تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۵۲۲۴۸

ترجمه: علی قنادی
تحلیلگران آمریکایی و چینی معتقدند که ایالات متحده در ازای تمرکز بیش از حد بر مساله تروریسم و تمایل زیاد به جایگزینی روابط چند جانبه با مناسبات دو جانبه، به سرعت در حال از دست دادن نفوذ خود در جنوب‌شرقی آسیا به نفع چین است. کاتارین دالپینو، کارشناس امور آسیا از دانشگاه جرج تاون که در دولت کلینتون هم حضور داشته، می‌گوید: چین به نقطه محوری تعامل با جنوب‌شرقی آسیا تبدیل شده و در داخل آسه‌آن سیاستی تهاجمی در پیش گرفته است. این موضوع به مناسبات دو جانبه پکن با جنوب‌شرقی آسیا نیز کمک زیادی می‌کند.
آسه‌آن، سازمانی متشکل از 10 کشور جنوب‌شرقی آسیا شامل تایلند، میانمار، لائوس، کامبوج، ویتنام، سنگاپور، مالزی، اندونزی، فیلیپین و برونئی است. دالپینو معتقد است در مقابل رهیافت منطقه‌ای چین در جنوب‌شرقی آسیا، آمریکا رهیافت مناسبات دو جانبه و بدون جهت‌گیری معین را در این منطقه دنبال می‌کند. او می‌گوید:‌ این واقعیت که مقام‌های آمریکایی هیچ توجهی به نخستین نشست شرق آسیا در کوالالامپور در 14 دسامبر نکردند،‌ بیانگر رویگردانی ایالات متحده از این منطقه است.
چین، کره جنوبی و ژاپن علاوه بر عضویت در بلوک آسه‌آن، به همراه هند، نیوزیلند و استرالیا در یک گروه 16 عضوی دیگر نیز عضویت دارند؛ گروهی که جدیدترین شکل گروه‌بندی در سطح جهانی محسوب می‌شود.
دالپینو می‌گوید: کابینه بوش جنوب‌شرقی آسیا را به عنوان «جبهه دوم» مبارزه جهانی خود علیه تروریسم مطرح کرده که این سیاست،‌ حاوی این پیام است که «سایر حوزه‌های سیاسی برای ما اهمیت کمتری دارند»1.
«مینکسین پی» رییس برنامه چین در موسسه کارنگی نیز با این عقیده که «آمریکا منطقه جنوب‌شرقی آسیا را به چین واگذار کرده» موافق است. او معتقد است که به دنبال حملات سپتامبر 2001، سیاست‌های نظامی آمریکا نقش اساسی را در روند توسعه‌طلبی این کشور ایفا کرده است. با این حال، او سابقه عقب‌نشینی آمریکا از منطقه را با بحران مالی شرق آسیا در سال‌های 1998 و 1999 مرتبط می‌داند. بیل کلینتون در آن سال‌ها از نفوذ خود بر صندوق بین‌المللی پول استفاده کرد تا وضع کشورهای آسیایی را با اهداف اقتصادی آمریکا در منطقه همسو کند.
او می‌افزاید: آمریکا در طول بحران مالی شرق آسیا، به این کشورها نشان داد که به هیچ وجه نگران آنها نیست.
در مقابل،‌ بحران مالی شرق آسیا،‌ روند مناسبات چین با این کشورها را دگرگون کرد. چین و آسه‌آن پس از سال‌ها دوری ناشی از جنگ سرد، در اوایل دهه 1990 شروع به کنار زدن حصارها کردند. «رن اکسیاو» معتقد است که از همین زمان، نیازهای مشترک چین و آسه‌آن به امنیت اقتصادی و نظامی،‌ عامل محرک بهبود مناسبات آنها بوده است. در اواسط دهه 1990 چین عضو ناظر نشست منطقه‌ای آسه‌آن شد که مقام‌های نظامی سراسر منطقه در آن، مسایل مربوط به دفاع موشکی، دزدی دریایی و دیگر موضوعات مربوط به امنیت را بررسی می‌کردند.
با این حال «رن اکسیاو» معتقد است که بحران مالی سال 1997 شرق آسیا و امتناع چین از قیمت‌گذاری دوباره ارز رایج، خود نقش تثبیت‌کننده‌ای بر نظم اقتصادی منطقه داشت و روند نزدیکی پکن و آسه‌آن را تسریع کرد. کمی بعد چین، ژاپن و کره جنوبی تحت «فرمول آسه‌آن + 3» کار برگزاری گفت‌وگوهای سالانه را آغاز کردند و درست از همین نقطه بود که روند همکاری‌های شرق آسیا کلید خورد.
در سال 1999 پس از آنکه پکن و واشنگتن بر سر الحاق چین به سازمان تجارت جهانی به توافق رسیدند، حکومت‌های عضو آسه‌آن شروع به ابراز نگرانی از تاثیرات منفی روابط تجاری پکن ـ واشنگتن بر منطقه نمودند، در نتیجه، چین طرحی برای روابط آزاد تجاری با جنوب‌شرق آسیا تدوین نمود که چارچوب کلی آن در سال 2002 امضا شد.
در طول سه سال گذشته،‌ همه‌گیری سارس،‌ تهدید دزدی دریایی و روند فزاینده تجارت درون منطقه‌ای، مناسبات چین با کشورهای شرق آسیا را تنگاتنگ کرده است.
این روند در سال 2003، یعنی هنگامی که چین به عنوان نخستین کشور فرامنطقه‌ای، پیمان مناسبات و همکاری‌های آسه‌آن را امضا کرد،‌ به اوج خود رسید. روسیه و ژاپن نیز همین روند را دنبال کردند، ولی آمریکا به خاطر مخالفت با عضویت کامل میانمار در آسه‌آن، از پیگیری این روند خودداری کرد.
اکنون،‌ چین دومین شریک تجاری بزرگ آسه‌آن محسوب می‌شود که طبق پیش‌بینی‌های «رن» میزان تجارت دو جانبه این دو تا سال 2010 ممکن است به سالانه 200 میلیارد دلار برسد. در واقع، مناسبات تجاری دو طرف تا سال 2002 یک رسد 40 درصدی را نشان می‌داد و در سال 2004 یکباره به 106 میلیارد دلار سید. چین بدون هیچ ملاحظه‌ای مناسبات خود را با جنوب شرقی آسیا پایه‌گذاری کرده است. «رن می‌گوید: طرز تفکر سیاست خارجی چین بیشتر با جایگاه ژئوپلیتیک آن قابل درک است. پکن می‌گوید که ما باید یک حوزه همسایگی با ثبات و همراه با صلح داشته باشیم.
«مینکسین پی» کارشناس موسس کارنگی بر خلاف «رن» معتقد است که چین به دنبال حفظ وضعیت خود به عنوان «قدرت بزرگ» و کاهش نفوذ آمریکا در منطقه است. او می‌گوید: ‌چین به شدت از گسترش اتحاد استراتژیک ایالات متحده که می‌تواند پکن را نیز در بر بگیرد، اجتناب می‌کند. او می‌افزاید: با کاهش نفوذ ژاپن در منطقه، کشورهای منطقه چین را به چشم قدرت بلامنازع منطقه خواهند نگریست.
با این حال،‌ «پی» می‌گوید که کشورهای آسه‌آن نمی‌خواهند به عنوان «ماهواره‌های» چین در منطقه نگریسته شوند. آنها از مناسبات خود با چین به عنوان ابزاری برای جلوگیری از ورود سایر قدرت‌ها استفاده می‌کنند. دلیل این امر نیز آشکار است، زیرا هند طی چند سال گذشته به شدت در منطقه فعال ظاهر شده است.
با چنین اوضاع و احوالی،‌ کم‌محلی کاندولیزا رایس به نشست آسه‌آن در جولای گذشته یک اشتباه محض بود. دالپینو با اشاره به عدم حضور ایالات متحده در نشست ماه جاری آسه‌آن، معتقد است که حکومت بوش تا کنون هیچ تمایلی برای مشارکت در روندهایی که در جنوب شرقی آسیا در جریان است،‌ ندارد.