت موضع گیری نکرد. اما این پاسخ قانع کننده نیست , اولا آیت الله بروجردی ماهیتا یک شخصیت سیاسی بود. ثانیا وی از شاگردان برجسته آخوند خراسانی و شیخ الشریعه اصفهانی به حساب می آمد که هر دو مراجع مبارز و سیاسی بودند. نکته سوم این که آیت الله بروجردی از قیام حاج شیخ نورالله اصفهانی و مهاجرت علما به قم ـ1306 ـ حمایت کرد که به دستگیری و بازداشت صدروزه وی انجامید. نکته چهارم این که آیت الله بروجردی معتقد به ولایت فقیه بود و در درس فقه خود همیشه از ابعاد سیاسی احکام اسلامی دفاع می کرد . پنجم , در 1322 ش است که وی از خواسته های آیت الله قمی دفاع کرد و دولت را به کشاندن عشایر مسلح به تهران تهدید کرد. آخرکلام این که آیت الله بروجردی رسما از مبارزات مردم فلسطین حمایت می کرد و در مقابل بعضی از اقدامات رژیم پهلوی موضع گیری می کرد.
با این حال آیت الله بروجردی معتقد بود که یک نهضت اسلامی به دو نیروی اصلی نیاز دارد : مردم و کادر رهبری . وی معتقد بود جامعه اسلامی در حال حاضر فاقد کادر رهبری است و به همین دلیل نیز تمام همت خود را صرف بازسازی حوزه علمیه قم کرد.
نکته دیگر این که آیت الله بروجردی شاهد تجربه مشروطیت بود. وی دیده بود که چگونه این نهضت با تلاش عالمان وقت و رهبری استادش ـ آخوند خراسانی ـ به بار نشست , اما در اولین فرصت , متجدان غیرمذهبی , روحانیت را کنار زده و مشروطه را به انحراف کشاندند. آیت الله بروجردی جبهه ملی و مصدق را باور نداشت و تا آخر نیز بر همین ناباوری ماند. به همین دلیل به نهضتی که در یک سوی آن جبهه ملی و مصدق ایستاده بودند , با احتیاط می نگریست .
موضع گیری های آیت الله بروجردی در قبال آیت الله کاشانی , قبل و بعد از اتحاد با مصدق , می تواند شاهدی بر این مدعا باشد.
در خرداد 1327 , آیت الله کاشانی تظاهراتی علیه نخست وزیری هژبر ساماندهی کرد که به درگیری و کشته و زخمی شدن عده ای از مردم متدین انجامید. آیت الله بروجردی در اعلامیه ای از آیت الله کاشانی حمایت کرده و وی را فردی که « جز صلاح جامعه و ملت و دفع ظلم و ستم نهضت دینی نموده اند و جز در مقام مبارزه با استبداد و دیکتاتوری » نیست , معرفی کرد.
پس از جدایی آیت الله کاشانی از جبهه ملی نیز , آیت الله بروجردی وی را مورد حمایت مالی قرار داده و از وی با احترام یاد می کرد.
با این همه نباید فراموش کنیم که آیت الله بروجردی هیچگاه نهضت ملی شدن نفت را نفی نکرد , بلکه به روایت آیت الله سلطانی , ایشان می فرمود :
« روحانیت به هیچ وجه نباید با این حرکت مخالفت کند اگر با این حرکت مردمی مخالفت کند و این حرکت ناکام بماند در تاریخ ایران ضبط می شود که روحانیت سبب این کار شد. لذا به آقای بهبهانی و علمای تهران نوشتم که مخالفت نکند. »