* چه تفاوتی بین روشی که رییسجمهور تلاش میکند تا تایید مردم آمریکا و کنگره را برای جنگ احتمالی با ایران به دست آورد و روشی که در حمله به عراق استفاده کرد، وجود دارد؟
** در هیچ کشوری به اندازۀ آمریکا، گمراهی اذهان عمومی، جعل اطلاعات، تهدیدهای مستقیم و اخباری دروغین مبنی بر اینکه سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی به وسیلۀ هواپیماهای خودکار وارد خاک این کشور میشود، وجود ندارد. ما نگران هستیم که نئومحافظهکارانی که جنگ عراق را طراحی کردند و تصور میکردند با این جنگ میتوانند دموکراسی را در این کشور برقرار کنند مجددا مرتکب اشتباه شوند زیرا که آنها همچنان دربارۀ تعداد نیروهای آمریکایی لازم برای بازسازی عراق اشتباه میکنند، در حالی که تصورشان این است که کار صحیحی را انجام میدهند. به نظر میرسد که گروهی در داخل دولت وجود دارد که شاید دیک چنی، معاون رییسجمهور رهبری آن را برعهده دارد و آنها خواستار آن هستند تا جنگ پیشگیرانه یا تدافعی یا یکجانبه را علیه ایران آغاز کند. به این جهت است که من دو بار به رییسجمهور نامه نوشتم و تعدادی از نمایندگان کنگره نیز آن را امضا کردند. تنها کاری که میخواستم انجام دهم یادآوری قانون اساسی بود. نکته خیلی ساده است: کنگره و فقط کنگره میتواند اجازۀ شروع جنگ را بدهد.
بوش و افرادی که معتقد هستند که ایران مسئول حملات به سربازان آمریکایی در عراق است، نمیتوانند ادعای دروغین خود را ثابت کنند، آنها هیچ مدرکی در دست ندارند. آنها نمیتوانند حتی ثابت کنند که سلاحهای عراق از ایران تامین میشود یا دولت این کشور دخالتی در مسایل درونی عراق دارد.
اگر به موضع اتحادیۀ اروپا و موضع ایران نگاه کنید در بسیاری از زمینهها اتفاق نظر دارند. اتحادیۀ اروپا تمایل دارد که به میز مذاکره با ایران بازگردد و میگوید پس از مذاکره غنیسازی اورانیوم تعلیق شود. در مقابل آمریکا میگوید: «ما مذاکره نمیکنیم تا غنیسازی تعلیق نشود» و ایران نیز میگوید: «ما غنیسازی را تعلیق نمیکنیم تا به پای میز مذاکره نرویم.» شاید بهترین راه خارج شدن از این بست مذاکرۀ ایران با اتحادیۀ اروپا و تعلیق غنیسازی باشد و پس از مدتی ایالات متحده نیز به مذاکرات ملحق خواهد شد. من فکر میکنم دیپلماسی اصولی و بنیادی میتواند بسیاری از مسایل را حل کند.
* چه انگیزهای موجب شد تا دوباره قطعنامۀ کسب اجازه کنگره برای هرگونه حملۀ احتمالی به ایران را به رییسجمهور یادآوری کنید؟ چرا احساس کردید که این اقدام ضروری است؟
** پیش از آنکه رییسجمهور تایید کنگره را برای حمله به افغانستان بگیرد من در دسامبر 2001 به او نامهای نوشتم. در آن زمان صحبت دربارۀ کشورهای دیگر مطرح شد و در 2001 مجددا نامهای به بوش نوشتم و از او خواستم پیش از هرگونه جنگ پیشگیرانه یا تدافعی به عراق، ایران، کرۀ شمالی و سوریه اجازه کنگره را به دست آورد و صرفا حملات 11 سپتامبر سبب نمیشود که آمریکا چنین حقی را برای خود قایل شود.
ما تلاش میکنیم تا مفاد قانون اساسی را به بوش یادآوری کنیم. کنگره قدرت دارد تا جنگ را تشریح کند و رییسجمهور هم این توانایی را دارد که جنگ را رهبری کند. رییسجمهوری این قدرت و اختیار را ندارد که بدون حملۀ مستقیم واکنش تهاجمی داشته باشد.
* اگر رییسجمهور طرحی را (دربارۀ ایران) به کنگره ارایه دهد، آیا فکر میکنید که کنگره باید همانطور که در جنگ عراق از آن حمایت کرد مجددا از این طرح نیز پشتیبانی کند؟
** اکنون نمایندگانی که از طرح و جنگ عراق حمایت کردند، از کار خود ابراز پشیمانی میکنند و میگویند که بوش و دولتاش آنها را فریب دادهاند. ژنرالهای ارتش نیز بر سر پیشی گرفتن آمریکا در زمینۀ توان هستهای و ممانعت از افزایش توان هستهای دیگر کشورها دچار چنددستگی شدهاند.