اسرائیل از زمان جنگ 6 روزه و در طول مدتی بیش از 30 سال به بزرگترین دریافتکننده کمکهای مستقیم اقتصادی و نظامی آمریکا تبدیل شده است. سالانه دست کم 5 میلیارد دلار که معادل یک پنجم کل بودجه کمکهای خارجی آمریکاست به اسرائیل اختصاص داده میشود و در طول 25 سال گذشته، بیش از 32 قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل به وسیله آمریکا وتو شده است که بیش از مجموع همه قطعنامههایی است که از سوی 4 عضو دائم دیگر شورای امنیت وتو شده است. اگر در بیان تبلیغاتی کاخ سفید، حقوق بشر، دموکراسی و تروریسم خط قرمز کاخ سفید برای حمایت کردن یا دشمنی کردن با یک دولت به حساب میآید، حمایت از رژیم صهیونیستی هیچ حد و مرزی ندارد، حمایت از این رژیم در هر شرایط و با هر هزینهای قانون نانوشته کاخ سفید است.
استفان والت و جان مارس هایمر 2 استاد محقق در دانشگاههای آمریکا، بتازگی کتابی با عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا منتشر کردهاند. در این کتاب اتحاد گسستناپذیر آمریکا با اسرائیل به عنوان یکی از شاخصهای ثابت سیاست خارجی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز مورد بررسی قرار گرفته است و به طور ویژه نقش شبکهای پرنفوذ که لابی صهیونیسم در آمریکاست مورد بررسی قرار گرفته است.
اعضای این شبکه 65 هزار عضو در سراسر آمریکا دارد که به طور غیرمتمرکز در پستهای مهم و حساس سیاسی و حاکمیتی، نهادها و بنگاههای رسانهای، اقتصادی و پولی حضور دارند.
آنچه اسرائیل میخواهد
لابی اسرائیل در آمریکا سازمانهای با نفوذی برای تاثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا شکل دادهاند که آیپک (AlPAC) از قدرتمندترین و شناخته شدهترین آنهاست. در سال 1997 مجله فورچن از نمایندگان کنگره و وابستگانشان خواست پرنفوذترین لابیهای واشنگتن را نام ببرند. آیپک پس از انجمن آمریکایی بازنشستگان در رتبه دوم قرار گرفت. در لابی یهودیان و مسیحیان دست راستی وابسته به کلیسای نیوبورن یا حیات نو چون گری بائر، جری فالول، رالف رید، پت رابرتسون (همان که آرزوی مرگ چاوز، رئیسجمهور ونزوئلا را کردم و رهبران اکثریت پیشین در مجلس نمایندگان نیز حضور دارند. آنها بر این باورند که تولد دیگر باره اسرائیل در انجیل پیشگویی شده و با صحه گذاردن بر سیاستهای توسعهطلبانه این رژیم اعمال هرگونه فشار بر اسرائیل را در حکم ضدیت با خواسته خداوند میدانند. لابی اسرائیل، اعضای نومحافظهکار غیریهودی را نیز شامل میشود؛ از جمله جان بولتون، رابرت بارتلی سردبیر وال استریت ژورنال، ویلیام بنت وزیر پیشین آموزش و پرورش و جین کرک پاتریک سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل.
بخش مهمی از تاثیرگذاری لابی صهیونیسم ناشی از نفوذ آن در کنگره آمریکاست. آیپک خود پایه نفوذ لابی در کنگره را میریزد و موفقیتش از آن روست که به نامزدهای قانونگذاری و نمایندگی کنگره که مدافع اسرائیلند، پاداش میدهد و با مخالفان اسرائیل برخورد میکند. پول در این میان مساله مهمی است و آیپک میکوشد دوستانش از حمایت مالی فراوانی بهرهمند شوند. آیپک همچنین با نامهنگاری به سردبیران روزنامهها، آنها را به پشتیبانی از اسرائیل برمیانگیزد. نفوذ لابی صهیونیسم (آیپک) در قوه قانونگذاری آمریکا، حتی از آنچه گفته شد نیز فراتر است. به گفته داگلاس بولووم فلو، یکی از اعضای پیشین آیپک، این که اعضای کنگره برای کسب آگاهی پیش از مراجعه به کارشناسان دولتی، کتابخانه کنگره، بخش خدمات پژوهش کنگره و... به آیپک رجوع کنند، امری عادی است.
اعمال فشار از سوی اسرائیل و لابی صهیونیسم تنها پارامتر موثر در تصمیم آمریکا برای حمله به عراق در مارس 2003 نبود اما عاملی کلیدی بود. به گفته فیلیپ زکیلو، رئیس کمیته تحقیق رویداد 11 سپتامبر و مشاور کنونی کاندولیزا رایس، عراق تهدیدی واقعی برای آمریکا نبود؛ تهدید اسرائیل مساله اصلی بود. نومحافظهکاران طرح حمله به عراق را پیش از آغاز دور نخست ریاست جمهور بوش تدارک دیده بودند. آنها با انتشار دو نامه سرگشاده به کلینتون و درخواست سرنگونی حکومت صدام این جنبش را آغاز کردند.
شاید بتوان گفت که اتحاد با اسرائیل در دوران جنگ سرد از لحاظ راهبردی برای آمریکا سودمند بود. اسرائیل به عنوان نماینده آمریکا در منطقه از نفوذ اتحاد شوروی کاست و شکستهای مهمی به کشورهای متکی به شوروی یعنی مصر و سوریه وارد آورد، با این حال اسرائیل در این دوره زیانهای قابل توجهی نیز به منافع آمریکا وارد کرد. اتکای آمریکا به اسرائیل به بهای پیچیدهتر شدن روابط این کشور با جهان عرب تمام شد. برای نمونه کمک 2/2 میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل هنگام جنگ اکتبر، سبب تحریم نفتی از سوی اوپک و به تبع آن وارد آمدن زیان قابل توجهی به اقتصاد غرب شد.
مساله دیگری که اهمیت راهبردی اسرائیل برای آمریکا را مخدوش میکند. ناصادق بودن اسرائیل در این اتحاد است. شخصیتهای اسرائیلی اغلب از درخواستهای رهبران آمریکا چشم پوشیده و پیمانشکنی میکنند. برای نمونه، اسرائیل فناوری حساس نظامی آمریکا را در اختیار رقبای بالقوه آمریکا، از جمله چین میگذارد. اسرائیل در دهه 1980 نیز اطلاعات محرمانه آمریکا را در اختیار اتحاد شوروی گذاشت تا بدین وسیله تعداد بیشتری ویزای خروج برای انتقال یهودیان شوروی به اسرائیل دریافت کند. اینچنین است که ارزش اتحاد راهبردی این کشور و آمریکا آنگونه که رهبران 2 کشور مدعیاند، واقعی نمینماید.
حق همیشه با اسرائیل است
اسرائیل به گونهای تصویر شده که گویی کشوری است ناتوان؛ رهبران و نویسندگان اسرائیلی نیز برای پروراندن و گستراندن چنین تصویری از اسرائیل میکوشند، اما واقعیت به گونهای دیگر است. پشتیبانی آمریکا از اسرائیل چنین توجیه میشود که اسرائیل کشوری دموکراتیک در محاصره دیکتاتوری ستیزهگر است. این استدلال اگر حتی درست هم باشد، اما دلیلی منطقی برای سطح بالای حمایت از اسرائیل به دست نمیدهد. گذشته از این، دموکراسیهای بسیاری در جهان هستند که از پشتیبانی آمریکا برخوردار نیستند و اتفاقا آمریکا با توجه به معیارهای منافع و سودمندی خویش، حکومتهای دموکراتیک بسیاری را سرنگون و از دیکتاتورها حمایت کرده است. از طرفی، ادعاهای دموکراتیک بودن اسرائیل نیز از جهات متعددی زیر سوال است. اسرائیل حکومتی برای یهودیان پدید آورده است که تابعیت این کشور برپایه وابستگی قومی- نژادی قرار داده شده است.
3/1 میلیون عرب ساکن در سرزمین اشغالی شهروند درجه دوم انگاشته میشوند. حتی اسرائیل به فلسطینیهایی که با شهروندان اسرائیلی ازدواج میکنند تابعیت این رژیم و نیز اجازه اقامت در اسرائیل را نمیدهد.
اما دلیل دیگر حمایت از اسرائیل، جنایاتی است که ادعا میشود در طول تاریخ بر یهودیان رفته است، بویژه هولوکاست. از آن رو که یهودیان در سدههای متمادی تحت آزار بودهاند، بسیاری تنها راه چاره را وجود سرزمینی امن برای آنان میدانند، اما تاسیس اسرائیل خود عامل جنایت علیه گروه پرشمار و بیگناه سومی شده است و آن فلسطینیان هستند. هنگامی که صهیونیزم سیاسی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، تنها حدود 15 هزار یهودی در فلسطین میزیستند. برای نمونه، در سال 1983، اعراب تحت حاکمیت 1300 ساله امپراتوری عثمانی، 95 درصد جمعیت فلسطین را تشکیل میدادند حتی هنگامی که اسرائیل تشکیل شد، یهودیان 35 درصد جمعیت فلسطین و در 7 درصد خاک این سرزمین ساکن بودند. ارتش اسرائیل در جریان جنگهای 1956 و 1967 صدها اسیر مصری را به قتل رساند. در 1967، 100 تا 260 هزار فلسطینی از کرانه تازه اشغال شده باختری تبعید شدند و در سال 1982، 700 فلسطینی در اردوگاه پناهندگان صبرا و شتیلا در پی حمله اسرائیل به لبنان کشته شدند.
به نوشته والت و مارس هایمر فعالیت شبکه حامیان صهیونیزم، نه در خدمت منافع آمریکا، بلکه در خدمت منافع اسرائیل است. یعنی در خدمت منافع رژیمی که نیاز واقعی آن به حفاظت و حمایت آمریکا به قصهای تاریخی تبدیل شده است. این شبکه، عامل تعیین کننده در ورود آمریکا به جنگ با عراق بودند و همچنین بشدت بر طبل جنگ علیه سوریه و ایران میکوبند. اکنون که جنگ سرد به پایان رسیده است. این لابی جنگ یخزدهای را درون افکار انسانهای بیخبر آغاز کرده است که تنها هدفش موجه جلوهدادن رژیم اسرائیل است. یکی از مطالب و نکاتی که روی وب سایت رسمی آیپک به طور ثابت قرار گرفته است، مساله تغییر حاکمیت در ایران و ممانعت آن از تسلط کامل به فناوری هستهای است.
چندی پیش سی.ان.ان در گزارشی اعلام کرد که آیپک به عنوان سازمانی که اسناد محرمانه پنتاگون را به اسرائیل انتقال میداده، سالانه 2 هزار جلسه با سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان آمریکا برقرار و به طور متوسط سالانه صد قانون به نفع اسرائیل در کنگره تصویب میکند.
لیندا هرد، کارشناس آمریکایی مسائل بینالمللی با تایید این نکته که آمریکا در بسیاری از موارد، منافع ملی خود را فدای حمایت از اسرائیل کرده است، میگوید: بیل کلینتون گفته بود، حتی اگر بمیرد اسلحه را برای اسرائیل تهیه خواهد کرد. جان کری، رقیب پیشین ریاست جمهوری آمریکا با غرور تمام گفته بود که وی اقدامات ویژهای درخصوص هرگونه رای، هرگونه قطعنامه و هرگونه بودجه یا هر چیز دیگری که اثر منفی در کمیت نظامی اسرائیل داشته باشد، انجام خواهد داد. هیلاری کلینتون نیز در ژانویه گذشته گفت: وقتی به طور صریح در مورد جامعه یهود و اسرائیل صحبت میشود، در واقع شما در حال صحبت به نفع مسائلی هستید که برای جامعه بزرگ آمریکا مهم است.
این کارشناس مسائل بینالملل میافزاید: معتقدم بیشتر تهدیدها و قدرتنمایی دولت آمریکا علیه ایران به بهانههای گوناگون به خاطر اسرائیل است. به آن دلیل که آنها ایران را تهدیدی ژئوپلیتیک برای اسرائیل میدانند که تهدیدی برای آمریکا نیست. این امر هم محتمل است که تهاجم سال 2003 به عراق فقط برای تصاحب نفت نبود، بلکه تلاشی برای حفظ اسرائیل بود. هیچ سناتوری نمیتواند به طرحی که اثر منفی بر اسرائیل داشته باشد بدون این که از سوی لابی اسرائیل تهیه شود، پاسخ مثبت دهد. نیویورک تایمز به آیپک به عنوان مهمترین سازمانی که در روابط آمریکا و اسرائیل اثرگذار است، اشاره کرده است. آیپک اکنون از اعضا و حامیانش خواسته است که از تحریمها علیه ایران حمایت و از ایران سرمایهبرداری کنند و کمکهای نظامی به اسرائیل را افزایش دهند.