تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۵۲۰۰۳

سیروس گلاب
آلمان تا قبل از آنکه به دام انگلیسی ها گرفتار شود تنها کشور خوشنام در بین کشورهای بزرگ اروپا بود. دید مثبت ایرانی ها به آلمان تا آن اندازه بود که مردم مهربان ایران مشارکت آلمانی ها در تجهیز ارتش صدام به سلاح های شیمیایی که هنوز نیز از مردم ایران قربانی می گیرد , را دلیلی بر نامهربانی آلمانی ها دانسته ولی با بزرگواری کمتر به روی آنها می آوردند.
آنچه موجب این دید مثبت نسبت به آلمان شده بود , سابقه محدود ضدیت با ایران در دولت آلمان و نیز سابقه این کشور در توسعه صنعت و اجرای طرح های زیربنایی مانند راه آهن در ایران توسط مهندسین آلمانی بود.
بسیاری از مهندسین , روزنامه نگاران و مورخین ایرانی در آثار و اظهارات خود با تاسف به بقایای زنگ زده تاسیسات اولین ذوب آهن ایران در کرج اشاره و به نقش انگلیس در جلوگیری از توسعه صنعت ذوب آهن در ایران اشاره کرده اند. بنا به شواهد تاریخی محصولاتی که دولت آلمان برای تکمیل ذوب آهن کرج بار کشتی کرده بود , توسط انگلیس به سرقت رفت . آلمانی ها در پاسخ به دولت ایران اظهار می داشتند کشتی حامل تجهیزات بدست نیروی دریایی انگلیس افتاده و در مقابل دولت انگلیس اظهار می داشت کشتی مذکور غرق شده است . با توجه به این واقعیت تاریخی که اساسا امپراتوری بریتانیا از راهزنی دریایی و غارت کشتی های تجاری اسپانیایی در اقیانوس اطلس شروع شد , می توان بقیه ماجرا را دریافت .
به هر حال با آنکه اساسا مسئولیت تکمیل طرح برعهده آلمانی ها بود و تغییر حکومت آلمان نیز نمی توانست در این مسئله تغییری دهد , حتی عقیم شدن این آرزوی ملی نیز نتوانست ضربه ای به اعتبار آلمان در ایران وارد نماید.
چنین اعتباری مورد رشک و حسد سایر کشورها بخصوص انگلیسی ها که پرونده سیاهی از اعمال ضدایرانی در کارنامه خود دارند بود. در شرایطی که جلب نظر افکار عمومی به صورت یکی از اهداف سیاست خارجی آمریکا درآمده و حتی یکی از معاونین وزارتخارجه این کشور مسئول مستقیم اجرای طرح هایی است که اعتبار آمریکا نزد ملت های جهان را افزایش دهد و در شرایطی که وزارتخارجه انگلیس سالهاست که تلاش می کند سابقه برده داری و استعمارگری خود را به عنوان موضوعی تاریخی و مربوط به گذشته جلوه دهد , بی توجهی سیاستمداران آلمانی به این مسئله حیرت آور است و هیچ دلیل منطقی را نمی توان برای آن یافت .
حضور آلمان در جمع انگلیس و فرانسه در مذاکرات هسته ای با توجه به سابقه ای که مردم ایران از آلمانی ها داشتند , مغتنم شمرده می شد اما با اظهارات و مواضع عجیب و غریبی که چندی است از دولتمردان آلمان دیده شده اکنون مشخص شده , سیاستمداران آلمانی نه تنها نتوانستند از توطئه مشترک نومحافظه کاران آمریکا , صهیونیست ها , و انگلیسی ها , علیه منافع ملی ایران جلوگیری کنند بلکه اعتباری را که از یک قرن پیش نزد مردم ایران داشتند طی چند ماه به باد دادند و همه اینها بخاطر ناتوانی دولتمردان آلمان در دیدن دامی بود که در لندن و با مشارکت ماجراجویان نومحافظه کار آمریکایی بافته شده بود.
اگر کسی در ناتوانی آلمانی ها و ضربه ای که در این خصوص بر وجهه و اعتبار آلمان در ایران وارد آمد و این کشور را از شریک معتبر ایران به صورت همدست ماجراجویان آمریکایی و دسیسه گران ساکن لندن درآورد شکی داشته باشد می تواند به اظهارات ضدایرانی چند ماه اخیر سیاستمداران آلمانی در مورد ایران نگاه کند. جدیدترین این اظهارات مربوط به خانم مرکل در سفر به تل آویو است . وی در این سفر با انتقاد از ایران اعلام کرد تهدیدات ایران نه تنها دولت یهود بلکه تمام جهان دموکراتیک را فراگرفته است .
اینکه ایران چه تهدیدی را متوجه آلمان یا جهان دموکراتیک نموده سئوالی است که پاسخ آن را خانم مرکل نیز نمی داند. آنچه خانم مرکل در پی آن است این است که نامهربانی آمریکا نسبت به آلمان را که در مورد مخالفت « شرودر » با حمله به عراق بوجود آورد رفع کند و برای اینکار به تکرار سخنان مهمل و بی اساس محور نوالستعماری « واشنگتن , تل آویو , و لندن » پرداخته است .
آینده نه چندان دور نشان خواهد داد آلمانی ها وجهه تقریبا متعادل خود را در ایران برای همیشه از دست دادند. اما از سوی دیگر این خوش خدمتی حداقل از جانب تل آویو و لندن پاسخی به غیر از تشویق « اتحاد سنتی صهیونیسم و انگلیس علیه آلمان » برای وارد کردن ضربه بزرگتری بر منافع آلمان ـ بخصوص در اروپا ـ نخواهد داشت . چه رسد به آنکه آلمان بتواند از قبل این خوش خدمتی , خود را از یوغ کنترل سیاسی آنگلوساکسونهای لندن و واشنگتن رها کند.