محمد آصفی
انجمنهای شورای شهر یا همان شوراهای ایالتی و ولایتی یکی از خواستها و دغدغههای مثالزدنی مشروطهخواهان در ربع آخر قرن نوزدهم شمسی است. پیش از آن عدهای از تجار معروف تهران، اصفهان، تبریز و بوشهر این دادخواهی را در قالب شوراهای صنفی تجار تا حدی به اجرا درآورده، اما به گمان آنان این شوراها اگرچه بخشی از نیازهای اقتصادی آنان را تامین خواهد کرد، اما شوراهای صنفی در پارهای دیگر امور کشور بیتاثیر مینمودند. اگرچه در برپایی مشروطه نیز در میان درخواستهایی که برای مظفرالدین شاه ارسال میشد، مورد و بندی پیرامون این نوع شوراها به چشم نمیخورد، اما بنا به اسناد و مدارک موجود در قانونی که تحت عنوان قانون انتخابات مجلس شورای ملی در نخستین روزهای پس از مشروطه، به وسیله جمعی از نخبگان سیاسی نوشته شد، برای آنکه انتخابات مجلس از نفوذ حکام به دور بماند، پیشبینی شد «هیات نظاری» از طبقات ششگانه شهری و زیر نظر حاکم تشکیل شود تا کار انتخابات مجلس را انجام دهند، اما این تنها زمینه تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی نبود، چرا که از همان نخستین جلسه انجمن محلی تبریز که در روز اول ماه رمضان (دو ماه و نیم بعد از اعطای مشروطیت) توسط جمعی «از علما و طلاب و تجار» تشکیل شد، مقرر گردید دو مجلس جداگانه تشکیل شود: مجلسی متشکل از «چند نفر علما و 20 نفر از تجار» که باید «درخصوص بعضی امورات»، مشاوره و گفتوگو کنند و مجلس دوم، همان انجمن نظارت بر انتخابات بود که از طبقات ششگانه ترتیب مییافت و باید کار انتخابات مجلس شورا را برعهده میگرفت. در رسمیت یافتن انجمنهای محلی، تبریزیها نقش اصلی را برعهده داشتند، چرا که در بیست وسوم ذیحجه 1324 ق هنوز نمایندگان آذربایجان به تهران نرسیده بودند که اولین اعتراض و تجمع مردم آذربایجان در اطراف انجمن محلی شکل گرفت.
میدانیم که متمم قانون اساسی مشروطه با الهام از قوانین بلژیک نوشته شده و بیشک نویسندگان قانون انجمنهای ایالتی باتوجه به ساختار فدرال سنتی ایران در انتخاب مدل دقت به خرج داده و آن را نوشتهاند، اما همین تاسیس شوراها به مجرد اینکه نهضت مشروطه رو به افول میرود، این نیز به محاق فراموشی سوق مییابد و هویت واقعی آن از کف میرود. با شروع جنگ جهانی اول و اشغال شمال کشور به وسیله روسها بویژه اشغال شهر تبریز که خاستگاه قانون انجمن ایالتی بود، امر تشکیل انجمنها به تعویق میافتد و انجمنهای موجود نیز منحل و رهبرانشان تبعید میشوند. در اواخر جنگ اول و با خروج نیروهای خارجی از کشور دوباره تلاش برای تشکیل انجمنها شروع میشود. شیخ محمد خیابانی در سال 1299 به یاری مبارزان باقیمانده از دوره مشروطه حکومت آزادستان را در تبریز تشکیل میدهد که به مدت شش ماه آذربایجان را کاملا به صورت خودمختار اداره میکند، صولتالدوله قشقایی انجمن ایالتی فارس را تشکیل میدهد، اما حرکات آزادیخواهانه آنان به اتهام تجزیهطلبی سرکوب میشود. بعد از به قدرت رسیدن رضاشاه در دوره مجلس چهارم دوباره اجرای قانون انجمنهای ایالتی مطرح میشود. ولی نخستوزیر وقت مشیرالدوله شخصا در جلسه وزارت کشور حاضر میشود و میگوید که ما هم میدانیم که این قانون باید اجرا شود، ولی در حال حاضر اجرای آن به زیان مردم است و به این ترتیب تا پایان حکومت رضاشاه قانون انجمنهای ایالتی مسکوت میماند.
پس از تبعید رضاشاه از ایران در شهریور 1320 بار دیگر اجرای اصل اساسی مشروطیت در دستور کار احزاب و جمعیتها قرار میگیرد و براساس قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی در آذربایجان و کردستان حکومتهای ملی تشکیل میشود و قوامالسلطنه، نخستوزیر از آن زمان در مذاکرات رسمی خود با نمایندگان آذربایجان و کردستان متقبل میشود که قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی را اجرا کند، ولی چنان که میدانیم، سرنوشت آذربایجان و کردستان در آن تاریخ در خارج از ایران و توسط قدرتهای بزرگ تعیین میشد و بالاخره نیز با تصمیم آنان جنبشهای ملی این مناطق سرکوب میشوند. در دی ماه 1324 نیز مستر بوین، وزیرخارجه انگلیس طرح ناموفق کمیسیون سهجانبه انگلیس، آمریکا و شوروی را برای حل مساله آذربایجان پیشنهاد کرده بود. این طرح 11 ماده برای اصلاحات ضروری در کشور داشت که براساس آن میبایست اختیاراتی به استانها داده میشد تا مسائلی نظیر مساله آذربایجان به وجود نیاید، شورویها با این طرح مخالفت میکنند و اجرای آن عملی نمیشود، ولی تاثیرات منفی به دنبال میآورد، به طوری که هرکس بعدا قصد اجرای قانون انجمنهای ایالتی را داشته، از طرف مخالفین متهم به اجرای طرح مستربوین میشود. در کتاب «گذشته چراغ راه آینده» دکتر انور خامهای، توضیحاتی درباره طرح انگلیس وجود دارد. مخالفین طرح آن را شبیه قرارداد وثوقالدوله میدانستند و فکر میکردند حالا که شورویها در آذربایجان و کردستان نفوذ دارند، میخواهند منطقه نفوذی هم در جنوب برای انگلیس فراهم شود. در دهه 20 دولتهای ضعیف، حکیمی، هژیر و ساعد نیز در ظاهر اقداماتی برای اجرای قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی انجام داده بودند و حتی حکیمی برای فراهم کردن مقدمات کار، دستوراتی برای استانداردها صادر کرده بود، اما وقتی که سپهبد رزمآرا بعد از رسیدن به نخستوزیری تصمیم میگیرد به طور جدی این قانون را اجرا کند، از طرف مخالفین متهم میشود که قصد ایجاد سیستم فدرال را دارد. رزمآرا در یکی از بحرانیترین شرایط بینالمللی، یعنی فردای روز آغاز جنگ کره، روز ششم تیرماه 1329 به نخستوزیری منصوب میشود.
در آن تاریخ آمریکاییها فکر میکردند جدیت و قاطعیت رزمآرا میتواند در منطقه ثبات ایجاد کند و تعادل قوا را به نفع آمریکا تغییر دهد، بدین جهت حمایت آمریکاییها در به قدرت رسیدن وی تاثیر داشت، اما افکار عمومی ایرانیان بعد از اشغال ایران توسط متفقین در زمان جنگ و وقایع بعدی، با هرگونه دخالت خارجی حتی اگر این دخالت به نفع مردم ایران انجام میگرفت، مخالف بود. براین اساس قضاوت منفی مردم نسبت به رزمآرا میدان عمل اپوزیسیون دولت را گسترش میداد. رزمآرا هنگام معرفی هیات دولت به مجلس گفت: «برنامه دولت اینجانب حرف و نوشته و خطاب نیست، بلکه کار و عمل است... تغییر در طراز کارهای اداری کشوری و واگذاری کارهای عمومی به دست مردم از طریق تشکیل انجمنهای محلی در ده، بخش، شهرستان و استان... تجدیدنظر در وضع اداری مملکت و تهیه لوایح قانونی لازم به منظور اینکه اهالی هر محل در اداره امور محلی خویش، بیش از آنچه فعلا معمول است، دخیل باشند.» پس از رزمآرا در سالهای بعد چندینبار در هیاتهای دولت و مجالس قانونگذاری طرح شوراهای شهرمورد بحث و بررسی قرار گرفت، اما هیچگاه جامه عمل پوشانده نشد.