تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۵۲۱۱۴
در گفت‌وگو با ولی‌رضا نصر تحلیلگر مسائل خاورمیانه مطرح شد
کیوان مهرگان مقدمه: مرزهای خاورمیانه مرزهای ناآرامی است. درون مرزهای جغرافیایی هم اوضاع تفاوت چندانی با آنچه در مرزها در حال وقوع است، ندارد. از یک طرف قدرت‌های عربی با رویش یک دولت ائتلافی که شیعیان در آن اکثریت را دارند مواجه شده‌اند و از طرف دیگر سیاست‌های دولت ایران تمام سیاست‌های غرب را به چالش کشیده است. آن‌سوتر حزب‌الله که یک جنبش چریکی ـ سیاسی متعلق به شیعیان لبنان است برای نخستین‌بار در برابر حمله اسرائیل ایستادگی کرد، این سه مساله دست به دست هم داده تا خاورمیانه‌یی تازه در حال رخ نمایاندن باشد. دکتر ولی‌رضا نصر از نخبگان ایرانی آمریکا، نویسنده کتاب جنجال‌برانگیز نوزایی شیعه و استاد روابط بین‌الملل دانشکده عالی فلتچر در دانشگاه تافتس در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار اعتماد به بررسی جایگاه ایران در کوران حوادث خاورمیانه پرداخته است. این گفت‌وگو را در ادامه با هم می‌خوانیم:

 * ایران به عنوان یکی از کشورهای منطقه خاورمیانه از نقش غیرقابل‌ انکاری در تحولات این منطقه از جهان برخوردار است. از نظر شما ویژگی‌های مهم این نقش حساس ایران کدام است؟

** بی‌شک در چند سال اخیر و بعد از سقوط طالبان در افغانستان و سقوط صدام در عراق، نقش ایران در منطقه خاورمیانه خیلی پر رنگ شده است. دامنه نفوذ ایران از تحولات لبنان تا مناطق اشغال شده فلسطین و خلیج‌فارس به خوبی قابل لمس است. همزمان با افزایش نفوذ ایران در تحولات منطقه، مقاومت حکومت‌های عرب به این اعمال نفوذ ایران از یک سو و نگرانی آمریکا درباره قدرتمند شدن ایران هم از سوی دیگر بیشتر شده است. بنابر این چگونگی تداوم ابقای نقش ایران در آینده تحولات منطقه خاورمیانه بستگی به این دارد که حکومت ایران چگونه با مقاومت کشورهای عرب و مقاومت آمریکا مواجه شود.

* ایران چگونه می‌تواند  با این دو گونه مقاومت مواجه شود؟

** به نظر من ایران باید از طریق مذاکرات مسالمت‌آمیز با کشورهای منطقه به شرایطی برسد که آنان این شرایط جدید منطقه را بپذیرند.

* ایران با توجه به تحولات داخلی و نیز شعارهایی که در سیاست خارجی درباره کشورهای همجوار و همسایه بیان می‌کند، آیا قادر خواهد بود که مذاکرات سازنده‌یی را برای به وجود آوردن این شرایط فراهم کند؟

** شما دقت کنید که بیشتر کشورهای منطقه به ساختار داخلی ایران توجهی ندارند و همه توجه این کشورها معطوف به سیاست خارجی ایران و نقش حکومت ایران در منطقه و جهان عرب است. شما اگر به مطبوعات یا مباحث روشنفکران عرب و پاکستان و افغانستان نگاه کنید مناظره یا بحثی درباره سیاست داخلی ایران مشاهده نمی‌شود. مضافاً اینکه تحولات داخلی ایران به سمت و سویی نیست که کشورهای عربی را تشویق به الگوبرداری کند.

* با این اوصاف ایران چه کارهایی را باید در دستور کار قرار دهد؟

** ایران به عنوان یک کشور مهم در منطقه از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با دو موضوع بنیادین و اساسی مواجه است. موضوع اول مربوط به تحولات داخلی ایران بعد از خروج اصلاح‌طلبان از حکومت و تحولاتی است که به تبع این خروج در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در حال وقوع است. ایران ناگزیر است برای عبور از این مرحله به یک ثبات اقتصادی و سیاسی که توأم با توسعه این حوزه‌هاست دست یابد. از این مرحله مهم‌تر افزایش مناقشه بین ایران و آمریکاست. واقعیت این است که ایران اکنون در یک مرحله تاریخی قرار گرفته است که سیاست خارجی ایران اولویت بیشتری نسبت به تحولات داخلی‌اش پیدا کرده است.

* چرا تحولات خارجی مهم‌تر از تحولات داخلی شده است؟

** به خاطر اینکه در دهه گذشته که اصلاح‌طلبان  روی کار بودند تحولات داخلی ایران بیشتر مورد توجه بود. چون سیاست خارجی دارای ثبات بود و همین می‌توانست موضع سیاسی ایران را عوض کند اما در شرایط کنونی این شرایط کاملاً برعکس شده است و این روزها تحولات داخلی ایران برای همجواران ایران و اروپا و آمریکا  اصلاً مورد توجه نیست. بنابر این سیاست خارجی جمهوری‌اسلامی است که تعیین‌کننده سرنوشت ایران در منطقه خواهد بود. بنابر این اگر ایران به دنبال حفظ، تثبیت و یا گسترش موقعیت کنونی‌اش در خاورمیانه است باید سیاست خارجی‌اش را متناسب با این توان و آن مقاومت‌هایی که وجود دارد طراحی کند.

* اینکه اعراب و آمریکا در کنار هم قرار گرفتند ناشی از سیاست‌های جمهوری‌اسلامی است؟

** الزاماً جمهوری‌اسلامی باعث این کنار هم قرار گرفتن نیست. تحولات منطقه در این مساله بیشتر از همه نقش داشته است.

* کدام تحولات؟

** واقعیت این است که توازن قدرت منطقه خاورمیانه بین ایران و سایر کشورهای عربی با سقوط صدام کاملاً به هم ریخت.

* و سقوط صدام باعث افزایش نفوذ ایران در منطقه شد؟

** دقیقاً، به هم خوردن توازن منطقه‌ی، دری را باز کرد که منجر به افزایش نفوذ ایران در منطقه خلیج‌فارس شد. سقوط صدام این فضا را برای ایران فراهم کرد که اعاده قدرت کند و طبیعی است که هر زمانی در نظام بین‌المللی کشوری اعاده قدرت بیشتری کند با مخالفت دولت‌هایی که قدرت از دست داده‌اند روبه‌ر‌و می‌شود.

* پس جنس نگرانی آمریکا  و اعراب باهم متفاوت است؟

** در هر صورت سه جبهه در برابر قدرت ایران در منطقه صف کشیده‌اند که جنس مقاومت آنها باهم فرق دارد. آمریکا، اسرائیل و اعراب هر کدام از زاویه دید و منافع خود سعی در مهار توان نفوذ ایران دارند.

* آیا جنس و ماهیت اعراب به حدی است که آنان به همکاری علیه ایران در کنار غرب و اسرائیل روی بیاورند یا واکنش آنها به افزایش نفوذ ایران بر آمده از یک رفتار طبیعی است که در فرآیند تحولات فروکش خواهد کرد؟

** قضاوت درباره اینکه اعراب به این نتیجه رسیده‌اند که در کنار آمریکا و اسرائیل رفتار مشترک علیه ایران داشته باشند، هنوز زود است. این مساله بستگی به سیاست خارجی که جمهوری‌اسلامی ایران در قبال کشورهای همجوارش اتخاذ می‌کند، دارد. علاوه براین مدیریت مناقشه ایران و آمریکا را هم نباید نادیده گرفت. این مساله هم می‌تواند بر آن چه شما در پرسش خودتان به آن اشاره کردید مهم باشد.

* در این شرایط می‌توان درباره سیاست خارجی جمهوری‌اسلامی قضاوت کرد؟

** آن چه قابل بیان است، این است که حادثه استعفای آقای لاریجانی بدون شک تاثیر مضاعفی بر تفکیک کردن حکومت‌هایی که مقابل ایران صف‌آرایی کرده‌اند و در حال تشکیل یک جبهه هستند، خواهد داشت.

* شما علت افزایش نفوذ ایران در منطقه را به هم خوردن توازن منطقه‌یی بین اعراب و ایران ارزیابی کردید. از طرف دیگر به این نکته هم اشاره کردید که اعراب بدون اینکه انگیزه مشترکی با آمریکا  داشته باشند در کنار این قدرت قرار گرفته‌اند. با این حال این پرسش هنوز بی پاسخ است که علت افزایش نفوذ ایران یک مساله ایجابی یعنی ناشی از قدرت ایران است یا یک مساله سلبی که نشان‌دهنده ضعف آنهاست. از نظر شما کدام یک در اولویت قرار می‌گیرد؟

** این مساله خودش مورد بحث است. گروهی بر این باورند که گستره نفوذ ایران جنبه مجازی دارد و نتیجه سقوط عراق برای کوتاه‌مدت این امکان را فراهم آورد. در حالی که ایران از نظر اقتصادی از چنان قدرتی برخوردار نیست. در مقابل گروهی بر این باورند که اعمال قدرت ایران در منطقه یک واقعیت است اما پرسشی که در برابر این واقعیت می‌گذارند تداوم این قدرت است. این گروه تداوم یا عدم تداوم قدرت را در گرو سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌کنند. این گروه مساله شان این است که آیا ایران می‌تواند این شرایط را دائمی کند؟ یعنی می‌تواند کماکان موضع خودش را در عراق و افغانستان حفظ کند و آیا می‌تواند به توازن قدرت جدید در خلیج فارس شکل دائمی ببخشد؟

* و آیا می‌تواند  به چنین کاری مبادرت کند؟

** بله، در صورتی که از رویارویی نظامی با آمریکا  پرهیز کند. چون اگر غیر از این انجام دهد در واقع جبهه نا مطمئن را مطمئن کرده است که با دلایل گوناگون علیه ایران کنار هم قرار بگیرند. اگر بین ایران و آمریکا  یک رابطه متعادل وجود داشت بیشترین کمک آن به وضع کنونی ایران بود. در صورتی که شرایط فعلی باعث شده همه آنها مشکلات فیمابین خودشان را کنار بگذارند، مسائل داخلی‌شان را کنار بگذارند و جبهه متحد علیه ایران را محکم‌تر کنند.

* چرا اعراب از قدرتمند شدن ایران می‌هراسند؟

** دلیل آن کاملاً روشن است. قدرتمند شدن ایران یعنی ضعیف شدن آنها. مساله قدرت ارتباط اصلی با ضمیر قدرت دارد. شما نگاه کنید حتی در اروپا با اینکه کشورها ظاهراً روابط مسالمت‌آمیزی دارند اما نسبت به قدرتمند شدن دو کشور آلمان و انگلیس مقاومت وجود دارد. حتی سیاست حمایت از جامعه اروپا به خاطر جلوگیری از قدرتمند شدن آلمان است. برای همین است که هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنید که نظر مساعدی نسبت به تضعیف خودش و قدرتمند شدن همسایه داشته باشد. بنابر این احساسی که اعراب نسبت به ایران دارند و ضعفی که در برابر ایران احساس می‌کنند با دو جمله از طرف رئیس‌جمهور عوض نخواهد شد. رئیس‌جمهور ایران امروز نه فردا عوض می‌شود  اما این قدرت ایران است که همیشه باقی می‌ماند و رئیس‌جمهور بعدی ممکن است این قدرت را به صورت دیگری دنبال کند. ریشه ترسی که کشورهای خلیج‌فارس از ایران دارند بر می‌گردد به دو مساله: نخست به زمان پهلوی و پس گرفتن سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک و دوم و مهمتر از همه نقشی که در دهه‌های 1980و 1990 در خلیج فارس بازی کرد. بنابر این نمی‌توان از یک طرف شعار عادی شدن روابط را سر داد و از طرف دیگر از بازگشت به سیاست‌های 1980 و حمایت از نهضت‌های انقلابی سخن گفت. همین باعث رعب کشورهای همجوار ایران خواهد شد.

* برخی تحلیلگران در ایران معتقدند که انرژی هسته‌یی برای آمریکا  یک دستاویز مناسب است تا برنامه‌های خود را برای تغییر حکومت در ایران دنبال کند و ایران بدون انرژی هسته‌یی هم از نظر آمریکا  خطرناک است. آیا شما این تحلیل را قبول دارید؟

** صرف‌نظر از قبول داشتن یا نداشتن این تحلیل و درست بودن یا نادرست بودن آن روندی که بین دو کشور شروع شده است کمک می‌کند به کسانی که در درون حکومت آمریکا معتقدند مذاکره و گفت‌وگو با ایران اتلاف وقت است و باید با دولت ایران از موضع زور مواجه شد و این واقعیتی است که نباید آن را نادیده گرفت.

* آقای دکتر نصر به نظر شما به هم خوردن توازن منطقه‌یی تا چه زمانی می‌تواند تداوم داشته باشد؟

** زمان دقیقی نمی‌توان برای پایان آن تعیین کرد. مسائل در خاورمیانه ناتمام باقی‌مانده است که بر پایان این ناتوازنی منطقه تاثیرگذار است. در لبنان نزاع بین حزب‌الله، شیعیان از یک سو و حکومت و هواداران مسیحی‌اش از سوی دیگر در جریان است و انتهای این رقابت را هنوز نمی‌دانیم. سرنوشت عراق هنوز نامعلوم و در ‌هاله‌یی از ابهام است که فدرال خواهد شد، جمهوری می‌ماند یا اتفاق دیگری برای آن خواهد افتاد. از طرف دیگر پایان مناقشه اعراب و ایران و آمریکا  هنوز معلوم نیست. یعنی هنوز نمی‌توان شکل نهایی توازن قدرت در خاورمیانه پس از جنگ عراق را مشخص کرد و تا زمانی که نزاع‌ها حل و فصل نشود ما شاهد کش و قوس بسیار بر سر اینکه کدام قدرت در کدام کشور باید در حد منطقه‌یی مهمتر باشد، هستیم. اکنون وسط یک تحول عظیم قدرت در منطقه هستیم و امیدواریم بدون جنگ و اغتشاش این توازن قدرت را در منطقه ببینیم.

* در صورتی که در خاورمیانه جنگ دیگری پیش بیاید، تحولات منطقه به کدام سو خواهد رفت؟

** برخورد نظامی درها را باز می‌کند بر روی مسایل دیگری که در حال حاضر اصلاً مطرح نیستند. یکی از پیامدهای آن این خواهد بود که سیاست در منطقه می‌تواند افراطی‌تر از الانی که وجود دارد بشود، هم در بین شیعیان، هم در بین اهل سنت، هم در بین اعراب و هم در بین ایرانیان و واضح است که این اتفاق نه به نفع اعراب خواهد بود و نه به نفع ایران و بدتر از همه در شرایط درگیری نظامی آن چه بیش از همه آسیب می‌بیند دموکراسی، جامعه مدنی و مباحث مربوط به آزادی است که این مساله در ایران طرفداران زیادی دارد. افراطی شدن سیاست در خاورمیانه کمکی به ثبات اقتصادی و سیاسی نخواهد کرد.

* اعراب و ایران که اصطکاک کمتری نسبت به دیگر اضلاع این منازعه دارند برای پیشگیری از این برخورد چه سیاستی را می‌توانند در دستور کار قرار دهند؟

** مساله اساسی خاورمیانه، ایران و آمریکاست و دولت‌های منطقه نقش ثانوی دارند. بنابر این سیاست‌ها باید روی این باشد که آیا می‌توان فضایی ایجاد کرد که از منازعه بین این دو جلوگیری کند یا خیر.

* بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که بالاگرفتن تنازع بین عراقی‌ها به خاطر لشکرکشی آمریکا به منطقه بوده است. آیا با این نظر موافقید؟

** به نظر من لشکرکشی آمریکا به عراق و سقوط صدام باعث شد که در این نزاع‌ها باز شود. این اختلاف از نظر نظامی، سیاسی و مذهبی قدمتی بیشتر از آمریکا  و لشکرکشی آن به منطقه دارد.

* آیا آمریکا به تشدید این تنازعات کمک نمی‌کند؟

** مساله را از زاویه دیگری ببینید. برای نخستین بار در طول تاریخ این منطقه، کشور شیعه عرب تشکیل شده است. عراق یک کشور عرب است که یکی از دو یا سه کشور مهم عربی محسوب می‌شود. این کشور به واسطه دخالت آمریکا حکومتش از دست سنی‌ها به دست شیعیان افتاده است و همین مساله به قدرتمند شدن شیعیان و تضعیف شدن نظام سنی‌گرای عرب که از 1950 به بعد در خاورمیانه سلطه داشته، کمک زیادی کرده است. مساله اینجاست که سقوط صدام توازن قدرت بین اعراب و ایران و شیعیان و سنی‌ها را به هم زده است. شما واکنش اعراب به مقاومت حزب‌الله را نگاه کنید. از واکنش آنها متوجه خواهید شد که سلسله اتفاقاتی که رخ داده توازن قدرت را از گذشته تا به امروز تغییر داده و همین است که باعث واکنش می‌شود.

   بی‌شک اگر حکومت صدام سقوط نکرده بود مساله به این صورت مطرح نمی‌شد، البته ممکن است دو دهه دیگر بروز می‌کرد. فراموش نکنید در طول تاریخ مدرن جهان عرب، کشور شیعه عرب وجود نداشته است و همین مساله است که بازتاب زیادی دارد.

* درباره نزاع ایران و آمریکا  هم بسیاری سماجت جمهوری اسلامی بر مخالفت با آمریکا را پیامد محور شرارت قرار دادن ایران بعد از همکاری این کشور با آمریکا در افغانستان می‌دانند، این طور نیست؟

** با نظر شما کاملاً موافقم و معتقدم در برخی شرایط ممکن است از این اتفاقات بیفتد. زمانی که آمریکا  آماده مذاکره بود، ایران حاضر نشد و زمانی که ایران برای مذاکره اعلام آمادگی کرد آمریکا حاضر نشد.

* آقای پوتین اواخر مهر ماه مهمان تهران بود. بعد از بازگشت از تهران مواضع حمایت‌آمیزی از تهران اتخاذ کرد. فکر می‌کنید روسیه می‌تواند از برنامه‌های آمریکا  در خلیج‌فارس جلوگیری کند؟

** آمریکا  و روسیه مسائل فیمابین زیاد دارند. روسیه از اعمال نفوذ آمریکا  در اوکراین راضی نیست یا نسبت به ایجاد سپر موشکی در اروپای شرقی اعتراض دارد اما فراموش نکنید روسیه و آمریکا  ممکن است در یک مقطع زمانی باهم کنار بیایند و در آن شرایط موضع روسیه در برابر ایران عوض خواهد شد. تنها کمک روسیه به ایران در سازمان ملل است که می‌تواند قطعنامه دیگری علیه تهران را وتو کند اما قطعاً روسیه در تغییر موضع آمریکا  در خلیج‌فارس ناتوان است.

* کنفرانسی تحت عنوان کنفرانس پاییز قرار است برگزار شود. سوال این است آیا این کنفرانس بالاخره برگزار خواهد شد و چه نتایجی را برای این کنفرانس پیش‌بینی می‌کنید؟

** هنوز معلوم نیست که این کنفرانس برگزار شود. اما همه چیز به ایران بستگی دارد چون معلوم نیست ایران از نتایج این کنفرانس حمایت کند یا نه.  

* انتخابات پارلمانی در ایران امسال برگزار می‌شود. با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان تصمیم گرفته‌اند با تمام توان در این انتخابات شرکت کنند و افکار عمومی هم بیانگر پیروزی احتمالی آنان است فکر می‌کنید این انتخابات نزاع در خاورمیانه را به تعویق بیندازد؟

** قطعاً این انتخابات در فرآیند تحولات تاثیر مهمی دارد. چون آنچه در خارج دیده می‌شود این است که آقای احمدی‌نژاد و صنفی که ایشان نمایندگی آنها را دارد تمام سیاست را به دست گرفته‌اند و روز به روز هم قدرتمندتر می‌شوند. این تصور از ایران موضع کسانی که از برخورد قهرآمیز دفاع می‌کنند را تقویت می‌کند. اما اگر دنیا ببیند که اصلاح‌طلبان هنوز حیات سیاسی دارند و قادرند در یک انتخابات پیروز شوند و این تصور به وجود بیاید که در انتخابات ریاست جمهوری هم ممکن است برنده شوند، برخی کشورها ممکن است آینده شان را با ایران به صورت دیگری ببینند و حاضر باشند تا این تحولات را در ایران ببینند و بعد تصمیم بگیرند.