صادق جوادیحصار / عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
1ـ اگر چه استفاده از برخی روشها را هرگز نپسندیده و جایز نمیشماریم ولی بر سیاق استدلالهای نویسنده یادداشت روز کیهان در تاریخ 9/12/84 با عنوان «3،2،1» آنجا که میفرمایند: «این روزها در پی اعلام غیر واقعی بودن هولوکاست از سوی رئیس جمهور کشورمان که بازتابی جهانی و گسترده داشت، رژیم صهیونیستی با بنبست مشروعیت روبهرو شده و حامیان غربی این رژیم مخصوصی آمریکا و اروپا برای رهایی از این بنبست، به واکنشها بیسابقه و دیوانهواری دست زده و میزنند تا آنجا که اهانت به رسول خدا(ص) و انفجار حرم شریف ائمه(ع) در سامرا بخشی از این واکنشهای وحشیانه و دیوانهوار تلقی میشود و... ».
باید گفت از نگاه روزنامه یا تلقی مورد توجه آن، سخنان آقای احمدینژاد درباره هولوکاست چنین نتایجی را در پی داشته است. به فرض قبول این مساله آیا باز هم باید با طراح موضوع و همدستان وی همداستان شد؟ آیا هزینهای که جهان اسلام برای طرح این موضوع پرداخنه با فواید ان همسنگی داشته است؟ آیا طرح این موضوع از جانب ایشان با فکر و برنامهریزی صورت گرفته یا خیر، حرفی زده شده و برای اینکه کم نیاورده باشند حاضرند همه حیثیت، اعتبار و منافع ملی فدای این مطالب مطروحه گردد و اصلاً به فرض اینکه افسانه هولوکاست از این همه که جناب ایشان میگوید افسانهتر باشد. آیا باید تمامی هزینههای دعوای بین مردم مظلوم فلسطین و صهیونیستهای اشغالگر را ایران و ایرانی بپردازند؟ مگر نه اینکه سیاستمردان شریف فلسطینی هماکنون با همان دنیای غرب و مبارزان جهادگر و سیاستمدارن حامی آنها گفتمان فعال دارند؟ مگر نه اینکه همین دیروز پارلمان اروپا در پی محرومیتهای اقتصادی حماس از سوی آمریکا به دنبال تخصیص اعتبار برای ملت فلسطین و دولت حماس برآمد؟ آخر تا کی میتوانیم کاسه داغتر از آش باشیم؟ مگر جناب خالد مشعل در دانشگاه تهران و جاهای دیگر سیاستی از نوع آقای احمدینژاد اتخاذ کرده است که ما باید از آنها هم فلسطینیتر فکر کنیم؟ از نگاه یادداشتنویس محترم کیهان، آدمها دو دستهاند یا با ایشان یا بر ایشان.
و جرم امثال آقای خاتمی همین بس که در معرکهای که برخی از دوستان تازه راه یافته به عرصه سیاست به راه انداختهاند هماوایی نشان نداده است. حقیقتاً اگر آنگونه که گفتهاند اگر هتک حرمت نبی گرامی و انهدام حرم امامان معصوم و کشتههایی که در پی این حوادث روی دست ملت اسلام ماند محصول افسانه خواندن هولوکاست باشد، چه کسی ضرر کرده است؟ تا کی باید صبر کرد و تلاش نمود تا آب رفته به جوی برگردد؟
اگر طرفداران طرح این موضوع بر این باورند که دلشان به حال اسلام و مقدسات و مردم مسلمان ایران میسوزد و سنگ تقدس به سینه میزنند خودشان کلاهشان را قاضی کنند که سود این دعواها به جیب کدام طرف رفته است؟ از ایران و مردم رنجیده و صبور این سرزمین بگذریم که سالهاست بر سر آرمانهایش هزینه میپردازد. البته به قول نویسنده یادداشت مذکور این اتفاقات بخشی از واکنشهای دیوانهوار و وحشیانه معتقدان به هولوکاست است و حتما با این رویکرد ادامه هم خواهد داشت.
2ـ اقای کروبی به عنوان یک دوست، خدمت حضرتعالی عارضم که حتما هدیه هم برای یادداشتنویس کیهان بفرستید تا بیشتر به شما حمله کند. چون هر چه از بلندگوی آن رسانه بگوش برسد برای اهل اندیشه و صاحبان خرد به سمع قبول نخواهد بود.
جنابعالی همین که در جرگه آنها نیستند، و به دنبال ایجاد تریبونهای جدید و شکست تکصدایی برآمدهاید متهمید چه رسد به آنکه با سفرای دیگر کشورها تعامل داشته باشید. مطمئن باشید که اگر از این دیدارها هماهنگی و همآوایی با تئوریپردازان آن جریان استشمام میشد، نه تنها سرزنش نشده بلکه تشویق هم میشدید. از شگردهای روزنامه کیهان و متدهای «هویت» سازان آن است که از حرفهای شما آنچه دلشان میخواهد را میبینند و میشنوند. هر کس مصاحبه شما را با تأمل بخواند در مییابد مه تنها کاستی آن عدم حمایت از برنامههای دولت آقای احمدینژاد است و همین مسأله حامیان ایشان را برآشفته است.
در ماجرای خودی و غیر خودی که به حلقههای تودرتویی میماند که از افتادن سنگی در آب پدید میآید، هر چه خودی باشی باز هم به میزان دوری از کانون غریبهای؛ هر چند که نسبت به خیلیها خودی تلقی شوی.
البته به نویسنده محترم آن یادداشت باید گفت:
گفتوگو آیین درویشی نبود/ورنه با تو ماجراها داشتیم.
کلام آخر اگر اینکه جناب آقای کروبی به زعم آن جریده در ملاقات با سفیر آلمان براساس مشی سیاسی کوتاهمدت خود در مقابل دولت فعلی بحق دم فرو بستهاند اولاً که ایشان از مقامات رسمی نبوده ثانیاً متناسب با مشی فوق میباید دم فرو میبستند چرا که اگر سخن نقره است خاموشی طلاست. نکته دیگر اینکه سکوت 25 ساله مولای پرهیزکاران و مجاهدان و سخنوران و... علی(ع) در مقابل خلفای سه گانه که آن حضرت علیه آنان موضع داشت اما آن حضرت سکوت فرمود چگونه میتوان توجیه و آیا مولا نعوذبا... جرمی مرتکب شده است؟
بدون شک عدم واکنش ایشان به اظهارات مرکل که به نظر میرسد خطاب به حاکمان و مقامات جمهوری اسلامی و نه اصل جمهوری اسلامی مردم ایران ابراز گردیده که محکوم است و میتواند در همین راستا قابل توجیه باشد. مگر اینکه براساس نظر آن جریده محترم اکثر کشورهای جهان و از جمله آلمان در زمره دشمنان قسم خورده اسلام تلقی کرده و همه آنها را با یک چوب آن هم چوب اصولگرایی و عدالتورزی ادعایی برانیم و در این میا حیثیت، شرف، عزت و منافع ملی و پیشرفت و توسعه این کشور را قربانی نگرشها سیاه و سفیدی نماییم.