بسماللهالرحمنالرحیم
اقدام جنایتکارانه تخریب حرم دو تن از امامان شیعه در شهر سامرا و هتک حرمت مقدسات شیعیان , بحران عراق را وارد مرحله تازه ای کرده است . این رخداد درعین حال که جهان تشیع را به خشم و انزجار واداشته , تحولات داخلی عراق را نیز به شرایط بسیار حساس و در عین حال خطرناکی نزدیک ساخته است .
تردید نباید کرد که اقدام جنایتکارانه اخیر فراتر از یک عقده گشایی فرقه ای است و عقبه عوامل مجری این توطئه را نیز نباید به چند عنصر فرقه گرا و متعصب محدود ساخت .
در وهله نخست هدف این توطئه , بدون شک ایجاد جنگ داخلی در عراق است تا عوامل دخیل در آن در سایه این جنگ مذهبی , برنامه های خود را پیاده کنند.
باتامل و نگرشی دقیق تر و عمیق تر به انگیزه های این اقدام شیطانی , می توان به ماهیت عوامل پشت پرده آن پی برد. تردیدی نیست که توطئه اخیر را عناصر و جریانهایی ترتیب داده اند که از شرایط موجود در صحنه عراق و روند امور سیاسی رضایت ندارند و در تلاش برای انحراف مسیر تحولات هستند. در معرفی عوامل توطئه مذکور , آنچه مسلم است اینست که دو جریان از روند جاری سیاسی در عراق ناخشنود و عصبانی هستند. نخست اشغالگران که در روزهای اخیر , با موضع گیری ها و اقدامات خود این نارضایتی را بروز داده اند و دوم گروهها و جناح های تحت الحمایه اشغالگران و درعین حال اقلیت عراقی که به حق قانونی خود قانع نیستند و زیاده خواهی می کنند.
اشغالگران به دلیل اینکه روند امور را مطابق پیش بینی های خود نمی بینند و از اینکه مشاهده می کنند برخلاف انتظار آنها , دولت جدید عراق با شرکت گروههایی شکل می گیرد که مورد نظر و میل آنها نیست , علنا به مقابله با این روند برخاسته اند. درخواست اشغالگران مبنی بر اینکه شیعیان باید از اصرار برای تشکیل دولت با ماهیت شیعی دست بکشند دقیقا در همین چارچوب قرار دارد. اشغالگران غربی طی چند روز اخیر , به طور گستاخانه از شیعیان خواسته اند پنج وزیر وزارتخانه های حیاتی عراق از جمله وزارت دفاع , کشور و نفت را با نظر و تایید آنها تعیین کنند. اشغالگران به این درخواست نیز بسنده نکرده و ائتلاف شیعه را به استفاده از « وتو » , درصورت عدم پذیرش شروط خود تهدید کرده اند.
در همین چارچوب , زلمای خلیل زاد , سفیر آمریکا در بغداد , هفته گذشته هشدار داد کشورش در مقابل تلاش هایی که در حاکمیت عراق برای تشکیل دولت براساس « قوم گرایی » صورت می گیرد سکوت نخواهد کردو در مقابل آن خواهد ایستاد. البته اشاره وی به « قوم گرایی » تشکیل دولت شیعی در عراق است .
این یک تهدید و باج خواهی آشکار است که درعین حال که پوچی ادعای بی طرفی اشغالگران در زمینه سیاست گذاری توسط عراقی ها و احترام به استقلال رای ملت عراق را آشکار می سازد , خشم و نارضایتی آمریکا و انگلیس را نیز از روند امور سیاسی عراق و انتقال قدرت اداره کشور به دست اکثریت شیعه را نشان می دهد.
این موضع گیری , همچنین نشانه ای از سرخوردگی و درماندگی آمریکا در قبال تحولات سیاسی عراق است که این کشور را وادار ساخته است آشکارا به سیاست تهدید روی بیاورد.
با توجه به این واقعیات , جنایت انفجار در اماکن مقدس شیعیان در سامرا را باید در چارچوب سیاست اشغالگران در تلاش برای جلوگیری از استقرار حاکمیت شیعیان دانست . در این میان گروههای اقلیت زیاده خواه عراقی که با موضع گیری ها و عملکرد خود در سه سال اخیر , نشان داده اند که برای رسیدن به اهداف خود از هیچ اقدامی فروگذار نیستند , در مقابله با قدرت یابی شیعیان , همسویی کامل خود را با اشغالگران به اثبات رسانده اند.
این گروهها که مدت چندین دهه بر ارکان سیاسی , اقتصادی و نظامی عراق سلطه داشته اکنون نیز نمی خواهند به واقعیت جامعه عراق تن دهند و به حقوق تعیین شده خود در قانون قانع باشند.
انتخابات مجلس عراق که طی آن شیعیان به پیروزی چشمگیر و غیرمنتظره ای دست یافتند ضربه شدیدی به گروههای مذکور وارد ساخت . این گروهها که حتی نتوانستند به نتایج پیش بینی شده خود دست یابند , از همان هنگام با توسل به دستاویزهایی همچون وجود تقلب در انتخابات برای برهم زدن بازی دست به کار شدند.
اگرچه بر اثر این اقدامات و تحرکات , 10 کرسی از شیعیان در فهرست نتیجه نهایی کاسته شد ولی هرگز این نتیجه ای نبود که گروههای مذکور به دنبال آن بودند. به همین جهت , گروههای مذکور با خط دهی اشغالگران , تشکیل دولت « توافقی » را به میان کشیدند که براساس آن , دولت نه برمبنای اکثریت بلکه براساس حضور مساوی همه گروهها تشکیل بشود. با اینکه براساس معیار دمکراسی مورد نظر اشغالگران , این یک خواسته غیرمنطقی و غیرقانونی بود ولی با حمایت اشغالگران نیز مواجه شد. با تکیه برهمین حمایت ها , جناح های اقلیت , شیعیان را تهدید نمودند اگر به خواسته آنها گردن ننهند ناامنی در عراق تشدید خواهد شد.
این تهدید و باج خواهی نیز نتوانست نتایج دلخواه را برای جریان مذکور و تحت الحمایه اشغالگران فراهم سازد.
با در نظر گرفتن این تحولات , حادثه سامرا را نیز باید در راستای همان اهداف مورد ارزیابی قرار داد. اکنون در سایه این توطئه شوم , هم اشغالگران و هم گروههای اقلیت تحت حمایت آنها به ایجاد یک بحران داخلی و جنگ فرقه ای در عراق چشم دوخته اند تا به اهدافی که از طریق توطئه های قبلی دست نیافته اند , نایل شوند. مردم عراق نیز به روشنی و درستی به ماهیت توطئه اخیر پی برده و در تظاهرات اعتراض آمیز خود , ضمن ابراز انزجار از عناصر فرومایه عامل جنایت سامرا , اشغالگران را به دست داشتن در حادثه مذکور متهم ساخته و خواستار اخراج آنها شده اند.
با اینحال , شرایط در عراق اکنون به نقطه حساسی رسیده است . این شرایط , طبعا نقش و رسالت رهبران جامعه عراق را بسیار سنگین می سازد. این رهبران در عین اینکه لازم است با درایت و تدبیر , عراق را از افتادن در دام خطرناک جنگ داخلی و رویارویی شیعه و سنی که خواست دراز مدت اشغالگران سلطه گر و صهیونیستها می باشد , حفظ کنند , درعین حال باید برای اخراج اشغالگران , به عنوان ماده اصلی فتنه در عراق تلاش نمایند.