تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۵۲۱۵۶

مصطفی ایزدی

1- حضرت امام(ره) یک نگرانی همیشگی داشتند؛ مبادا کسانی در برداشت از سخنان ایشان، به نفع تفکرات انحرافی، فعال شوند و اجازه ندهند، دیدگاه‌های جامع و نظرات همه شمول ایشان به گوش نسل‌های بعدی برسد. این نگرانی از همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی که فرمودند من سخنگو ندارم تا وقتی که وصیتنامه خود را نوشتند به چشم می‌خورد و نیز در بسیاری از سخنان دیگرشان حتی قبل و بعد از آن دیده می‌شود. اما با کمال تأسف، برخی از افراد که در گذشته و حال ثابت کردن اینکه مطیع و فرمانبردار امام راحل(ره) هستند را نداشته و ندارند، در پشت سخنان و مکتوبات بنیانگذار جمهوری اسلامی کمین کرده‌اند تا هر وقت تصمیم می‌گیرند شخصیت یاران دیرین امام(ره) را ترور کنند، با برداشت‌های گوناگون از فرمایشات معظم‌له، مقصود خود را عملی سازند.

2- بعضی از قلم به ‌دستانی که تاکنون نتوانسته‌اند سوابق خود را به طور شفاف بیان کنند، اخیراً در راستای پروژه هتک یاران شناخته شده حضرت امام(ره)، به‌ ویژه آن دسته از علمایی که به مرجعیت رسیده‌اند و مقلدان قابل توجهی حتی در میان رجال کشوری و لشکری دارند، نشانه رفته‌اند تا گام به گام، اهداف خویش را جامه عمل بپوشانند. یکی از این مدعیان، پس از اینکه مقالاتی علیه آقایان کروبی، خاتمی و هاشمی‌رفسنجانی نوشت، تا شاید روی انتخابات پیش‌رو و نیز روی نمایندگان مجلس خبرگان برای انتخاب رئیس آن مجلس تأثیر بگذارد (و موفق هم نشد)، این‌ بار به سراغ یکی از مراجع عظام تقلید رفته و بهانه‌ای برای هتک ایشان به دست آورده است. نمونه‌ای از این رفتار خلاف قانون و ناپسند را در چند روز گذشته علیه آیت‌الله صانعی در یکی از روزنامه‌های جناح راست دیدیم.

3- باید توجه داشته باشیم که حضرت امام را تنها از سخنان گزینشی ایشان نمی‌توان شناخت و چه‌بسا که تکیه کردن صرف روی سخنان معظم‌له و نشناختن رفتار، منش، برخوردها و مجموعه پدیده‌هایی که یک انسان بزرگ را می‌نمایاند، ذهن جست‌وجوگر را دچار ابهام و بعضاً تردید می‌کند. کافی است با نادیده گرفتن همه زوایای شخصیت امام خمینی، به سراغ صحیفه نور ـ یا صحیفه امام ـ بروید و از اول تا انتهای آن جملاتی کاملا متضاد یا ناسخ و منسوخ بیابید. این امر البته بسیار طبیعی است، چرا که یک رهبر، برحسب شرایط خاص، حرف‌های خاص می‌زند. انتخاب این حرف‌های خاص برای کوبیدن مخالفان و از میدان به در کردن رقیبان، نه‌تنها با اخلاق و دین مغایرت دارد، بلکه خلاف عقل و منطق هم هست. به همین دلیل نوع برداشت‌هایی که بعضی از محافظه‌کاران تندرو، با انتخاب یک جمله، از سخنان امام برای هتک و کوبیدن و ترور شخصیت منتقدان خود می‌کنند، بیش از آنکه گویای گره‌های ناگشوده روحی این افراد تندرو باشد، گویای فاصله گرفتن از اخلاق و منطق هم هست.

4- در سال‌های اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از همین مدعیان، به بهانه دفاع از امام خمینی، سه جلد کتاب قطور تالیف کرد، اما به دلیل اینکه قدرت نمایاندن شخصیت رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را نداشته و ندارد، در کتاب‌های خود قلم را بی‌مهابا علیه جمعی از مراجع تقلید که مقیم حوزه نجف و بعضی از حوزه‌های علمیه ایران بوده و هستند، مانند آیات عظام خوئی و سیستانی، به کار برد تا به گمان خود شاید با تخریب دیگران، قدر امام امت را ارتقا دهد، در صورتی ‌که این اقدام ناشیانه و غیراخلاقی، کاملا مغایر با نظرات و حتی فرمایشات امام خمینی(ره) است. پس از رحلت امام راحل، اینگونه افراد اندک، در شرایطی که فریادشان در دفاع از امام، مراجع تقلید،‌ قانون اساسی و ارزش‌های دینی، گوش فلک را کر کرده و کیفر اهانت به مراجع تقلید را از نظر قانونی و حقوقی می‌دانند، قلم خود را با تندترین عبارات، علیه مراجع تقلید که نسبت به بعضی از رفتارهای تندروها، انتقاد دارند به کار می‌گیرند و با این کار آنچه در ضمیر دارند ـ که به نظر نگارنده تضعیف مرجعیت شیعه است ـ را آشکار می‌کنند. دفاع همه‌جانبه از مراجع تقلید، وظیفه همگان، به‌خصوص مدعی‌العموم است و این قلم نیز علاقه‌مند و متعهد به این دفاع می‌باشد؛ شاید بدخواهان ادب شوند.