ماندانا اویسی
هفته گذشته عرض کردیم برآنیم تا مختصری از سرگذشت زن در تمدنهای مهم جهان یاد کنیم و با این پیش درآمد کوتاه باورهای متفاوت نسبت به این وجود شریف را ذکر نموده و از بذل توجه دین مبین اسلام مطالبی عنوان داریم. بیتردید اطلاع از نوع نگاه اجتماعات در آگاهسازی برای تعالی و رسیدن به موقعیت شایسته و بایسته بیتاثیر نیست و از این رو به تقریر این نگاهها پرداختهایم. امیدواریم این مقالات زمینهساز روشنگری اذهان گردد و در رفع ابهامات موثر باشد.
در بینالنهرین مدنیت و فرهنگ به جا مانده از امپراطوری سومر حاکی از ایجاد و ابداعهای فراوانی است، میگویند اولین حکومت انسان، اولین سیستم آبیاری، اولین استفاده از زیورآلات، اولین قراردادهای بازرگانی و سیستم اعتباری معاملاتی، اولین کتاب قانون و خطنویسی، اولین حجاریها و بالاخره اولین گفتگو راجع به آفرینش هستی و انسان مربوط به این تمدن است، در این بخش به ویژه زنان جالب توجه میباشد. آیین زناشویی دارای مقررات فراوانی است. زن در این زمان گاه به مقام ملکهای میرسید و حق کشاورزی و بازرگانی مستقل داشته است. او میتوانسته وارثهایش را خود انتخاب کند و به همراه مردان دیار خود به تجملات و آرایهها میپردازد.
البته هر دو جنس زن و مرد به یک میزان علاقه به زر و زیور داشتند و خود را به آنها میآراستند. این جریان در تمدن قبل در مصر نیز اثرگذار بود. مورخان نوشتهاند پسر خورشید و آقای دو سرزمین که در تاریخ مصر از آن به نیکویی یاد میشود کسی نیست جز تنها دختر تحوطمس اول به نام ختشپسوت که در عین شکوه و جلال و در کمال و صفا و آرامش سالها بر مصر حکومت راند و بدون ظلم و ستم و استبداد، امنیت و آسایش را در کشورش برقرار کرد، میگویند در زمان او بازار تجارت مصر رونق آنچنانی یافت و خرابهها آباد شد.
به رغم این سنت ازدواج با محارم از عادات این دوران است و عمده دلایل آن سعی در عدم انتقال مالی و اموال و به ویژه زمین به غیر همخون بوده است. طلاق به ندرت و آن هم در خانوادههای طبقه پایین اتفاق میافتاد. در دولت مصر نیز زنان آزادانه به بازرگانی، کشاورزی و کارهای صنعتی میپردازند و در بسیاری از قبالههای ازدواج شرط تسلط زن بر مرد مشاهده شده است و حتی در مساله ازدواج و خواستگاری، حق تقدم با زن بوده است.
در باور اساطیری مصریان زن در آفرینش بر مرگ چیره میشود و هم اوست که در آفرینش و میراث و کشاورزی برتری دارد.
و اما سهم بابل سرزمین حمورایی در این میان چیست؟ میدانید که بابل آمیختهای از سومر و اکد است و به طور فاجعهآمیز مملو از خودکامگی و دارای حکومتی مطلقه که بر بازرگانی تکیه داشتهاند و با مجازات قصاص (از نوع قصاص به مثل) به تادیب میپرداختند. مهمترین الهه بابلی "عشتر" یا خدای جنگ و عشق و الهامدهنده حاصلخیزی و مهر مادری است و در عین حال از او به عنوان الهه مادران خانواده یاد میشود او ظاهری زنانه و صورتی مردانه دارد که مورد پرستش عامه مردم قرار دارد.
اما اوضاع زن در بابل نوع دیگری است و پایینتر از مصر است اما خب بدتر از اوضاع زن در روم و یونان نبود. ناسازگاری با شوی و بد اداره کردن خانه، طلاق زن را مجاز میکرد اما اگر عکس این را زن ثابت میکرد میتوانست خانه را ترک کند و علاوه بر جهیزیه سایر اسباب منزل را هم به دست آورد. (حقی که زنان غربی تا اواخر قرن 19 نداشتند در مشرق زمین باستان یک مقرره بود!) وظایف زن در بابل علاوه بر همسر و بچهداری ـ آسیا کردن گندم ـ امور خانهداری و آبکشی از رودخانه بود و البته به دلیل حضور بیرون از خانه حق مالکیت هم داشت و از درآمد خود استفاده میکرد و مال به ارث میبرد و وصیت نیز میکرد.
در تاریخ آمده در بابل زنان شغل منشیگری هم داشتهاند پیداست که تعلیمات مخصوصه را دیدهاند اما در جایی دیگر در تاریخ نیز آوردهاند برای صرفهجویی در آذوقه (زمان جنگ) مردان بابلی، زنان را از بین میبردند.
از جمله تمدنهای باستانی مشهور دیگر دولت آشور است. آشوریان در شمال بابل (جایی در اربیل امروز) ساکن شدند و بیشتر به کشاورزی میپرداختند. در تاریخ آمده منزلت زن در دولت آشور به مراتب کمتر از بابل بود هر چند تعدادی از زنان آشور به مقام و قدرتی هم رسیدند اما در زندگی این قوم، سیستم پدرشاهی و تسلط کامل پدر دیده میشود و مصداقی برای حضور فعالانه زنان مشاهده نمیشود.
اما نگاه حکومت مادها به زنان نوع دیگری است، مورخان نوشتهاند خانواده نزد این دولت بر پایه نظام پدرشاهی بود و تعداد زوجات متداول این دولت اگر چه فرصتی برای بنای مدنیت نداشت اما راه را برای تمدن پارس باز نمود.
در دولت پارسیان آرایه زن و مرد جزو لاینفک امور بود، مردان (با ابداع خط و الفبای میخی) خط نویسی را کاری زنانه میدانستند و بسیار کمتر از زنان به نویسندگی و خلق آثار ادبی میپرداختند پس با این حساب زنان نیز به راحتی به آموختن مشغول بودند.
پارسیان معمولا به کار کشاورزی و دریانوردی و شکار میپرداختند و کمتر سراغ امور بازرگانی میرفتند و این گونه امور خود را به اقوام بابلی ـ فنیقیها و یهودیان میسپردند ـ اصلا پارسیان زندگی را در قدرت و قدرت را مرهون سیاست میدانستند و کمتر به مسایل اقتصادی بسته بودند.
در تاریخ آمده است در زمانهای متاخرتر در دولت پارسیان زنان مشغول رسیدگی به دعاوی بودند و از راه و رسم منظم و خاصی پیروی میکردند. (خوبست یادآوری شود مردم پارس در تاریخ به مردمانی پاکیزه، بخشنده، مهماننواز و دوستنواز و صریحگو مشهورند که در آدابدانی و حسن معاشرت سرآمد اقوام میباشند) زنان منزلتی عالی داشتند با کمال آزادی و در امنیت در اجتماع آمد و شد داشته صاحب ملک و زمین بودند و تصرف مالکانه داشتند و با قبول وکالت از طرف شوی خود به امور همسرانشان رسیدگی میکردند.
اما این روند پس از داریوش تنزل یافت تا آنجا که زنان حق دیدن همسر، برادر و پدر خود را نداشتند و در اجتماعات تنها زنان کارگر و فقیر رفت و آمد داشته و مابقی در منزل پردهنشین شدند و زنان طبقات بالا هم تنها با تختهایی روان از خانه بیرون میآمدند. در خانواده فرزندان تا 5 سالگی در اختیار مادر و پس از آن با سرپرستی پدر وارد مدرسه میشدند گر چه غالبا تعلیم و تربیت خاص اعیان و اشراف بود. پسران طبقات پایین درس نمیخواندند ولی اسبسواری، تیراندازی و راستگویی را میآموختند.