بشار اسد به نسل جدید رهبران عرب تعلق دارد که در جستوجوی امکانی برای تبدیل کشورشان به جامعهای مدرن هستند. به همین دلیل وقتی بشار اسد به قدرت رسید به نظر میرسید او دو مسیر اصلی را در سیاستهای خود در پیش خواهد گرفت: "آغاز تحولات جدید در داخل سوریه و همزمان با آن، تلاش برای بهبود روابط این کشور با جهان خارج."
ساختار مذهبی
سوریه در داخل کشور بر اساس مذهب به چند گروه مختلف تقسیم شده است. سنیها در اکثریت هستند و بقیه جمعیت این کشور را علویها تشکیل میدهند.
واقعیت این است که بشار اسد نمیتواند پایههای حکومت خود را نابود کند. این پایهها متحدان پدرش و جامعه علویها هستند. اما از سوی دیگر او دریافته که همین پایهها، موانع اصلی برای دموکراتیزه کردن سیاست و اقتصاد این کشور محسوب میشوند.
از همین رو این رئیسجمهور جوان که در غرب تحصیل کرده، پس از دو دهه سکون سیاسی و اقتصادی سوریه، تصمیم گرفته با شیوه ابتکاری خود دست به اصلاحات بزند.
او برای دست یافتن به اهداف خود در این راستا به مردم اجازه داده عقاید خود را درباره دولتش بیان کنند.
در این فضا، چندین حزب در کشور شکل گرفت و مردم آزادانه به ابراز عقاید خود پرداخته. متفکران سیاسی این کشور نیز جنبش بهار دمشق را به راه انداختند که از سال 2001 فعالیت خود را برای حمایت از اصلاحات آغاز کرده است.
رسانههای سوریه نیز در این روند از آزادی برخوردار شدند و فضای باز سیاسی برای اظهارنظر گروههای مخالف نیز شکل گرفت. بشار اسد صد نفر از زندانیان سیاسی را آزاد کرد و پس از گذشت سه دهه اجازه داد اولین روزنامه آزاد و مستقل این کشور منتشر شود.
حتی برای مدتی به گروههای روشنفکری اجازه برپایی سخنرانی نیز داده شد. در زمانی که این تحولات در جامعه سوریه در جریان بود، بشار گروهی از درجهداران قدیمی ارتش را نیز بازنشسته کرد.
اما حزب بعث به خوبی میداند اصلاحات جدی و حقیقی میتواند به زوال قدرت بشار منجر شود. حزب بعث خطر از دست دادن قدرت را احساس کرد و به همین دلیل بشار به عنوان یکی از اعضای قدرتمند این حزب اعلام کرد: "ما اجازه نمیدهیم سوریه به کشوری مانند الجزایر تبدیل شود و به همین دلیل باید این روند را متوقف کنیم." و به این ترتیب روند اصلاحات متوقف شد.
بیشتر کارشناسان معتقدند: در شرایط فعلی، اپوزیسیون داخلی سوریه به اندازهای ضعیف است که نمیتواند با کنترل کامل حکومت در امور سیاسی و تسلط بر رسانهها مقابله کند.
هر چند بشار اسد عامل اصلی وارد کردن اینترنت به سوریه بود، اما در حال حاضر فقط دو کافینت دولتی در دمشق فعال است. در عین حال دسترسی به تمام سایتهای اینترنتی نیز امکانپذیر نیست.
دولت سوریه در توضیح کنترل بر اینترنت میگوید: "سایتهای غیراخلاقی به خاطر آنکه کشوری اسلامی هستیم فیلتر شدهاند؛ همچنین سایتهایی که درباره ما به ناحق صحبت میکنند که تعداد این سایتها کم نیست." اسد جوان قصد داشت حکومت پدر خود را متحول کند و البته میتوانست در این راه موفقیتهایی به دست بیاورد اما نتوانست در ایدئولوژی حزب بعث تغییری پدید بیاورد.
در واقع او از زمانی که در سال 2000 قدرت را در دست گرفت تلاش کرد تا به تعریف تازهای از نقش حزب بعث دست پیدا کند. پایههای تفکر بعثی - آزادی، اتحاد و سوسیالیزم - از زمان به قدرت رسیدن این حزب در دهه 60 میلادی به فراموشی سپرده شد.
در آن زمان ایدئولوگهای حزب بعث به دموکراسی بورژوازی حمله کردند. آنها خود را حزبی پیشرو برای رهبری جامعه و تحدیدکننده آزادیهای بورژوازی میدانستند. ایدئولوژی حزب بعث بر اساس پایههای مبارزه طبقاتی مارکسیسم بنیان گذاشته شده بود. البته تمام این دیدگاهها توسط حافظ اسد، رئیسجمهور پیشین سوریه محو شد. او به شدت طرفدار همکاری کشورهای عربی در مواجهه با آمریکا و اسرائیل بود.
سیاست خلاف پدر
اما بشار اسد از سیاست پدر خود پیروی نکرد. او امیدوار بود از حزب بتواند به عنوان ابزاری برای به میدان آوردن مردم برای حمایت از سیاستهای خودش استفاده کند. از این منظر او قصد داست سیستم چند حزبی ملیگرایانهای ایجاد کند که تحت لوای آن بتواند برخی اصلاحات سیاسی و اقتصادی در داخل کشور را به اجرا بگذارد و سیاست خارجی سوریه را نیز متحول کند. او در عین حال مراقب بود که در این روند، حکومت خودش به خطر نیفتد.
به همین دلیل او در تلاش بود تا از به وجود آمدن رابطه خصمانه با ایالات متحده ممانعت کند. در حقیقت پس از حملات 11 سپتامبر، آمریکا فشار زیادی به سوریه وارد کرد تا خود را از دیگر کشورهایی که آمریکا «محور شرارت» خواند جدا کند. البته سوریه نیز در این راه تلاشهایی کرد تا از مقابله رودررو با آمریکا بپرهیزد.
سوریه حتی برای مقابله با القاعده حاضر به همکاری با ایالات متحده شد. ماموران آمریکا در اوایل سال 2002 به سوریه وارد شدند تا امکان همکاریهای دو کشور در این موضوع را بررسی کنند.
سوریه توانست یکی از مقامهای ارشد القاعده را دستگیر کند. آمریکا به خاطر این موضوع از سوریه تشکر کرد و جرج بوش در تماسی تلفنی با اسد مراتب قدردانی خود را اعلام کرد.
اما پس از آن حزب بعث به صحنه وارد شد و یکبار دیگر به طرح شعارهای پان عربی، ضدآمریکایی و ضد غربی پرداخت. ایالات متحده در سال 2004 تحریمهایی را بر این کشور تحمیل کرد که دلیل اصلی آن حمایت سوریه از حماس در فلسطین و حزبالله در لبنان بود.
به همین دلیل موقعیت بینالمللی سوریه در شرایط بدی قرار گرفت که با اتفاقهای بعدی در لبنان، این شرایط بدتر از قبل شد.
ناظران میگویند سوریه بزرگترین اشتباه خود را زمانی مرتکب شد که پیشنهاد اصلاح قانون اساسی لبنان را مطرح کرد. در صورت این اصلاح، امیل لحود رئیسجمهوری لبنان که طرفدار سوریه بود امکان انتخاب دوباره پیدا میکرد.
ضمن اینکه سوریه به دست داشتن در ترور رفیقحریری، رئیسجمهوری پیشین لبنان نیز متهم است. همین اتهام به فشارهای بینالمللی منجر شد که نیروهای سوریه را از خاک لبنان بیرون راند.
در حال حاضر روابط واشنگتن و دمشق، همچنان پرتنش است. موقعیت بینالمللی سوریه بدتر از گذشته شده و به نظر میرسد بشار اسد برای خارج کردن کشورش از انزوای فعلی دست به تلاشهایی زده که نتایج آن هنوز معلوم نشده است.
از سوی دیگر مردم سوریه همچنان در انتظار هستند تا بسیاری از مسائل چه در عرصههای داخلی و چه در عرصههای خارجی تغییر کند. همچنین به نظر میرسد حزب بعث مجبور به پذیرفتن بسیاری از این تحولات شود.