* چرا البرادعی اعلام کرد با از سرگیری فعالیتهای غنیسازی تهران در سایر نیروگاهایش احتمال دسترسی ایران به تولید بمب اتمی تا چند ماه آینده امکانپذیر میشود؟
**کار ویژه البرادعی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در چارچوب ساختاری آژانس و همچنین ویژگیهای موجود نظام بینالمللی مورد ارزیابی قرار میگیرد. افرادی عهدهدار مسئولیت در نهادهای بینالمللی میشوند که: 1- نگرش آنان معطوف به حفظ وضع موجود باشد 2- چگونگی انتخاب این افراد براساس پذیرش قدرتهای بزرگ است 3- متغیرهای الگویی که مدیران نهادهای بینالمللی مورد استفاده قرار میدهند باید تمایز چندانی با نگاههای ارائه شده در سطح بینالمللی نداشته باشد. بنابراین افکار عمومی در سطح بینالمللی در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران جلوههایی از بدبینی را به نمایش میگذارد.
بخشی از اطلاعاتی که البرادعی به دست میآورد ناشی از فعالیت بازرسان آژانس است. بخش دیگری از اطلاعات مربوط به تبادل اطلاعات آژانس با نهادها و قدرتهای بینالمللی دیگری است که نسبت به فعالیتهای هر کشور از جمله ایران اطلاعاتی را به دست میآورند. در چنین شرایطی نگرش البرادعی تابعی از فعالیت های موجود ایران قابلیتهای تکنیک فعلی ایران فعالیتهای گذشته ایران و همچنین اداری است که سیاست بینالملل نسبت به ایران دارد.
* این بدبینی عمومی نسبت به انرژی هستهای ایران چقدر میتواند روی تصمیمات البرادعی تاثیرگذار باشد؟
** وقتی که جو عمومی نسبت به ایران کاملا بدبینانه باشد چنین جوی در تصمیمگیری و آرای البرادعی هم تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین باید بر این نکته تاکید داشت که نگرش البرادعی نمیتواند ماهیت مستقل داشته باشد و طبیعی است که تحت تاثیر "imputs"ا اتهامهایی قرار میگیرد که از محیط اطرافش به دست خواهد آورد، از سوی دیگر فضای بینالمللی هم در رابطه با ایران نگاه کاملا بدبینانهای دارد و در صدد است تا از طریق اعمال فشارهای روانی و سیاسی همه جانبه فضایی را در ایران به وجود آورد که انعطافپذیری ساختاری در ایران نسبت به خواستههای آژانس افزایش پیدا کند.
* آیا فشارهای بینالمللی افزایش پیدا خواهد کرد؟
** طی ماههای آینده ما شاهد فشارهای متعددی از سوی آژانس و همچنین قدرتهای بزرگ جهان علیه ایران خواهیم بود. با توجه به اینکه اجلاس بعدی آژانس در رابطه با ایران در فوریه 2006 برگزار میشود به نظر من تهران شاهد نقطه عطفی در ارتباط با تصمیمات سیاسی و سازمانی نظام بینالملل در مورد فعالیتهای هستهای خود خواهد بود. از سوی دیگر مطالبی که در نشریه (ساندی) تلگراف انگلیس در ارتباط با فعالیتهای نظامی اسرائیل علیه ایران مطرح شده را نباید زیاد دور از ذهن بدانیم. اگرچه مقامات اسرائیلی این موضوع را تکذیب کردهاند، ما استراتژی نظامی اسرائیل مبتنی بر مقابله همه جانبه با کشوری است که از آمادگی لازم برای غنیسازی اورانیوم برخوردار باشد. آنها غنیسازی اورانیوم را به عنوان مقدمهای برای دستیابی در نتیجه به رغم این که این حق در چارچوب مفاد NPT داده شده، اما فشارهایشان فراتر از قواعد موجود در معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای است.
* آیا وضعیت پرونده ایران برای ارجاع به شورای امنیت و حمله نظامی مشابه با پرونده عراق خواهد بود یا اساسا پرونده ایران جریان دیگری را طی میکند؟
** به طور کلی شرایطی که آمریکا در منطقه دارد کاملا با شرایط سال 2003 متفاوت است. پرونده ایران هم با پرونده عراق کاملا متفاوت است. پرونده ایران هم با پرونده عراق کاملا متفاوت است. چرا به این دلیل که پرونده عراق به شورای امنیت رفته بود و بازرسان شورای امنیت در عراق گزارشاتی را داده بودند که هر چند این گزارشات ناقص بود اما بهانه لازم را برای آمریکاییها فراهم کرد. در وضعیت موجود یعنی تا شش ماه آینده امکان هر گونه عملیات نظامی علیه ایران کاملا بعید است. آمریکاییها در وضعیت موجود به شدت، در محدودیت ژئوپلیتیک قرار دارند. به شدت به فضا و ثبات ایران نیازمندند. از سوی دیگر استراتژیستهای آمریکایی روی این موضوع تاکید داشتند که حمله نظامی آمریکا به ایران بیثباتی گستردهای را در منطقه به وجود میآورد. از جمله این موارد میتوانیم به مقاله کلی فورد کوپچال در نشریه (نشنال اینترست) اشاره کنیم که در اکتبر 2005 منتشر شده است. این مقاله با عنوان عقاید و واقعیتهای ایرانی چاپ شده است و کوپچال تاکید میکند که آمریکاییها در شرایطی نیستند که عملیات نظامی را علیه ایران در کوتاهمدت به انجام برسانند. هر چند که نظریهپردازان دیگری مثل مایکل لدین نگاه کاملا متفاوتی دارند و آنان تلاش میکنند تا اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران سرعت بیشتری پیدا کند.
ولی تحلیل من بر ین اساس است که فضای منطقهای به گونهای نیست که تا 6 ماه آینده دگرگونیهایی در استراتژی امریکا علیه ایران ایجاد بشود.
* به عنوان آخرین سوال البرادعی عنوان کرده که تا یک سال آینده وضعیت پرونده ایران از طریق دیپلماسی و با مذاکره به سرانجام برسد. نظر شما در این مورد چیست؟
** من فکر میکنم در سال 2006 وضعیت به صورت قطعی شدهای خواهد بود یعنی پرونده هستهای ایران در لبه پرتگاه قرار میگیرند و مطمئنا تکلیف پرونده ایران در سال آینده میلادی مشخص خواهد شد. به این طریق که تصمیمگیری نهایی باید انجام بگیرد. اگر ایران درصدد باشد تا غنیسازی اورانیوم را انجام میدهیم و سایت اصفهان را فعال میکنیم و... اما هیچ اقدام عملی در این ارتباط انجام نشده است. این نشان میدهد که ایران تمایل بیشتری برای همکاری با کشورهای اروپایی و جهان غرب برخوردار است.