تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۵۲۱۹۹
گفت‌وگو با محمدجواد لاریجانی:
مقدمه: گروه سیاسی – کیوان مهرگان: گفت‌وگو با محمدجواد لاریجانی از دو طرف حائز اهمیت و جالب است؛ اول اینکه این چهره پشت‌پرده سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی سعی دارد با زیرکی و ظرافت خاصی که مخصوص خانواده لاریجانی‌هاست از دادن پاسخ مستقیم به سوالات خودداری کند و دوم اینکه آنگونه که خود می‌خواهد از صحبت‌هایش نتیجه‌گیری مطلوب کند. با این وجود استعفای علی لاریجانی (برادرش) از سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی باعث افزایش جذابیت و حساسیت مصاحبه شده است. اگرچه این مصاحبه درست در روزی به انجام رسید که ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به ایران آمده بود و آمدن او با رفتن علی لاریجانی از کرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی توام شد و طبیعتاًَ در آن روز به طور رسمی خبری از کناره‌گیری برادرش منتشر نشده بود اما به احتمال قوی جواد لاریجانی از رفتن برادرش مطلع بود و به همین دلیل ترجیج می‌داد در پاسخ به سوالات هسته‌ای احیتاط ویژه‌ای را به خرج دهد. او صراحتاً سیاست‌های هسته‌یی کشور را تایید کرد اما در عین حال منتقد فنون دیپلماسی فعلی بود و ادبیات سیاسی دولتمردان را هم نمی‌پسندید. جواد لاریجانی معتقد بود «می‌شد جلوی صدور قطعنامه‌ها را گرفت اما این کار را نکردیم» گفت‌وگوی تفصیلی اعتماد با لاریجانی را بخوانید.

* مدتی است فضای بین‌المللی فضای تهدیدآمیزی شده است، جمهوری اسلامی ایران این تهدیدات را نادیده گرفته است. آیا این تهدیدات خالی از واقعیت است یا می‌تواند میزانی از واقعیت را هم داشته باشد؟

** نسبت به جمهوری اسلامی ایران امروز چند سری تهدید از سوی جامعه بین‌المللی اعلام می‌شود، یک سطح آن تضییقاتی است. کشورهایی در اروپا خیلی به صورت روشن اعلام می‌کنند که باید به ایران سخت بگیریم هم از لحاظ روابط اقتصادی و هم سایر روابط. بعد از یکی دو قطعنامه هم که علیه ما بود در واقع بخشی از این تهدیدات به صورت مزاحمت‌های بانکی آغاز شد. حتی در بعضی تعاملات با بعضی از کشورهای اروپایی بی‌رغبتی‌هایی دیده می‌شود. این یکسری تهدیدات است. تهدیدات از این بدتر تهدیداتی است که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به عنوان اقدام نظامی مطرح می‌شود. حالا سوال این است که این تهدیدات برای این است که ایران بترسد و به خواسته‌های آنها تن دهد یا اینها در یک حالتی هم آمادگی دارند که تعرضات نظامی به ایران داشته باشند. مسلما بخشی از این تهدیدات برای ارعاب ایران است ولی تهدید نیست. منتها ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که آمریکا و اسرائیل قدرت نظامی‌شان را حلال مشکلات می‌دانند، اگرچه تا به حال ناموفق بوده‌اند و معلوم شد که بهره‌گیری از حلال نظامی‌ مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مشکلات زیادی را برایشان آفریده. رژیم صهیونیستی هم که 50 سال است عمده اتکایش به توان نظامی‌اش بود امروز شکست خورده است، دولت اسرائیل هم جور تسلیحات نظامی‌ دارد. من می‌خواهم نتیجه بگیرم که اولاً ما به عنوان جمهوری اسلامی طبیعی است که تهدیدات را جدی بگیریم. جدی گرفتن معنایش این نیست که ما بترسیم و مرعوب بشویم. مسلماً ما مرعوب نخواهیم شد.

از طرفی باید توجه کنیم اهرم نظامی هم ناکارآمدی‌اش روز به روز دارد آشکارتر می‌شود. حتی کشوری مثل پاکستان و اسرائیل که سلاح اتمی هم دارند، می‌بینیم که در برخورد با مسائل، این سلاح‌ها چندان به دردشان نمی‌خورد و بسیار ضعیف عمل می‌کنند. حتی رئیس‌جمهور پاکستان در کتابی که اخیراً نوشته است در مقابل تهدید معاون وزارت دفاع آمریکا که گفته بود اجازه دهید ما به کشورتان بیاییم یا پاکستان را هم مانند افغانستان موشک‌باران می‌کنیم، نوشته من مجبور شدم بپذیرم. پس می‌بینیم که سلاح اتمی بدرد نمی‌خورد. یعنی از دستان تسلیحات اتمی هم کاری برنمی‌آید و البته این پدیده خوبی است در سطح بین‌الملل. اتکای انحصاری به اهداف نظامی نمی‌تواند اهداف سیاسی را تحقق بخشد، پس باید هر دو را در نظر داشته باشیم.

وقتی جنگ تحمیلی شروع شد حضرت امام(ره) فرمودند یک دیوانه سنگی را انداخته و این سنگ ممکن است چند تا شیشه را بشکند منتها آنها به مقاصدشان نرسیدند. ما به هیچ وجه نباید زمینه را هیچ گونه تحرک نظامی آماده کنیم حتی اگر معتقد باشیم در یک تحرک نظامی برنده می‌شویم. سونگ سو استراتژیست چینی 2000 سال پیش گفته که اگر آدم هزار جنگ را ببرد به اندازه اینکه جلوی وقوع یک جنگ را بگیرد نمی‌ارزد، ما کشور جنگ‌طلبی نیستیم و این استراتژی ما است یعنی ما به هیچ وجه تحمیل نمی‌کنیم، هیچ گونه تعرض نظامی را به خودمان یا تعرض نظامی خودمان را به دیگران را. پس سیاست و استراتژی ما کاملا روشن است. ما به خودمان متکی هستیم. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ملتی که شمشیرش برای دفاع از خودش در نیام باشد عاقبت خوبی ندارد» معنایش این است که تهدیدهای کوچک را هم نباید کوچک بشماریم، بدون اینکه مرعوب شویم.

* این تهدیدات هرچند کوچک هم باشد ما باید چه کار کنیم که به مرحله عمل نرسند، در این زمینه آیا جمهوری اسلامی استراتژی خاصی دارد؟

** ما به عنوان یک ملت و دولت باید منافع ملی مان را دنبال کنیم دولت فقط کارش این نیست که تهدیدات را منتفی کند. باید مقاصد ما را که استیفای حقوق جمهوری اسلامی است، دنبال کند. ما نباید از منافع بزرگ خودمان تحت این عنوان که چون می‌خواهیم تهدیدی را برطرف کنیم چشم‌پوشی کنیم. هنر این است که ما منافع‌مان را دنبال کنیم. تلاش‌های جمهوری اسلامی تلاش‌های وسیعی است. تبلیغات را نباید خیلی ملاک تعامل دانست. اینکه مثلا در صحبت‌ها رئیس‌جمهور محترم چه حرف‌هایی می‌زند سلیقه‌یی است، منتها ما دروازه‌های تعامل‌مان حتی با آمریکا هم نسبت به سال‌های گذشته خیلی وسیع‌تر شده است، یعنی ما با آمریکایی‌ها برای اولین بار یکی دو بار مذاکره رودرو داشته‌ایم. رئیس‌جمهور ما با رئیس‌جمهور آمریکا نامه‌نگاری کرد، این علامت‌دهنده این است که توجه ایران به درگیری نیست. ما با بدترین دشمنان خودمان هم ابایی نداریم که مذاکره کنیم، البته همه دنیا هم آمریکا و غرب هم نیست. امروز روابط ایران با همه کشورها خوب است. ما روابط فعالی داریم. در کل اگر نگاه کنیم، می‌بینیم که دولت نهم روابط خوبی با دنیا دارد، البته کشورهایی مثل اسرائیل را دوست ندارند و عصبانیت‌شان به خاطر این تحرک است. از قسمت شعار که رد شویم ایران تحرکات مثبتی را در سطح بین‌الملل داشته.

* این تحریکات برای رفع تهدیدات بوده یا کمک کرده تهدیدات عملی شود؟

** مهم برای رفع تهدیدات و از آن بالاتر تحقق اهداف ملی ما بوده است. ما در سطح منطقه و جهان منافعی مشروع داریم و منافعی است که همه دنیا می‌پسندند، اینکه در عراق یک دولت دموکراتیک باشد که با همه همسایه‌ها روابط داشته باشد در جهت منافع ملی ما است.

* درباره دقیقه 90 این تنازع چه نظری دارید یعنی اگر ایران به این نقطه برسد که بین دو راهی انرژی هسته‌ای و اقدام نظامی قرار بگیرد در این وضعیت کدام یک را انتخاب خواهد کرد؟

** ما در شرایط واقعی در این موقعیت قرار نخواهیم گرفت. اگر بنا باشد آنها با زور بخواهند کاری انجام دهند این منوط به گسترش نظام تسلیحات هسته‌یی ما نیست. پس فردا می‌گویند چرا با حزب‌الله رابطه خوبی دارید یا چرا با حماس همکاری می‌کنید. پس بحث بر سر تکنولوژی هسته‌یی نیست، بحث بر سر این است که کشورهایی که زور دارند نباید بتوانند با ترساندن و ارعاب کشوری را وادار به کاری که دوست دارند، کنند. خیلی فراتر از مسائل هسته‌یی است و این یک بهانه است. ما در یک وضع بسیار حساس هستیم. شما از سطح شعارهای سیاسی بگذرید. در زمان آقای خاتمی شاید ادبیات ایشان از لحاظ دنیا پسندی و چارچوب و قواره داشتن برای فهم دنیای غرب خیلی جالب بود. آقای خاتمی هم اهل ادب بود و هم خوب صحبت می‌کرد و هم خوب قالب‌ها را انتخاب می‌کرد چون سال‌ها با فرهنگ غرب آشنا بود اما در دوره ایشان بیشترین دشمنی با ایران صورت گرفت. در همین دوره است که آمریکایی‌ها ایران را به عنوان محور شرارتی اعلام کردند. اصلا صحبت ادبیات و گفتمان نیست، صحبت یک سری مسائل اساسی‌تر است چون بعد از مدتی فهمیدند آقای خاتمی هم پای منافع ملی محکم ایستاده است و حاضر نیست تهدیدات آنها را گوش کند.

* اما در آن دوران پرونده ما به شورای امنیت نرفت حتی تهدیدات در آن دوره فروکش کرد؟

** ما در دوره آقای خاتمی سیاست هسته‌یی‌مان با الان فرقی نداشت، منتها یک تجربه‌ای کردیم و غرب آمد و گفت شما مدتی تعلیق کنید تا ما به چاره‌یی برسیم و بعد معلوم شد می‌خواهند سر ما کلاه بگذارند، به محض اینکه معلوم شد آقای خاتمی آرام آرام آن چیزهایی که تعلیق شده بود را برگرداند به خاطر اینکه دولت ایران متوجه شد این طرفی نیست که فایده دهد و لذا این مسیر چه زمان خاتمی و چه الان فرقی نکرد، منتها حجت ما بر غربی‌ها تمام شد و ما فهمیدیم که ما نباید فریب این مسائل را بخوریم. ما باید برویم سر اصل قضیه. اصل قضیه این است که آیا ایران حق دارد انرژی هسته‌یی خودش را در چارچوب مقررات بین‌المللی توسعه دهد یا نه که غربی‌ها آشکارا می‌گویند نه و حتما ما می‌گوییم آره و این حرف خیلی مهم است.

* آیا این تضاد نیست و اگر پاسخ شما مثبت است، تضاد به وجود آمده را چگونه باید حل کرد؟

** حتماً تضاد است و ما نمی‌توانیم از این واقعیت فرار کنیم. سایر منافع ما هم همین طور است. مثلاً دفاع ما از فلسطین و فلسطینی‌ها مگر تضاد ایجاد نمی‌کند. به هرحال تاکنون در سازمان ملل علیه ما دو قطعنامه صادر شده است، البته برداشت من این است که ما می‌توانستیم جلوی صدور قطعنامه‌ها را بگیریم. ممکن است این حرف غلط باشد اما من با تجربه‌یی که در این امور دارم، معتقدم ما باید با یک زرنگی آنچنان قوی شویم که آنها نتوانند علیه ما قطعنامه صادر کنند و البته صدور این قطعنامه‌ها یک چیز منفی در کارنامه ما است. به نظر من الان مذاکرات در مسیر خوبی است اما احتیاج دارد ادامه‌اش هم با همین درایت عاقلانه و مدبرانه و با زرنگی تمام پیش برود و من امیدوارم این اجماع را بشکنیم و اجازه ندهیم قطعنامه‌های بعدی صادر شود.

* چگونه این کار را باید انجام دهیم؟

** بستگی دارد به ما، بخشی از آن تکنیکال است مثل اینکه الان دنیا را مجبور کردیم که بحث‌های فنی را وارد شورای امنیت نکنند و باید در آژانس باشد. الان عملا آژانس مسئولیت بررسی مسائل فنی را برعهده دارد. من می‌گویم اینکه ما توانستیم آژانس را بیاوریم در مرکز مذاکرات خدمت بزرگی به آژانس و جامعه بین‌الملل است، البته نگه داشتن آن هم تکنیک‌های زیادی می‌طلبد. من نمی‌گویم آسان است و چالش ندارد اما ما می‌توانیم.

* شما اشاره کردید که اگر پرونده هسته‌یی نباشد چیزهای دیگر را پیش می‌کشند، یعنی آنها با ماهیت نظام مخالفند، اگر بخواهیم این تضادی که به آن اشاره کردیم را رفع کنیم یعنی جمهوری اسلامی‌ باید ماهیتا تغییر روش بدهد، آیا واقعا چنین چیزی امکان‌پذیر است؟

** غربی‌ها و آمریکا بیش از این می‌خواهند. یعنی حتی ایران اگر یک کشور لیبرال دموکراسی هم شود ولی مستقل باشد مثل زمان مصدق آن را نمی‌خواهند، آنها یک کشور دست‌نشانده می‌خواهند. وجود جمهوری اسلامی ایران که مدلی از یک نوع دموکراسی است که براساس عقلانیت اسلامی بنا شده، تجربه قشنگی است. آنها به ما تئوکراسی می‌گویند، در حالی که این جور نیست. تئوکراسی یعنی جایی که کلیسا نسبت به دولت برتری داشته باشد.

* آنها تئوکراسی را از این منظر که اداره کشور براساس اصول دین باشد، می‌گویند؟

** تئوکراسی مربوط به قدرت است چون در فرهنگ مسیحی «حکومت» و «دولت» است. اگر کلیسا بر حکومت مسلط باشد می‌شود تئوکراسی. ما در حکومت‌مان سه قدرت داریم یکی مجلس یکی ریاست جمهوری یکی هم نهاد رهبری است.

* اداره کشور براساس چه قانونی است؟ قانونی که برگرفته از اسلام است؟

** قانون اساسی ما براساس تجربه دموکراسی آمریکا، سیستم رای‌گیری و چیزهای متداول دموکراسی داخلش است، البته عقاید اسلامی هم در آن است. به هر صورت فن اداره حکومت به نحو معتدل در آن است. سیاست مثل همه امور هم علم و فلسفه و هم تکنیک و فن دارد. تجربه‌های بشری است که چگونه کشورمان را بهتر اداره کنیم. قانون اساسی ما از همه اینها استفاده کرده است. پایگاه قانونگذاری هم همین طور است. مثلاً ما در مجلس‌مان قانونی را که تصویب می‌کنیم یک خاستگاهش اسلام است و اینکه با اسلام معارض نباشد.

اما 80 درصد قوانین عرف است. لذا اسلام به عنوان فضای عقلانیت است ولی در این فضا ما عقل خودمان را به کار می‌بریم و تجربه سایر ملل را می‌بینیم. اصلاً ماهیت قانون اساسی ما و تئوری که حضرت امام خمینی برای حکومت داشتند واقعاً ابعاد ناشناخته‌یی برای نسل امروز است و حتی نسل دیروز ما هم ریزه‌کاری‌هایی را نمی‌بیند، البته زیاد جای تعجب نیست. اگر شما دموکراسی لیبرال غربی را ببینید 300 سال ادبیات دارد نظام اسلامی ما این مقدار غنای تئوریک ندارد، جوان است و سه دهه از آن گذشته و فکر می‌کنم جا دارد ما بر این اساس بیاییم و روش‌های قشنگی را برای تکامل نظام خودمان پیدا کنیم، خلاصه کلام این تجربه‌یی را که ما شروع کردیم امروز از آن در سطح دنیا پرده‌برداری شده است.

* شما این حرف‌ها را ضد تبلیغ می‌دانید؟

** نه، می‌خواهم بگویم دنیا هم نفهمید چه اتفاقی افتاده و به تازگی می‌خواهد بفهمد. یکدفعه چشم باز کردند و دیدند اسلامی که امام فرمود اسلام آمریکایی برای مقابله با اسلام اهل‌بیت مطرح شد و پول‌های نفنی که از کشورهای منطقه حاصل می‌شد، محصولش طالبان و القاعده و اینها شدند. از طرف دیگر می‌بینند جمهوری اسلامی روز به روز تحرک بیشتری دارد. نهادهای مدنی‌اش رشد پیدا می‌کند و ایران به یک کشور قابل توجه در منطقه تبدیل شده است که یک سروگردن از تمام همسایه‌هایش بالاتر است.

برای این مقایسه اول شاخص‌های نظامی و سیاسی و مدنی است. شما کشورهایی که میلیاردها دلار پول نفتی دارند را در نظر بگیرید، آنها مثل خیمه‌هایی هستند که با یک باد می‌افتند، ریشه ندارند. حتی در کشوری مثل ترکیه که خواستند نظام‌های دموکراتیک غربی را اجرا کنند شما می‌بینید که همیشه بخش سیاسی در معرض تهدید است و درست زمانی که آقای خاتمی‌ رئیس‌جمهور شد، ازبکان در آنجا به قدرت رسید، او نتوانست قدرتش را به نهایت برساند، تانک‌های ارتش آمدند در خیابان و در ایران آقای خاتمی دور اول و دومش را به نهایت رساند، این نشان می‌دهد که از لحاظ ساختار حکومتی ما در جایگاه خاصی هستیم دارای بنیه. این بنیه ما در جاهای مختلف کاملاً آشکار است؛ در توانمندی صنعتی، کشاورزی، اداری و در حوزه دانش و دفاعی خودمان. اینها خیلی چیزهای بی نظیری است و در مشی مستقل ما در دنیا علت توجه دنیای اسلام به ایران و حتی بعضی حسدهایی که برخی عناصر متحجر در دنیای اسلام نسبت به ایران ابراز می‌کنند همین پرده‌برداری از چهره تابناکی است که با دست مبارک حضرت امام تاسیس شد و تا امروز رشد خوبی داشته.

* با وضعیتی که پیش می‌رویم حفظ بقای نظام با خطر مواجه نیست؟ مثلاً شما معتقدید نظام کپی‌برداری از لیبرال دموکراسی غرب نیست، نهایتاً بعضی تجارب بشری که در آمریکا و اروپا دیده شده در اینجا هم دیده شد، حالا حفظ این فضا را باید یقیناً در اولویت اول‌مان قرار دهیم. انتقادی که وجود دارد این است با رفتارهایی که انجام می‌شود الان ممکن است این نظام به خطر بیفتد؟

** ما برای حفظ این نظام نباید راه را برای اعمال زور در مورد ایران باز کنیم. یعنی نباید آمریکا و اسرائیل و برخی رژیم‌های غربی به این نتیجه برسند که اگر کمی به ما فشار بیاورند ما می‌توانیم چیزی را کنار بگذاریم. این تهدید از بین رفتن نظام ما از این نقطه است. پس ما باید روی منافع حیاتی مان محکم بایستیم. منتها بین محکم ایستادن و زبان تند داشتن تفاوت وجود دارد. جامعه بین‌المللی که ما تنها عنصرش نیستیم. در این خانواده بین‌المللی افراد شرور وجود دارند، افراد بد هستند. افراد بهتر هم هستند. ما باید استراتژی تعامل داشته باشیم یعنی با بدترین دشمنانمان هم استراتژی تعامل داشته باشیم. دشمنی هم مدیریت می‌خواهد. اینها برای بقای نظام خیلی ضروری است. البته درس بزرگ امام بود که حفظ نظام را بر هر چیز دیگری ترجیح دادند و حفظ نظام معنایش همین است. یعنی ما منافع حیاتی مان را سخت بچسبیم و آن را عالمانه و عاقلانه در جهان پاسداری کنیم.

* این نسخه‌یی که تجویز می‌کنید شامل برخورد با اسرائیل هم می‌شود؟

** ما با اسرائیل هیچ برخوردی نکردیم. یعنی برای اولین بار رئیس‌جمهور ما در تاریخ سه دهه اعلام کرد که ما به اسرائیل حمله نمی‌کنیم.

* ولی از صحبت‌های اولیه دوران ریاست جمهوری ایشان اینگونه برداشت می‌شود که ایران خواستار محو اسرائیل است حتی برای این قضیه ایران را دو بار در شورای امنیت هم محکوم کردند.

** من قویاً معتقدم هیچ رهبری در غرب نیست که نداند مقصود آقای احمدی‌نژاد چه بوده است. مقصود ایشان این نبوده که ما تانک و توپ و بولدوزر ببریم و در واقع آن کشور را محو کنیم. در واقع آن کار را آنها دارند در فلسطین انجام می‌دهند منتها یک بهانه است. طبیعی است اگر یک مقدار دقت می‌کردیم در الفاظ مان این بهانه دیرتر به دست آنها می‌افتاد. منتها درد آنها این است که با تمام تلاش‌هایی که کرده اند نهایتاً در فلسطین حماس و مقاومت اسلامی و مردم فلسطین رسیدند به آن که یک نه بزرگ به آنها بگویند و احساس می‌کنند که تجربه و منطق ایران و ایده‌های حضرت امام در ظهور چنین مقاومتی نقش مهمی داشته، این چیزی است که آنها را خیلی ناراحت می‌کند.

* نتیجه این است که آنها ماهواً حاضر به سازش با نظام جمهوری اسلامی ایران نیستند مگر اینکه این نظام را از میان بردارند و نه یک کشور دموکرات و مستقل را، بلکه حکومت دست نشانده شان را بیاورند؟

** یک مقدار باید دقیق تر صحبت کنیم به این معنا که اصلاً شاید سازش هم چیز مهمی نباشد، به هر صورت می‌بینیم آن چیزی که در روابط دنیا با بعضی کشورهای متخاصم داریم این است که تنش را مهار کنیم. باید میزان این تنش را پایین بیاوریم و تا حدی که می‌شود بعضی جاهایش را کاهش دهیم. شاید تعارض برای همیشه باشد. مدیریت دشمنی معنایش این است که ما باید یک نوع پراگماتیسم داشته باشیم. ما چرا باید سوژه‌مان را این بگذاریم که اینها با ما کنار بیایند و با ما خیلی دوست شوند و علیه ما کاری نکنند. شاید هیچ وقت این اتفاق نیفتد. آن چیزی که ما باید دنبالش باشیم این است که دشمنی‌ها را مدیریت کنیم. به نظرم نسخه‌یی که در آن ملاک توفیق است این است که آمریکایی‌ها بگویند ایران کشور خوبی است. این نسخه معقولی نیست، نسخه معقول این است که آمریکایی‌ها مواضع شان را دارند ما هم مواضع مان را داریم و بر سر خیلی چیزها اختلاف داریم. اما در عین حال این تنش‌ها در چارچوب‌هایی مهار شود.

* الان تصور بر این است که این تنش دارد از کنترل خارج می‌شود؟

** نمی‌شود این را گفت. کلیاتش این است که طبیعی است که آمریکایی‌ها هم محدودیت‌هایی دارند و منافع ما و منافع آنها الزاماً بعضی جاها تصادم ندارد یعنی آمریکایی‌ها ممکن است از اینکه سربازهایشان در عراق کشته می‌شوند ناراحت شوند، ما هم از اینکه عراق کشوری است که هنوز تلاطم دارد ناراحت می‌شویم، که دو انگیزه مختلف است. ما با دشمنانمان هم باید روی نقاطی که منافع‌مان حتی مقطعی متقارب می‌شوند کار کنیم و این خودش سبب مهار تنش می‌شو د.

* شما به مدیریت دشمنی اشاره کردید. کدام یک از دولت‌های آقای خاتمی یا احمدی‌نژاد سیاست‌هایشان  مدیریت دشمن بود؟

** مدیریت دشمنی به عنوان یک پایه استراتژی ما بوده است منتها در دوران‌های مختلف با سلایق مختلف. جناب آقای خاتمی دو سه اقدام کردند برای مدیریت دشمنی به اضافه یک مقدار نشان دادن حقانیت و چهره حقیقی جمهوری اسلامی، یکی از آنها بحث گفت‌وگوی تمدن‌هاست و به نظرم خیلی خوب است. یکی بحث تنش‌زدایی است، این اقدام درستی بود منتها دشمنی را تا حدی در یک فواصلی کاهش داد اما وقتی ظرف عوض شد به خصوص بعد از حوادث 11 سپتامبر همه اینها فرو ریخت و آمریکایی‌ها کنترل خودشان را از دست دادند و صهیونیست‌ها از این بی‌کنترلی دولتمردان آمریکایی خوب استفاده کردند و سوار این موج شدند و این اسب از کنترل خارج شده را به هر سمتی که خواستند هدایت کردند. منتها این اسب به سرعت به گل نشست. شما ادبیات رهبران آمریکا را نگاه کنید. وقتی داشتند به عراق حمله می‌کردند بلافاصله با غرور صحبت از خاورمیانه بزرگ کردند که در عراق یک کشور لیبرال دموکراسی به وجود می‌آید و رژیم‌های ایران و سوریه در این خاورمیانه بزرگ سرنگون می‌شوند و اسرائیل آقای منطقه می‌شود و همه با آن صلح می‌کنند، یعنی درباره چنین نقشه بزرگی آشکارا و به صراحت صحبت می‌کردند، طبیعی است که مشوق این حرف‌ها دستگاه‌های رژیم صهیونیستی بودند که این حرف‌ها را با زور جلو می‌بریم و مسلط می‌کنیم چون راه اعمال زور هم مجوز پیدا کرده بود. بعد از یکی دو سال فهمیدند این مسائل به این آسانی نیست و حال بحث بر سر این است که چگونه از عراق بیرون بکشیم. در دوره‌یی که آنها سرمست بودند یک شرایط بود و الان شرایط دیگری است. من فکر می‌کنم سیاستمدار کسی است که فرصت‌های طلایی را می‌قاپد و این فرصت امروز برای ما و خیلی از مردم منطقه است که از آن خوب استفاده کنیم و دشمنی‌ها را مهار کنیم.

* شما در بحث‌هایتان به نکته‌یی اشاره کردید که ما می‌توانستیم از صدور دو قطعنامه جلوگیری کنیم. پرسش این است ما چگونه می‌توانستیم از صدور این دو قطعنامه در شورای امنیت جلوگیری کنیم؟

** این یک مناقشه حرفه‌یی است. شاید بعضی‌ها بگویند این جور می‌شد یا نه. من مثالی بزنم. بعد از تسخیر فاو آمریکا و شوروی به این نتیجه رسیدند که باید از ایران پیروز جلوگیری کنند و هم شوروی و هم آمریکا شروع به اسلحه دادن به عراق کردند و هم کمک‌های وسیع لجستیک دادند. در صحنه بین‌المللی سابق آنها در G7 سابق که الان G8 شده است یک پیش‌نویس قطعنامه‌یی را نوشتند که ایران به تمام درخواست‌های آتش‌بس صلح نه گفته و این خطری برای امنیت جهانی است. پس باید به سازمان ملل برود و مجموعه‌یی از اتفاقات علیه ایران بیفتد. این بحث در داخل نظام مطرح شد و حضرت امام گفتند ما باید جلوی این قطعنامه را بگیریم نه اینکه جنگ را رها کنیم. لذا قطعنامه 598 چیزی بود که ما تالیف کردیم و توانستیم جای قطعنامه آمریکایی‌ها در شورای امنیت بگذاریم. نمی‌شود گفت یک سند کامل بود اما برای این هدف خیلی خوب بود. معاون سابق دکوئیار دبیرکل پیشین سازمان ملل متحد کتابی نوشته که در آن نوشته آمریکایی‌ها به دکویار فشار می‌آوردند که آنقدر با ایران مذاکره نکنید و بگذارید ایران قطعنامه را رد کند یعنی اصلاً دوست داشتند رد کنیم تا بروند سراغ قطعنامه‌های تهدید و تضییق و فشارها روی ایران.

منتها امام در شرایط بسیار حساسی در ظرفی که وجود داشت توانست این قضیه را معکوس کنند و قطعنامه 598 را جایگزین کنند که برای عراق هیچ دستاوردی نداشت چون ما که نمی‌خواستیم عراق را فتح نظامی‌ کنیم. امام در آنجا فرمودند که آتش‌بس باید همزمان باشد با تشکیل کمیته‌یی که مسئول جنگ را مشخص کند که البته این هم با یک فاصله‌یی انجام شد. این روشی بود که ما توانستیم جلوی قطعنامه را علیه خودمان در شورای امنیت بگیریم. من فکر می‌کنم به تناسب موضوعات راه‌های فنی وجود دارد.

* شما معتقدید در مسائل صدور قطعنامه‌ها، دستگاه دیپلماسی ما به نوعی انفعال از خودش نشان داده یا خلاقیتی برای جلوگیری از صدور قطعنامه‌ها نداشته است؟

** من یک مناقشه فنی دارم نه اینکه کسی نمی‌خواست، فکر می‌کنم ما باید بعضی تکنیک‌ها را به کار ببریم و اجازه ندهیم این قطعنامه‌ها صادر شود و الان هم نباید بگذاریم قطعنامه‌های بعدی صادر شود. حالا گیرم قطعنامه‌یی صادر شود، معنای آن این نیست که کشور ما رو به قبله بخوابد، منتها صدور قطعنامه دو بدی دارد یکی اینکه یک جور مجوز مشروعیت می‌دهد به کشورهایی که می‌خواهند یک جانبه تجاوز کنند، علت اینکه امام مصر بود باید مسئول جنگ مشخص شود دقیقاً این بود. من چون مسئول قطعنامه 598 بودم، یک لحظه امام سر این کوتاه نمی‌آمد. حتی در بحث گرفتن غرامت، امام این را فرع بر مسئول جنگ می‌دانستند، هدف این بود که مشروعیت تجاوز به ما هیچ وقت تصویب نشود و وقتی مسئول جنگ عراق اعلام شد در واقع یکی از خواسته‌های امام تحقق پیدا کرد. بدی دوم این است که خودش زمینه‌یی می‌شود برای اینکه دشمنان ما بتوانند راحت‌تر بعضی فشارها را به ما وارد کنند. اثر قطعنامه اثر خوبی برای نظام ما نیست، ما نباید بگذاریم هیچ قطعنامه‌یی علیه‌مان صادر شود چه در زمینه حقوق بشر، چه در زمینه مسائل هسته‌یی و... من باید خدمت‌تان بگویم وقتی انقلاب پیروز شد در 10 سال اول یک اشتباه بین دیپلمات‌ها و سیاسیون داخل کشور وجود داشت. آنها می‌گفتند سازمان ملل آلت‌دست قدرت‌های بزرگ است، اصلاً بگذارید بدترین قطعنامه‌ها صادر شود، این استدلال اشکال دارد. سازمان ملل جایی است که قدرت‌های بزرگ در آن نفوذ دارند ولی این  جور نیست که همه چیز دست آنها باشد. ما نباید به خاطر اینکه آنها در آنجا نفوذ دارند میدان را خالی کنیم. بعد از دهه اول این سیاست برگشت. شما می‌بینید در دهه اول راجع به حقوق بشر برای ما یک نماینده ویژه گذاشته بودند، به تدریج ایران در صحنه بین‌الملل فعال شد و تعداد قطعنامه‌ها خیلی محدود شد. جالب است آمریکایی‌ها در شورای حقوق بشر اصلاً عضویت ندارند، جرات نکردند کاندیدا شوند چون رای نمی‌آوردند و همچنین در یونسکو. پس اینچنین نیست که یک طرفه باشد.

* آقای رئیس‌جمهور بارها تاکید کردند که به جای 3 قطعنامه 10 قطعنامه صادر کنید و ما پیشرفت می‌کنیم. آیا بازگشت به همان دهه اول انقلاب است که شورای امنیت را آلت‌دست قدرت‌های بزرگ می‌دانستند؟

** آنچه به عنوان استراتژی نظام باید گفت این است که ما باید منافع خودمان را با عزم بالا پیگیری کنیم ولی داهیانه، عالمانه و عاقلانه. من هیچ وقت دعوت نمی‌کنم که علیه ما قطعنامه صادر شود منتها کسانی که فکر می‌کنند اگر قطعنامه صادر شود ما وحشت می‌کنیم، اشتباه بزرگی می‌کنند.